پنج لایه از نامه رئیس دفتر سیاسی حماس به رهبر انقلاب اسلامی

دیپلماسی مقاومت نشان داد که توانایی عجیبی برای حفظ متحدین خود در پیچیده ترین شرایط سیاسی و منطقه ای دارد. به تعبیر دیگر، این نامه دارای ابعاد بزرگتری است و آن، گزاره ای است که می گوید:"خط مقاومت خط اصیلی در منطقه است که حتی پرونده های پیچیده منطقه ای که ظاهرا تضاد منافع در آن شدید است، نیز نمی تواند بر روی آن اثر عمیق بگذارد."
تاریخ انتشار : شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۳۹
کد مطلب: 308417
 
چرا نامه اسماعیل هنیه به رهبری در چهل سال اخیر بی نظیر بود؟
نامه اخیر اسماعیل هنیه به رهبر معظم انقلاب بی شک یکی از بی نظیرترین نامه های- علنی شده - بعد از انقلاب در مساله فلسطین محسوب می شود که در روزهای گذشته کمتر  مورد توجه جامعه تحلیلی کشور قرار گرفت. نامه مذکور گرچه در محتوا و پیام های نهفته در آن دارای شفافیت کم سابقه ای است ولی به نظر می رسد که همچنان از عمق ابعاد راهبردی این نامه در افکار عمومی لایه برداری نشده است. این نامه اگر به درستی تحلیل بشود می توان گفت که در چهل سال اخیر پس از انقلاب اسلامی بی نظیر بوده است. در همین راستا نکات ذیل قابل تامل است:
 
1) بی شک نامه مذکور حاصل دیپلماسی مقاومت است. صدور این نامه و انتشار علنی آن خروجی دیپلماسی است که توانسته بر چالش ها و یا حتی تضادهای موجود در منطقه پرآشوب و بی ثبات غرب آسیا فائق بیایید . دیپلماسی مقاومت نشان داد که توانایی عجیبی برای حفظ متحدین خود در پیچیده ترین شرایط سیاسی و منطقه ای دارد. به تعبیر دیگر، این نامه دارای ابعاد بزرگتری است و آن، گزاره ای است که می گوید:"خط مقاومت خط اصیلی در منطقه است که حتی پرونده های پیچیده منطقه ای که ظاهرا تضاد منافع در آن شدید است، نیز نمی تواند بر روی آن اثر عمیق بگذارد."
 
2) محتوا و زمان نامه نشان می دهد که پرونده فلسطین  به یک مقطع حساس تاریخی و استراتژیکی نزدیک شده است که شفاف شدن جبهه بندی ها و مواضع کشورهای منطقه اولین اثر آن خواهد بود. بدیهی است که از دل این مقطع حساس – که به نظر می رسد فاصله زمانی چندانی با آن نداریم- دو جبهه سازش و مقاومت وارد نبرد نهایی و یا حداقل جدی ترین نبرد خود خواهند شد. این نبرد لزوما لشکرکشی و یا نظامی نیست بلکه آغاز دوره ای خواهد بود که محور سازش روی کمپ دیوید را حتی سفید خواهد کرد و جریان مقاومت یاران حقیقی خود را با خلوص بیشتری در کنار خود خواهد دید. هرچند در نگاه بدبینانه سرنوشت عملی نامه مذکور قابل پیش بینی دقیق نیست ولی حتی مهمتر از تحلیل چرایی و نیات نامه مذکور این است که این نامه بی شک نقطه عطفی در طی طریق محور مقاومت در غرب آسیا خواهد بود.
 
3) نامه فوق نشان می دهد که هرچه صحنه سیاسی منطقه شفاف تر می شود کلید راه حل نهایی و ریشه ای فلسطین به ایران نزدیکتر می شود. گرچه در تمام این سالها در هرصورت مساله فلسطین به نوعی به ایران ختم شده ولی اینبار شرایط به نوعی در حال شفاف شدن است که ختم مساله فلسطین به تهران، برای دوست و دشمن به یقین بیشتری تبدیل شده است. ضمن اینکه همه نوساناتی که در سالهای اخیر در منطقه اتفاق افتاده نیز نشان می دهد که مسله فلسطین برای جمهوری اسلام قلب سیاست خارجه اش بوده و هیچگاه از اولویت خارج نشده و حتی در روزهای که تصور میشد ایران و آمریکا وارد گفتگوهایی شده اند که تعدیل مواضع دوطرف یکی از خروجی های آن باشد، جمهوری اسلامی پرونده فلسطین را پیچیده تر و خاص تر دنبال کرده است. همچنانکه برای بسیاری از تحلیلگران در داخل و خارج از جهان اسلام رفتار ایران در قبال فلسطین یک امر قابل پیش بینی شده است و اصول مادی گرایانه دیپلماسی همانند هزینه – فایده کردن های محافظه کارانه در آن دخالت خاصی ندارد. پیام صبوری و تحمل ایران در برابر برخی از گروه های مقاومت، این است که آغوش ایران برای همه گروه ها و کشورهای که حاضر به دفاع از آرمان فلسطین هستند باز است و البته دقیق تر اینکه هر گروه و کشوری که اراده کمک به آرمان فلسطین را داشته باشد -حتی با کارنامه ای که قابل نقد باشد- می تواند بر روی ایران حساب کند.
 
4) درباره ابعاد این نامه یک مساله جانبی – البته کاملا مرتبط – مساله سوریه  و حوادث چند سال اخیر این کشور است. این نامه نشان می دهد که ایران نه تنها توانسته ابعاد نظامی پرونده مذکور را مدیریت کند بلکه تبعات دیپلماتیک – که پیچیده تر از ابعاد نظامی آن است – را نیز هوشیارانه مدیریت کرده است. این خود یک پیروزی چشمگیر در بعد سیاسی برای محور مقاومت محسوب می شود. اینکه پرونده سوریه بر خلاف پیش بینی همه تحلیلگران نه تنها محور مقاومت را تضعیف نکرده بلکه بعد چند سال به تقویت غیرمنتظره آن نیز افزوده است. زیرا علاوه بر تجریبات گرانبها نظامی که محور مقاومت کسب کرده، اینک متحدینش را نیز بی ریاتر از قبل در کنار خود می‌بیند.
 
5) ایران در سیاست خارجه کشور مستقلی است در تمام سالهای حساس اخیر علاوه بر دشمنان، حتی متحدترین دوستانش نیز نتوانستد مسیر استقلال جمهوری اسلامی  و یا تخطی از منافع ملی اش – همانند تحولات سوریه- را دچار خدشه ولو کوچک کنند. این مساله نیز به خاطر این است که ایران کشوری مقتدر و در عین حال صبور و دارای بالاترین حد انعطاف اصولی در مباحث دیپلماتیک است. مهم تر نیز اینکه پرونده فلسطین و نوع مواجه با حماس نشان می دهد که متولیان دیپلماسی مقاومت در جمهوری اسلامی بیش از خیلی مدعیان به درستی به استفاده از ظرفیت مباحث دیپلماتیک در عمل اعتقاد دارند.
 
مهدی جهان تیغی...جهان نیوز
 
Share/Save/Bookmark