هشدار تحلیل گر برجسته مصری نسبت به تفسیر نادرست از تصویب قعطنامه حمایت از قدس در مجمع عمومی سازمان ملل

با توجه به تصور نادرست برخی در تحلیل و تفسیر تصویب قطعنامه پیشنهادی از سوی ترکیه و یمن در مجمع عمومی سازمان ملل بعنوان یک تحول مثبت در ارتباط با مساله فلسطین باید اذعان داشت که در واقع این مساله یک پیروزی سیاسی و دیپلماتیک «نمادین» در مقابله با سلطه امپریالیسم آمریکاست و نه تنها اصلا تحولی مثبت نیست، بلکه بر عکس نگاهی به آرای ممتنع که اکثرا در گذشته از انگشتان یک دست فراتر نمی رفت، این بار به ۳۵ کشور رسید.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۲
کد مطلب: 301763
 
از جمله کشورهای اروپایی با حجم سوئیس در عرصه بین المللی و ۷ کشورآفریقایی که علیرغم تزریق گسترده اموال عربی در آفریقا، تحول خطرناکی در روند اشغال قاره سیاه توسط آمریکا و اسرائیل محسوب می شود. تحلیل گر مصری با اشاره به رای ممتنع کشورهایی مثل سودان جنوبی علیرغم حمایت گسترده اعراب از آن از بدو تاسیس این کشور، یا کشور اسلامی بوسنی با اکثریت مسلمان یا ترکمنستان بعنوان یکی از کشورهای مسلمان آسیای میانه می نویسد: خطرناک تر از آن اظهارات یکی از وزرای خارجه عرب است مبنی بر اینکه «نباید به خاطر یک مساله فرعی مثل مساله قدس یا فلسطین آمریکا را از دست بدهیم». مساله ای که زمانی مساله نخست اعراب بود، الان مساله فرعی شده است، در حالیکه همین ها ایران را برای منطقه مهمترین خطر می دانند، علیرغم اینکه سخنرانی (نماینده) ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از مهمترین و قوی ترین سخنرانی هایی بود که ایراد شد، البته در کنار ترکیه صاحب قطعنامه و سخنرانی نماینده ونزوئلا بعنوان نماینده کشورهای عدم جنبش تعهد.
 
باید اذعان کنیم که شاهد کاهش حمایت بین المللی از حقوق عربی هستیم، بدلیل اینکه کشورهای اروپایی مثل لهستان و رومانی و چک بدنبال سخنرانی تهدید آمیز ترامپ در قطع کمک های آمریکا برای اولین بار رای ممتنع دادند. درحالی که برخی رای گیری مجمع عمومی را پیروزی قاطعی می دانند، اظهارات نتانیاهو درک بیشتری از  وضعیت موجود دارد که گفت که تحول بزرگی رخ داده و اینکه این مساله تنها نیازمند گذشت زمان است و نه بیشتر.

مهم این است که اذعان کنیم که پراکندگی و تفرقه اعراب منجر به بروز چنین وضعیتی در محافل بین المللی شده، زیرا دیگر گروه فشار عربی با پذیرش مسئولیت تماس و استفاده از ابزارهای فشار عربی وجود ندارد و اقدام ترکیه در ارائه قعطنامه هم عامل دیگری است که نمایانگر وضعیت سکون و بی تحرکی اعراب و نشان پراکندگی و شکاف بین کشورهای اسلامی است.

معتقدم باید در مورد وضعیت کنونی اعراب بعنوان آغازی بر سقوط اعراب در سطح خارجی تامل نمائیم، درحالیکه برخی به این مرحله بعنوان آغاز سقوط سلطه آمریکا می نگرند، اما در سایه حضور گسترده نظامی و اقتصادی و سیاسی آمریکا در جغرافیایی عربی و همزمان تداوم توطئه های صهیونیستی در اراضی اشغالی و طرح های گسترده تر تقسیم و تجزیه کشورهای عربی و بعلاوه کرنش و تسلیم در بسیاری از عرصه ها در مقابل سلطه آمریکا، این تصور، تخیلی نادرست است.

اگر موضع ۱۲۸ کشور در مجمع عمومی در حمایت از قرار گرفتن مساله قدس در چارچوب مذاکرات وضعیت نهایی است، باید این را در نظر داشت که موضع همه کشورهای عربی فقط بر قدس شرقی تاکید دارد و همه اعراب این را نادیده می گیرند که کل قدس سرزمین اشغالی است و این به خودی خود تنازل و کوتاه آمدن و رضایت دادن به غرور اسرائیل است، آنهم در حالی که شاهد حرکت شتابزده و هروله سری و علنی اعراب به سوی اسرائیل به بهانه های بیهوده هستیم و مساله فلسطین قربانی این روند شده است.

از این رو مواضع برخی کشورها مثل چین در آسیا و آفریقای جنوبی در قاره سیاه محترمانه تر و قوی تر از مواضع اعراب است، مساله ای که برخی در سایه توطئه های گمراه سازی بدان بی توجهند و حضور فعال آمریکا حتی در عرصه رسانه های عربی هم موید آن است.
 
به قلم: عبدالناصر سلامه روزنامه المصری الیوم
 
Share/Save/Bookmark