تاریخ انتشار۶ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۹:۱۹
کد مطلب : 431348

وحدت در بین مسلمانان به چه معنا است؟

مراد از وحدت این نیست که همه‏ ى مذاهب اسلامى دست از باورهاى خود بردارند و به یک مذهب دیگر بپیوندند، چرا که نه امکان چنین عملى وجود دارد و نه آن‏را صحیح می دانیم بلکه مقصود از وحدت آن است که ...
وحدت در بین مسلمانان به چه معنا است؟
گروه اندیشه خبرگزاری تقریب، مراد از وحدت این نیست که همه‏ ى مذاهب اسلامى دست از باورهاى خود بردارند و به یک مذهب دیگر بپیوندند، چرا که نه امکان چنین عملى وجود دارد و نه آن‏را صحیح می دانیم بلکه مقصود از وحدت آن است که هر مذهب اسلامى به باورهاى خود ملتزم و عمل نماید ولى در برابر مذاهب دیگر که آن‏ها را باورمند نسبت به عقاید اساسى مکتب خویش مى‏ داند، از ظرفیت و سعه‏ ى صدر برخوردار بوده و هیچ‏گونه تعصبى اظهار نکند که موجب نزاع و درگیرى شود و اصول اساسى مشترک را با تردید و خطر مواجه سازد. قرآن کریم مى‏ فرماید«ولا تَنازَعُوا فَتفْشَلُوا و تَذهبَ ریحکم و اصبروا انّ اللّه مع الصابرین» سوره‏ ى انفال، آیه‏ ى 46.

اتحاد و اتفاق میان مسلمانان جهان در دنیاى کنونى از ضرورت‏هاى انکارناپذیر مى‏ باشد. امرى که باید علما و دانشمندان مسلمان با آگاه‏ سازى جوامع اسلامى آن‏ها را نسبت به این نیاز مطلع سازند. وحدت بر همه‏ ى ضرورت‏ها و اولویت‏ها ترجیح دارد و از آن‏ها اولی تر و مقدم‏تر است و همه دولت‏ها، نخبگان، زبدگان، رجال فرهنگى و دینى در زمینه وحدت جهان اسلام مسوولند.

امروزه ما شاهد مصایب و مشکلات بسیار زیادى هستیم که دامن‏گیر مسلمانان در گوشه و کنار جهان است که با نگاهى عمیق به مساله‏ ى وحدت اسلامى و پرهیز از تفرقه، از این مشکلات کاسته خواهد شد.

محدودیت قواى ادراکى انسان و عدم توانایى او براى حل مسایل اعتقادى، از جمله مهم‏ترین علل اختلاف انسان‏ها است. در مواردى که مساله به‏ روشنى قابل حل نیست، هر کس به حدس و گمانى مى‏ رسد که ممکن است با حدس و گمان دیگران متفاوت باشد. در این صورت است که اختلاف‏ نظرها آشکار مى‏ شود. با توجه به این‏که قرآن مجید دعوت به «عدم تفرقه» کرده «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا» و الفتى بین قلوب مسلمانان ایجاد کرده است ولى پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) اختلاف بر سر خلافت صورت گرفت و آن به خاطر بى‏ توجهى به توصیه‏ ها و سفارش پیامبر اکرم(ص) به مساله‏ ى خلافت بود
این اختلاف به‏ تدریج گسترش یافت و دشمنان اسلام به این اختلاف‏ها دامن زدند تا بتوانند حرکت پیشتاز اسلامى را متوقف سازند.

در درون جامعه‏ ى اسلامى نیز عناصر مشکوک و منافقین نیز همیشه سعى مى‏ کردند که با جعل حدیث و یا نشر اکاذیب، مانع وحدت مسلمین و گسترش اسلام در جامعه‏ ى اسلامى شوند. هم‏چنین عالم‏ نمایانى هم براى حفظ منافع شخصى و طایفه‏ اى خود، بر اختلاف‏ها مى‏ افزودند و با باب‏ شدن سب و لعن بر اقدام‏هاى اختلاف‏ برانگیز دامن زده شد.

یکى از عوامل مهم در عدم پیشرفت مسلمانان در سده‏ هاى اخیر، اختلاف‏هاى قومى و مذهبى بوده است. وقتى جهان وارد هزاره‏ ى دوم میلادى شد، مسلمانان به‏ عنوان ابرقدرت محسوب شده و حاکمان آن‏ها در جامعه‏ ى جهانى برترین و شهرهاى آن‏ها مرکز علم و تجارت بودند. دانشمندان مسلمان نیز به‏ عنوان صاحبان علم و صنعت، مغزهاى متفکر عصر به‏ شمار مى‏ آمدند و جهان اسلام مرکز فعالیت‏هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى زمان بوده است. اما آن شوکت و عظمت مسلمانان چه شد؟ چرا در قرن حاضر نمى‏ توانیم شاهد آن عظمت اسلامى باشیم؟

تاریخ اسلام نشان مى‏ دهد به همان نسبت که جوامع مسلمانان براى دست‏یابى به علم و توسعه براى تقویت دنیاى اسلام تلاش کردند، اختلاف مذهبى و قومى، بخش عظیمى از انرژى امت را براى خود صرف کرده است.

علت مهم در عقب‏ ماندگى مسلمانان وجود همین اختلاف‏هاى بى‏ نتیجه بوده است. تردیدى نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحى فاصله نمى‏ گرفتند و قوام سیاسى و وحدت اجتماعى خود را حفظ مى‏ کردند، به پیشرفت‏هاى قابل ملاحظه‏ اى دست پیدا مى‏ کردند.

مسلمانان اگر به‏ جاى درگیرى‏ هاى بیهوده و اتلاف منابع خود، دست وحدت به یک‏دیگر بدهند، اینک نیز مى‏ توانند قدرتى بزرگ با امکاناتى وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فن‏ آورى نیز به رقابت با دیگران بپردازند.

هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آن‏ها براى عقب نگاه داشتن کشورهاى جهان اسلام براى استثمار منابع انسانى و طبیعى و تداوم سلطه‏ ى غرب بر این کشورها با سر کار آوردن حاکمان فاسد و دست‏ نشانده و سرگرم‏ کردن مسلمانان به تفرقه و جنگ‏هاى داخلى و جانشین‏ ساختن شعارهاى استعمارى هم‏چون، ناسیونالیزم، قومى‏ گرایى و.. براى آنان کارساز بوده است. آن‏ها با عمق‏ بخشیدن به شکاف‏هاى موجود بین مسلمانان و دامن‏ زدن به تعصب‏هاى قومى و مذهبى و حمله به باورهاى یک گروه به بهانه‏ى حمایت از عقاید گروه دیگر، اتحاد و یکپارچگى مسلمانان در هم شکسته و آنان را سرگرم این‏گونه درگیرى‏ ها کرده و افکار آنان را از مسایل اصلى منحرف سازند. 

البته این اختلاف‏ افکنى فقط به مساله‏ ى شیعه و سنى معطوف نمى‏ شود بلکه گاهى این اختلاف‏ها بین مذاهب اهل سنت و گاهى از اختلاف‏ها بین مذاهب تشیع و گاهى هم از اختلاف‏هاى قومى قبیله‏ اى نمایان مى‏ شود.

اتحاد و یکپارچگى اثر معجزآمیزى در پیشرفت اهداف، سربلندى و پیروزى اجتماع‏ها دارد. هیچ موضوعى هم چون اتحاد و انسجام اقوام و ملت‏ها اثربخش نیست. وحدت کلمه، هم‏دلى و هم‏رنگى دشمنان مسلمانان حاکى از این نکته است که آنان به‏ خوبى از این مساله آگاه هستند و اسلام را دشمن مشترک دانسته و آن‏را یگانه مانع در برابر سلطه‏ ى استکبارى خود مى‏ دانند از این‏ رو با تمام اختلاف‏هاى دینى و ایدیولوژیکى، نژادى، منطقه‏ اى و سیاسى در تمام جوانب در حال نزدیک‏ شدن به هم هستند و با یک‏دیگر براى از بین بردن اسلام یک کاسه شده‏ اند.

قرآن کریم به‏ عنوان یکى از دو ثقل اکبر در آیات متعددى، مسلمانان را از تفرقه، نهى کرده است و به آن‏ها دستور صبر در برابر هم‏دیگر را داده است. خداوند مى‏ فرماید: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُم وَاصْبِرُوا أِنَّ الله مَعَ الصَّابِرین» زمانى که بذر تفرقه در افراد و گروه‏ها پاشیده شود، آنان در برابر حوادث آن‏چنان سست و ضعیف مى‏ شوند که امید هیچ پایدارى آنان در برابر مشکلات نیست و این دقیقاً همان‏ چیزى است که دشمن هر جمعیتى به‏ دنبال آن است.

در جاى دیگر مى‏ فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» در این آیه به دو چیز امر شده است، یکى اعتصام و چنگ‏ زدن به ریسمان الهى و دوم اجتماع بر این‏کار. بنابراین، علاوه بر این‏که مسلمان باید معتصم به حبل‏ اللَّه باشد، باید این اعتصام را به همراه دیگرِ مسلمان‏ها و هم‏دست با آن‏ها انجام دهد.

یکى از گامهایى که باید علمای فریقین از طریق نشریه مشترک و یا مجمع پیشنهادى و یا به‏ هر طریق دیگر بردارند، این است که عوامل تفرقه و جدایى را شناسایى کرده و ماهیت آن‏ها را افشاء نمایند و در حقیقت آن‏ها را در جوامع اسلامى طرد و نفى نمایند.

الف: استعمار
قدرتهاى ضد اسلام، از عوامل اصلى تفرقه و جدایى بین مسلمانان بوده و در تنازعات فرقه‏ اى نقش مهمى را به‏ عهده داشته‏ اند.

بنابراین در رابطه با دشمنان خارجى و استعمار از حسن ظن و ساده‏ اندیشى به‏ شدت باید اجتناب کرد و دست نامریى استعمار را در پشت اکثر این صحنه‏ هاى تنازعات فرقه‏ اى و تکفیرها و... جستجو نماییم و به‏ طور مستمر شیوه‏ هاى گوناگونى که استعمار و ایادى آن در تفرقه و جدایى در جوامع اسلامى از آن استفاده مى‏ کنند شناسایى کنیم و آمادگى لازم را براى خنثى‏ کردن این توطئه‏ ها و طرد نفى آن در امت اسلامى به‏ وجود آوریم.

ب: عالمان دربارى‏
ماهیت روحانى‏ نمایان و نویسندگان مزدورى را که در گذشته و حال در کشورهاى اسلامى به دستور اربابان خود طبل تفرقه کوبیده و خواهان جدایى مسلمانان از هم بوده‏ اند، افشا و مردم را از خیانت‏هاى آنان آگاه نماییم.

ج: کتب و نشریات ضد وحدت‏
علمای فریقین باید از نشر و پخش، کتب و مقالات و نوشته‏ هایى که تقریب و هم‏بستگى مسلمانان را کنترل کرده و یا احیانا بر هم مى‏ زند، جلوگیرى کنند.

د: تعصب‏هاى کورکورانه مذهبى‏
یکى از گامهایى که علماء فریقین باید در راه تقریب مذاهب اسلامى بردارند، منع از تعصب مذهبى و منع از تعصب قومى و نژادى است. تعصب مذهبى اگر از حد معقول تجاوز نکند و در راه دفاع از اسلام و مقررات آن قرار گرفته و با هواهاى نفسانى ممزوج نشود، خوب است و به‏ صورت مشکلى در نمى‏ آید ولى آن تعصبى مذموم است که مسلمانى حاضر نباشد سخن حق برادر دینى خود را به‏ جرم این‏که هم‏ مذهب او نیست، گوش نداده و حتى از او بیش از دشمنش بگریزد و دشمنى با وى را در دل گیرد و این تعصبى است که اسلام با آن به‏ شدت به مقابله برخاسته است.

چه مصیبتهایى که این‏گونه تعصب بر سر مسلمانان آورده و چه خونهایى که به‏ وسیله آن ریخته شده و چه شمشیرهایى که به‏ جاى کشتن دشمن به روى برادر کشیده شده است و چه بسیار نیروهایى که به‏ جاى جنگ با مشرکین در راه جنگ با فرزندان توحید به‏ کار رفته است و... تاریخ گواه این همه است. از این‏ رو وظیفه همه علما است که با چنین تعصبهایى به مبارزه برخیزند.

ه: تعصب قومى و نژادى‏
تکیه بر نژاد به‏ جاى تکیه بر اسلام، موجب تفرقه و جدایى مسلمانان از یکدیگر است و منشاء بسیارى از دشمنى‏ ها و کینه‏ توزى‏ ها نسبت به هم مى‏ باشد. تعصب نژادى در جاهلیت متداول بود. اما اسلام آن‏را ملغى اعلام کرد. پیامبر گرامى اسلام(ص) مى‏ فرماید:شما فرزندان آدم هستید و از خاک آفریده شده‏ اید. عرب بر غیر عرب برترى ندارد مگر به تقوى.
نام شما
آدرس ايميل شما