تاریخ انتشار۵ دی ۱۳۹۷ ساعت ۹:۴۲
کد مطلب : 389724
پرونده «شخصیت‌ها و شهدای بزرگ تقریبی»| شهید حسن البنا-3

حضور اخوان المسلمین پاسخی به پریشانی اوضاع جهان عرب بود

البنا در طول زندگی کوتاه و پر تلاش خود کوشید تا نمونه‌ای از جامعة صدراسلام را به نمایش گذارد.
حضور اخوان المسلمین پاسخی به پریشانی اوضاع جهان عرب بود
 گروه اندیشه خبرگزاری تقریب: مسئله تقریب مذاهب یکی از مهم‌ترین ایده‌هایی است که اندیشمندان و دلسوزان مسلمان از روزگار آغازین اسلام تا به حال، بر مبنای تعالیم اسلامی و دیانت حقّه توحیدی پیگیر آن بوده و در مقابله با دشمنان اسلام و مسلمانان  آراء و نظریاتی را در ابعاد مختلف، متناسب با مقتضیات زمان، ارائه کرده‌اند. در دهه‌های اخیر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) منادی ایده تقریب مذاهب بوده‌اند.
هم‌اکنون نیز فضای هم‌آوایی، هم‌گرایی و تقریب در بین مسلمانان با اندیشه‌های انقلاب اسلامی سیر تکاملی دارد و ادامه این روند مستلزم این است که عموم مسلمانان اتفاق خود را در اصول آیین مقدس اسلام در نظر گرفته و تفرقه عملی را کنار گذاشته و در یک صف قرار گیرند.
در این راستا خبرگزاری تقریب طی سلسله گزارش هایی جهت معرفی و آشنایی  به زندگی نامه شخصیت های تقریبی برجسته جهان اسلام پرداخته است؛
در سومین شماره از این گزارش به بررسی زندگی نامه حسن البنا پرداخته‌ایم که در ادامه می‌آید:

 

زندگی نامه حسن البنا
حسن البنّا، بنیان گذار و رهبر کل جمعیّت اسلامی اخوان المسلمین در رمضان 1324/ اکتبر 1906 در دهکدة محمودیه در دلتای نیل، از نواحی بحیرة مصر، به دنیا آمد. پدرش «احمدبن عبدالرحمان»، از عالمان پرهیزکار و ازشاگردان «شیخ محمدعبده» بود که علاوه بر امامت جماعت مسجد دهکده،  به علوم اسلامی نیز وقوف داشت. ویژگیهای علمی و دینی پدر تأثیر بسزایی در شخصیت البنا برجای گذاشت. او حفظ و قرائت قرآن را نزد پدر آموخت و در طول عمر خود از کتابخانة غنی او که مشتمل بر کتابهای مذهبی، حدیث و تفسیر قرآن بود استفادة شایانی برد.
البنا با روحیة برخوردار از آموزشهای مذهبی خانواده و با نبوغی که در مدیریت و سازماندهی داشت، در مدرسه، رئیس «جمعیة الاخلاق الادبیة» شد و به دنبال آن با کمک سایر محصلان «جمعیة منع المحرمات» را برپا کرد.
 در نوجوانی ، در 1339، وارد «مدرسة المعلمین الاولیه » (دانشسرای مقدماتی معلمان)، در دَمَنهور شد و از همان زمان با شرکت در مراسم صوفیان فرقة «حصافیه» و مشاهدة روحیة آزادمنشانه و تواضع و ادب اعضای آن، به این فرقه علاقه مند شد و در رمضان 1341 رسماً به سلک این طریقت درآمد و تقریباً در تمامی مدت زندگی اش ، پیوند خود را با جوانان این فرقه حفظ کرد. آموزشهای معنوی این فرقه ، بویژه شخصیت شیخ ایشان ، عبدالوهاب حصافی ، تأثیر بسزایی بر البنا گذاشت.
البنا در کنار تحصیل و بر مبنای جنبه های عملی شیوة صوفی گرایانه اش، انجمن خیریّه ای به نام «الجمعیة الحصافیة الخیریة» بنیان گذاشت که می باید آن را منشأ شکل گیری «اخوان المسلمین» دانست. این جمعیت با مفاسد اخلاقی و آثار سوء فعالیت گروههای تبشیری مسیحی مبارزه می کرد.
پس از اتمام دورة تحصیلات در دانشسرای مقدماتی معلمان، در شانزده سالگی به قاهره رفت تا در دارالعلوم که مؤسس آن محمد عبده بود و رشیدرضا  نیز تا زمان مرگش (1314 ش / 1935) در آنجا تدریس می کرد، تحصیل کند.
جمعیة الشُبّانِ المسلمین مقدمه ای بر شکل گیری اخوان
به دنبال غیردینی شدن جامعة ترکیه در زمان آتاتورک و ظهور روزافزون اندیشه های غیردینی و مادی در جامعة مصر، البنّا ضمن حفظ تماس خود با رشیدرضا و مجلة علمی و دینی المنار، با گروهی از مردان مذهبی «جمعیة الشُبّان المسلمین» (انجمن جوانان مسلمان) را برای مقابله با اندیشة مادی و ضددینی راه اندازی کرد. در ضمن، به تربیت گروهی از دانشجویان دانشگاه ازهر و دارالعلوم برای سخنرانی در مساجد، قهوه خانه ها و اجتماعات عمومی همت گماشت و آنان را سازماندهی کرد.
عملکرد اخوان المسلمین در دوره حسن بنا
در سال 1932 م تشکیلات و رهبری اخوان به قاهره منتقل گردید و پس از آن کنگره های مختلفی توسط اخوان المسلمین برگزارشد.
با تلاشهای مستمر او، اخوان روز به روز گسترش یافت ، و شعبه های آن در شهرهای مختلف از چهار شعبه در 1308ش / 1929 به هزار شعبه در 1327ش /1948 رسید و بین 1325ـ 1327 ش / 1946ـ1948 نیز شعبه هایی در فلسطین ، سودان ، عراق و سوریه دایر شد.

اخوان المسلمین به تدریج به یکی از قدرتمندترین سازمانهای مصر تبدیل شد، و توانست حمایت مردمی را چنان سازماندهی کند که هیچ جنبش اسلامی دیگری در قرون اخیر قادر به آن نبوده است. عامل دیگری که بر محبوبیت اخوان افزود و به رویکرد این سازمان به فعالیتهای سیاسی قوت بخشید ناآرامیهای فلسطین و دفاع از حقوق فلسطینیان در مقابل صهیونیسم بود. این در حالی بود که البنا از زمان تأسیس اخوان تا جنگ جهانی دوم ، نه تنها خود از مداخله در سیاست دوری می کرد بلکه به پیروانش نیز چنین توصیه ای می نمود، اما این به معنای رضایت او از جریان تحولات سیاسی جهان اسلام نبود. با شروع نا آرامی های فلسطین، مداخلة فعال اخوان المسلمین در امور سیاسی، با مقالة البنا در اولین شمارة النذیر در خرداد 1317/ مه 1938، آغاز شد. درسال 1946م بعد از جنگ جهانی دوم ، البنا در مقاله ای  با عنوان «الاسلام، سیاسةٌ و حکم» اعلام کرد که مسلمان نمی تواند از پرداختن به مسائل سیاسی و امور و شئون امت اسلامی غافل باشد، و نیز در تعریفی از اخوان المسلمین ، ضمن برشمردن ویژگیهای گوناگون این سازمان آن را یک گروه سیاسی خواند.
عوامل موفقیت تشکیلات اخوان المسلمین و نقش حسن البنا
عمده ترین عوامل دوام مبارزه ی اخوان به قرار زیر است:
1)     تشکیلات نیرومند و منسجم اخوان المسلمین.
2)     تبلیغات گسترده و جهانی.
3)    هماهنگی شعارها و آرمان های اخوان که از سر خلوص و اسلام خواهی بود با رفتار و سیره ی آنان.
البنّا و تاثیر او بر سایر جنبش ها
زمانه ی حسن بنا بسیار زمانه پرآشوبی بود و اغتشاشات از یک سو و غرب زدگی از سوی دیگر هجوم آورده بود. حسن البنا درست در متن این بحران و نابسامانی متولد شد و رشد کرد.
به این ترتیب می توان گفت ظهور اخوان المسلمین به رهبری حسن البنا پاسخی به پریشانی اوضاع عمومی مسلمانان - به ویژه اوضاع مصر- و اثبات ناتوانی حکمرانان کشورهای اسلامی و جهان عرب بود. پس از تاسیس اخوان در مصر و شعبه های آن در سوریه، سودان، اردن، لبنان، فلسطین، اندونزی، پاکستان، تونس، الجزایر، مراکش، لیبی، عربستان، عراق و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، جنبش های اسلامی در همه جای جهان اسلام و حتی مسلمانان کشورهای غربی، کم و بیش تحت تاثیر آن قرار گرفتند و وابستگی تشکیلاتی با اخوان المسلمین بر قرار کردند.
ریشه تفکرات اصلاحی حسن بنا
حسن از تعالیم طریقه حصافیه تاثیر پذیرفته و پس از انتقال به قاهره، به «جمعیت مکارم اخلاق اسلامی» پیوست. برای وی بیش از هرچیز بازسازی مرجعیت و رهبری امت اسلام که منجر به وحدت و استمرار حرکت اسلامی می شد، اهمیت داشت.
بنا به عنوان شاگرد رشید رضا و کسی که از او تاثیر بسیار پذیرفته بود، از آغازگران سنت گرایی دارای عقیده ی سلف خالص بود.
البنا در طول زندگی کوتاه و پر تلاش خود کوشید تا نمونه ای از جامعة صدراسلام را به نمایش گذارد. به نظر البنا، کمال مطلوب اسلامی در اولین نسل مسلمانان نهفته بود؛ دوره ای که اصول قرآن مراعات می گردید و فارغ از تشخص ملیتها، اسلام تنها  «ملیت» محسوب می شد. به نظر او، بین جوامع موجود اسلامی و اسلام واقعی فاصله ای افتاده بود که عقب ماندگی مسلمانان را موجب شده بود. به همین دلیل ، او در صدد احیای اسلام بود تا نه تنها مسلمانان را از چنگ جهانخواران رهایی بخشد بلکه انسانیت را نیز زنده کند. او معتقد بود که به جای فلسفه و مادی گری اروپا، این فرهنگ و تمدن اسلام است که باید پذیرفته شود
این اعتقاد به این معنا نبود که بنا در بازسازی جامعه ی اسلامی، با همه شیوه های غربی مخالف است، بلکه تفکر بنا ریشه در سنت گرایی و اصلاح جامعه بر اساس موازین دینی داشت.
البنا با «جدایی دین از سیاست» (سکولاریسم ) و نیز ملی گرایی غیردینی که نقشة آن را در 1920 ساطع الحُصْری ریخت و میشل عفلق 1940 آن را در سوریه اعمال کرد، (وبعد مرگ البنا در زمان ناصر به اوج خود رسید) بشدت مخالف بود. همچنین دربارة عرب گرایی بر این عقیده بود که اسلام هیچگونه مرز جغرافیایی ، یا اختلافات نژادی یا شهروندی را به رسمیت نمی شناسد. البنا تمام مسلمانان را یک «امت » و کشورهای مسلمان را تنها یک کشور می دانست ، به همین دلیل ، گرایشهای ناسیونالیستی جدید، بویژه فاشیسم و نازیسم را محکوم کرد.
مهمترین شاخصه های فکری البنا و اخوان:
تأسیس‌ حکومت‌ اسلامى‌: از اهداف‌ روشن‌ و استوار البنا از ابتدا پى‌ افکندن‌ حکومت‌ اسلامى‌ و اجرای‌ دقیق‌ و کامل‌ احکام‌ شریعت‌، بود و راه رسیدن به آن را ایجاد آگاهی و حرکت اجتماعی در میان مردم می دانست و این آرمان از کنگرة پنجم‌ به‌ بعد، رسما اعلام شد.
ضرورت‌ حکومت‌ اسلامى‌، از تلقى‌ اخوان‌ از اسلام‌ برمى‌خیزد، از این‌ لحاظ اسلام‌ دینى‌ است‌ جهانى‌ و جامع‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌ نظام‌ دقیقى‌ برای‌ تمامى‌ شئون‌ زندگى‌ ارائه‌ کرده‌ است‌ و هرگز از حل‌ مشکلات‌ بشری‌ ناتوان‌ نمى‌ماندکه بنا در « رسالة التعالیم‌» دیدگاههای‌ خود را دربارة اسلام‌ آورده‌ است‌. او تأسیس‌ حکومت‌ اسلامى‌ را به‌ شکل‌ خلافت‌ و حول‌ محور خلیفه‌ در شمار اساسى‌ترین‌ اصل‌ برنامة جمعیت‌ مى‌دانست‌.
امام حسن البنا در رساله (اخوان المسلمین زیر پرچم قرآن) می‌گوید:
«ای اخوان المسلمین: و بلکه‌ ای همه‌ی مردم، ما یک حزب سیاسی نیستیم اگر چه سیاست بر پایه‌های اسلامی در ریشه‌ی اندیشه‌مان باشد، و یک انجمن خیریه هم نیستیم هرچند که کار نیک و اصلاح از بزرگ‌ترین اهداف ما باشد، و یک تیم ورزشی هم نیستیم اگر چه نرمش بدنی و روحی از مهم‌ترین ابزار ما باشد.
ما هیچ کدام از این‌ها نیستیم؛ همه این‌ها را هدفی موقت، محدود و کوتاه مدتی می‌طلبد که فقط به خاطر میل به تشکیل یک گروه و به هدف برچسب القاب اداری خوردن، بوجود آمده است. ولی ما‌ ای مردم: اندیشه و باور، اساس و برنامه‌ای داریم که مکان و زمان و جنس نمی‌شناسد و مرزهای جغرافیایی را در می‌نوردد و تا زمین را از خداوند به ارث نبرد پایان نخواهد یافت؛ چراکه این برنامه‌ی پروردگار جهانیان و روش حضرت رسول الله است».
نقش زنان در اجتماع
در بخش‌ مربوط به‌ زنان‌ و مسائل‌ و مشکلات‌ آنان‌ نیز اخوان‌ المسلمین‌ توجه‌ خاص‌ داشتند. هر چند دیدگاههای‌ رهبران‌ اخوان‌ و یا شاخه‌های‌ مختلف‌ آن‌ در این‌ موضوع‌ متفاوت‌ بود، اما همه‌ طرفدار فعالیت‌ اجتماعى‌ زنان‌ و رشد فرهنگى‌ و علمى‌ و تربیت‌ درست‌ آنان‌ بودند. نخستین‌ مؤسسة وابسته‌ به‌ تشکیلات‌ اخوان‌، «مدرسة امهات‌ المؤمنین‌» بود که البنا در محرم‌ 352 در اسماعیلیه‌ بنیاد نهاد. پس‌ از آن‌ نیز تشکیلات‌ «رهبری‌ مرکزی‌ زنان‌ مسلمان‌» در مرکز عام‌ اخوان‌ پدید آمد. همچنین درسالهای‌ فعالیت‌ پنهان‌ اخوان‌ و سرکوب‌ ایشان‌، این‌ زنان‌ به‌ رهبری‌ زینب‌ غزالى‌ نقش‌ مهمى‌ در سرپرستى‌ خانواده‌های‌ اعضای‌ زندانى‌ اخوان‌ برعهده‌ داشتند. با اینهمه‌، با بى‌حجابى‌، اختلاط زن‌ و مرد، مساوات‌ کامل‌ زن‌ و مرد، و حتى‌ با نمایندگى‌ زنان‌ در مجلس‌، یا زمامداری‌ آنان‌ سخت‌ مخالف‌ بودند.
مخالفت‌ با استعمار و طرفداری‌ از استقلال‌ کشورهای‌ اسلامى
 این‌ هدف‌ از مهم‌ترین‌ مواضع‌ سیاسى‌ اخوان‌ المسلمین‌ است‌ و بنا آن‌ را در عرض‌ هدف‌ مهم‌ دیگر، یعنى‌ تأسیس‌ دولت‌ اسلامى‌ قرار داده‌ است‌.  بنا در روزگار خود دولت‌ بریتانیا، ایتالیا و فرانسه‌ را دشمن‌ اسلام‌ مى‌شمرد. و مخالف‌ همة اشکال‌ استعمار بود.
اخوان‌ المسلمین‌  به‌ رغم‌ مخالفت‌ شدید با ملیت‌ گرایى‌- وحدت‌ ملى‌، وحدت‌ عربى‌ و سرانجام‌ وحدت‌ اسلامى‌ را برای‌ مبارزه‌ با استعمار و استیلای‌ خارجى‌ مفید و حتى‌ ضروری‌ مى‌دانستند. پس‌ از تأسیس‌ اتحادیة عرب‌، اخوان‌ از آن‌ استقبال‌ کردند، به‌ ویژه‌ آن‌ را مقدمه‌ای‌ برای‌ حل‌ مسألة فلسطین‌ دانستند؛
وفات
در اوایل زمستان 1327، اواخر 1948، اخوان بزرگترین خطر برای پادشاهی مصر تشخیص داده شد و تلاشهای شخصی البنا برای مذاکره با دولت نُقراشی پاشا، زمانی که نخست وزیر تمام اوقات خود را صرف مبارزه با اخوان المسلمین می کرد، ناموفق ماند. البنا در «القول الفصل »، تصمیم نخست وزیر به انحلال اخوان را ناشی از فشار انگلستان و یهودیان و آمریکا عنوان کرد و در پایان مقاله اش نوشت که حکومت درصدد ترور اوست. پیش بینی البنا صحیح بود و بالاخره در پی ترور نقراشی در 7 دی 1327/ 28 دسامبر 1948، البنا در 23بهمن 1327/12 فوریة 1949 به دست عوامل دولت ، منجر شد.

انتهای پیام/




 
نام شما
آدرس ايميل شما