تاریخ انتشار۱۸ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۳۸
کد مطلب : 406701
«پرونده گفت‌وگو با خانواده شهدای تقریبی»/ مادر شهیدان مشهدی در گفت‌وگوی تفصیلی با تقریب- 1

مادر شهیدان اهل سنت: در تمام مراحل زندگی‌ام از حضرت زهرا(س) مدد گرفته‌ام/خاطرات مادر از شیفتگی پسران به حضرت روح‌الله

مادر شهیدان مشهدی می‌گوید: به عنوان یک اهل سنت انس و نزدیکی که با حضرت زهرا دارم بسیار عمیق است و همه ساله در مراسم عزاداری و میلاد با سعادت ایشان شرکت می‌کنم و ارادت فراوانی نسبت به این بانوی بزرگوار اسلام دارم.
مادر شهیدان اهل سنت: در تمام مراحل زندگی‌ام از حضرت زهرا(س) مدد گرفته‌ام/خاطرات مادر از شیفتگی پسران به حضرت روح‌الله
به گزارش خبرنگار حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، همزمان با ایام ولادت حضرت زهرا‌ (س) خبرگزاری تقریب با خانواده شهدای اهل سنت دیدار کرد که در شماره اول از این پرونده با زهرا محمدپور مادر شهیدان رسول و حسین مشهدی گفت‌وگو کردیم. 

در لحظه ورود به منزل مادر شهیدان حسین و رسول مشهدی، نکته‌ای که بیش از همه جلوه گری می‌کرد، سادگی منزل مادر شهید بود، این رسم ساده زیستی از زمان انقلاب و سبک زندگی امام راحل نشات گرفته بود؛ از حیاط کوچکی که در بدو ورود به چشم می‌خورد تا پله های باریک که از حال کوچک خانه به محل پذیرایی وصل می‌شد؛ با وجود ساده زیستی مادر شهید نکته قابل توجه مهمان نوازی وخونگرم بودن او بود که با بضاعت کم از خبرنگاران خبرگزاری تقریب پذیرایی کرد.


تقریب: خانم محمدپور در مورد نحوه شهادت فرزندان خود بفرمایید که فرزندان‌تان چه زمانی و در کجا به شهادت رسیدیند؟ 

*رسول در سال 1360 و حسین در سال 1362 به شهادت رسید؛ رسول همیشه این آرزو را داشت که زمانی به جبهه برود و می‌خواست علاوه بر شهادتش، جنازه‌اش هم برنگردد و در نهایت همین اتفاق افتاد و به آرزویش رسید، اما جنازه حسین برایمان برگشت و اکنون در قطعه 28 به خاک سپرده شده است.
 

تقریب: زمانی
که رسول به شهادت رسید به آقا حسین نگفتید حالا که برادرت شهید شده است، شما به جبهه نروید؟


*خیلی به حسین اصرار کردم که نرود و در کنار خانواده‌اش بماند ولی قبول نمی‌کرد و همیشه در تلاش بود که در جبهههای جنگ حضور مستمر و فعال داشته باشد؛ او فرمانده پادگان و گردان امام حسین(ع) بود و تمام وقت خود را صرف آموزش و تعلیم قرآن کریم به بچه‌های گردان می‌کرد؛ قبل از رفتن به جبهه هم برای اینکه با خواهش من رو به رو نشود به دیدار من نیامد، ولی من از صمیم قلب برای رفتن او رضایت کامل داشتم.

حسین در فکه که به قتلگاه شهدا معروف بود به شهادت رسید و رسول هم در سر پل ذهاب به عنوان خط شکن در حال انجام ماموریت بود که در هنگام حمله دشمن، تیر به قلب او اصابت کرد و درجا به شهادت رسید و جسدش داخل کانال افتاد و هیچگاه پیدا نشد؛ اینگونه بود که رسول مفقود الاثر و جزو شهدای گمنام نام گرفت.

تقریب: شهیدان شما از جمله رسول از خود وصیت نامه‌ای به یادگار نگذاشته بود؟

*چرا اما وصیتنامه رسول دست بنیاد شهید است و وصیتنامه حسین هم دست همسرش، فقط زمانی که رسول به جبهه اعزام شد من همراهش به راه‌آهن رفتم و به او گفتم نرو من تنها می‌مانم، رسول گفت مادر همه تنها هستند از هیچی نترس خدا هست.

تقریب: فرزندان شهید شما قبل از انقلاب فعالیت دینی و انقلابی هم داشتند؟ 

*بله، هردوی آنها همیشه حضور فعال در راهپیمایی‌ها داشتند و همچنین عضو بسیج بودند؛ رسول فوق‌العاده نقاش ماهری بود و عکس‌های زیادی از دوستان و هم رزم‌های شهیدش به
تصویر کشیده بود همچنین با وجود اینکه فقط یکبار امام راحل را از نزدیک دیده بود ولی تصویر زیبایی از ایشان نقاشی کرد؛ که آن نقاشی بعد از شهادتش توسط بنیاد شهید امور ایثارگران برای قرار دادن در نمایشگاه آن را از ما به یادگار گرفتند.
 

رسول شب‌ها در چیت سازی مشغول کار بود و تمام حقوقش را صرف خریدن قرآن برای بچه های مسجد می‌کرد؛ قرآن خوانی و قرائت را از مدرسه و مسجد یاد گرفته بود و پایه این روحیه شهادت طلبی و جهاد، به نوجوانی و جوانی هردو بر می‌گردد و سیره اهل بیت را همواره مسیر راه خود قرار می‌دادند.

حسین هم قبل از اینکه به جبهه برود و در سن 16 سالگی ازدواج کرد و سه فرزند داشت که بعد از به شهادت رسیدن دختر کوچک خود را ندید و شهید شد.

زمانی که جنازه حسین را در پادگان آوردند دیدم که پشت سر حسینم خالی است و خمپاره به پشت سر او اصابت کرده است و با دیدن این صحنه از خود بی‌خود شدم و حالم دگرگون شد؛ من هر 4 فرزند خود را به سختی و مشقت بزرگ کرده‌ام و همسرم به دلیل بیماری قبل از انقلاب و خیلی زود از دنیا رفت.

تقریب: در واقع همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند اجر مادران شهدا بسیار زیاد است؛ از بین مسئولان چه کسانی به دیدار شما و خانواده‌تان آمدند؟ 

*شهردار سابق (قالیباف) یکبار به منزل ما آمد و تقدیر و تشکر کرد.

تقریب: در بحث مربوط به اهل سنت شما هیچوقت به فرزندان خود نمی‌گفتید که نرو و این جنگ بین شیعیان است و به ما مربوط نیست؟

* هر دو فرزندان من
در راه قرآن جان خود را فدا کردند و در این راه قدم گذاشتند و شیعه یا اهل سنت بودن برای آنها دلیل نمی‌شد که برای دفاع از وطن جان خود را فدا نکنند و نروند.

تقریب: نگاه فرزندان شما به اهل بیت چگونه بود؟

* آنها ارادت خاصی به اهل بیت داشتند و این پیروی از قرآن و عترت اهل بیت بود که به این راه قدم گذاشتند.

تقریب: از مسئولان بنیاد شهید برای بازدید و دیدار شما تا به حال آمده اند؟

*بله، در اوایل همیشه در حال رفت و آمد بودند ولی بعد از گذشت چند سال خیر.

تقریب: در مورد نگاه رحمانی اسلام در مورد اینکه شیعیان و اهل سنت هیچ تفاوتی باهم ندارند نظرتان چیست؟

* باتوجه به فرمایشات مقام معظم رهبری؛ شیعه و سنی در کنار هم  هستند و در مقابله با آمریکا و اسرائیل برای دفاع از وطن جان خود را فدا می‌کنند.
 

تقریب: در مورد انس و حس مادرانه‌ای که شما با حضرت زهرا (س) دارید لطفا توضیح دهید؟

*به عنوان یک اهل سنت این انس و نزدیکی که با حضرت زهرا پیدا کردم بسیار عمیق است و همه ساله در مراسم عزاداری و میلاد با سعادت ایشان شرکت می‌کنم و ارادت فراوانی نسبت به این بانوی اسلام دارم و در همه مراحل زندگی از ایشان مدد و یاری گرفته‌ام.

تقریب: نظر شما در مورد جایگاه اهل سنت بعد از انقلاب اسلامی در مقایسه با زمان قبل از انقلاب چیست؟

*در قبل از انقلاب اسلامی آن طور که باید شان یک اهل سنت حفظ نمی‎‌شد و جایگاه ما مورد خدشه قرار می‌گرفت و این تفاوت نسبت به بعد از انقلاب بسیار فاحش
و قابل تشخیص بود؛ در بعد از انقلاب اسلامی ارجگذاری فراوانی نسبت به اهل سنت شده است، در بحث آموزش و فعالیت های اجتماعی بسیار مورد پیشرفت و تحول قرار گرفت و جایگاه ویژه‌ای برای ما اتخاذ شده است، همینطور بازهم به سخنان مقام معظم رهبری اشاره میکنم که فرموده اند اهل سنت در کشور ما اقلیت نیستند و بخش عظیمی از مسلمانان کشور ما را تشکیل می‌دهند.

تقریب: ارتباط فرزندان شهید شما با امام خمینی و اندیشه های ایشان چگونه بود؟

*پسران من با امام خمینی مانوس بودند و اندیشه‌های امام راحل علت اصلی انتخاب این راه و جهاد در آن بوده است.
 

تقریب: در زمان جنگ شاید شما این هجمه را از سوی صدام شنیده باشید که مدعی بودند بچه‌ها و اهل سنت را به زور به میدان جنگ فرستاده‌اند، نظر شما درباره این موضوع چیست؟

*خیر، هر دو فرزند من به خواست و انتخاب خودشان و رضایت قلبی پای در این راه گذاشتند و عشق به شهادت در خون آنان جاری بود، حسین زمانی که سر به سجده می‌گذاشت گریه می‌کرد و از خدا می‌خواست که شهید شود و تا قبل از شهادتش بسیار ناراحت بود که چرا همانند دیگر شهدا از جمله برادر کوچک خود به این مقام بزرگ دست نیافته است.

در واقع ما قائل به این هستیم که دفاع از اسلام شیعه و سنی ندارد و باید در این راه تمام هستی خود را بدهیم من اگر فرزند دیگری هم داشتم در این راه نثار می‌کردم.

همانطور که بنده به عنوان یک مادر شهید عضو بسیج هستم و هنوز هم فعالیت‌های بسیجی خود را تا زمانی که جان در بدن دارم ادامه می‌دهم و دین خود را به اهل بیت و انقلاب اسلامی ادا خواهم کرد. 


انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdcfxvdjyw6dxea.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی