تاریخ انتشار۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۰۸
کد مطلب : 420131
حجت‌الاسلام موسوی اردبیلی:

ایمان نیاوردن به آیات خدا نشانه کوری برخی افراد است

استاد تفسیر حوزه علمیه با اشاره به تعبیر قرآن مبنی بر اینکه برخی بصیر و برخی کور و اعمی هستند، گفت: از نگاه قرآن، کسانی که آیات روشن خدا را نمی‌بینند و به آن ایمان نمی‌آورند، کور و نابینا هستند و در قیامت نیز نابینا محشور خواهند شد.
ایمان نیاوردن به آیات خدا نشانه کوری برخی افراد است
به گزارش حوزه سایر رسانه ها خبرگزاری تقریب، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی موسوی اردبیلی امروز ۲۴ اردیبهشت‌ماه در ادامه تفسیر سوره فاطر در حسینیه آیت‌الله موسوی اردبیلی با اشاره به آیه ۱۸ این سوره «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» گفت: خشیت در این آیه با فعل مضارع و اقامه نماز با فعل ماضی آمده و دلیلش آن است که خشیت، دائمی است، ولی اقامه صلاة از افعال خارجی است و انسان دائما در حال عبادت خاص و نه عام است و تحقق آن هم از مخاطب سر زده است.

وی با اشاره به تعبیر «وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ» افزود: در ادامه فرموده است  کسی که تزکیه کند یعنی رشد و نمو بیابد به نفع خود اوست؛ یعنی کسی که خشیت داشته باشد تقرب به خدا می‌یابد؛ یعنی از حیث وجودی رشد و توسعه می‌کند و این رشد فقط برای خود او خوب است.

موسوی اردبیلی با اشاره به الی المصیر ادامه داد: مصیر به محل جمع شدن آب گفته می‌شود و الف و لام مصیر افاده عموم دارد؛ یعنی غایت همه بدون استثناء خداوند است چه کسانی که اعتراف به فقر در برابر خدا کردند و اهل خشیت شدند و چه کسانی که در برابر خدا استکبار کردند.

این استاد تفسیر حوزه با بیان اینکه این آیات، مرتبط با آیات فوق است، افزود: «ومن تزکی» تبیین «هوالغنی» و «الی الله المصیر» تبیین حمیدیت خداست. این آیه منفک از آن آیات نیست و بیان دوباره است و در مجموع بحث فاطریت خداوند یعنی هدایت تکوینی را بیان می کند.

موسوی اردبیلی با اشاره به آیه ۱۹ «وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ» گفت: در این آیه چهار چیز با چهار چیز دیگر مقایسه شده از جمله اعمی و بصیر(نابینا و بینا)؛ ظلمات و نور، ظل و الحرور و ...؛ در اینجا این سؤال پیش می‌آید که این تفاوت‌ها بدیهی است پس چرا خدا ذکر کرده است.

وی در پاسخ به این سؤال اظهار کرد:  یکی از وجوه مقایسه این چهار مقوله با همدیگر این است که در آیه قبل فرمود غایت جمیع مخلوقات خداست، بنابراین ممکن است برخی تصور کنند که فرقی میان انسان‌ها نیست لذا برای اینکه این اشتباه صورت نگیرد که همه در نزد خدا یکسان هستید این مقایسه انجام شده است.

موسوی اردبیلی ادامه داد: وجه دیگر این است که وقتی همه نزد خدا رسیدند، تصور نکنند خدا میان آنان فرق گذاشته است، بلکه فرق و تفاوت نتیجه فعل خود افراد است؛ بنابراین بصیر کسی است که به خدا رو کرده است و اعمی کسی است که رو به خدا نکرده است. البته برخی مفسران آن را تشبیه و تمثیل می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد بیان امری حقیقی است؛ چرا؟ خداوند به کرات تاکید فرموده که آیات و نشانه‌های الهی، بین و آشکار هستند مانند آیه ۸۱ سوره غافر.

وی افزود: قرآن فرموده که به هرجایی بنگری و نگاه کنی خدا را خواهی یافت، ولی اگر کسی در دنیا خدا را نیافت پس اعمی و کور بوده است؛ فروغی بسطامی در شعری آورده که «کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تورا/ کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را» یا هاتف اصفهانی در شعری آورده است که «یار بی پرده از در و دیوار/ در تجلی است یا اولی الابصار». پس وجه اینکه خدا چنین افرادی را اعمی می‌نامد، این است که به آیات بینات الهی اعتنا ندارند و در برابر آنان کسانی که خدا را از این آیات درک کرده‌اند بصیر هستند.

موسوی اردبیلی با بیان اینکه در ادامه میان ظلمات و نور مقایسه کرده است، بیان کرد: نور در قرآن کاربردهای مختلفی دارد؛ در سوره نور به خداوند و در برخی موارد به کتب آسمانی از جمله قرآن، اطلاق نور شده است؛ در برخی آیات دیگر نیز به ایمان، نور گفته شده است؛ همچنین در سوره زمر، اسلام نور بیان شده است؛ وجه جمع بین همه اینها هدایت است و هدایت به سمت خداوند است؛ بنابراین خداوند فرموده که اولا خود شما با هم فرق دارید و از طرف دیگر موقعیت‌هایی که در آن قرار دارید متفاوت است.

وی با طرح این سؤال که چرا نور مفرد و ظلمات جمع به کار رفته است، بیان کرد: زیرا سرمنزل هدایت خداست بنابراین نور به یک هدف واحد می‌رسد ولی گمراهی شاخه‌های مختلف دارد، پس جمع به کار رفته است.

انتهای پیام/
مرجع : ایکنا
نام شما
آدرس ايميل شما