تاریخ انتشار۱۲ تير ۱۳۹۵ ساعت ۸:۴۴
کد مطلب : 236797

تاکيد سيدحسن نصرالله بر ادامه مقاومت و زنده نگه داشتن یاد قدس و مقابله با توطئه های رژیم صهیونیستی

دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی به مناسبت روز جهانی قدس گفت: هدف از اعلام روزجهانی قدس زنده نگه داشتن یاد قدس و جلوگیری از فراموشی تعهد مسلمانان به قدس است.
تاکيد سيدحسن نصرالله  بر ادامه مقاومت و زنده نگه داشتن یاد قدس و مقابله با توطئه های رژیم صهیونیستی

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در روز جهانی قدس از طریق ویدئو کنفرانس در مجمع سید الشهداء ضاحیه بیروت سخنرانی کرد.
دبیرکل حزب الله که سخنان وی را این شبکه تلویزیونی پخش می کرد روز جهانی قدس را که توسط امام خمینی (ره) نام گذاری شد، روزی بزرگ و با شکوه خواند و گفت: امروز سخنان خود را به سه بخش تقسیم می کنم. اول، موضوع روز قدس و مبارزه با دشمن صهیونیستی، دوم تهدیدات اسراییل ضد لبنان و حزب الله در هفته های اخیر بویژه آنچه در کنفرانس هرتسیلیا مطرح شد. موضوع سوم هم موضوع امنیت لبنان و حادثه شهر القاع و پیامدهای آن است.
در خصوص موضوع اول؛ مشهور است که پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 تحول بزرگی در اوضاع منطقه و جهان اسلام بوجود آورد. این انقلاب، نظام شاه را که مزدور آمریکا و نوکر اسراییل و پلیس منطقه بود کنار زد. شاه متحد اول اسراییل در منطقه بود و پس از سقوط رژیم او، رابطه ایران با اسراییل قطع شد، سفارت اسراییل در تهران بسته شد و سفارت فلسطین افتتاح شد. تا آن زمان، حکام عرب برای ماندن در قدرت بصورت علنی و مخفیانه با اسراییل رابطه برقرار می کردند و به آن نزدیک می شدند تا دل آمریکا را به دست بیاوردند اما امام خمینی (ره) آمد و از روز اول که این نظام جدید نیازمند کمک و حمایت بین المللی و یا دستکم بیطرفی کشورهای بزرگ بود، مبانی اعتقادی و ارزش های اسلامی را به اجرا گذاشت و موضعی قاطع اتخاذ کرد و با اسراییل قطع رابطه کرد و کارمندان سفارت اسراییل را اخراج کرد و سفارت اسراییل را به سفارت فلسطین تبدیل کرد. پس از آن هم روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را که برای مسلمانان دارای قداست است، روز جهانی قدس نامید. امام این روز را روز جهانی کربلا، نجف یا تهران نام نداد و یا آن را به یک موضوع ملی ایران اختصاص نداد بلکه موضوع جهان اسلام و موضوعی با ابعاد انسانی و اسلامی و اخلاقی را برگزید. یکی از اهداف این اقدام، همانگونه که امام بیان داشته و در مراسم های مختلف گفته ایم، آن بود که موضوع فلسطین در اذهان باقی بماند و ملتها، امت اسلامی و بویژه مسلمانان روزه دار و به پا خاسته، آن را فراموش نکنند و بدانند که اهمیت دادن به موضوع قدس و فلسطین جزء وظایف آنهاست و بخشی از عبادت و نماز و روزه آنهاست. ممکن نسیت کسی از التزام به دین اسلام سخن بگوید ولی رژیمی مانند رژیم اسراییل را فراموش کند. رژیمی که مقدسات را به اشغال درآورده و به ملت فلسطین و ملتهای منطقه تعرض می کند و ضد امت اسلامی توطئه می کند و در زمین فساد انگیزی می کند. بنابر این، این موضوع باید در ذهن ها باقی بماند و هر سال در چنین روزی جهان اسلام و سراسر جهان باید بر آن تمرکز کند و موضوع فلسطین، مقدسات آن و هزاران اسیر و زندانی فلسطینی و عرب را در زندانهای رژیم اسراییل به یاد داشته باشد. درد و رنج ملت فلسطین از جمله محاصره و فشار اقتصادی و اوضاع بد مردم در نوار غزه و کرانه باختری و اراضی اشغالی 1948 و آوارگان فلسطینی باید در خاطرها بماند و در چنین روزی بر آن تمرکز شود. این روز همچنین باید روز ترسیم نقشه راه و تعیین مسوولیتها بدون تعارف های سیاسی و دیپلماتیک باشد. در این چارچوب باید چند موضوع مورد توجه قرار گیرد. 
 
 اول اینکه، در روز جهانی قدس باید فریاد زد که فلسطین از بحر تا نهر، سرزمینی اشغالی و غصب شده از ساکنان اصلی آن است و گذشت زمان، سرزمین غصب شده و اشغال شده را به سرزمین قانونی و ملک غارتگر و دزد تبدیل نمی کند، گرچه همه جهان آنرا به رسمیت بشناسند. بنابر این، اسراییل، برای همیشه رژیمی غاصب و اشغالگر و دزد و غارتگر خواهد بود. دزدی که همه اهداف خود را با تروریسم پیش برده است. 
  نباید در برابر این رژیم تسلیم شد و نباید آن را به رسمیت شناخت و نباید به آن امتیاز داد بلکه باید از بطور کامل از بین برود و حق ملت فلسطین، تمام و کمال به آنها برگردانده شود. 
در ماه خدا، ماه روز و ماه قرآن کریم، ماه عبادت و ماه حق، باید این حق را فریاد زد. این برای کسانی که می خواهند از دین سخن بگویند و یا از جانب آن اقدامی انجام دهند، دین اصلی است و هر سخن دیگر، خدعه و نیرنگ و ظلم و تعرض به حقیقت دین و اخلاق و ارزش های انسانی و تاریخی است. 
نکته دوم اینکه، هر حکومت و ملتی در شرایط بسیار سخت، احساس ضعف می کند و می گوید نمی دانم چه کنم، از کجا شروع کنم و از چه محوری وارد شوم. این ضعف باعث می شود که جنگ کنار گذاشته شود اما مجوزی برای تسلیم در برابر دشمن و به رسمیت شناختن آن نمی شود و دلیلی بر امضای قرارداد تسلیم سرزمین به دشمن و عادی سازی رابطه با آن و برقراری روابط تجاری و دیپلماتیک و امنیتی با این دشمن نمی شود. بدتر از اینها، مجوزی برای همدستی با دشمن، ضد مقاومان و رزمندگان و مخالفان و تسلیم و کرنش نمی شود. اما متاسفانه چنین وضعیتی بر برخی از نظام های عربی سایه افکنده است. تصور کنید که کار به کجا کشیده شده است که برخی از حکومتهای عربی در رای گیری یکی از کمیته های مهم سازمان ملل به نفع اسراییل رای می دهند. دلیل این حکومتها چه بوده است؟ آیا احساس ضعف باید به تسلیم شدن بینجامد و شما به نفع دشمن رای بدهید و آن را پاک نشان دهید و جنایتها و جرائم آن را بَزَک کنید؟ کدام منطق و عقل و دین و اخلاق، این موضوع را می پذیرد و آن را توجیه می کند؟ ما در روز قدس به همه این حکومتها می گوییم که اسراییل را به رسمیت نشناسید و به آن وجهه قانونی ندهید. اگر ضعیف و ناتوان هستید و اهل این معرکه سرنوشت ساز و تاریخی نیستید، زمام امور را به نسلهای بعد و آیندگان بدهید که خداوند قومی را خواهد آورد که او را دوست دارند و خداوند آنها را دوست دارد. این یک قانون الهی است.  اگر این نسل یا هر نسلی ناتوان و کرنش گر و ضعیف و بیچاره و ناتوان در فهم اولویتها باشد، خداوند مظلومان را رها نمی کند و مقدسات و این سرزمین مبارک را در دست جنایتکاران و قاتلان مفسد رها نمی کند بلکه نسلی دیگر را خواهد آورد که لیاقت و کارآمدی و توانایی و آمادگی آزادسازی مقدسات و از بین بردن این غده سرطانی را داشته باشند. 
سومین نکته آنکه، تنها راهی که در برابر ملت فلسطین و ملتهای منطقه که مورد تعرض این رژیم قرار گرفته اند و بخشی از اراضی شان به اشغال آن درآمده و یا چشم طمع به سرزمین شان دارد، مقاومت و پایداری ولو در بلند مدت است. مذاکرات به شناسایی اسراییل و ارایه بخشی بزرگ از سرزمین فلسطین به اسراییل، باز شدن راه در برابر خائنان عرب برای عادی سازی رابطه با اسراییل و محاصره مقاومان و تحمیل بدترین وضعیت معیشتی بر ملت فلسطین و ملتهای منطقه انجامیده است. بنابر این راه صحیح، روشن است و نیازمند توضیح و استدلال عقلی و منطقی و آوردن شواهد تاریخی ندارد، زیرا واقعیتهای منطقه از قبل از 1948 تا امروز به خوبی راه مقاومت را نشان می دهد. 
 
امروز در روز قدس می خواهم به وضعیت کنونی بپردازم. در دو دهه اخیر، تحولی در منطقه ایجاد شده که نام آن پروژه مقاومت است و آن را در لبنان و فلسطین می بینیم و محور مقاومت تشکیل شده که ارکان آن جمهوری اسلامی ایران، سوریه و بسیاری از نیروها و ملتهای بیدار در منطقه هستند. برخی از دولتها هم مواضعی مثبت در این خصوص دارند. مقاومت در لبنان و فلسطین و در منطقه پیروزی های زیادی به دست آورده است. امروز در اوج پیشرفتهای محور مقاومت در جهان اسلام - که مقاومت در برابر صهیونیسم و اشغالگری و اسراییل کلید خورده است و امت اسلامی تحرکات مقاومان را تایید می کنند - و در میان تحولات بزرگ منطقه، ناگهان مشاهده می کنیم که عده ای با تمام قوا وارد معرکه می شوند تا مقاومت را در هم بشکنند و آن را تضعیف کنند. این عده، از دو راه وارد عمل شده اند. اول، وارد کردن سراسر منطقه در جنگ و درگیری و فتنه تحت عنوان های دروغین به نام های آزادی، مردمسالاری و طایفه و مذهب و ایجاد دشمنان و تهدیدات دروغین که باعث شده است تا امکانات مادی و نیروی انسانی زیادی در این جنگ ها درگیر شوند. هدف این اقدامات، ضربه زدن به کشورهای مقاوم و گروههای مقاومت از یک سو و ضربه زدن به فرهنگ مقاومت و از بین بردن اراده مقاومت است. آنها می خواهند پس از این کسی به فکر فلسطین و قدس و اسراییل نباشد. آنها ملتهای منطقه را در سوریه و یمن و عراق و مناطق دیگر مشغول جنگ کرده اند و در مناطق زیادی از جمله بحرین و لیبی و افغانستان و پاکستان و نیجریه و اندونزی و مصر و کشورهای دیگر فتنه انگیزی می کنند. راه دومی که آنها در پیش گرفته اند، گشایش درها در برابر اسراییل است، از جمله عادی سازی روابط، دیدارهای علنی، جنگ رسانه ای و روانی، رای دادن به اسراییل در سازمان ملل، تلاش برای نشان دادن آن به عنوان دوست و متحد تحت عنوان مبارزه با تروریسم که در دیدگاه آنها همان محور مقاومت است. جالب آنکه اگر به دهه های 20 به بعد در قرن گذشته میلادی نگاهی بیندازیم می بینیم که این حکومتها و خاندانهایی که امروز بر سر کار هستند، همان حکومتها و خاندانها هستند. آنها از ابتدا در پی باز کردن راه برای تشکیل اسراییل توسط آمریکا و انگلیس بودند تا در مقابل، حکومتهای خود را حفظ کنند. این حکومتها، امروز هم درها را به روی اسراییل باز کرده اند و با تمام امکانات و قدرت با مقاومت مقابله می کنند. آنها می خواهند حکومتهای خود را حفظ کنند. اقدامات امروز این حکومتها و خاندان ها همان اقدامات سابق است. گویی که همین حکام، در ابتدای قرن گذشته بر سر حکومت بوده اند. آنها در برابر اسراییل نایستادند و به کسی اجازه مقاومت ندادند و به بر پایی اسراییل کمک کردند و اراده امت را تضعیف کردند. زمانی که ارتش ها و ملتها برای جنگ با اسراییل اقدام کردند، ضد آنها وارد عمل شدند و با آنها جنگیدند و با هر فرد و گروه مقاوم و ملی گرا به مقابله برخاستند. بهانه هایی که حکومتها و خاندن های عرب در ابتدای قرن گذشته می آوردند کاملا شبیه به بهانه امروزی این حکومتهاست. امروز این حکومتها و خاندان ها باز هم عزم خود را برای مقابله با محور مقاومت جزم کرده اند. اما امروز، روز قدس در کشورهای منطقه بزرگ داشته شد. در یمن، بحرین، سوریه، عراق، ایران، نیجریه و کشورهای زیادی در جهان شاهد برگزاری مراسم روز قدس بودیم و جالب آنکه اگر بر گُرده این ملتها نگاهی بیندازیم، جای ضربات شلاق رژیم سعودی و آل سعود را خواهیم دید. این ملتها ضربات شلاق آل سعود را خورده اند. امروز هر کس به ندای فلسطین پاسخ می دهد و با آن همدردی می کند، آسیب دیده از آل سعود است؟ پیام امروز، آن است که همه نوکران اسراییل در منطقه بدانند که باید از فراموشی فلسطین در اذهان ملتهای منطقه مأیوس شوند. دلیل سخن من همین اتفاقات امروز است. به یمن، نگاه کنید. یکسال و نیم است که یمن زیر حملات وحشیانه قرار دارد. حملاتی که متاسفانه به اسم اسلام انجام می شود و برخی هم به نام اهل سنت و جماعت مرتکب آن می شوند. این جنایات به نام حرمین الشریفین رخ می دهد. به اعتراف سازمان ملل بزدل که از حرف خود برگشت، کودکان یمن در این حملات کشته می شوند. سازمان های حقوق بشری جهان اذعان کرده اند که جنایات صورت گرفته در یمن در یکسال و نیم قبل بسیار وحشتناک و فاجعه بار است. اما آیا ملت یمن به خیابان ها آمدند و گفتند که به دین و حرمین الشریفین و امت اسلامی و قدس و فلسطین و مقدسات کافر شده اند؟ خیر، آنها به خیابانها آمدند و فریاد زدند که به اسلام چنگ زده اند و متجاوزان بویی از اسلام نبرده اند. ملت یمن به قدس و فلسطین و امت اسلامی و ملت فلسطین ایمان دارند و آن را تنها نگذاشته اند. در بحرین هم همین وضعیت است. در نیجریه که ارتش آن به تحریک عربستان سعودی هزار انسان را به قتل رساند و رهبر آنها را بازداشت کرد، مردم در خط فلسطین و مقاومت هستند و امروز به نشانه وفاداری به شهدای خود به خیابان ها آمدند. آنها به جرم سر دادن مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل و حمایت از قدس کشته دادند اما باز هم به میدان آمدند. این شعارها را در صنعا و تهران، بغدا، بیروت و دمشق شنیدیم. حکام سرسپرده منطقه باید بدانند که با زور و سلاح و قتل و جنایت و جنگ و جنگ رسانه ای و تحریک طایفه ای و اتهام زنی نمی توانند اهل مقاومت را به دوری از فلسطین و تنها گذاشتن آن وادار کنند و به اسراییل اجازه دهند تا بر سرزمین مبارک فلسطین تسلط یابد و در منطقه فساد انگیزی کند. ملتهای عربی و اسلامی باید بیدار شوند و از سلطه رسانه های گمراه کننده خارج شوند و واقعیتها را با دقت پیگیری کنند. آنچه در منطقه ما تحت عنوان آزادی و مردمسالاری و طایفه گرایی و دفاع از قوم و مذهب و طایفه ای خاص رخ می دهد، مجموعه ای از دروغ هاست که هدف پشت پرده آن، تخریب حکومتها و ارتش ها و جوامع و ملتها و جنبشهای مقاومت و از بین بردن و تجزیه منطقه برای حمایت از اسراییل و باقی ماندن اسراییل است. در سال 2011 زمانی که ملتهای منطقه قیام کردند، اسراییل از خطر جدید برای وجود خود خبر داد و در همه مرزهای خود دیوار کشید. وحشتی که اسراییل را به علت تظاهرات در پایتخت های عربی فراگرفت، باعث شد تا این رژیم برای وجود خود احساس ترس کند. چه کسی این رژیم را از این ترس و وحشت خارج کرد؟ چه کسی این تهدیدات را به فرصتی برای اسراییل تبدیل کرد؟ 
نکته سوم آنکه راه مقاومت به آزادی و پیروزی ختم می شود. این راه، سخت نیست بلکه اراده و تصمیم می خواهد. اگر تلاش های مادی و انسانی و کمک های مالی و لجستیکی در یمن و سوریه را جمع کرده بودیم برای آزادی دهها باره فلسطین کفایت می کرد. ضعف و ناتوانی و فقر در کار نیست. امت اسلامی دارای امکانات و پول و نخبگان و ارتش و اراده است اما مجموعه ای از نوکران آمریکا و اسراییل وجود دارند که همچنان بر گرده ملتها سوار هستند و مانع مبارزه آنها با اسراییل می شوند و هر گاه این امت بیدار می شود و در راه صحیحی حرکت می کند، مانعی برای آن می تراشند و او را دچار جنگ می کنند. اینکه این جنگ در چه زمینه ای باشد، مهم نیست بلکه مهم آن است که این ملتها در راه فلسطین مبارزه نکنند. بنابر این گام بر داشتن در مسیر مقاومت، شدنی است و ملتها باید دست کسانی را که جنگ بوجود می آوردند و بر ادامه جنگ ها پافشاری می کنند و هر نوع راه حل سیاسی را در سوریه و بحرین و لیبی و یمن ناکام می گذارند، قطع کنند. این حکومتها، همان هایی هستند که از گروههای تکفیری در زمنیه فکری و مالی حمایت می کنند. اگر ملتها دست این افراد را کوتاه کنند می توانند به جنگ ها و فتنه ها پایان دهند و همه می توانیم به راه صحیح بازگردیم و در آن پیروز شویم.
 
سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود در روز جهانی قدس به موضوع برگزاری کنفرانس هرتزیلیا و تهدید لبنان و حزب الله پرداخت و گفت: متاسفانه امسال در کنفرانس هرتزیلیا شاهد حضور برخی از دولتهای عرب بودیم و این در حالی است که این کنفرانس ویژه بررسی امنیت و آینده و محیط راهبردی اسراییل است. ذلت و کرنش عربی تا جایی رسیده است که در چنین کنفرانسی شرکت می کنند. به نظر من نگین این کنفرانس هم نماینده مخالفان دولت سوریه بود. این نشان می دهد که سوریه ای که این فرد نمایندگی آن را بر عهده دارد و تشکیل آن را می خواهد، مطابق خواست اسراییل است. سخنان زیادی در این کنفرانس رد و بدل شد که برخی از آنها تهدیدات ضد لبنان بود. اسراییل را امسال بر خلاف اسراییل 2011 دیدیم. در آن سال اعلام شد که اسراییل در محیطی بسیار خطرناک قرار دارد اما امسال، اسراییل احساس راحتی می کرد و از فرصتهای جدید همکاری با کشورهای عرب بویژه با نظام سعودی سخن می گفت و از انهدام ارتش های عرب در سوریه و عراق و لیبی و از تضعیف ارتش های دیگر عرب مانند مصر ابراز خوشحالی می کرد. وضعیت منطقه و جنگ های آن را می بینید. امروز اسراییل به عنوان شریک در مبارزه با تروریسم عنوان می شود. در حالی که اسراییل در مرزهای جولان اشغالی از النصره و گروههای مسلح حمایت مالی و نظامی می کند و مجروحان آنها را معالجه می کند و اطلاعات در اختیار آنها می گذارد، ادعای مبارزه با تروریسم دارد. در این کنفرانس که فرماندهان امنیتی و نظامی و ژنرالها و سیاستمداران کنونی و سابق و مهمانان خارجی سخنرانی می کنند، به شدت درباره ضرباتی که به داعش در سوریه وارد شده ابراز نگرانی کردند. چرا اسراییل از شکست داعش در سوریه ابراز نگرانی می کند و از پیروزی محور مقاومت در سوریه می ترسد؟ خواهش می کنم کسانی که دچار تردید و ابهام هستند، این موضوع را به خوبی دقت کنند و برای دریافت واقعیت ها به ترجمه های کامل نشست هرتزیلیا مراجعه کنند. اسراییل می گوید اگر محور مقاومت در سوریه پیروز شود و داعش و گروههای مسلح دچار شکست شوند، خطرات و اثرات بدی برای اسراییل خواهد داشت. این اظهارات و نتیجه گیری ها به خوبی نشان می دهد که باید در کدام صف قرار گیریم. در این کنفرانس، در مورد ایران هم بحثهای زیادی شد و بخش زیادی از سخنرانی ها به آن اختصاص داده شد. 
برخی، سخنان چند روز قبل مرا اعتراف (به دریافت کمک از ایران) عنوان کردند. نه خیر، این اعتراف و یا موضوع جدیدی نبود. رهبر معظم انقلاب (خداوند حفظش کند) و مقامات جمهوری اسلامی ایران خودشان علنا اعلام کرده اند که همه جنبش های مقاومت را در زمینه مالی و نظامی حمایت می کنیم و به این کار افتخار می کنیم. 
در پرانتز، این موضوع را هم بیان کنم که شایعاتی که گفته می شود که حمایتها از برخی از گروههای مقاومت فلسطینی به علت اختلاف نظر درباره سوریه متوقف شده صحیحی نیست. موضع جمهوری اسلامی و محور مقاومت بویژه حزب الله این است که درست است با برخی از گروههای فلسطینی درباره سوریه اختلاف نظر داریم اما آنها را تحت فشار قرار نداده ایم و با آنها بحث و جدلی نکرده ایم و به آنها گفته ایم که در موضع گیری های خود آزاد هستید و امیدواریم که موضع ما را درک کنید. ما در موضوع فلسطین هیچ اختلافی نداریم. ما در مبارزه با اسراییل و حمایت از ملت فلسطین و مقاومت آنها اختلاف نظری نداریم. 
در هرتزیلیا، تمرکز خاصی بر لبنان بویژه حزب الله لبنان شد. در بیشتر سخنرانی ها در مورد لبنان و حزب الله و تهدیدات آن برای اسراییل اظهار نظر شد. من در خصوص سخنان مطرح شده باید بگویم که دارای هیچ موضوع جدیدی نبودند. گفتند ویران می کنیم، آیا چنین نکردید؟ آیا در لبنان و فلسطین و سینا و جولان ویرانی بر جای نگذاشتید؟ آیا چندین بار به لبنان و نوار غزه یورش نبردید؟ بنابر این مساله جدید مطرح نشده است. می گویند ویران می کنیم، آیا شما به جز ویرانگری چیز دیگری هم می دانید؟ اسراییل دهها سال است که زنان و کودکان را به خاک و خون می کشد و منازل را ویران می کند و خانواده ها را بی سرپرست و بی سرپناه می کند، پس چه چیز جدیدی برای انجام دادن دارد؟ برخی در این کنفرانس گفتند که ما از حزب الله و دبیرکل آن اطلاعات زیادی داریم. خوب این موضوع هم طبیعی و دارای امکان عقلی است. آنها دارای دستگاه جاسوسی بزرگی هستند و پهپادهایشان دایما در آسمان لبنان پرواز می کنند و دستگاه های جاسوسی کشورهای دیگر از جمله سازمان سیا و برخی کشورهای عرب در خدمت آنها هستند. اما این همه اطلاعات چه سودی برای آنها دارد. مگر در سال 2006 اطلاعات زیادی از ما نداشتند. نتیجه جنگ چه شد؟ چه کسی در این جنگ غافلگیر شد؟ نکته دوم آنکه، اطلاعات ما از شما چه میزان است؟ میزان اطلاعاتی که ما از اسراییل، ارتش و امکانات و قدرت آن و نیروگاههای برق و کارخانه های پتروشیمی و نیروگاههای هسته ای و کارخانه های هسته ای و اماکن مهم اقتصادی و جبهه داخلی و مزاج صهیونیستها داریم، بسیار زیاد است. این مهم نیست که شما (اسراییل) از ما چه می دانید، مهم آن است که ما به عنوان جنبش مقاومت، از شما چه می دانیم. ما اولین جنبش مقاومت و طرف عربی هستیم که با اسراییل می جنگیم و حجم وسیعی از اطلاعات را از این دشمن در اختیار داریم و نقاط قوت و ضعف آن را می دانیم و امکانات و چگونگی شکست دادن آن را می دانیم. اینکه اسراییلی ها از ما اطلاعات دارند موضوع جدیدی نیست. یا مثلا خطاب به من گفته اند که در جنگ جدید، تو را می کشیم. آیا در جنگ گذشته نمی خواستید من را به قتل برسانید؟ آیا در جنگ گذشته برای کشتن فلانی و فلانی دست به جنایتهای بزرگ نزدید؟ بنابر این در این کنفرانس بزرگ که برخی عرب ها با افتخار در آن حاضر شدند، هیچ موضوع جدیدی وجود نداشت. آنچه جدید است، نزد ماست و من می گویم تا دوست و دشمن بدانند. امروز، مقاومت در برابر اسراییل، دارای اراده و ایمان به مبارزه است. امروز اسراییل در برابر کسانی قرار دارد که حاضر به بندگی و بردگی آن نیستند و از برابر اسراییلی ها فرار نمی کنند. شما با کسانی مواجه هستید که با شما می جنگند، شما را به رسمیت نمی شناسند، روز و شب را به امید مبارزه با شما سپری می کنند، از شما و بزرگ تر از شما ترسی ندراند. قدرت بزرگ انسانی و نظامی این افراد خود را بر شما تحمیل کرده است و آموزش ها و مانورها و طرح ها و جبهه داخلی شما را به چالش می کشد. موضوع جدید آنست که در کنفرانس هرتزیلیا اعلام می شود که علیرغم تمام جنگ و درگیری ها در منطقه قدرت بزرگی وجود دارد که اسراییل را تهدید می کند و نام آن حزب الله است. حزب الله اراده مقاومت و پایداری و مبارزه را داراست و تهدید را با تهدید پاسخ می دهد. حزب الله ایمان و اعتقاد و اعتماد به خداوند دارد و از همین طریق پیروز است. ما جامعه صهیونیستها را به خوبی می شناسیم و شما مردم ما را می شناسید. ما ارتش اسراییل را می شناسیم و آنها رزمندگان ما را می شناسند. ما امکانات وسیع آنها را می دانیم و آنها هم از امکانات ما اطلاع دارند. اگر امکانات ما را در کنار اراده و ایمانمان قرار دهند به خوبی می فهمند که نتیجه آن چیزی جز شکستهای بیشتر اسراییل نیست. 
 سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در بخش سوم سخنرانی خود در روز جهانی قدس به موضوع امنیت لبنان اشاره کرد و گفت: موضوع امنیت لبنان برای مردم ما و دوستانمان در منطقه مهم است. در این خصوص از حملات انتحاری داعش در شهر القاع آغاز می کنم. این عملیات، تحول خطرناکی در روزهای اخیر بود. ما مانند همه لبنانی ها این حملات تروریستی را محکوم کردیم و با مردم القاع و خانواده شهدا ابراز همدردی کردیم که این کمترین وظیفه اخلاقی و انسانی و ملی و دینی ما بود. 
واقعیت های میدانی، بسیاری از مسایل را روشن می کند. چرا حمله به القاع که شهری مسیحی نشین است، رخ داد؟ در آینده ای نزدیک در تحقیقات امنیتی مشخص خواهد شد که چه کسانی عامل اجرایی و عامل فکری و پشتیبان این حملات بوده اند زیرا اعزام این افراد انتحاری به القاع اقدامی عامدانه بوده است. اطلاعات به دست آمده نشان می دهد که افراد انتحاری از اردوگاه های آوارگان در اطراف القاع نیامده اند بلکه مبدأ آنها جرود عرسال بوده است. داعش مدتهاست که در جرود عرسال حضور دارد و در انتظار انجام وظیفه ای هستند که به آنها اعلام می شود. آنها ماه رمضان را برای انجام عملیات انتخاب کردند زیرا فهم درستی از دین ندارند. دین آنها دین قتل و کشتار است. 
در خصوص این حادثه سه نکته را متذکر می شوم. اول اینکه، برخی متعجب شدند که چرا القاع هدف قرار گرفت. مگر مردم القاع چه گناهی کرده اند؟ زیرا گروههای تروریستی که در لبنان عملیات انجام می دهند برای خود دلایلی دارند، عملیات ضد عتمان و هرمل و برج البراجنه و رایزنی فرهنگی ایران قابل فهم است زیرا حزب الله وارد سوریه شده است و تروریستها ( که انقلابیون خوانده می شوند)، در مقابل، بیگناهان را در مناطق شیعه نشین هدف قرار می دهند. اما چرا این به اصطلاح انقلابیون در القاع وارد عمل شدند؟ مردم القاع شیعه نیستند و پایگاه حزب الله هم محسوب نمی شود. آنها رزمنده هم به سوریه اعزام نکرده اند. شهرداری القاع هم در دست مخالفان و رقیبان حزب الله است و از انقلابیون سوریه حمایت می کند. برخی می گویند که هدف آنها فشار آوردن مسیحیان بر حزب الله برای خروج از سوریه بوده است. اجازه بدهید به سه انفجار انتحاری در فرودگاه آتاتورک استانبول ترکیه اشاره کنم. استانبول برای ترکیه بسیار مهم و راهبردی است اما چرا داعش آن را هدف قرار داد؟ ترکیه در سوریه با گروههای مسلح و انقلابیون در جنگ نیست و در قلمون و قصیر و زبدانی و حمص و حلب با آنها نمی جنگد بلکه در زمینه های سیاسی و لجستیکی به آنها کمک می کند و دهها هزار تن از جنگجویان خارجی را از طریق مرزها وارد سوریه کرد و با سوریه سر ناسازگاری گذاشت. اموال کشورهای خلیج فارس از طریق ترکیه به تروریستها رسید و ترکیه نفت سوریه را از داعش خریداری کرد و بیمارستانهایش را در اختیار گروههای مسلح گذاشت. یعنی هر کاری که ممکن بود برای داعش انجام داد. اما موضوع و مشکل، در اعتقادات داعش نهفته است. این اعتقاد همان اعتقادات النصره و القاعده و تکفیری هاست. در رسانه های سعودی خواندید که دو برادر وهابی، مادر خود را به قتل رساندند. این اعتقاد و فرهنگی است که جوانان در عربستان بر اساس آن تربیت شده اند. این افراد را نباید داعشی خواند بلکه وهابی هایی هستند که توسط داعش جذب می شوند و به عراق و سوریه و افغانستان و پاکستان می روند. بر اساس عقیده داعش، رجب طیب اردوغان کافر است، هر چند که خلیفه عثمانی باشد. حزب عدالت و توسعه کافر است، حتی اگر حزبی اسلامی باشد. دولت و ارتش ترکیه در این تفکر کافرند و مردم ترکیه هم به علت حضور در انتخابات کافرند. این تفکر و اعتقاد و فرهنگ وهابی است. یکی از بزرگترین مفتی های وهابی گفت هر کس بگوید که زمین به دور خورشید می چرخد، کافر است. این موضوع چیزی است که در مدارس آموزش می دهند و علم نجوم آن را اثبات کرده است و تقریبا بر روی آن اجماع جهانی وجود دارد. یعنی اگر کسی مسلمان باشد، روزه بگیرد و نماز بخواند و زکات بدهد و در راه خدا جهاد کند اما بگوید از لحاظ علمی زمین به دور خورشید می چرخد، کافر است. این فرد باید کشته شود. بنابر فتوای این مفتی بزرگ وهابی بسیاری از مردم جهان کافرند و باید کشته شوند. بنابر این، خطر، همه طوایف و جریانهای سیاسی لبنان را تهدید می کند. داعشی ها افرادی هستند که دین و فرهنگشان کشتار است. خداوند، پیامبر را پیامبر رحمت خوانده است. آیا پیامبر به قریش گفت اگر دستم به شما برسد سرتان را می برم؟ زمانی که مکه فتح شد، فرمود شما آزاد شدگان هستید. 
مورد دوم در این خصوص آنکه، برخی می گویند شما (حزب الله) به سوریه رفتید و جنگ پیشگیرانه انجام دادید تا اتفاقات این چنینی در لبنان رخ ندهد، اما رخ داد و مشخص شد که در جنگ ناکام بوده اید. این سخنان یا مغالطه اند و یا از روی جهل گفته می شوند یا ساده انگاری اند. اگر جنگ پیشگیرانه حزب الله در عرسال و مرز سوریه و قلمون و قصیر و زبدانی نبود، ما هر روز شاهد ورود انتحاری ها به بقاع و شمال و مناطق مختلف لبنان بودیم و روزانه دهها خودروی بمب گذاری شده وارد لبنان می شد. آیا فرقی میان وضعیت امروز با آنچه ممکن بود رخ دهد وجود ندارد؟ اگر تلاش های سرسختانه ارتش لبنان و نیروهای امنیتی و جنگ پیشگیرانه مقاومت و ارتش لبنان نبود، لبنان در بدترین وضعیت بود زیرا همسایگانی وحشی در کنار خود داشت. این وحشی ها به مادر و پدر و برادر خود رحم نمی کنند و فقط قتل و کشتار را می فهمند. آنها با ترکیه که در همه ابعاد کمک حالشان بوده چنین کردند، با لبنان چه می کردند؟ 
نکته سوم آنکه، لبنانی ها نباید گمان کنند که وضعیت امنیتی لبنان وخیم و فاجعه بار است. وضعیت امنیتی لبنان دستکم از بسیاری از کشورهای جهان سوم بسیار بهتر است که این، حاصل تلاش های ارتش و نیروهای امنیتی رسمی است که با همکاری مردم و جریانهای سیاسی رخ داده و ما هم تلاش ها و کمک هایی در حد توان خود انجام داده ایم. اینکه نیروهای امنیتی، گروههای تکفیری و افراد مسلح و کمربندهای انفجاری را کشف می کنند نشان می دهد که لبنان دارای امنیت است. دلیلی برای ترس و واهمه وجود ندارد. من از لبنانی ها و مردم منطقه می خواهم که به دستگاه امنیتی لبنان و ارتش و مردم لبنان ایمان و اطمینان داشته باشند. اینکه امنیت صد در صد وجود داشته باشد در بسیاری از کشورها دیده نمی شود. ترکیه کشوری بزرگ و مهم با ارتش و دستگاه های امنیتی و عضوی از ناتو است اما شاهد انفجارهایی در آن بودیم. فرانسه، بلژیک، روسیه، آمریکا و کشورهای دیگر را ببینید که دهها دستگاه امنیتی بزرگ و قوی دارند اما باز هم با ناامنی مواجه هستند. این را هم باید بدانید که اگر جنگ پیشگیرانه تکمیل شده بود، مشکلاتی مانند حادثه القاع هم رخ نمی داد. اگر عملیات نظامی در جرود عرسال تکمیل شده بود و ارتش بر مرز کنترل پیدا می کرد شاهد این مشکلات هم نبودیم اما می دانید که در کشور چه مسایلی در جریان است. ممکن است کسی بپرسد که شما مراسم شب قدر را در مجتمع سیدالشهدا لغو کردید، که این، دلیل بر نبود امنیت است اما این سخن صحیحی نیست زیرا ما این مراسم را لغو کردیم اما در صدها مسجد مملو از مردم و تحت مراقبت امنیتی این مراسم را برگزار کردیم. اگر وضعیت امنیتی لبنان وخیم بود، مراسم شب قدر را در همه مساجد لغو می کردیم. مجتمع سیدالشهدا ممکن بود مورد هدف قرار گیرد زیرا در آن جمعیت بسیار زیادی حضور می یابند. برقراری امنیت برای این چنین مجتمعی نیازمند تدابیر امنیتی بود که ممکن بود ساعتها مردم منطقه را به زحمت بیندازد. این اقدام ما کاملا عقلانی بوده است. ما مراسم را در اماکن دیگر برگزار کردیم تا مردم را در معرض خطر قرار ندهیم زیرا این مجتمع، یکی از اهداف تکفیری ها و داعشی هاست. 
من از موضع مسوولانه اعلام می کنم که وضعیت امنیتی در لبنان تحت کنترل است. من سالها قبل اعلام کردم که لبنان نیازمند «راهبرد رسمی مبارزه با تروریسم» است. 
من از طرف حزب الله و جنبش امل به مردم بقاع و القاع می گویم که القاع برای ما مانند هرمل و راس بعلبک مانند بعلبک و الفاکهه مثل النبی عثمان است. همه مردم بقاع، خانواده ما هستند. ما هموطن و همسایه هستیم و اجازه نمی دهیم کسی از شما مورد تعرض و آسیب قرار بگیرد. اجازه نمی دهیم تحت هیچ عنوان مردم بقاع کوچ داده شوند. ارتش لبنان و نیروهای امنیتی، مسوول امنیت هستند و ما هم پشتیبان آنها هستیم و اگر لازم شد پیشاپیش آنها حرکت خواهیم کرد. همانگونه که سید عباس الموسوی می گفت، ما با مژگان چشمانمان از لبنان و منطقه (بقاع) و شهر ها و محله های و خانه خانه این منطقه دفاع می کنیم. این کار وظیفه انسانی و ملی و دینی و اخلاقی ماست. حادثه القاع دردناک بود اما کسی نباید دچار ترس و واهمه شود و به کوچ و رفتن از منطقه فکر کند. باید بمانیم و مقاومت کنیم. ما می توانیم با همکاری و هماهنگی بر همه تروریستها پیروز شویم. ما در همه درگیری و جنگها با تروریستها موفق بوده ایم و آنها را عقب رانده ایم اما مهم وحدت ملی و هماهنگی و همراهی است و حکومت هم باید به مسوولیت خود عمل کند. اگر حکومت به مسوولیتش عمل کرد ما از آن پشتیبانی می کنیم و اگر لازم شد جلو تر از آن سینه خود را سپر بلا خواهیم کرد و در این راه هیچ تردیدی به خود راه نمی دهیم و تفاوتی میان لبنانی ها قائل نیستیم.
در روز قدس از خداوند، شکست تکفیری ها و بازسازی محور مقاومت را خواستاریم تا اسراییل در کنفرانس امنیتی بعدی از خطر وجودی خود بگوید. این رژیم جرثومه فساد و غده سرطانی است و آینده ای در منطقه ندارد. این وعده خداوند است.

 
نام شما
آدرس ايميل شما