تاریخ انتشار۹ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۹:۳۳
کد مطلب : 432051
معاون وزیر اسبق اقتصاد با تقریب مطرح کرد:

نقش اقتصاد در وحدت جهان اسلام /1/|مستخدمین حسینی: کشورهای اسلامی به جای وابستگی اقتصادی به دیگران، با هم متحد شوند و از منابع کشور خود بهره ببرند

معاون وزیر اسبق اقتصاد و کارشناس مدیریت و بازار بورس و سرمایه با حضور در خبرگزاری تقریب، به سوالات این خبرگزاری پیرامون نقش توسعه روابط اقتصادی بین کشورهای اسلامی در وحدت جهان اسلام پاسخ داد.
نقش اقتصاد در وحدت جهان اسلام /1/|مستخدمین حسینی: کشورهای اسلامی به جای وابستگی اقتصادی به دیگران، با هم متحد شوند و از منابع کشور خود بهره ببرند
به گزارش خبرنگار حوزه جامعه خبرگزاری تقریب، در راستای بررسی نقش توسعه روابط اقتصادی بین کشورهای اسلامی در وحدت جهان اسلام به سراغ دکتر حیدر مستخدمین حسینی، معاون وزیر اسبق اقتصاد و کارشناس مدیریت و بازار بورس و سرمایه رفتیم و نظرش را در این باره جویا شدیم.
 
وی معتقد است، نقش روابط اقتصادی که کشورهای اسلامی در حوزه اقتصاد می توانند ایفا کنند بسیار وسیع است و تبادل اطلاعات بین متخصصین در حوزه های مختلف کشورهای اسلامی و مدون کردن آن در قالب یک مدل می‌تواند یکی از این قدم ‌ها باشد که البته هنوز این قدم ها بصورت جدی برداشته نشده و کمبودش کاملا محسوس است چراکه امروزه روابط اقتصادی بین کشورها در حوزه اقتصاد در دنیا به جایی رسیده که بدون مشارکت با سایر کشورها امکان پذیر نیست. مشروح گفت و گو را در زیر می خوانید:
 
*تقریب: ارزیابی شما از گسترش روابط اقتصادی بین کشورهای اسلامی و تاثیر آن بر وحدت و انسجام جهان اسلام چیست؟
 
در واقع وقتی ما صحبت از روابط اقتصادی می کنیم در مباحث مربوط به روابط اقتصادی نکات ظریف و خاصی وجود دارد که باید آن را در ساختارهای سیاست گذاری و ساختارهای نظارتی مان مورد توجه قرار دهیم. اساسا عملکرد حوزه اقتصاد طی قرن گذشته به گونه ای بوده که سعی کرده تشابهات اعم از تشابهات فرهنگی، اداب و رسوم و منطقه ای را بهم نزدیک کند و به گونه ای آنها را کنار هم بچیند که بهره برداری بیشتری حاصل شود و اعمال مدیریت بر منابع کم را با این انسجامی که در حوزه اقتصاد لحاظ می کند، پوشش دهد.


به طور کلی شکل گیری سازمان های جهانی بعد از جنگ جهانی دوم با تشکیل بسیاری از سازمان های اقتصادی، اجتماعی، محیط زیست و فرهنگی قوت بیشتری گرفت و اگر پیشینه هر کدام از این سازمان ها را مورد توجه قرار دهیم درمی‌یابیم که حرکت در جهت آن بوده که وجوه مشترک را دور هم جمع کند و اهدافی را در این راستا ترسیم و برای رسیدن به آن اهداف سیاست گذاری کند و در نهایت هم نظارت را به عمل آورد.
  
اساسا شاکله اصلی شکل گیری سازمان‌ها و کنوانسیون‌های بین المللی به عنوان یک نقطه استراتژیک برای دولت‌ها محسوب می شود. این مورد در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی نظامی غرب به خوبی قابل لمس است؛ به عنوان نمونه می‌توانیم در حوزه نظامی، ناتو را مثال بزنیم، در حوزه اقتصادی صندوق بین المللی پول را، همچنانکه می توانیم در حوزه اقتصاد نیز از بانک جهانی به عنوان نمونه یاد کنیم که کشورهایی را ابتدائا بر اساس وجوه مشترک دور هم جمع کرده و سپس آن را بر همه کشورها تحمیل کرده‌اند.
 
*تقریب: به نظر شما چرا کشورهای اسلامی نتوانسته اند به این همکاری ها در حوزه های مختلف دست پیدا کنند؟
 
با توجه به اینکه وجوه مشترک کشورهای اسلامی اصولا بر مبنای ایدئولوژی و جهان بینی است، اتفاقا نزدیکترین وجوه مشترک را دارند چون در اسلام تنها یک بعد مورد توجه نیست، بلکه همه ابعاد بصورت کامل مورد توجه است، همچنانکه ما در تعاریفی که  بکار می بریم برای شکوفایی و تکامل انسان ها، اسلام به همه ابعاد توجه و آن را نیز توصیه کرده است. کشورهای جهان اسلام فکر می کنند شاید یک معجزه می تواند وجوه اشتراک ما را بهم پیوند دهد و آن را تبدیل به یک نظام برنامه ریزی، نظام پیش بینی و نظام عملی کند در صورتی که چنین نیست و باید کار عملیاتی صورت گیرد و ابعاد این وجوه مشترک توسط اسلام شناسان و متخصصینی که در کنار اسلام شناسان قرار می گیرند مورد بررسی قرار گیرد و این وفاق در وهله اول شکل بگیرد و بعد بنای اجرایی آن فراهم شود.

ما باید ببینیم در مسیر نظام بانکداری اسلامی که در کشور ما به عنوان بانکداری بدون ربا شناخته می شود، چقدر حرکت کرده‌ایم که حال بتوانیم آن را به دیگر کشورها نیز تعمیم دهیم؟ چرا از این نظام بانکداری اسلامی، کشورهای دیگری که اسلامی نیستند حمایت می کنند و پیرامون آن مقاله می نویسند و حتی آن را اجرایی می کنند اما در کشورهای اسلامی آن را ضعیف می بینیم؟ دلیل آن است که بصورت جدی ننشسته ایم تا به یک وفاق برسیم و آن را عملیاتی کنیم. ما بانک توسعه اسلامی داریم که ایران هم سهامدار و هم عضو هیات مدیره آن است اما باید دید چقدر توانسته درقبال نظام بانکداری روز دنیا کارآیی داشته است.
 

اگر بخواهیم جهان اسلام را در قالب سهم ببینیم باید بررسی کنیم که جمعیت کشورهای اسلامی چقدر است و بانکی با نام توسعه اسلامی چه حجمی از فعالیت های بانکداری دنیا را به خود اختصاص داده است و سپس تاثیرآن را در ابعاد سیاسی و اقتصادی‌اش مثل کنفرانس اسلامی که نقطه عطف خوبی در تاریخ کشورهایی اسلامی محسوب می شود، بررسی کنیم و تاثیرات آن را در جبهه های بین المللی نیز ببینیم و نقاط ضعف و قوت آن را بررسی کنیم تا این سازمان تعاریف، ادبیات و استاندارد خودش را پیدا کند و بعد بتوان آن را در وهله اول به جهان اسلام و در وهله بعد به جهان بین الملل ارائه کرد؛ اما تا کنون شاهد انجام این کار از سوی کشورهای اسلامی نبوده ایم.
 
*تقریب: ریشه اصلی این ضعف ها در کشورهای اسلامی چیست؟
 
در یک مقطعی کشور ما به عنوان کشور اسلامی، محصولی که تولید می کرد مورد توجه سایر کشورهای اسلامی بود، به همین دلیل آن محصول را تهیه می‌کردند، به عنوان مثال در همین راستا کارخانه های پودرهای شوینده توسط نیروی های مسلمان ایرانی ایجاد شد که اتفاقا تقاضا برای خرید محصولاتش از سوی کشورهای اسلامی نیز بالا بود و توانست کالاهای خود را به سایر کشورهای اسلامی صادر کند و خود این کشورها هم طالب خرید بودند، چراکه در درون معنویت آنها وجوه مشترک قرار داشت اما متاسفانه این همکاری ها ادامه دار نشد.
 
*تقریب: چرا علیرغم وجود منابع و ثروت خدادای که اکثر کشورهای اسلامی از آن بهره مند هستند آن طور که باید از این شرایط برای همکاری استفاده نشده است؟
 
اگرچه اکثر کشورهای اسلامی از منابع طبیعی مثل نفت و گاز برخوردارند که خودش یک موهبت الهی محسوب می شود، اما به لحاظ وابستگی برخی از کشورها به حوزه های دیگر از این فرصت بخوبی بهره نگرفته‌اند و بجای آنکه این پیوند را با کشورهای اسلامی برای تامین نیازهایی که با کمبود در کشورهای اسلامی مواجه هستند برقرار کنند به سمت دیگری گرایش پیدا کرده‌اند.
 
به عنوان مثال می توان از سازمان اوپک که جای خود را دارد و کشورهای اسلامی برای هم پوشانی نیازها از آن بهره می برند، نام برد و آن را به عنوان یک اصل دید و در جهت آن برنامه ریزی و ساختاربندی کرد و مرامنامه و اساسنامه برایش نوشت و این را در اختیار همه کشورهای اسلامی قرار داد؛ مثلا در حوزه نفت و گاز و بازارهای مالی که عمدتا سه بخش اصلی را تشکیل می‌دهد، همه کشورهای اسلامی می توانند روی تک تک این حوزه‌ها برای همکاری بیشتر کار کنند، چون همه کشورهای اسلامی نیاز به این همکاری دارند؛ همچنانکه بانک های کشورما نیاز دارند با بانک های کشورهایی مثل ترکیه، سوریه، بحرین، یمن، قطر، مالزی و سایر کشورهای آفریقایی که زمینه های اسلامی در آنها وجود دارد، همکاری کنند.
 

لذا این بستر می تواند شکل گیرد و سازماندهی شود، این همکاری در حوزه های دیگر مثل بازار سرمایه و بورس هم قابل اجراست. چرا نمی توان از منابع یکدیگر استفاده کرد و شرکت هایی را با سرمایه گذاری کشورهای اسلامی شکل داد تا مردم سهام این شرکت ها را با سرمایه بالا خریداری کنند و منافع حاصل از آن علاوه بر سرمایه گذاران از کشورهای اسلامی متعلق به مردم آن کشورها هم بشود یعنی همان سازوکاری که ما در بورس های بین المللی می بینیم.
 
*تقریب: عمده مشکلات کشورهای اسلامی در این زمینه چیست؟
 
امروز یکی از عمده مشکلات کشورهای اسلامی عدم استفاده از منابع است ما می توانیم شرکت های همدیگر را در بورس های یکدیگر ببریم و سهامشان را هم مردم کشورهای اسلامی خریداری کنند آن وقت ببینیم چه پشتوانه عظیمی در این قضایا نهفته است؛ مثلا در خود انگلیس بانک‌هایی داریم که عملیاتشان بر مبنای عملیات شرعی اسلامی است یعنی، بانک هایی وجود دارد که وقتی ورود پیدا می کنید در یک سمت عملیات بانکداری اسلامی انجام می دهند یعنی یک تئوری وجود دارد که از دل اقتصاد بانکداری اسلامی متولد شده که غربی ها از آن استفاده می کنند چون آنها می بینند در بانکداری اسلامی سرمایه گذار در سود و زیان شریک است و این در نهایت برایشان پرسودتر است.
 
*تقریب: ریشه این ضعف ها در چیست؟
 
روی برخی موارد آن گونه که باید کار نشده در حالی که اگر قدم های لازم در حوزه همکاری های اقتصادی بین کشورهای اسلامی برداشته می شد و در قدم بعدی این همکاری ها تئوریزه و در قالب مدل قرار می گرفت می توانست این مدل‌ها در کشورهای اسلامی دیگر هم نشر پیدا کند. اگر این قدم ها برداشته می شد قطعا به جایگاهی همانند بانکداری اسلامی می رسیدیم که نظام بانکداری دنیا و بانک جهانی و صندوق بین المللی پول با آن آشناست.
 
در کشور ما هم قبل از این عملیات انتشار اوراق سکوک نداشتیم و الان یک دهه است که این اوراق در بورس ما منتشر و برای سرمایه گذاری ها تامین منابع می شود. بنابراین همین کار را می توان برای پوشش سرمایه گذاری ها و حضور در حوزه اقتصاد در دیگر کشورهای اسلامی که اتفاقا اوراق سکوک مورد قبول همه آنها نیز هست را جاری کرد.
 
*تقریب: به نظر شما کشورهای اسلامی در چه حوزه‌هایی می توانند بیشترین همکاری ها را داشته باشند؟
 
نقش روابط اقتصادی که کشورهای اسلامی در حوزه اقتصاد می توانند ایفا کنند بسیار بسیار وسیع است. تبادل اطلاعات بین متخصصین در حوزه های مختلف کشورهای اسلامی و مدون کردن آن در قالب یک مدل می تواند یکی از این قدم ها باشد که البته هنوز این قدم ها بصورت جدی برداشته نشده و کمبودش کاملا محسوس است.
 
امروزه روابط اقتصادی بین کشورها در حوزه اقتصاد در دنیا به جایی رسیده که بدون مشارکت با سایر کشورها بسیار دشوار است. ما با رشد تکنولوژی هایی مواجه هستیم که نیاز کشورها را به استفاده از تکنولوژی های جدید بسیار بالا برده تا جایی که تغییر و تحولاتی که در حوزه صنعت و اقتصاد طی دو دهه گذشته شکل گرفته را نمی توان در 100 سال گذشته دید؛ لذا این تغییرات بصورت سریع رو به جلو می رود.
 
فرض کنید درباره همین ارز دیجیتالی که بحث این روزهاست نمی‌شود یک پدیده یا تکنولوژی نو که بروز پیدا می کند و متولد می شود را بلافاصله یک رای برایش صادر کنیم که هر کسی این کار را بکند خلاف قانون و مجرم است بدون اینکه زیربنایش را بشناسیم و تحلیل کنیم و راهکار برایش تعیین کنیم.
 

کشور مالزی یک شورای فقهی دارد که با شورای نگهبان ما تفاوت هایی دارد. اینطور نیست که کشورهای اسلامی توجهی به مسائل شرعی نداشته باشند. مالزی یک نمونه از این کشورهاست وقتی یک پدیده ای در هر جای دنیا بخصوص غرب شکل میگیرد بلافاصله آن پدیده را می آورد و در شورای فقهی بررسی می‌کند و اگر ایرادات شرعی دارد تا قبل از اینکه در کشورشان فرهنگ شود راهکار آن را بررسی می کند. حال باید دید آیا ما چنین کاری می کنیم؟ ما جایگاهی که دیدیم در شورای نگهبان است و در مجلس هم لایحه را دولت به مجلس می دهد و مجلس آن را بررسی و تصویب می کند.
 
در برخی کشورها مثل مالزی این ساختارها در زمان مهاتیر محمد جای خودش را پیدا کرد و در زمینه های صنعتی و بازارهای مالی به روز شد البته قاعده شان آن بود که از لحاظ  شرعی هم مساله ای نداشته باشد و بدون اینکه جوی ایجاد شود یک پدیده نویی در حوزه اقتصادی مثل صنعت و بازارهای مالی شکل گیرد. الان تغییرات تکنولوژی در حوزه های صنعتی 7 ساله شده یعنی اگر 7 سال از صنعتی استفاده کردید بلافاصله تکنولوژی جدید می آید و باید آن را جایگزین کنید وگرنه عقب افتادگی را بدنبال دارد و آن محصولی که شما تولید می کنید دیگر در دنیا خواهانی ندارد چون تکنولوژی خیلی سریع رو به پیش است.
  
مثلا موبایلی که تولید می کنید آن موبایل دیگر جایی ندارد و مرتب تکنولوژی ها در حال به روز شدن است . لذا باید تلاش کنیم این پیوند در حوزه های صنعت را در کشورهای اسلامی شکل دهیم و آن را عملیاتی کنیم چون وقتی صحبت از روابط اقتصادی می کنیم مفهومش آن است که این کشورها تنظیم کننده تعادل اقتصادی در کشور خودشان باشند. یعنی ممکن است کشور ایران در حال حاضر با نیازها و کمبودهایی مواجه باشد که این نیازها از سوی برخی کشورهای اسلامی قابل جبران باشد و باز ممکن است ایران عواملی در اختیار داشته باشد که برخی دیگر از کشورهای اسلامی در اختیار ندارند بنابراین در چنین شرایطی چرا نباید هم پوشانی کرد.
 
*تقریب: گفته می شود یکی از دلایل عدم این همکاری انست که کشورهای اسلامی دارای شرایطی هستند که بیشتر از آنکه با هم همکاری داشته باشند به عنوان رقیب یکدیگر عمل می کنند، نظر شما در این باره چیست؟
 
در هر حال کشورهای اسلامی باید ادبیات مشترک را بکار گیرند، این ادبیات مشترک وجود دارد و اصلا بحث فرق و مذاهب هم مطرح نیست. چرا کشورهای اسلامی که عمده نفت هم متعلق به آنهاست تصمیم ساز نباشند. چرا بجای اینکه غرب صادرات تکنولوژی اش را با قیمت بسیار بالا به ما عرضه کند، ما تعیین کننده نباشیم. ما کنفرانس اسلامی داریم که در جای خودش هم بسیار مفید است اما چرا این سازمان بین کشورهای مسلمان اوپک اسلامی را شکل ندهد و در حوزه صنعت و بانکداری همین اقدام را عملیاتی نکند؟
 
سازمان کنفرانس اسلامی امروز در حوزه سیاسی بر سران کشورهای اسلامی بسیار تاثیرگذار است اما نباید غافل بود که پررنگ شدن این حوزه های سیاسی فقط مربوط به کشورهای اسلامی نیست بلکه در همه کشورها حوزه سیاسی غلبه کرده است. البته ما می توانیم از همین موقعیت سیاسی هم بخوبی بهره برداری کنیم و با دیگر کشورها تعاملات خود را برقرار سازیم. ما الان پیمان هایی با کشورهایی مثل ترکیه و پاکستان داریم که مربوط به 50 سال پیش است و حتی به این سازمان های مشترک هیات مدیره هم فرستاده ایم اما حتی همان سازمان ها را هم رشد نداده ایم.

لذا وقتی ما صحبت از نقش روابط اقتصادی کشورهای اسلامی در حوزه اقتصاد می کنیم باید یک دایره المعارفی را از تمام شخصیت های اسلامی در فرق مختلف بصورت یکجا جمع اوری کنیم که چنین مجموعه ای را هم نداریم. ما باید در ابتدا چنین دایره المعارفی را فراهم کنیم تا نگاه های اقتصادی در یک مجموعه جمع شود و در اختیار تئورسین های اقتصادی قرار گیرد تا آن را بصورت مدل درآورند و سپس کشورهای اسلامی آن را اجرایی سازند.
 

این  وظیفه کشورهای اسلامی است که در قالب های موجود، منابعی هم که به شکر خدا کم نیست را استخراج کنند و زمینه اجرایی این منابع اقتصادی نیز فراهم سازند. ما در کشور خودمان باید تحقیق کنیم که آیا عدالت در بانک های بدون ربای ما وجود دارد؟ من به عنوان شخصی که در حوزه های اقتصادی مسئولیت داشته ام می گویم خیر، چنین نیست اسلامی اش هم در واقع نیست.
 
ما در سال 62 بانکداری بدون ربا را اعلام کردیم که زمینه اجرایی آن فراهم شود و در آن قانونی که تصویب شد، امده که بعد از 5 سال باید مورد بازنگری قرار گیرد و نقاط ضعف و قوتش بررسی شود چون ما قبل از انقلاب، بانکداری اسلامی نداشتیم اما تا این لحظه این اتفاق نیفتاده است. اینها ایرادات کار است چون باید زمینه های کار، تولید و عرضه شود و بعد آن را تبیین و مورد توجه قرارداد اما متاسفانه کشورهای اسلامی فاقد این حرکت هستند.

ما چنین زمینه و فرهنگی را باید در کشورمان فراهم کنیم چون وقتی کالای خوبی را عرضه کنیم دلیلی ندارد دنیا آن را نپسندد. بسیاری از زمینه هایی که امروز کشورهای پیشرفته دارند از شرق و جهان اسلام گرفته اند. همچنانکه یک حوزه ای به نام تعاون که اصلا ریشه اش در مبانی اسلام است را داریم اما باید دید ما چقدر توانسته ایم ان را گسترش دهیم و مدل سازی کنیم؟
 
بحث اقتصاد مقاومتی یک بعدش می تواند مربوط به همین کشورهای اسلامی باشد و جزء تنظیم روابط کشورهای اسلامی قرار گیرد و مدل قرار دهد که نیازهای هم را هم پوشانی کنند. چنانچه غرب این هم پوشانی را ابا سازمان هایی که بعد از جنگ جهانی دوم در عرصه های مختلف شکل داد، عملیاتی کرده و برای اینکه خودش را بیمه کند در وهله اول نقاط اشتراک کشورهای غربی خودش را پیدا کرد و آنها را هم پوشانی کرد و در قدم دوم آن را به همه تحمیل کرد و گفت که باید شما بپذیرید حال ما چرا این کار را نمی کنیم؟ به نظر می رسد ضعف عمده ما به لحاظ کم کاری هایی است که انجام داده ایم.
 
نمی توان گفت که تنها حلقه تجاری بین کشورهای اسلامی نفت است چون مرکزیت تجارت هم جای خود را پیدا کرده است و هر کدام در شرایط خود قرار دارند. به نظر می رسد به غیر از عامل سیاسی که در این دوره هم حاد است نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد ان است که استارت این کارگروه ها بین کشورهای اسلامی زده شود و نقطه آغازینش نیز اعلام گردد مثلا در حوزه بازارهای مالی، بانک، بیمه و بورس چرا نمی شود سرمایه گذاری کرد؟ چرا می شود این کار را کرد اما نشست های لازم برگزار نشده است.
 
*تقریب: قانون تجارت ما برای سال 1304 است که همچنان با همین قانون تجارت ما کار می کنیم و همه مراودات ما با همین قانون تجارت است. آیا نباید یک قانون جامع تجارت اسلامی داشته باشیم؟
 
قبلا در ایران بر روی موضوع مطالعه قانون تجارت و اینکه یک لایحه‌ای تهیه و تنظیم شود، کار شد و اتفاقا من هم جزو این گروه بودم؛ در زمان دولت دوم اصلاحات یک کارگروهی در وزارت بازرگانی شکل گرفت و من به عنوان معاون وزیر اقتصاد دارایی در آن جلسات شرکت کردم و این پروسه چند ماه طول کشید و از حقوقدانان هم دعوت به عمل آمد و این تبدیل به یک قانون جامع در ایران شد.
 
ما فکر نمی کنیم که این نیاز جدی در فرایند تغییر و تحولات منطقه ای و بین المللی بوده و چون احساس نکردیم به فراموش سپرده شد بنابراین اصلاح نظام بانکداری هم به همین صورت است.
 
متاسفانه نگاه دولت های ما به سمت و سوی غرب است و آمال و آرزو را در آن می بیینند در حالی که ظرفیت بسیار بالایی درکشورهای اسلامی وجود دارد که می توان در بسیاری زمینه ها و تکنولوژی ها این را ثابت کرد. پس می شود این کار را انجام داد اما روی آن کار نکردیم و در کنفرانس ها به آن پرداخته نشده است.
 

 حوزه های اقتصادی کشورهای اسلامی را هم می توان در بازارهای مختلف شکل داد، چون وقتی اتحادیه تشکیل شود واحد پول را هم می توان یکی کرد که البته هر کشوری برای خود واحد پولی خودش را داشته باشد اما با کشورهای اسلامی وقتی که مراوده می کند با آن واحد پولی مراوداتش را انجام دهد، همانطور که در عرصه بین المللی نفت یک واحد مشترکی به نام «اس- تی- ار» به معنی حق برداشت مخصوص که نرخ آن هم در صفحه اول آورده شده است، که ترکیبی از نرخ های مختلف ارزهای برتر دنیا بود وجود دارد که اینجا کشورهای اسلامی الزاما در وهله اول پذیرایش باشد شاید ممکن نباشد اما می تواند این حلقه ابتکار در دست کشورهای اسلامی باشد و وجوه مشترک را تعریف کرده و پذیرای آن باشیم.
 
انتهای پیام/
 
 
نام شما
آدرس ايميل شما