تاریخ انتشار۱۰ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۲۷
کد مطلب : 390971
پرونده «شخصیت‌ها و شهدای بزرگ تقریبی» | نجم‌الدین اربکان -5

«نجم الدین اربکان»؛ شخصیتی هدایت کننده و متفکر در جنبش جهانی اسلامی

پروفسور اربکان با دید مثبتی به ایران می‌نگریست، و در مورد ایران می‌گفت: ما در ترکیه در اپوزیسیون هستیم اما در ایران در قدرتیم!
«نجم الدین اربکان»؛ شخصیتی هدایت کننده و متفکر در جنبش جهانی اسلامی
گروه اندیشه خبرگزاری تقریب: مسئله تقریب مذاهب یکی از مهم‌ترین ایده‌هایی است که اندیشمندان و دلسوزان مسلمان از روزگار آغازین اسلام تا به حال، بر مبنای تعالیم اسلامی و دیانت حقّه توحیدی پیگیر آن بوده و در مقابله با دشمنان اسلام و مسلمانان  آراء و نظریاتی را در ابعاد مختلف، متناسب با مقتضیات زمان، ارائه کرده‌اند. در دهه‌های اخیر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) منادی ایده تقریب مذاهب بوده‌اند.
هم‌اکنون نیز فضای هم‌آوایی، هم‌گرایی و تقریب در بین مسلمانان با اندیشه‌های انقلاب اسلامی سیر تکاملی دارد و ادامه این روند مستلزم این است که عموم مسلمانان اتفاق خود را در اصول آیین مقدس اسلام در نظر گرفته و تفرقه عملی را کنار گذاشته و در یک صف قرار گیرند.
در این راستا خبرگزاری تقریب طی سلسله گزارش هایی جهت معرفی و آشنایی  به زندگی نامه شخصیت های تقریبی برجسته جهان اسلام پرداخته است؛
در پنجمین شماره از این گزارش به بررسی زندگی نامه نجم الدین اربکان پرداخته‌ایم که در ادامه می‌آید:


زندگینامه نجم الدین اربکان

نجم الدین اربکان یکی از بزرگترین سیاستمداران تاریخ جمهوریت ترکیه است وی در 29 اکتبر سال 1926 در استان «سینوپ» در ساحل دریای سیاه، واقع در شمال ترکیه متولد شد. وی بعد از تکمیل تحصیلات تا پایان دبیرستان ، مدرک مهندسی مکانیک را در سال ۱۹۴۸ اخذ نموده و برای ادامه تحصیل به آلمان رفت.
وی در اوج حاکمیت تفکر غیر دینی بر ترکیه و زمانی که اکثر دانشجویان دانشگاه تکنیک استانبول را طرفداران گروه های کمونیستی تشکیل می دادند، در تاسیس مسجد در حیاط دانشگاه پیش قدم شد و بعد از فارغ التحصیلی به سمت استادیاری این دانشگاه انتخاب و با بورس دانشگاه تحصیلات خود را در آلمان ادامه داد.
 دوره PhD خود را سال ۱۹۵۳ در دانشگاه «RWTH Aachen» به پایان رساند و سپس از وی برای شرکت در پروژه های بزرگ نظامی در کارخانه آلمانی مشهور «Deutz» دعوت شد. این دوره از زندگی، دوره بسیار مهمی برای اربکان جوان بود، زیرا او عمیقاً تحت تاثیر سرعت پیشرفت صنعت آلمان و نظم و کارایی که آلمان ها در این فرآیند نشان می دادند، قرار گرفت.


بازگشت اربکان به وطن

اربکان با ذهنی پر از ایده‌های جدید به ترکیه بازگشت و می‌خواست آن چه را که در آلمان فراگرفته در ترکیه پیاده کند اما در عین حال هم نمی‌خواست کپی مدل آلمانی را به کشورش عرضه کند. وی همواره در فکر ادغام عقاید اسلامی با پیشرفت چشمگیر اقتصادی و تکنولوژیک غرب بود و این همان چالشی بود که متفکران اسلامی بسیاری برای انجام آن از قرن نوزدهم تلاش کردند و بعد از مدت کوتاهی که به نتیجه قابل اعتنایی دست نیافتند، از آن سرباز زدند.

اربکان فعالیت سیاسی خود را با ورود به مجلس ترکیه به نمایندگی از طرف مردم شهر مذهبی قونیه در سال 1969 آغاز کرد و در سال 1970 اولین حزب اسلامی به نام "حزب نظام" را در کشورش تاسیس کرد.
به عقیده بسیاری از کارشناسان، تاسیس حزب نظام با دیدگاه اسلامی و ملی در شرایط آن روز ترکیه کاری بسیار دشوار بود و روی همین اصل نیز فعالیت این حزب زیاد ادامه نداشت و دادگاه قانون اساسی با اعلام مغایرت اهداف آن با قانون اساسی حکم توقف فعالیت های آن را صادر کرد.

دو سال بعد از کودتای 1971 اربکان که اجازه فعالیت مجدد در عرصه سیاسی ترکیه را به دست آورده بود با کادر قبلی حزب نظام، اقدام به تاسیس حزب سلامت ملی کرد و این حزب با استقبال خوب مردم به عنوان سومین حزب بزرگ ترکیه در عرصه سیاسی این کشور ظاهر گشت.

شکوفایی سیاسی اربکان

در انتخابات سپتامبر 1987 که اربکان توانست حقوق سیاسی خود را دوباره به دست بگیرد به عنوان رئیس حزب «رفاه»، انتخاب شد. دیدگاه ملی در سال 1995، دوباره وارد پارلمان ترکیه گردید. در سال 1996، با ائتلاف احزاب «رفاه» و «راه درست»، دولت ائتلافی تشکیل شد و اربکان به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. تشکیل این حکومت آغازگر مسیر منتهی به کودتای پست مدرن 28 فوریه ترکیه بود.

کودتای 28 فوریه

حرکت تانک ها در خیابان های سینجان را می توان به عنوان صدای پایلوت کودتای 28 فوریه 1997 دانست. مهمانی اربکان برای سران گروهک ها در اقامتگاه نخست وزیریش نیز در این دوره جنجال بزرگی آفرید و در این فضای ایجاد شده، در جلسه شورای امنیت ملی 28 فوریه 1997، در مقابل تهدیدات واکنشی موجود، تصمیمات بی رحمانه ای گرفته شد.

این تصمیمات آغازگر اعلام نقطه پایان دولت «راه رفاه» بود. اربکان در 18 ژوئن 1997، از سمت نخست وزیری استعفا داد و حزب «رفاه» به علت اعمال مخالف با آرمان های لائیک حکومت ترکیه، در سال 1998منحل گشته و اربکان دوباره ممنوعیت سیاسی پیدا کرد.

بار سنگین پرونده «تریلیون گمشده» بر دوش اربکان

بعد از این که ممنوعیت سیاسی وی که در سال 2003 به پایان رسید، به عنوان رئیس حزب «سعادت» انتخاب شد. سیاستمدار با تجربه بعد از محکوم شدن در پرونده «تریلیون گمشده»،  در سال 2004 مجبور به ترک سمت خود شد.
این پرونده مربوط به درخواست دولت از حزب «رفاه» برای بازگرداندن یک تریلیون لیره بودجه کمکی به حزب بعد از انحلالش بود که با بررسی های پلیس مشخص گردید با اسناد ساختگی تلاش شده است این گونه جلوه داده شود که یک تریلیون دریافتی صرف هزینه ها شده است.

در این پرونده اربکان به 2 سال و 4 ماه حبس محکوم گردید. وی با ارائه گزارش سلامت جسمی، این حکم را تبدیل به حبس خانگی نمود که این حکم هم در سال 2008، از طرف رئیس جمهور وقت، عبدالله گل که از شاگردان وی بود، مورد عفو واقع شد.
اربکان تا آخرین دم از سیاست کناره نگرفت. آخرین تصاویر از وی مربوط به شرکت وی در جلسه حزبش در اتاق بیمارستان بود.
 

عقاید اسلام گرایانه اربکان

این پیر سیاستمدار بر این عقیده بود که به غیر از اسلام هیچ منبع حق و حقیقتی وجود ندارد، حتی فن و حکمت، هنر و صنعت در داخل اسلام هستند و شعبه‌ای از اسلام هستند. وی معتقد بود که علوم و تکنولوژی که از قرآن حکمت نگرفته باشد، به هیچ وجه نمی تواند «خیر محض» باشد، نمی توان آن را مبرا از شر و ضرر دانست و نمی توان به طور مطلق کافی دانست.

انکار فلسفه و فیلسوفان توسط یکدیگر، درگیری دائمی ایدوئولوژی ها، تغییر و کهنه شدن نظریه های بشری، حتی پی بردن به عوارض جانبی برخی داروها بعد از مدتی با این موضوع مرتبط می دانست و با اشاره به این موضوعات سعی به جلب توجه همگان به اسلام می کرد.

اربکان اسلام را بالاتر از هرچیزی می دانست و عنوان می کرد که خطرناک ترین اشتباه نزدیک ترین آن به واقعیت است. زیرا این اشتباهات نزدیک به واقعیت هستند که احتمال اشتباه را افزایش می دهند. وی این را به عنوان فلسفه آموزش خود قرار داده و در دوران تحصیلش همواره تلاش کرده بود تا به واقعیت برسد.

اربکان و ایران

پروفسور اربکان، همواره با دید مثبتی به ایران می نگریست. اولین کشوری که وی دردوران نخست وزیری‌اش بازدید کرد ایران بود و جالب است بدانید که آخرین کشوری که در دوران حیاتش بازدید نمود هم ایران بود.
اربکان ایران را نزدیک ترین دوست و برادر معرفی می کرد و از مبارزات ایران علیه رژیم صیهونیستی به عنوان حرکتی دلیرانه یاد می کرد.
او به این معتقد بود که صهیونیسم تنها دلیل موقعیت ضعیف و تقلیل یافته مسلمانان بوده و تنها راه فرار از موقعیت کنونی حذف صهیونیسم است. معروف ترین سخن اربکان در مورد ایران این بود که می گفت ما در ترکیه در اپوزیسیون هستیم اما در ایران در قدرتیم! او خود و اندیشه هایش را هیچ گاه جدای از ایران نمی دانست.

وی همواره انقلاب اسلامی ایران را تحسین می کرد. اربکان با امام خمینی (ره) یک تفاوت نظر بارزی در زمینه رژیم صیهونیستی داشت و آن این بود که وی اسرائیل را عامل ایجاد مشکل برای مسلمانان می دانست درحالی که امام راحل، آمریکا را شیطان بزرگ می نامید و از رژیم صیهونیستی به عنوان یکی از نقشه های آمریکا برای اعمال فشار به مسلمانان یاد می کرد.

جالب است بدانید انعقاد قرارداد 25 میلیون دلاری و اتفاقات رخ داده در حین این قرار داد، از وقایع عجیب دوران نخست وزیری اربکان است.
این قرارداد در نوع خود تا آن زمان بی نظیر بود. وزیر انرژی دولت قبل به دلیل وجود لفظ جلاله در بالای متن قرارداد، از امضای آن امتناع ورزیده بود، در حالی که وزیر انرژی اربکان حاضر به امضای قرارداد، بدون متبرک شدن به نام خدا نبود.

مثلث اربکان، اردوغان و،گل

در دوران نخست وزیری حوجا، عبدالله گل (یازدهمین رئیس جمهور کشور ترکیه)‌‌‌، ارتباط نزدیکی با سفارتخانه ایران در ترکیه داشت. رجب طیب اردوغان و عبدالله گل هر دو از شاگردان وی بودند و می شود گفت رسم و سیاق سیاست را نزد وی آموخته بودند.

بعدها به دلایل بروز برخی از اختلافات در دیدگاه و سیاست های پیش رو، از هم جدا شدند و اقدام به تشکیل حزبی جداگانه کردند. این دو معترض این قضیه بودند که اربکان فرصت لازم برای حضور جوانان را ایجاد نمی کند و اجازه نمی دهد سیاست های مقتضی زمان را پیاده کنند.

اردوغان نقش فعالی در حزب «سلامت ملی» داشت و حتی مدتی به عنوان رهبر شاخه جوانان حزب فعالیت کرد. وی بر خلاف عبدالله گل، سخنوری ماهر بود و اجرای برنامه ها و میتینگ های سیاسی را برعهده می گرفت.
اردوغان در همان دوران هم فردی شناخته شده بود، در سال 1994، وقتی به عنوان شهردار استانبول انتخاب گردید، به کلان شهر بی در و پیکر استانبول و آشفته حال، جلوه ای تازه بخشید و توانست شهر را تبدیل به عروسی زیبا رو کند.
وی با تمام احترامی که برای استاد خود قائل بود، به این مهم دست یافت که ادامه راه با اربکان او را محکوم به بازی در سایه و محبوبیت وی خواهد کرد و با توجه به انتقاداتی که از وی داشت، تصمیم به جدایی گرفت.
 در سال 2000، از مرحوم اربکان جدا شد و با همراهی عبدالله گل اقدام به تاسیس حزبی مجزا با شعاری از نوع اسلام گرایی مدرن، کرد.
نکته قابل توجه این است که گل و اردوغان در همان اول با هم عهد کردند که در صورت رسیدن به حکومت هیچ گاه هم دیگر را رها نخواهند کرد و مواضع قدرت یکدیگر را حفظ خواهند نمود تا جایی که تفاوتی در سطوح قدرتشان نباشد.
چیزی که گل آن را به خوبی پیاده کرد و به هنگام ریاست جمهوری‌اش از منافع اردوغان در سمت نخست وزیری حمایت نمود.

تاثیر نجم الدین اربکان بر ترکیه

مرحوم اربکان افق متفاوتی را در ترکیه معرفی کرد اسلام پیشرو و مسلمانان پیشرفته همواره ورد زبانش بود. به شدت ضد آمریکا و ضد اسرائیل بود. او از این که بگوید مخالف لائیسم است هیچ ابائی نداشت و در بیش تر سخنرانی‌ها چه در جمع خصوصی و چه بیرون، دلار آمریکایی را نشان می‌داد و با اعتراض و تعصبی خاص عنوان می نمود: «آمریکایی‌ها می‌گویند ما به خدا اعتقاد داریم و به او توکل می کنیم.

مسلمانان ترکیه! چرا شما از توکل، اعتقاد و باور به خدا گریزانید؟! چرا فرهنگ لائیسم شما را این‌قدر از دین جدا کرده است؟».

بارها دیده شده بود که با اشاره به جمله روی دلار که ما به خدا اعتقاد داریم، می‌گفت «آنها (آمریکایی‌ها) می‌گویند «توکلت علی‌الله»، چرا ما مسلمانان نمی‌گوییم؟! آنها روی دلارشان می‌نویسند، نمی‌گویند ما لائیک هستیم، آن‌ ‌وقت شما می‌گویید لائیک هستیم؟! نه! شما لائیک نیستید شما مسلمان و پایبندید».

محبوبیت اربکان در مجامع اسلامی

اربکان محبوبیت فراوانی در بین اعراب مسلمان داشت. وزیر سلامت حماس «بسام نعیم» پس از مرگ اربکان بیانیه‌ای صادر کرد و در آن بیانیه از اربکان به عنوان «شخصیتی هدایت کننده و متفکر جهان اسلام» یاد کرد و گفت: "ترکیه و جهان اسلام نمادی بزرگ از اسلام معاصر را از دست داد، کسی که تمام حیات خود را صرف عقاید اسلامی بخصوص موضوع فلسطین و بیت المقدس کرد".

رهبریت حماس در دمشق بیانیه ای صادر نموده و اظهار همدردی و تاسف کرد. «شیخ کامل خطیب» از جنبش اسلامی در فلسطین اشغالی، پیام‌های تسلیت جداگانه‌ای به رییس جمهور و نخست وزیر ترکیه فرستاد.

بسیاری از شخصیت های مهم دنیای اسلام در مراسم تدفین اربکان حضور داشتند که همگی نشانگر موقعیت او در جنبش جهانی اسلامی است. رهبر سابق اخوان المسلمین در مصر «محمدمهدی ‌عاکف»، رییس حزب اسلامی در کشمیر «ابوذر راشد ترابی»، رییس حزب عدالت موفقیت اندونزی (PKS) «لطفی حسن اسحاق» و رییس جمهور سابق سودان «عبدالرحمن سوار الذهاب» از جمله افراد حاضر در این مراسم بودند.

وفات اربکان

پروفسور نجم الدین اربکان از اوایل ژانویه سال 2011 بدلیل مشکلات گوناگون در بیمارستان بستری شد و سر انجام در ۲۷ فوریه بعلت نارسایی قلبی و ریوی در سن ۸۵ سالگی در آنکارا درگذشت. برای درگذشت اربکان مراسم رسمی برگزار نشد اما با این حال در استانبول، محلی که مراسم انجام گرفت، حدود یک میلیون نفر برای وداع با اربکان در مسجد فاتح جمع اجتماع کردند. تابوت او حدود ۵ کیلومتر بر دوش مردم حمل شد و در آرامگاه «زیتین بورنو» دفن شد.

مردم عبارت «مجاهد اربکان» که لقب اطلاق شده به اربکان بود و بیش تر در مبارزات انتخاباتی سیاسی او شنیده می‌شد را سر می‌دادند. مهمترین شاگردان او رییس جمهور وقت ترکیه، عبدالله گل و نخست وزیرش رجب طیب اردوغان، رئیس حزب «عدالت و توسعه» در آن زمان همراه با بسیاری از شخصیت های مهم دیگر به جمعیت پیوستند تا آخرین دعاهای خود را نثار استاد خود بنمایند!

واکنش اردوغان و گل به مرگ اربکان

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه که از شاگردان اربکان به شمار می رفت، ولی بعدها از وی جدا شده و حزب عدالت و توسعه را تاسیس کرد، با صدور بیانیه‌ای تصریح کرد که عرصه سیاست ترکیه فردی ممتاز را از دست داد، فردی که عمر خود را وقف یادگرفتن و یاد دادن کرده بود.
اردوغان با تقدیر از شخصیت مبارز و نمونه نجم الدین اربکان برای وی طلب آمرزش و رحمت کرد و به ملت ترکیه تسلیت گفت.

از سوی دیگر عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه که وی نیز از شاگردان اربکان به شمار می رود، با صدور بیانیه‌ای درگذشت این شخصیت اسلام گرا را به جامعه کشورش تسلیت گفت.

انتهای پیام/
 
نام شما
آدرس ايميل شما