تاریخ انتشار۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۲
کد مطلب : 26681
معرفی و بررسی کتاب

راهکارهای عملی اخوّت اسلامی در افغانستان

راهکارهای عملی اخوّت اسلامی در افغانستان سیدجعفر عادلی (حسینی) مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی چاپ اول/ ۱۳۸۸ش/ ۱۵۰۰نسخه وزیری/۳۵۲ص/ شومیز شابک: ۶-۰۹۲-۱۶۷-۹۶۴-۹۷۸ قیمت: ۴۰۰۰تومان
راهکارهای عملی اخوّت اسلامی در افغانستان
خبرگزارر تقريب(تنا)
افغانستان سال هاست که به یکی از دغدغه های امت اسلام تبدیل شده و اوضاع آن در دوره های مختلف پیچیده و حساس بوده است.
وجود پیروان مذاهب اسلامی در مناطق مختلف آن، حضور بیگانگان برای بیش از سه دهه، تاخت و تاز طالبان و تمرکز گروه هایی مانند القاعده در آنجا، وجود ناهنجاری های اجتماعی و اقتصادی به خصوص تولید انبوه مواد مخدر و موارد دیگر، باعث شده تا این کشور چنان زخمی بر پیکر جهان اسلام، سال ها ذهن و فکر اندیشمندان تقریبی و دلسوزان امت اسلامی را به خود مشغول نماید.
به تصریح اغلب علمای اسلامی، تنها و بنیادی ترین راه برون رفت از این وضعیت و پیشرفت و ترقّی ملل اسلامی و به خصوص افغانستان، اتحاد و انسجام و برادری میان همۀ مسلمانان است. کتاب «راهکارهای عملی اخوّت اسلامی در افغانستان» که برآمده از مباحث مطرح شده در جلسات «شورای اخوّت اسلامی» است، چنین امری را دنبال می کند.
متأسفانه در صفحات آغازین کتاب، توضیح روشن کننده ای درباره شورای اخوّت اسلامی داده نشده و پیشینه و اهداف و برنامه های آن برای مخاطب بازگو نگردیده است. با این همه، در مقدمه مؤلف به اصول مورد توافق علما برای تحقق اخوّت اسلامی اشاره شده که عبارتند از توحید، ازلی و ابدی بودن خدا، عدم جسمیت خدا و عدم حلول او در چیزی و بی نیازی مطلق
او و نیازمندی همه به او، حکیم بودن او و حکمت قطعی در خلقت هر چیز، رحیم بودن، بی زمان و بی مکان بودن، برتر آفریدن انسان نسبت به مخلوقات دیگر، نظارت همیشگی خدا بر انسان، همسانی اصول دین در تمام ادیان که شامل توحید و نبوت و معاد است، ایمان به ملائکه و کتب آسمانی، اعتقاد به قرآن کریم به عنوان کلام خداوند، و ده ها اصل دیگر در این منشور ذکر شده است که بر لزوم ترویج و تنفیذ اندیشۀ تقریب تأکید دارند.
در کتاب حاضر، در سه فصل بیش از شصت مقاله پیرامون اخوّت اسلامی در افغانستان ارائه شده است. از مهمترین این فصول، فصل امام حسین علیه السلام و اخوّت اسلامی است که بیشترین مطالب کتاب را شامل می شود.
موضوع بسیار دقیق و جالبی که کمتر بدان پرداخته شده است؛ موضوع نقش عاشورا در حفظ و تقویت وحدت مسلمانان است. برخلاف آنچه دشمنان اسلام و امّت اسلامی مطرح کرده و تبلیغ می کنند، واقعۀ عاشورا مختص یک مذهب از مذاهب اسلامی نیست و مذاهب دیگر با آن بیگانه و نسبت به آن بی تفاوت نیستند؛ چرا که قصد و هدف حضرت امام حسین علیه السلام این بود که امّت اسلامی را به مسیری بازگرداند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله می خواست. اقدام حسین علیه السلام مطابق دو اصل مورد پذیرش همۀ مسلمانان بود؛ یکی اصل امر به معروف و نهی از منکر و دیگری جهاد. از همین روی، در افغانستان مسلمانان شیعه و سنی به این رویداد توجه فراوان نشان داده اند و سالروز قیام حضرت امام حسین علیه السلام
در این کشور با حضور گستردۀ مردم برگزار می شود.
شورای اخوّت اسلامی به عنوان یک ابتکار، در سال ۱۳۸۵ اقدام به برگزاری مراسمی با حضور شخصیت های سیاسی و علمی و مذهبی افغانستان در روز عاشورا نمود تا بدین ترتیب بر همسویی و همصدایی مسلمانان از فرق مختلف در خصوص عاشورا تأکید نماید.
در این مراسم حامد کرزی و علمای شیعه و سنی سخنانی ایراد کردند. مولوی حبیب الله حسام اظهار داشت که پیام خون حسین علیه السلام این است که ظلم را نباید پذیرفت.
دیگر علما و شخصیت ها نیز از جنبه های دیگری به این واقعه پرداخته اند تا محوریت آن را برای تقریب و وحدت مسلمانان  آشکار نمایند.
واقعیت این است که یکی از علل مهم تفرقه و تخاصمات میان فرق و مذاهب مختلف اسلامی در طول قرون اخیر، بی توجهی به ریشه ها و مفاهیم مشترک بنیادی بوده است. این ریشه ها و مفاهیم اگر درست و بدون حب و بغض های بی پایه و بعضاً تحمیلی از سوی بیگانگان فهمیده شوند، بی گمان موجب تقویت زمینه های تقریب می شوند. در شورای اخوّت اسلامی بر همین اساس به قیام عاشورا نگریسته و پرداخته شده است؛ از جمله با تأکید بر جنبه های ظلم ستیزی، احیاء دین اسلام مطابق اصل آن در زمان حیات حضرت رسول صلّی الله علیه وآله، الگوپردازی برای مسلمانان در همه دوران ها برای مقابله با فساد و پلیدی و قلدری، و... رئیس این شورا، آیت الله محسنی، می گوید: «این شورا برای احترام به مقدسات طرفین، حمایت از اسلام، ترویج اسلام، و ایجاد محبّت و برادری که در قرآن بدان دستور داده شده، شکل گرفته است.»
از دیدگاه استاد برهان الدین ربانی، قیام حضرت امام حسین علیه السلام برای این بود که یک فرد فاسد و منحرف، حاکم جامعه اسلامی شده بود و لازم و واجب بود که علیه این انحراف ایستادگی و افشاگری شود. کل واقعۀ عاشورا برای مسلمانان یک مراسم حزن و اندوه نیست بلکه یک دانشگاه است برای آموختن درس هایی که در هر دوره و زمانه و هنگامه ای به کار می آیند و موجب نجات جامعۀ اسلامی هستند.
بخش دوم کتاب حاضر به کنفرانس بین المللی اخوّت اسلامی که در سال ۱۳۸۷ خورشیدی در کابل برگزار شد، اختصاص دارد. برگزاری چنین کنفرانس هایی برای تقویت همدلی و شناخت پیروان مذاهب اسلامی از یکدیگر ضروری است و تأثیر مهمی در تخفیف درگیری های فرقه ای و منطقه ای داشته است.
از تبعات اخوّت اسلامی، تقریب اتباع مذاهب اسلامی است. امروز جهان اسلام علاوه بر مشکلات ناشی از اختلافات فرقه ای، با مسئله جهانی شدن هم مواجه است. اگر از زاویۀ درست به موضوع مذاهب اسلامی بنگریم، می بینیم که این فرق در طول سده های گذشته، کتاب های بسیاری در باب فقه نوشته اند و امروز تقریباً هیچ موضوعی نیست که در فقه اسلامی مطرح نشده باشد. این یک دستاورد بسیار بزرگ و یک میراث ارزشمند است و به همین جهت اگر مذاهب اسلامی بنا را بر همدلی و نزدیکی به یکدیگر و بر اساس اصول بنیادین دین اسلام قرار دهند، بی تردید می توانند مؤثرترین اندیشه و راه زندگی در جهان امروز باشند.
مذاهب اسلامی، چنان که آیت الله تسخیری در کنفرانس مذکور
توضیح دادند، در طول قرون بعد از رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله شکل گرفتند و مبنایی برای اجتهاد شدند. شکل گیری این مذاهب موجب غنای اندیشۀ اسلامی شد ولی متأسفانه با بروز فرقه گرایی تنگ نظرانه، مسائل و اختلافات فرعی و کم اهمیت برجسته شده و دستاویزی برای برخوردهای فرقه ای شدند و در پی آن، نزاع ها و پراکندگی هایی در سرزمین های اسلامی رخ داد که مایۀ تضعیف روزافزون و عقب ماندگی جامعۀ مسلمانان گردید؛ حال آنکه دنیای اسلام در قرون حیات خویش در عرصه های مختلف کاملاً مقتدر بود.
از این روی، تنها راه برای بازگشت جهان اسلام به موقعیت مقتدر پیشین، تقریب مذاهب اسلامی است. این تقریب بر پایۀ ایمان به اصول اساسی اعتقادی اسلام (توحید، نبوت، و قرآن مجید)، پای بندی کامل به ضروریات و ارکان اسلام (مانند نماز، زکات، روزه، حج، و...)، پای بندی همه جانبه به کتاب خدا و سنت شریف نبوی به عنوان دو سرچشمۀ بنیادین شناخت نظر اسلام در همۀ مسائل، پذیرش اجتهاد به عنوان عملی برای رسیدن به فهم اسلام، پذیرش موضوع وحدت اسلامی به عنوان ویژگی امّت اسلام و پذیرش اصل برادری اسلامی، قابل حصول است.
امروز دیگر همه به این امر واقفند که تقریب مذاهب اسلامی هم برای موجودیت مذاهب و هم به طور کلی برای تقویت حضور امت اسلامی در عرصۀ بین الملل ضروری و حیاتی است و باید به عنوان یک برنامۀ فوری و قطعی مورد توجه علمای مذاهب مختلف اسلامی قرار گیرد و زمینه های تحقق عملی آن با دقت و صحت مهیا گردد.  روشن است که عوامل ضد وحدت، درست برخلاف کتاب خدا و سنت پیامبر صلّی الله علیه وآله عمل می کنند. چنان که رهبر حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان یادآور شده، قدرت طلبی، جهل و قدرت های بیگانه که به هیچ
وجه مایل به پیشرفت مسلمانان نیستند، عوامل اصلی تفرقه در جهان اسلام اند. در کتاب خدا و در سنت پیامبر صلّی الله علیه وآله بر وحدت مسلمانان حول ثقلین تأکید گردیده و بر لزوم تفکر و اندیشه در امور بسیار توصیه شده است. همچنین می بینیم که این دو منبع همواره از گرایش به بیگانگان پرهیز داده اند و مسلمانان را به هوشیاری در برابر مکر آنان دعوت کرده اند. بنابراین با تعمق در کتاب الله و سنت پیامبر صلّی الله علیه وآله مشخص است که وحدت و اخوّت اسلامی یک موضوع جدید نیست و اهمیت درجۀ دوم ندارد بلکه از همان آغاز اسلام مورد توجه بوده و در حد ضروریات دین قرار می گیرد و بی توجهی و یا نفی آن، بی توجهی و مخالفت با دستور الهی است. به دلیل چنین اهمیتی است که بزرگان و نخبگان معاصر در جهان اسلام بر امر تقریب و وحدت بلاانقطاع بر ضرورت تحقق آن تأکید داشته و خود در این مسیر گام برداشته اند؛ بزرگانی همچون سیدجمال الدین حسینی، شیخ محود شلتوت، آیت الله العظمی بروجردی، سید قطب، حسن البنا، امام خمینی(ره)، امام موسی صدر و ده ها شخصیت دیگر.
بیان مکرر دیدگاه های تقریبی و وحدت گرایانه این بزرگان، وظیفۀ امروز همه دلسوزان جهان اسلام است و بی تردید انتشار چنین کتاب هایی می تواند در این زمینه نقش مؤثری داشته باشد. با اندکی دقت در تنظیم مطالب و استفاده از منابع مختلف و نیز رعایت اصول و اسلوب نگارش صحیح، آثاری درخور این موضوع مهم دنیای اسلامی می توان پدید آورد که مخاطبان بسیاری هم در میان مسلمانان دارد.
http://www.taghribnews.com/vdccseqi.2bqe48laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما