تاریخ انتشار۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۰۲
کد مطلب : 371289

​صدای باسم کربلایی برای یک انیمیشن ایرانی/ماجرای مدیری که فقط دغدغه‌اش پر کردن آنتن تلویزیون بود

مدیر هنری و اجرایی «شکراً یا حسین»: تلویزیون ما صبح تا شب کارهایی را نشان می‌دهد که مثلاً می‌خواهد بیننده جذب کند اما با کارهای ضعیف و اغراق شده عاری از هنرهای به روز این اتفاق نمی‌افتد؛ واقعاً تلویزیون ما چیزی برای عرضه برای کودک ندارد.
​صدای باسم کربلایی برای یک انیمیشن ایرانی/ماجرای مدیری که فقط دغدغه‌اش پر کردن آنتن تلویزیون بود
وقتی «شکراً یا حسین» با صدای باسم کربلایی در فضای مجازی منتشر شد همه می‌دیدند و کسی به ایرانی بودن این انیمیشن توجه نکرد. حتی در آن مجلس عزاداری که این کار را می‌دیدند و از تماشای آن لذت می‌بردند اما نمی‌دانستند این محصول فرهنگی کار یک گروه ایرانی است. این گروه ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران کار می‌کنند و هیچ وابستگی به خارج از کشور ندارند. در یک استودیوی ساده و بدون هیاهو فعالیت می‌کنند و از خیلی موسسه‌های وابسته به سازمان‌های دولتی که کار جلوه‌های رایانه‌ای و انیمیشن‌سازی انجام می‌دهند جلوتر هستند. چرا که استودیوی انیمیشن‌سازی و جلوه‌های ویژه فاطمه‌الزهرا(س) در بازار رقابتی و عرضه به خارج از کشور بسیار موفق عمل می‌کنند و حتی سفارش‌هایی هم از کشورهای خارجی به این انیماتورهای توانمند بدون ادعا می‌شود که نمونه بارز آن همین «شکراً یا حسین» است که عرضه کردند. فارغ از بهره‌مندی ویژه رده‌های سنی کودکان و نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان هم به واسطه محوریت این انیمیشن یعنی باسم کربلایی که یکی از برندهای مداحی در جهان اسلام به شمار می‌رود این انیمیشن را بارها در فضای مجازی دانلود و احتمالاً به زودی در قاب تلویزیون‌های اسلامی و شاید هم با نیم‌نگاهی حمایتی از سوی سازمان صداوسیما همزمان با ایام اربعین حسینی روی آنتن هم برود. جواد مطوری رئیس این گروه و استودیویی فعال فاطمه‌الزهراست که به محل کار او رفتیم و از نزدیک با توانمندی‌های انیماتورها و گروه فعالش آشنا شدیم. جوانان توانمندی که ادعا ندارند ولی می‌توانند سرویس‌های فنی ارائه دهند که بابت آن ارزهای هنگفتی به بیرون از کشور می‌رود. جوانان با استعدادی که هر روز شاهد مهاجرت‌هایشان به بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی هستیم، چون مخصوصاً‌ در موسسات انیمیشن‌‌سازی و گرافیک‌های کامپیوتری قدر آن‌ها را ندانسته و البته دستمزدهای پایینی می‌گیرند که در مقایسه با کشوری همچون مالزی یک ششم درآمد ماهیانه یک فعال جلوه‌های رایانه‌ای هم دریافت نمی‌کنند. این‌ها بخشی از گفت‌وگوی خبرنگار فرهنگی تسنیم با این جوان فعال انیمیشن‌ساز و رئیس استودیوی فاطمه‌الزهراست که مدیریت هنری و اجرایی ساخت انیمیشن «شکراً یا حسین» را نیز برعهده داشت.





مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

حضور ما در مفهوم وسیع «سی‌جی»، 14 ساله شد

*به عنوان مقدمه بحث بفرمایید که کار انیمیشن‌سازی و جلوه‌های ویژه را از کجا شروع کردید و چه سوابقی از خودتان به جای گذاشتید؟

حدود 14 سال در صنعت سی‌جی فعالیت دارم. سی‌جی شامل مفهوم وسیعی است از انیمیشن معماری گرفته تا ویژوآل افکت که در زمره کامپیوتر گرافیک قرار می‌گیرند. انیمیشن در واقع خودش به لحاظ فنی یکی از زیرشاخه‌های کامپیوتر گرافیک است و ابزار تولید آن همان ابزارهایی است که بقیه حیطه‌های سی‌جی را شامل می‌شود. یعنی به عبارت بهتر سینما از همان ابزارهای جلوه‌های رایانه‌ای بهره می‌گیرد که در انیمیشن معماری، فانتزی و به طورکل انواع انیمیشن، استفاده می‌شود. بنابراین در تمامی این حیطه‌ها سعی کرده‌ایم یک تجارب هرچند اندک بدست آوریم.

کار تجاری ما را از عرضه محتوا دور نکرد

خوشبختانه در چند سال اخیر به خصوص در سینما فعالیت‌های چشمگیری داشتیم و توأمان در حوزه انیمیشن‌تری‌دی هم محصولاتی را عرضه کرده‌ایم. البته انیمیشن‌های تری‌دی بیشتر به خاطر بحث توقعات بالای کیفی بیشتر حالت سفارشی و تجاری دنبال شده است. چرا که کارهای غیرتجاری معمولاً توانایی پوشش هزینه‌های هنگفت محصولات انیمیشن کیفی را ندارند و به همین دلیل به سمت کارهای تجاری انیمیشنی رفته‌ایم و تنها در قالب کسب نوآوری و تجربه هنری صنعت انیمیشن‌سازی ورود کرده‌ایم. در حوزه ویژوآل افکت 45 اثر سینمایی هم کارهای خوب و با کیفیتی عرضه شده که غالباً به آن‌ها می‌بالیم. البته در کنار جلوه‌های رایانه‌ای که خیلی کار جذاب و تأثیرگذاری در صنعت سینما و دنیای تصویر محسوب می‌شود، انیمیشن تری‌دی را با جدیت دنبال می‌کنیم و هر دو حیطه برایمان جذاب و به آن مشغول هستیم.

«شکراً یا حسین» قریحه انیماتورهای ما را دو چندان کرد

*با وجود تجربه شما در دو حوزه ساخت جلوه‌های ویژه آثار سینمایی و فعالیت در صنعت انیمیشن‌سازی، انیمیشن این روزها استقبال چشمگیری پیدا کرده و تبدیل به صنعتی شده که مخاطب به طور ویژه به جدیدترین‌هایش نظر دارد. مصداق عینی این تحلیل را می‌توان در فراگیری دانلودها و استقبال در جشنواره‌ها و حتی فروش بلامنازع آن در گیشه به وضوح مشاهده کرد. ضمن اشاره‌ای به این تحلیل بفرمایید چرا با تِم مذهبی به صنعت انیمیشن‌سازی ورود کردید؟

همان‌‌طور که از نام استودیوی ما پیداست{فاطمه‌زهرا(س)}، ترجیح ما کارهای مذهبی است ولی اینکه آیا شرایط کار مذهبی با کیفیت پیش‌آمده؟ این امری است که مطلقا تا به حال به نظرمن اتفاق نیفتاده به جز کار «شکراً یا حسین» که آن هم به سفارش دوستان آن سوی مرزها بوده است. سفارش خوب و با کیفیتی که برای انتشار عقیده و مذهب ما اتفاق افتاد؛ از ما یک کار دَم دستی هرچند با دقیقه بالا نخواستند- کار تأثیرگذار فراگیر با کیفیت ساختند- سفارش با کیفیت است که انگیزه‌ها و قریحه‌های ما را دو چندان می‌کند؛ توانمندی‌ها و استعدادهای جوانان ما مرزی ندارد فقط ما آن‌ها را دست کم گرفته‌ایم و وقتی می‌روند بیشتر از آن‌ها بهره‌مند می‌شوند و تازه می‌بینند که این جوان چقدر توانایی داشته و نتوانستند از این توانایی‌ها بهره وطنی ببرند.

تولید «شکراً یا حسین» در بازار کشورهای اطراف هم بلامنازع بود

 واقعیت این است که هزینه‌های تولید انیمیشن کیفی فارغ از اینکه در چه فرم و تمی است تجاری، مذهبی یا غیرمذهبی یک وجه اشتراک در تولید دارند که طبیعی است تولید کارهای با کیفیت نیازمند داشتن متخصصانی است که آن متخصصان طبیعتاً هزینه‌های تولید را به شکل خیلی جدی متأثر از پوشش مالی می‌کند. در کار «شکراً یا حسین» یک حداقل‌هایی فراهم شد برای اینکه یک کار نسبتاً کیفی تولید کنیم. البته محدودیت‌های زیادی به لحاظ زمانی فشرده در اختیار داشتیم. کل کار حدوداً 55 روزه تولید شد، فکر می‌کنم در این مدت محدود، کار بزرگی انجام داده‌ایم. زیرا در بازار کشورهای اطراف هم کار سختی به لحاظ تولید بوده است. یک همتی در مجموعه بود که این کار به نحو شایسته و در زمانی فشرده به تولید رسید.



هیچ‌کس نمی‌دانست «شکراً یا حسین» را جوانان ایرانی ساخته‌اند

*مجموعه فاطمه الزهرا(س) فعالیت می‌کنید به هیچ سازمانی وابستگی ندارد؛ چطور در این شرایط وخیم اقتصادی ترجیح‌تان کار فرهنگی و هنری است؟

بله درست اشاره کردید که مجموعه ما کاملاً مستقل است و به هیچ سازمانی وابستگی نداریم. برای ما جذاب است که کار تجاری زیاد انجام می‌دهیم، چرا که 90 درصد تولیدات‌مان را کارهای سفارشی و تجاری پر کرده‌اند و درصد کمی که باقیمانده و البته ترجیح‌مان بیش از این درصدهاست به کار مذهبی پرداخته می‌شود. البته اتفاق امسال{شکراً یا حسین} مطمئن هستم فتح بابی می‌شود برای اتفاقات بهتر و با کیفیت‌تر. زیرا بعد از اینکه منتشر شد بسیاری از دوستان سوال می‌کردند ماجرا از چه قرار است ولی هیچ‌کسی احتمالی نداد که این کار در ایران ساخته شده است. حتی در یک مجلس عزای حضرت سیدالشهداء(ع) این انیمیشن دست به دست شده بود و آن‌ها هم نمی‌دانستند که این کار را یک گروه ایرانی انجام داده‌اند و مدیر پروژه ما در آنجا این شفاف‌سازی را انجام داد.

ما نتوانستیم فریاد بزنیم ما ساخته‌ایم!

*چرا این اطلاع‌رسانی را انجام ندادید؟

می‌دانید که این کار کمتر از دو هفته است در معرض دید مخاطب قرار گرفته است. ما به دلیل یک مقداری مشغله کاری هنوز فرصت انتشار به زبان فارسی و مطرح شدن در وب سایت‌مان را هم نداشتیم. معمولاً کارها از لحظه انتشار تا عرضه همراه با تبلیغ یک مقداری با تأخیر انجام می‌شود. البته از نظر رسانه‌ای بعد از تأخیر یک ماهه، فعالیت اطلاع‌رسانی ما بی‌تأثیر است اما همین شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به پشتوانه کار مذهبی که انجام دادیم این کار را در سطح گسترده‌ای نشر خواهند داد و همه می‌فهمند که این کار، کار ایرانی‌هاست.

برخی از رسانه‌ها دانسته ما را یاری ندادند

یک بخشی از این ضعف به تولیدکننده برمی‌گردد که پوشش رسانه‌ای برعهده اوست؛ ما این ضعف را می‌پذیریم. البته یک مقداری رسانه‌ها هم می‌توانستند ما را یاری دهند که این کار را نکردند. با اینکه برخی می‌دانستند و در شبکه‌های اجتماعی هم با خبر شدند اما این اتفاق نیفتاد. چون ما یک مجموعه خصوصی هستیم و برخی از مجموعه‌های وابسته دولتی از ارتباطات فراگیر رسانه‌ای بهره می‌برند و این کار به نحو مطلوب انجام می‌شود. بیشتر تمرکز ما روی تولید است و از بخش‌های رسانه‌ای به نحو گسترده‌ای بهره نمی‌بریم.

صدای «باسم کربلایی» در لبنان ضبط شد

*انیمیشن «شکراً یا حسین» به چند زبان عرضه شد؟

شنیدم که برخی می‌گفتند این انیمیشن، زیرنویس فارسی ندارد؟ «شکراً یا حسین» چند روزی است که از زیرنویس فارسی هم بهره می‌برد. در آپارت 8 زبان زیرنویس دارد و تا ازبکستانی هم پیش رفته‌ایم و در یوتیوپ هم 9 زبان زیرنویس شده است. مجموعه «باسم کربلایی» این کار را تهیه‌کنندگی کرده‌اند. ماجرای این سفارش هم برمی‌گردد به عباس یوسفی کارگردان «شکراً یا حسین» و مسئول کارهای این مداح معروف جهان اسلام که با ما ارتباط داشتند و کار به ما پیشنهاد شد. هزینه‌های پروژه از سمت مجموعه «باسم کربلایی» تأمین شد و سناریو را به ما تحویل دادند. از سناریو به بعد با ما بوده و فقط صدای «باسم کربلایی» در لبنان ضبط شد و صدایش را در اختیار ما قرار دادند. زیرا انیماتورهای ما بایستی صدا را با حرکات لب و حتی دیگر اقسام بدن یکسان می‌کردند. کار بیش از 90 پلان جلو رفت و ما از اکثر امکانات نرم افزاری استفاده کردیم. از شبیه‌سازی لباس و مو تا ابزارهایی که در اختیار داشتیم برای این کار استفاده شد.





*امثال «باسم کربلایی» برای مخاطب ایرانی نوستالژی دارند و از طرفی مورد اقبال مخاطبان جهان اسلام هستند. وقتی این کار پیشنهاد شد شما ناگزیر قبول کردید و آیا به تبعات ساخت این اثر هم فکر کردید؟

مطمئن بودیم این کار رشد و توسعه در پی خواهد داشت. چون سفارش دهنده ما حضرت اباعبدالله(ع) بودند نه «باسم کربلایی»! چون در طول مسیر شاهد عنایت‌ها و معجزاتی هم بودند. منظورم از معجزه پیش‌بینی‌هایی که فکر می‌کردیم در بخش‌هایی کار با تعلل پیش برود ولی به شکل معجزه‌آسایی انجام می‌شد. فارغ از مسیر سخت، بیش از 90 پلان در 55 روز جمع کردن کار سختی است.یعنی در واقع 1.6 پلان باید در یک روز انجام می‌شد آن هم با این کیفیت، نمونه رفرنس کاری ما کار تجاری یک برند تجاری بود که هرکدام را در 4 ماه می‌ساختیم که 35 پلان داشت ولی این کار بیش از 90 پلان بود و تقریباً با آن کیفیت در 55 روز. مطمئن هستم یک انرژی مضاعفی در پشت آن بود مگر نه آنقدر زود و با کیفیت تولید نمی‌شد.

معجزه در بخش انیمیت اتفاق افتاد

عصای حضرت موسی(ع) هم که نبوده! نامش را معجزه نگذاریم بهتر است، من می‌گویم عنایت؛ مثلاً فکر می‌کردیم بخش انیمیت(متحرک‌سازی) که یکی از سخت‌ترین بخش‌هاست و ما معطل بشویم، بخش متحرک‌سازی ما بود. اما به مرور با پیگیری‌های گروه تولید و تلاش شبانه‌روزی انیماتورها که با علاقه و عشق خاصی این کار را به سرانجام رساندند کار اتفاقاً در بخش متحرک‌سازی به ویژه جلو رفت و هیچ معطلی در کار نبود. بخشی که می‌ترسیدیم مسیر خودش را جلوتر از بقیه مسیرها، جلو رفت.

معجزه یعنی کار شش‌ماهه، 55 روزه تولید شود

*با تیم باسم کربلایی به نتیجه رسیدید که این کار به اربعین برسد؟

واقعیت این است که خود "باسم کربلایی" شخصیت معروفی است و ویدئوهایش غالباً میلیونی در یوتیوپ دیده می‌شود. قابل پیش بینی بود این کار دیده بشود. به واسطه تخصص و کیفیت بالای کارهای ایشان است. الان "باسم کربلایی" یکی از با کیفیت‌ترین مداحان جهان اسلام هستند. ولی بحث عنایت اهل‌بیت، کمک‌ها و امدادهای غیبی به این کار می‌شد انکارناپذیر است. ولی بخش زیادی از بچه‌های تیم می‌گفتند این کار نمی‌رسد و بعداً همه تلاش‌شان را کردند این کار برسد و رسید. یعنی در واقع کار شش ماهه، کمتر از دو ماه به تولید رسید.

«شکراً یا حسین» تلویزیونی هم هست اگر بخواهند

*عرضه آن در همین فضای مجازی و رسانه‌ها متوقف می‌شود یا به تلویزیون هم می‌آید؟

یک نسخه تلویزیونی دارد که با یکسری اصلاحات فنی این هفته آماده پخش از تلویزیون‌های اسلامی می‌شود. چرا که نسخه تلویزیونی نیاز به گسترش سایز و اصلاحات خاصی بوده که در حال انجام است. البته نمی‌دانم که قرار است در صداوسیمای خودمان هم پخش بشود، ایده خوبی دارد بد نیست که این اتفاق بیفتد. این طور هم نیست که فقط بتوان در شبکه‌های برون‌مرزی مثل العالم، پرس‌تی‌وی و یا آی‌فیلم آن را نشان داد و شبکه‌های سراسری بسیار موردتوجه قرار می‌گیرد. چون تاکنون بسیاری از مستندها و کلیپ‌ها و نماهنگ‌هایی روی آنتن رفته که با زیرنویس بوده است و مشکلی ایجاد نمی‌کند.

«شکراً یا حسین» ثابت کرد "می‌توانیم" و بهانه نیاورید

*از این دست کارها چقدر انجام دادید؟

متأسفانه کم بوده، البته سفارش و خواستگاه هم کم بوده است. ما به هر حال مجموعه‌ای هستیم تألیف را به معنای تولید اثر فارغ از سفارشی بودن، انجام می‌دهد. فکر می‌کنم «شکراً یا حسین» یک فتح بابی بشود برای اشخاص و سازمان‌هایی که دغدغه کار مذهبی دارند و بهانه داشتند کار کیفی نمی‌توان انجام داد این کار ثابت کرد که "می‌توانیم". البته منکر کارهای کیفی تولیدکنندگان در گذشته نیستیم و مطمئناً کلی کار خوب قبل از این «شکراً یا حسین» داشته‌ایم. ما پیش از این یک کار کوتاه برای مبعث حضرت رسول(ص) تولید کردیم و در یکسری از جشنواره‌ها رفت و دیده شد. خوشبختانه هر سالی یک اثر مذهبی داریم و بدمان نمی‌آید بیشتر شود ولی به دلیل هزینه‌های بالای کار کیفی مذهبی خودمان نمی‌توانیم از عهده‌اش برآییم و باید منتظر سفارش باشیم.




مخاطب امروز ما کار مذهبی اغراق شده را دوست ندارد

*تفاوت انیمیشن‌های مذهبی با دیگر سبک‌های ساخت انیمیشن در چیست؟

عمده آثار کمپانی "دیزنی"، مذهبی است البته مذهب خودشان...! اما ما به ساخت آثار مذهبی کیفی توجهی نداریم و فقط کمیّت‌ها برایمان حائز اهمیت است. در واقع ما خیلی اغراق شده حرف می‌زنیم و مذهب و عقیده را خیلی برجسته در فضای رسانه{مدیا} مطرح می‌کنیم آوردیم. چرا هنوز باری به هر جهت در این مسیر حرکت می‌کنیم و باور نداریم که الان ذائقه‌ها عوض شده و کودک ما نیاز دارد به اینکه آثاری ببیند در عین سرگرمی یک جنبه اخلاقی و مذهبی نیز برای او داشته باشد. امروز نمی‌توانیم به کودک‌مان یک کار صرف مذهبی نشان دهیم؛ چرا که دیگر برای او جذابیت ندارد.

تلویزیون چیزی برای عرضه به کودک ندارد

تلویزیون ما صبح تا شب کارهایی را نشان می‌دهد که مثلاً می‌خواهد بیننده جذب کند اما با کارهای ضعیف  و اغراق شده عاری از هنرهای به روز این اتفاق نمی‌افتد. واقعاً تلویزیون ما چیزی برای عرضه برای کودک ندارد. شبکه‌هایی که کار کودک می‌کنند اکثراً کارهای خارجی می‌گیرند و با ترجمه و دوبله روی آنتن می‌برند. البته شنیدم قرار است کارهای خوبی را در آینده‌ای نه چندان دور به قاب تلویزیون برسانند اما وضعیت فعلی، چندان مطلوب نیست.

"باسم" در قامت فانتزی با همه خاطره‌بازی می‌کند

*درست است که انیمیشن ماهیتاً مخاطب ویژه‌ای چون کودک و نوجوان دارد اما «شکراً یا حسین» با بزرگسالان هم خاطره‌بازی می‌کند...

نظر شما را قبول دارم؛ مبنای این پروژه صرفاً کودک نبوده است. کودک، نوجوان، جوان و میانسال به خاطر شخصیت «باسم کربلایی» برای یک بار هم شده این اثر می‌بینند. چرا که برایشان جذابیت دارد "باسم" را در قامت یک کاراکتر فانتزی ببینند.

برخورد دَم دستی با تولید یعنی عاقبت نامعلوم چند هزار دقیقه‌ انیمیشن مذهبی

*گسترش آن به شخصیت‌های مذهبی و مداحان دیگر کار درستی است که شاید برخی همچون کارهای دیگر از نوع این کار بدون خلاقیتی، یک نوع کپی‌کاری انجام بدهند؟

به نظرمن باید ابداع رخ دهد و مونتاژ کار نشویم و کپی نشود. این روزها چند تماس تلفنی از چند مداح داشته‌ام و گفته‌اند یک چنین کاری می‌خواهیم. چون شخصیت مذهبی با این نوع آثار ماندگار می‌شود ولی نیاز به ایده‌پردازی جدید و خلاقانه دارد. چرا که برای تماشای آن مرزبندی رده سنی ندارد و همه را دربرمی‌گیرد، اتفاقاً برای بزرگسالان هم نوستالژی دارد. مصداق بارز آن که با انیمیشن دَم دستی برخورد شده چندین هزار دقیقه‌ای است که انیمیشن در این کشور ساخته شده و یک عدد عجیبی کار مذهبی به سرانجام رسیده ولی آن‌ها کجا هستند؟ من منکر ساخت آثار خوب نمی‌شوم اگر یک اثر جدی تولید می‌شد ما باید می‌گفتیم منهای فلان اثر.


ماجرای مدیری که فقط دغدغه‌اش پر کردن آنتن بود

*شاید معنای این عاقبت نامعلوم چندین هزار دقیقه انیمیشن مذهبی برای بسیاری نامفهوم باشد. می‌شود مصداقی و فنی صحبت کنید؟

چون ما همیشه در تلویزیون به خصوص مشکل بزرگی به نام پرکردن آنتن و کنداکتور پخش داشته‌ایم. 10 هزار دقیقه انیمیشن برای پیامبران بسازیم تا 6 ماه کنداکتور ما را پر کند. این ضعیف‌ترین و بدترین نوع نگاه به رسانه است و آن توجه به حجم است. هیچ وقت آن انیمیشن‌ساز نگفته متن این هزاران دقیقه را چه کسی نوشته، فارغ از بحث‌های هزینه‌ای و تولیدی که به آن هم توجه نمی‌شود. یک بار باورتان نمی‌شود چنین دیالوگی را از مدیری شنیدم که خیلی ناامید شدم که می‌گفت: "ما اگر بیاییم آنتن‌مان را پر کنیم با کارهای مذهبی خیلی بهتر از این است که آنتن‌مان خالی باشد و کارهای خارجی نشان دهیم".من در آن‌جا گفتم اگر این کارهایی که ساخته شد مخرب باشد چه؟ چون کار کیفی تولید نمی‌شود و به تعبیر برخی اگر می‌خواهید یک کاری یا موضوعی به سرانجام بدی برسد از آن به بدی یاد کنید و به شکل بدی به نگارش و تولید درآید. یعنی در واقع همین خروجی که الان داریم.



اشکالی ندارد شبکه کمتری داشته باشیم ولی کار کیفی انجام دهیم

الان از میان این همه بزرگان تاریخ جهان اسلام، یک قهرمان تا الان ساخته نشده است. کلی قهرمان داشتند و شخصیت‌پردازی نکردیم. مثلاً می‌گویند برای حضرت موسی(ع) یک 14 هزار دقیقه انیمیشن بسازیم و به مجموعه‌ای چندین میلیارد می‌دهند ولی اصلاً به این نکته فکر نمی‌کنند که سرانجام تولید این کار به کجا می‌رسد و چه بازخوردی دارد؟ اینکه صرفاً عده‌ای مشغول به کار شدند و کاری ساخته شد و آنتن را پر کرد. واقعاً این یک درد بزرگی است که ما همیشه دنبال کنداکتور پخش بوده‌ایم. ما می‌توانستیم از تعداد این شبکه‌هایمان کم کنیم و هیچ‌وقت دغدغه کنداکتور نداشته باشیم تا به جای تمرکز بر روی کمیّت، از کیفیت استفاده کنیم. الان صد کانال داشته باشیم به اندازه یک کانال فلان کشور هم تأثیر نداشته باشد این کار رسانه‌ای چه سودی خواهد داشت. یعنی به شدت این ریزش مخاطب به خاطر عدم توجه به موضوع کیفیت است که در هیچ کدام از کارهای رسانه‌ای خصوصاً در تلویزیون شاهد آن نیستیم.

"متا دیتا" مشخص می‌کند چقدر تلویزیون می‌بینند

*یک سوالی پیش می‌آید که عده‌ای از مدیران ادعا دارند که با توجه به تغییر ذائقه مدیومی مخاطب که می‌بینیم در فضای مجازی گسترش پیدا کرده‌اند و در شبکه‌های ماهواره‌ای با تبلیغات آلوده و ترغیب‌کننده و فضای ویدئویی و نمایش خانگی، برخی از مدیران ما با این تفاسیر هم هنوز بر این ادعا باقی مانده‌اند که مخاطبان خودمان را حفظ کرده‌ایم. نظر شما در این باره چیست؟

من متخصص جامعه آماری نیستم ولی از چیزی که مطمئن هستم این است که یک مقداری این ادعا محل شک است. البته صحبت این مدیران را رد نمی‌کنم ولی با اقتدار تأیید هم نمی‌کنم. ما الان دیجیتال هستیم و می‌دانیم در این ساعت و زمان در فلان شبکه چقدر مخاطب داریم. یعنی این را "متا دیتا" به ما می‌گوید آیا واقعاً فلان برنامه کودک یا فلان برنامه تلویزیونی ما در این لحظه (ساعت و زمان مشخص) آنقدر مخاطب داشته است یا خیر. این می‌تواند یک ادعای علمی باشد که چقدر از این‌ها مخاطب واقعی است و چقدر به واسطه تلویزیون عمومی در آمار ما قرار می‌گیرد. چرا که در فرودگاه یا اماکن عمومی هزار تلویزیون روشن است و این هم مخاطب به حساب می‌آید. این ادعا را رد نمی‌کنم و نمی‌گویم همچنین چیزی نیست ولی تأیید آن منوط به یک سند علمی است و اثبات شود در فلان سال چنین مخاطبی داشتیم و الان چنین مخاطبی داریم.

کجایند ده‌ها هزار دقیقه انیمیشنی که نامی از آن‌ها برده نمی‌شود؟

شما ببینید یک «مختارنامه» و «امام علی(ع)» ساخته شده و بعد از این همه سال هنوز ماندگار و فاخر است؛ یعنی ما یک سرمایه‌گذاری درست انجام دادیم. اما کجایند این ده‌ها هزار دقیقه انیمیشنی که به اسم کار مذهبی سفارش داده شدند و مطمئن هستم صدها میلیارد پول به واسطه آن جا به جا شد بدون آنکه حتی امروز بتوانیم نامی از آن‌ها ببریم. مثلاً بگوییم فلان انیمیشن یک انیمیشن ارزشمندی بوده است. الان همین انیمیشن‌های «ماشا و میشا» که در روسیه ساخته شده و یک سریال بی‌ربطی است که با فرهنگ ما همخوانی ندارد اما تلویزیون در شبکه‌های کودک خودشان آن‌ها را شبانه‌روز ما شب و روز آن را پخش می‌کند. ولی ما از این صدها دقیقه یا هزاران دقیقه‌ای که تولید کردیم و امروز در بین همکاران‌مان قرار می‌گیریم موضوعات مذهبی غالباً کار می‌کنند و هزاران دقیقه می‌سازند که این واقعاً اصولی و منطقی نیست. کم گوی و گزیده گوی...!‌ ما ده دقیقه کار انیمیشنی درست تولید کنیم که هزاران برابر مخاطب خواهیم داشت تا چندین هزار دقیقه انیمیشن بسازیم. ما کلی کار رد کردیم که از ما می‌خواستند 3 هزار دقیقه انیمیشن بسازیم. به این دلیل رد شد که در آن اشکال اساسی وجود دارد. چون ما برای کارهایی که آماده می‌کنیم متن می‌نویسیم و یک تاریخ معقولی برای آماده‌سازی‌اش اعلام می‌کنیم. یعنی اگر بخواهیم چنین کارهای هزاران دقیقه‌ای قبول کنیم در روز باید چند دقیقه انیمیشن تولید شود که یک سفارش غلطی محسوب می‌شود. در تمام این سال‌ها سفارش غلط نگرفتم و نمی‌گیرم. یک انیمیشن 4 دقیقه و 25 ثانیه‌ای «شکراً یا حسین» 55 روز زمان برد و تازه نام عنایت و معجزه را بر روی آن گذاشته‌ام، چون تولید کیفی بیشتر زمان می‌برد ولی این کار به هر نحوی رسید.


متأسفم که استعدادهای انیماتوری‌مان از دست‌مان می‌روند

*انیمیشن‌سازان در این مسیر خیلی مشکلات دارند تا جائیکه بسیاری از آن‌ها ناگزیر به مهاجرت می‌شوند. برخی می‌گویند یا دلیل آن دستمزدهای پایین است یا برخی از مدیران با آن‌ها درست برخورد نمی‌کنند؟

این بحث وسیعی دارد ولی خلاصه می‌گویم. الان کاری به نوسانات قیمت ارز ندارم گرچه تأثیر مستقیم بر هزینه‌های زندگی ما دارد. اما میانگین دستمزد یک نیروی متخصص در ایران از 4 میلیون تا 8 میلیون تومان دستمزد دریافت می‌کند، هرکدام در استودیوی قوی‌تری کار کنند این عدد به 8 میلیون و حتی 9 میلیون تومان هم می‌رسد. الان به مثابه ارزی حساب کنیم، این مبلغ دریافتی در بهترین حالت به 700 دلار می‌رسد. اما همین شخص در مالزی به راحتی ماهی 3000 دلار حقوق می‌گیرد که در ایران معادل حدود 45 میلیون تومان است. درست است به همان نسبت هزینه‌های بالاتری هم دارد ولی برای انیماتور ما زجرآور است که بداند در مالزی یک انیماتور شش برابر یک انیماتور ایرانی حقوق دریافت می‌کند.  البته این اعداد در دفاتر قوی پرداخت می‌شود در دفاتر ضعیف‌تر حقوق‌های پایین‌تر پرداخت می‌شود. در همین استودیو انیماتورهای ما هیچ مزایای حقوق و دستمزد دریافت نمی‌کنند و اصلاً بیمه نیستند. یعنی اگر اتفاق غیرمترقبه‌ای برایشان بیفتد هیچ‌کس پاسخگو نیست و آن فرد ازکارافتاده می‌شود. واقعاً دردآور است که ما در یکسری حداقل‌ها گیر کرده‌ایم و نمی‌توانیم فرد متخصصی که در حیطه خودش با یک متخصص اروپایی برابری می‌کند حتی به مراتب استعدادهای درخشان‌تری دارد را حفظ و تقویت کنیم.

برخی از مدیران می‌گویند "یک اثر گران‌قیمت می‌خواهیم که سری از سرها بیرون بیاورد"

*شما هم قبول دارید که به تعبیر برخی از مدیران ما در صنعت انیمیشن‌سازی به خودکفایی رسیده‌ایم؟

اساساً یک مشکلی با حرف‌زدن مدیران دارم. به طورکل یک مدیر وقتی صحبت می‌کند 90 درصد اطلاعات او تحریف شده است. می‌بینیم یک پروژه‌ای شروع نشده و هنوز در مرحله تصویب قرار دارد نام آن را پروژه فاخر گذاشته‌اند. یک اثر باید تولید بشود و بازتاب‌های آن دیده شود و بعد به آن اثر، فاخر می‌گویند. آن فردی که در مرحله تصویب طرح به آن پروژه فاخر می‌گوید از حداقل‌های شناخت آن صنعت هیچ اطلاعی ندارد. فقط چنین استدلالی را بارها از این نوع مدیران شنیده‌ام که "یک اثر گران‌قیمت می‌خواهیم که سری از سرها بیرون بیاوریم". به لحاظ فنی و تخصصی این اتفاق با سفارش شما مدیر اتفاق نمی‌افتد. در هالیوود کمپانی‌ها قاعده نظام‌مندی دارند که همه‌چیز در اختیار سازندگان آثار است، چون آن‌ها می‌دانند چه اثری باید خلق شود تا آثار و پیامدهای تجاری و غیرتجاری مناسبی داشته باشد؛ در آنجا می‌توان گفت این اثر فاخر است.



انیمیشن‌سازی به خودکفایی رسیده را باید انیمیشن‌سازان بگویند نه مدیران!

اما اینجا فیلمی داشته‌ایم که چندین میلیارد برای آن هزینه شده و بودجه اختصاص دادند اما در گیشه 100 میلیون تومان هم نفروخته است. آثار خیلی با اعداد بزرگتر داشتیم که یک صدم بازگشت تجاری که باید داشته باشد را نداشته‌اند اما هیچ کس هم پاسخگو نیست و یک عذرخواهی هم نمی‌کنند. اینکه می‌گویید مدیران گفته‌اند به خودکفایی رسیده‌ایم، خودش محل بحث است و چه تضمینی است که این صحبت درست است. اینکه گفته‌اند ما در عرصه انیمیشن‌سازی به خودکفایی رسیده‌ایم این را باید انیمیشن‌سازان بگویند نه مدیران! یعنی ما باید از مالکان استودیوها یا از متخصصین فن بپرسیم آیا ما در انیمیشن خودکفا هستیم یا وابسته هستیم. مطمئن هستم همه می‌گویند وابستگی داریم چون ابزارهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری را از بیرون می‌آوریم اما اینکه الان تصور کنیم یک کاری را تولید کنیم با محتوای خودمان، آن را می‌توانیم انجام دهیم ولی بگوییم هیچ وابستگی به بیرون ندارد، گفته غلطی است، چون همه ابزارها و سخت‌افزارها از بیرون می‌آید.


به لحاظ محتوایی خیلی ضعیف هستیم

*انیمیشن به لحاظ محتوایی و فنی چه نمره‌ای به خودش اختصاص می‌دهد؟

از نظر فنی ما نسبت به مقیاس جهانی از نمره 100، با کمی ارفاق نمره 50 یا 60 اختصاص داده می‌شود ولی از نظر محتوا خیلی پایین‌تر از 50 هستیم. چرا که هنوز محتوای غنی برای مخاطب فاصله داریم. در بازار رقابتی یکسری از همکاران ما هستند که با کارهای خارج از کشور مشارکت دارند. حقیقتاً یک اثر موفق زمانی موثر است و دیده می‌شود که جنبانده‌ای را به حرکت درآورده و یا متحرکی را ساکن کند.

ما خیلی آدم‌های عجولی در تولید محتوا نیستیم

* با تلویزیون کار می‌کنید؟

نه. یک مقداری مدل‌های کیفی و هزینه‌های تولید مجموعه‌مان بالاست. تلویزیون به خاطر کمیّت زیاد هزینه‌های پایین‌تری می‌دهد. بنابراین انتخاب اول تلویزیون ما نیستیم! فارغ از پول‌های کمی که ارائه می‌دهند، عجله برای تولید محتوا هم دارد. ما خیلی آدم‌های عجولی در تولید محتوا نیستیم. سینما چون حجم کمتر و سعه صدر بیشتری می‌خواهد ترجیح‌مان سینماست. اگر کاری باشد که حداقل‌های ما را رعایت کند هستیم. ما قانونی برای کار نکردن با تلویزیون نداریم فقط باید انطباق بوجود بیاید. هم تیتراژهای سینمایی "مختارنامه" را کار کردیم و جلوه‌های ویژه "کلاه پهلوی" را کار کردیم.  یک سریالی به نام "همه بچه‌های ما" کار کردیم، ولی اخیراً کار خاصی با تلویزیون انجام نشد. کلیپ ما "ایستاده‌ایم2" را هم جدیداً کار کردیم. در سینمایی هم با بازار داخل و خارج کار می‌کنیم؛ از «فروشنده» اصغر فرهادی تا «دربند» پرویز شهبازی و «بهمن» مرتضی فرشباف و امسال هم در جشنواره فیلم فجر با چند فیلم همچون «طلا» پرویز شهبازی، «سرخپوست» نیما جاویدی و «مسخره باز» همایون غنی‌زاده حضور خواهیم داشت.


تلویزیون چون کشتی بزرگی با محتوای ضعیف توان طی طریق ندارد

*تلویزیون برای اینکه جایگاه مناسبی خودش را حفظ کند باید چه کاری انجام دهد؟

در وهله اول تعداد شبکه‌های اضافه خودش را کم کند، برای اینکه نمی‌تواند آنقدر محتوا برای این همه شبکه تولید کند و ترس ریزش مخاطب پیدا کرده است. ولی مطمئناً اگر یک روزی رئیس صداوسیما بشوم تعداد شبکه‌ها را یک سوم یا یک چهارم می‌کردم. از طرفی بدنه عظیم سازمان را کوچک می‌کردم تا بتوانم کنترلش کنم. الان مثل کشتی بزرگی شده که محتوایش همچون بادبان کشتی، توان راه رفتن رو به جلو را ندارد. برای این کشتی مثل بادبان برای کشتی است تا زمانیکه بادبان کوچکی داشته باشید هرچه قدر کشتی بزرگ باشد توان راه رفتن رو به جلو را ندارد. محتوای تلویزیون ما ضعیف است و به اندازه کافی قوی است. تا زمانیکه نتواند محتوای خوبی تولید کند نمی‌تواند از مخاطب توقع داشته باشد. تلویزیون این ابداع و نوآوری را داشته باشد تا هر بار شبکه‌ای از تلویزیون را ببینیم یک محتوایی به ما بیفزاید نه اینکه وقت مخاطب را بگیرد.  الان کلی رسانه‌های عجیب و غریب در کل دنیا شکل می‌گیرد که به هیچ ارگان دولتی وابسته نیستند اما با جمع‌آوری محتوای قوی، مخاطب را ترغیب کرده‌اند برای تماشایشان ماهانه 10 دلار هم بپردازد.



این فربه شدن در تلویزیون با پول‌سوزی همراه بوده است

چرا هر استان باید یک شبکه داشته باشد مگر فلان استان کوچک چقدر محتوا برای تولید دارد و چقدر در آن استان اتفاق می‌افتد. یک دوره برای همه استان‌ها واحد انمیشن راه انداختند و پول‌سوزی بود و هیچ اتفاقی نیفتاد و بعدها هم مجبور شدند همه را تعطیل کردند. تصمیمی بود که همان موقع می‌توانستند با استفاده از مشاورین کاربلد جلویش را بگیرند که این‌قدر بودجه هم صرف نشود. خدا می‌داند چقدر در آنجا بودجه صرف شد که بگویند تمام استان‌هایمان را مجهز به شبکه کرده‌ایم. واقعاً چند شبکه غنی داشته باشیم و محتوای جذاب در این کانال‌ها باشد، نیاز به این همه فربه شدن نیست. گاهی برای توسعه و ترویج فرهنگ استان می‌توانیم چند ویژه برنامه داشته باشیم.

 
مرجع : تسنیم
نام شما
آدرس ايميل شما