تاریخ انتشار۵ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۸:۱۹
کد مطلب : 431432

نگاهی به خدمات آیت‌الله‌العظمی بروجردی و شیخ محمد شلتوت در حوزه تقریب مذاهب اسلامی

آیت الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت جهت تقریب مذاهب اسلامی تلاش های فراوانی برای مبارزه با نفاق ایجاد شده توسط دشمنان اسلام و جهل برخی مسلمانان انجام دادند .
نگاهی به خدمات آیت‌الله‌العظمی بروجردی و شیخ محمد شلتوت در حوزه تقریب مذاهب اسلامی
گروه اندیشه خبرگزاری تقریب، جناب حجت‌الاسلام محمدتقی انصاریان خوانساری چند سالی است که به‌جد در پی ثبت و ضبط آثار و احوال و اسناد و تصاویر مراجع بزرگوار و علمای طراز اول هستند و تا کنون چندین مجلد مستقل در دسترس پژوهندگان قرار داده‌اند. یکی از جدیدترین آنها کتاب سه جلدی «حقیقتی پنهان» است درباره زعیم و مرجع عظیم‌الشأن، مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی(ره) که آکنده است از اسناد و خاطرات و تصاویر متعدد و متنوع٫ به همین مناسبت یادی می‌کنیم از دو منادی بزرگ و معاصر وحدت در جهان اسلام، مرحومان: آیت‌الله بروجردی (مرجع بزرگ شیعه) و شیخ شلتوت (مفتی اعظم اهل سنت) که در جلد سوم این مجموعه بدان پرداخته شده است
عالم بزرگ دینی مصر، شیخ محمود شلتوت در سال ۱۲۷۱ش (۱۸۹۲م) در مصر به دنیا آمد. از ۱۴سالگی به تحصیل در مرکز دینی علمی اسکندریه پرداخت و در ۱۸سالگی، گواهینامه تحصیلی دانشگاهی گرفت. سپس به سمت مدرس دینی برگزیده شد و در سال ۱۳۰۶ش (۱۹۲۷م) به قسمت عالی دانشگاه الازهر منتقل گردید و در سال ۱۳۲۷ش (۱۹۵۸م) به ریاست الازهر برگزیده شد. در همین دوره که مصادف با مرجعیت آیت‏ الله‌العظمی بروجردی بود، پس از مکاتبه‏های متعدد با مرجع تقلید شیعیان، در مقام مفتی بزرگ اهل‌سنت جهان، مذهب شیعه دوازده‌امامی را به رسمیت شناخت و عمل به موازین مذهب جعفری را همانند یکی از مذاهب اربعة اهل سنت، جایز دانست و در دانشگاه الازهر، برای آن به عنوان یکی از مذاهب بزرگ اسلامی، کرسی تدریس اختصاص داد. این اقدام واکنش‌های مختلفی را برانگیخت که اساسی‌ترینش، شادی مسلمانان و برداشتن گام عملی در وحدت اسلامی بود. ارتحال این دو مرد بزرگ فاصله چندانی از هم نداشت: آیت‌الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ و شیخ شلتوت در سال ۱۳۴۲٫
از بروجرد تا قم
آیت‌الله سید حسین طباطبایی بروجردی سال۱۲۵۴ش در بروجرد به دنیا آمد. در هجده سالگی، وارد دارالعلم اصفهان شد و نزد استادانی چون: ابوالمعالی، آیت‌الله محمدباقر درچه‌ای، حکیم قشقائی و حکیم کاشانی، ادبیات، فقه، اصول، حکمت، فلسفه، کلام و منطق آموخت و پس از هشت سال، به نجف مشرف شد و از محضر بزرگانی چون آیات عظام: آخوند خراسانی، سید محمدکاظم یزدی، مرتضی طالقانی، آقا شریعت اصفهانی استفاده کرد و بعد از نه سال اقامت در عتبات، سال ۱۳۲۸ به بروجرد بازگشت و سالیان متمتدی در زادگاهش به تحقیق و تدریس و تألیف مشغول گشت و پس از فوت مرجع وقت، مرحوم آیت‌الله‌ سیدابوالحسن اصفهانی و اصرار استادان بزرگ، رهسپار حوزة علمیة قم شدند و مرجعیت شیعیان را برای پانزده سال به عهده گرفتند.
آیت‌الله‌العظمی بروجردی از آغاز مرجعیت خویش، به مسئله وحدت میان مذاهب اسلامی، توجه خاصی داشت و معتقد بود که سامان دادن به این موضوع، از وظایف هر عالم شیعی است. ایشان طرح بعضی مباحث را، از جمله اینکه «چه کسی خلیفه بود و کدام بر حق است و کدام باطل»، برای امروز جامعه اسلامی، بی‌فایده می‌دانست و خطاب به عالمان شیعه می‌فرمود: «مسئله خلافت، امروز مورد نیاز مسلمانان نیست که ما با هم دعوا کنیم. هر که بود، امروز چه نتیجه‌ای به حال مسلمانان دارد؟ آنچه امروز به حال مسلمانان مفید است، این است که بدانند، احکام را باید از چه مأخذی اخذ بکنند».
استاد شهید آیت‌الله‌مطهری در مورد عشق و علاقه آیت‌الله بروجردی به وحدت مسلمانان می‌گوید: «یکی از مزایای معظم‌له توجه و علاقه فراوانی بود که به مسئله وحدت اسلام و حسن‌تفاهم و تقریب مذاهب اسلامیه داشت. این مرد چون به تاریخ اسلام و مذاهب اسلامی آشنا بود، می‌دانست که سیاست حکام گذشته در تفرقه و دامن‌زدن آتش اختلاف، چه اندازه تأثیر داشته است و هم توجه داشت که در عصر حاضر سیاست‌های استعماری از این تفرقه حداکثر استفاده می‌کنند و بلکه آن را دامن می‌زنند و هم توجه داشت که دوری شیعه از سایر فرق سبب شده است که آنها شیعه را نشناسند و درباره آنها تصوراتی دور از حقیقت بنمایند. به این جهات بسیار علاقه‌مند بود که حسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار شود که از طرفی وحدت اسلامی که منظور بزرگ این دین مقدس است، تأمین گردد و از طرف دیگر، شیعه و فقه شیعه و معارف شیعه، آ‌ن‌طور که هست، به جامعه تسنن که اکثریت مسلمانان را تشکیل می‌دهند، معرفی شود. از حسن تصادف چند سال قبل از زعامت و ریاست معظم‌له، «دارالتقریب بین المذاهب اسلامیه»، به همت جمعی از روشنفکران سنی و شیعه تأسیس شده و معظم‌له در دوره زعامت خود تا حد ممکن با این فکر و با این مؤسسه کمک و همکاری کرد.
برای اولین بار بعد از چند صد سال، بین زعیم روحانی شیعه و زعیم روحانی سنی، شیخ عبدالمجید سلیم و بعد از فوت او شیخ محمود شلتوت، مفتی حاضر و رئیس جامع الازهر، روابط دوستانه برقرار شد و نامه مبادله گردید… معظم‌له عاشق و دلباخته این موضوع بود و مرغ دلش برای این موضوع پر می‌زد. عجیب این است که از دو منبع موثق شنیدم که در حادثه قلبی که منجر به فوت ایشان شد، بعد از حمله قلبی اول که عارض شد، مدتی بیهوش بوده‌اند، بعد به هوش آمدند، قبل از آنکه توجهی به حال خود بکنند و در این موضوع حرفی بزنند، موضوع تقریب مذاهب و وحدت مسلمانان را مطرح می‌کنند و می‌گویند: من آرزوها در این زمینه داشتم!
آیت‌الله بروجردی از تأسیس و توسعه دارالتقریب حمایت کرد، ایشان در درس خارج فقه خود، بعضی مواقع فتاوای علمای عامه را بیان می‌کرد و می‌فرمود: سیر تاریخ فقه اسلامی، با مطالعه در فتاوای علمای عامه روشن‌تر می‌شود، به همین منظور حاج شیخ محمدتقی قمی را به عنوان نماینده خود به مصر فرستاد که به عنوان یک عالم شیعی، در مرکز علمای اهل سنت (مصر) با رؤسای الازهر ارتباط داشتند و با ایشان نامه مبادله می‌کردند…
آیت‌الله بروجردی توسط نماینده خود، پیامی به رئیس الازهر، حاج شیخ عبدالمجید سلیم دادند و ایشان در پاسخ به نامه، ضمن ادای احترام فراوان به آیت‌الله بروجردی و تشکر نوشت: «… همکاری شما را در این جهاد بزرگ خدایی بسیار بزرگ می‌شمارم، زیرا شما با علم و دانش و مقام و نفوذی که در ایران و غیر ایران دارید، همیشه در راه اصلاح امر ملت اسلامی کار می‌کنید. فکر تقریب مذاهب اسلامی، از توجه و عنایت شما بسیار بهره‌مند بوده، از کمک‌ها و مساعدت‌های پر ارزش شما در مناسبات مختلف برخوردار بوده است».
آیت‌الله بروجردی، با درک صحیح از موقعیت جهان اسلام، سعی می‌کرد از عواملی که وحدت مسلمانان را به خطر می‌اندازد، جلوگیری کند؛ برای نمونه در روزهای آخر عمرشان که روابط ایران و مصر به دلیل اختلافات شاه و عبدالناصر، قطع شده بود، ایشان در همان حال کسالت فرمود: «شیخ محمدتقی وقتی به ایران آمد، به او بگویید پیغام مرا به شیخ شلتوت برساند و بین ایران و مصر را اصلاح کند، می‌ترسم زحمات چندین ساله‌ام از بین برود!»
سرانجام کوشش‌های آیت‌الله بروجردی، در نزدیکی مذاهب و معرفی مکتب اهل بیت، به نتیجه رسید و شیخ شلتوت ـ رئیس الازهر و مفتی اعظم مصرـ تشیع را به رسمیت شناخت و فتوا داد: «مکتب جعفری معروف به مذاهب امامی اثنی عشری، مکتبی است که شرعاً پیروی از آن، مانند پیروی از مکتب‌های اهل سنت جایز است.»
مبانی وحدت اسلامی
رویکرد مکتب فقهی آیت‌الله بروجردی و بعضی دیگر از فقهای اهل سنت برای وحدت اسلام، مراجعه به منابع مشترک عامه و خاصه است. آیت‌الله بروجردی معتقد بود: «فقه قدمای ما ناظر به فقه اهل سنت بوده است»، همچنین روایات را ناظر به مسائل و انظار مطرح‌شده در زمان صدور آن می‌دانست و برای فهم درست، شناخت فتاوای عامه را در آن زمان ـ به‌ویژه فتاوایی که شهرت داشته و مردم از آنها پیروی می‌کردندـ لازم می‌دانست و مراجعه به فتاوای اهل سنت را از مقدمات فقه می‌شمرد و می‌فرمود: «قدمای ما مسائل خلاف را حفظ داشتند.» به همین منظور برای اولین بار کتاب خلاف شیخ را با حواشی و مقدمه مختصر چاپ کرد. گفته شده است این طرز تفکر را ایشان وامدار حوزه اصفهان و استاد خود آیت‌الله محمدباقر درچه‌ای بودند. گویا مرحوم شریعت اصفهانی، استاد دیگر آیت‌الله بروجردی نیز همین طرز فکر را داشت و دلیل می‌آورد که جامعه آن روزگار، جامعه‌ای با حکومت اسلامی و فتوای رایج مفتیان حکومتی مانند مالک، ابوحنیفه، اوزاعی و ابن ابی‌لیلی بوده و اصحاب ائمه(ع) در همان جامعه می‌زیستند و با توجه به آن فتاوا، مسائل را از امامان می‌پرسیدند و آن حضرات نیز با توجه به آن زمینة ذهنی، پاسخ می‌گفتند.
آیت‌الله بروجردی نه تنها به فتاوا و اقوال پیشوایان چهارگانة اهل سنت چیره بود، که بر دیدگاه‌های صحابه و دیگر فقهای آنان نیز محیط بود و اختلاف‌نظرهای آنها را در یک مسأله می‌دانست. ایشان در طرح مسئله از بُعد تاریخی، ابتدا آرای صحابه، تابعان و فقیهان پس از این دو دوره را به تفصیل بیان می‌کرد، آنگاه به آرای علمای شیعه می‌پرداخت. گویی فقه و تاریخ و ادلّة آن در دست او چون موم نرم بود. ایشان نه تنها در تاریخ عمومی اسلامی آگاهی کافی داشت، به تاریخ علم کلام، تاریخ حدیث و تاریخ فقه نیز کاملا مسلط بود.
فتوا و نامه تاریخی شیخ شلتوت
این فتوا در سال ۱۳۷۸ق در هفدهم ربیع الاول، روز میلاد امام صادق(ع) بنیانگذار مکتب شیعه جعفری، در حضور نمایندگان مذهب شیعه امامی و شیعه زیدی و مذاهب شافعی،حنبلی، مالکی، حنفی، به دست شیخ محمود شلتوت رئیس فقید دانشگاه الازهر صدور یافت. مرحوم میرزا خلیل کمره‌ای می‌نویسد: این جانب و هیأت همراه در سفر به مصر در دو نوبت با شیخ شلتوت دیدار داشتیم، یک نوبت در جامع ازهر و یک نوبت در منزل شخصی ایشان. در این دیدار شیخ الازهر ما را از حقایق اموری مطلع فرمود و رازی را فاش کرد که پایۀ مداخله بیگانگان و تأثیر نفوذ آنان را در امور ممالک شرق، حتی در امور بین مذاهب اسلام، روشن می‌ساخت. عظیم مصر فرمود: «من از حدود سی سال قبل درصدد دیدن فقه امامیه بر آمدم و از عراق و ایران کتاب‌های فقهی امامیه را خواستم؛ ولی تا این اخیر که مصر از زیر زنجیر استعمار بیرون آمد، کتاب‌ها نمی‌رسید و سانسور می‌شد تا بعد از فتح کانال [سوئز]، کتب شما آمد و من مطالعه کردم، حجت بر من تمام شد و آن فتوا را دادم بدون اینکه تحت تأثیر هیچ مقامی یا سخنی بروم».
فتوای شیخ محمود شلتوت، شیخ جامع الازهر
«آیین اسلام هیچ یک از پیروان خود را ملزم به پیروی از مکتب معینی ننموده، بلکه هر مسلمانی می‌تواند از هر مکتبی که به طور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته، پیروی نماید و کسی که مقلد یکی از این مکتب‌های چهارگانه باشد، می‌تواند به مکتب دیگری (هر مکتبی که باشد) منتقل شود. مکتب جعفری، معروف به مذهب امامی اثنی‌عشری، مکتبی است که شرعاً پیروی از آن مانند پیروی از مکتب‌های اهل سنت جایز می‌باشد؛ بنابراین سزاوار است که مسلمانان این حقیقت را دریابند و از تعصب ناحق و ناروایی که نسبت به مکتب معینی دارند، دوری گزینند؛ زیرا دین خدا و شریعت او تابع مکتبی نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معینی نخواهد بود. بلکه همه صاحب‌مذهبان، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باری‌تعالی است و کسانی که اهل نظر و اجتهاد نیستند، می‌توانند از هر مکتبی که مورد نظرشان است تقلید نموده و از احکام فقه آن پیروی نمایند و در این مورد فرقی میان عبادات و معاملات نیست.
محمود شلتوت»
خوشبختانه پس از صدور فتوای شیخ شلتوت، تا سالهای بعد این دیدگاه مورد تأیید مکرر علمای الازهر قرار گرفت که در ذیل، نمونه‌هایی ذکر می‌شود:
تأییدیة دکتر محمد فهام شیخ الازهر
«من از جمله کسانی هستم که به شیخ محمود شلتوت به دیدة تحسین می‌نگرم. نسبت به اخلاق، علم، وسعت اطلاع و مهارت وی در ادبیات و تفسیر قرآن و تحقیقاتش در اصول فقه و چنین شخصیتی به جواز پیروی از مذهب شیعه فتوا داده و هیچ تردیدی ندارم که او با فتوای آشکار خود بر اساس اعتقاد من فتوا داده است. و در حقیقت ما مأمور به نزدیک شدن و همبستگی هستیم: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا. من با مسافرتی که به کشورهای اسلامی داشتم، به تمایل شدید علمای اسلامی نسبت به تقارب و همبستگی میان برادران مسلمان سراسر جهان پی بردم و از خدا می‌خواهم که مسلمانان را موفق بدارد که به تقارب و همبستگی مخصوصا در عصر حاضر نائل گردند.
محمد الفحام شیخ الازهر،۲۱ ذی‌القعده ۱۳۹۷ق»
تاییدیة استاد عفیف عبدالفتاح طباوه
«مایة خوشوقتی است که پیش از بیست سال قبل دعوت تقریب بین مذاهب اسلامی بر پا گشته مذاهب سنی و شیعه و شعارش إن هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون و این دعوت ثمرهای نیکویی داده که ما آنها را در الازهر شریف دیدیم که تدریس فقه مذاهب اسلامی سنی و شیعه در آن مقرر گردید که بر پایه دلیل و برهان و خالی از تعصب. همچنین یکی دیگر از آثار آن مجمع تحقیقات اسلامی در قاهره بود که اعضای آن نمایندگان مذاهب مختلف اسلامی بود همچنان‌که از نتایج این تقارب و همبستگی را در فتوای شیخ جامع الازهر، استاد محمود شلتوت مشاهده کردیم که فتوای جواز تعبد طبق مذاهب اسلامی که اصولشان ثابت و مصادرشان شناخته شده است از جمله مذهب شیعه امامی را انتشار داد.»
تأییدیه عبدالحلیم محمود، شیخ الازهر
«الازهر نسبت به برادران امامی‌ و برادران زیدی‌، جز پیام دوستی کامل ندارد و ما اکنون در دوره‌ای به سر می‌بریم که در آن مردم را به وحدت و برادری دعوت می‌کنیم و اگر رخدادی در اینجا یا آنجا رخ دهد، ما و شما در اصلاح آن می‌کوشیم. همگی در راه صلح و دوستی و محبت گام برمی‌داریم…تلاش کوشندگان در راه وحدت در پیشگاه خدا مشکور باد.»
تاییدیة محمد الغزالی، رهبر اخوان‌المسلمین
«من معتقدم که فتوای استاد بزرگ شیخ محمود شلتوت، گام وسیعی در این میدان است که مایه امیدواری تمام زمامداران و علمای با اخلاص و تکذیب آن چیزی است که مستشرقین انتظار دارند، مستشرقینی که انتظار می‌کشند کینه و نفاق، این امت را قبل از رسیدن به اتحاد و همبستگی از میان بردارد. این فتوا به نظر من نخستین گام در این راه است. نخستین گام برای یکپارچگی و جمع کردن مسلمانان تحت عنوان اسلام که خداوند آن را کامل گردانیده و آن را به عنوان بهترین دین برای ما برگزیده است. و همچنین سرآغاز عمل به رسالتی است که عزت و سربلندی مؤمنین را باز می‌گرداند و مایه رحمت جهانیان می‌گردد…»
تأییدیه شیخ عبدالوهاب عبداللطیف، استاد جامع الازهر
«فقه اسلامی برای همه مکلفین، شریعت واحدی است که مردم همه کشورها با اختلاف آرا به آن متعبدند. ای کاش شیعه و اهل سنت، معلومات خود را با هم مبادله می‌کردند تا این دو دریای فقه به هم بپیوندند و از آن دو، مروارید و مرجان آشکار شود.»
تأییدیه شیخ باقوری (وزیر وقت اوقاف مصر)
«اختلاف میان سنیان و شیعیان اختلافی است که بیشتر آن، از روی بی‌اطلاعی جمهور هر دو دسته از یکدیگر است. انتشار فقه شیعه در میان اهل سنت و انتشار فقه اهل سنت در میان شیعیان، بهترین وسیله برای از بین رفتن اختلاف میان آنان است. آنگاه اگر اختلافی هم باشد، همراه با احترام به یکدیگر خواهد بود.»
تأییدیه شیخ محمد شعراوی (وزیر اوقاف)
«شیعه دوازده‌امامی به امامت جعفر الصادق بن محمد بن علی زین‌العابدین بن الحسین بن علی بن ابیطالب، از استادان «ابوحنیفه» رضی الله عنهم جمیعا. این گروه که به نام امامیه جعفریه و از پیروان مذاهب پاکیزه شناخته شده‌اند، همان‌هایی هستند که شیخ مرحوم ما محمود شلتوت رئیس الازهر فتوای مشهور خود را در خصوص صحت پیروی از مذهبشان صادر نمود و در بیان علت صدور این فتوا گفت: شیعه امامیه یکی از مذاهب اسلامی است که از اصول ثابت و مصادر شناخته شده برخوردار است و از راه مورد اتباع مؤمنان پیروی می‌کند. آری، در مصر دسته‌ای از احکام شیعه دوازده امامی از جمله بعضی از احکام طلاق و قول به وصیت واجب در میراث، در قوانین احوال شخصیه مورداستفاده قرار گرفته است.»
تأییدیه دکتر نصر فرید واصل (مفتی مصر)
«سزاوار است برای هر مسلمانی که تعبد داشته باشد، طبق مذهب شیعه امام‌جعفر صادق همچنان که می‌تواند مراسم عبودیت خدا را طبق دیگر مذاهب چهارگانه به جا آورد. مسلما اختلافاتی که بعضی آنها را وسیله هجوم به شیعه قرار می‌دهند، بی‌پایه است و فرق میان مذهب شیعه و سایر مذاهب، فرقهای طبیعی مانند اختلاف موجود میان مذاهب احناف و مذهب حنبلی به عنوان مثال است. مثلا شیعه در سه نوبت به جای پنج نوبت نماز می‌خواند: نماز صبح، نماز ظهر و عصر (در یک وقت) و نماز مغرب و عشا (در یک وقت) و مفتی مذهب مالکی هم این را اجازه داده، و این نشان‌دهندة آن است که اختلاف موجود در اموری است که بعضی از مذاهب اهل سنت با شیعه همراه است و اختلاف منحصر به فرد، منحصر است به این که شیعیان ازدواج موقت را جایز و سایر مذاهب آن را حرام می‌دانند.»
نام شما
آدرس ايميل شما