فرهنگ و انقلاب اسلامی؛ راه رفته و نرفته، هر دو زیاد!

موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی اخیراً میزبان نشستی بود که دستاورد عرصه‌های مختلف فرهنگ بعد از گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی مورد واکاوی قرار گرفت.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴۸
کد مطلب: 382083
 
به گزارش حوزه فرهنگ و هنر خبرگزاری تقریب، در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نشست تخصصی «فرهنگ و انقلاب اسلامی؛ رویشها و دستاوردها» با هدف بررسی دستاوردها و توفیقات جمهوری اسلامی ایران در عرصه جنگ فرهنگی توسط کارگروه فرهنگ و تربیت موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی – با حضور جمعی از اندیشمندان و چهره‌های فرهنگی کشور روز پنجشنبه هشتم آبان ماه در موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد.

در آغاز این نشست یک روزه حجت‌الاسلام و المسلمین رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا و رئیس کارگروه فرهنگ و تربیت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، که مسئولیت و دبیری نشست تخصصی «فرهنگ و انقلاب اسلامی، رویش‌ها و دستاوردها» را به عهده داشت گفت: انقلاب اسلامی اهداف مهمی را در عرصه فرهنگی برای خود ترسیم کرده است. اینکه از فرهنگ منحط غربی آزاد شود و زیست مردم ایران مومنانه و دین‌مدارانه‌تر شود و فرهنگ عمومی مردم ما در زندگی چه از حیث مادی و چه معنوی تقویت شود.

وی افزود: ممکن است بعضی با نگاه‌های کاریکاتوری بگویند نه تنها انقلاب اسلامی به اهداف خود در عرصه فرهنگی نزدیک نشده بلکه دور هم شده است؛ اما آنچه مهم است شواهد و مستندات علمی و دقیق است. در سال گذشته مطالعات میدانی فراوانی با هدف سنجش نفوذ دینداری در بین مردم ایران انجام شد. دوستانی که با نتایج میدانی این سنجش آشنایی دارند، تایید می‌کنند که انقلاب اسلامی رشد قابل توجهی داشته است. این مطالعات میدانی، پیشرفت در زمینه رونق محافل دینی، گرایش جوان‌ها به مظاهر مذهبی، افزایش گرایش جوان‌ها به ایثار، فداکاری، ارتقای فرهنگ عمومی و کاهش کج رفتاری‌ها را نشان می‌دهد.

مدیر مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا اظهار داشت: شرایط انقلاب اسلامی در ۴ دهه گذشته شرایط عادی نبوده است. می بینیم که چه جنگ تمام عیاری را غرب در برابر انقلاب اسلامی به راه انداخته است. غربی‌ها در جنگ فرهنگی اهداف مشخصی داشته و هنوز هم دارند. ابایی ندارند و  به صراحت بیان می کنند که هدفشان سرنگونی انقلاب اسلامی است. چرا که انقلاب اسلامی حیات غرب سکولار را به هم ریخته است.

وی افزود: در شرایطی که روشنفکران ما در ایران از مرگ دین سخن به میان می‌آورند، دیدیم که نویسنده گاردین در مقاله‌ای نوشته است در سال ۱۹۶۱ لویی گاگارین به فضا رفت و گفت خدایی وجود ندارد، اما وقتی به امروز می‌رسیم می‌بینیم این دین است که مهره‌ها را جا به جا می‌کند. این روندی است که غرب ندانم‌کار را شگفت‌زده می‌کند. البته نباید انکار کنیم که در جنگ فرهنگی عظیمی که راه افتاده، صدماتی خورده‌ایم. طبیعتاً در هر جنگی کشته و زخمی وجود دارد اما غرب نه تنها به هدف اصلی خود نرسیده؛ بلکه به اهداف میانی خود هم دست پیدا نکرده است.

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامی با اشاره به اینکه ما یک زمانی مشغول این بودیم که مخاطبانمان را با خطوط اصلی دین آشنا کنیم، اما الان بحث علوم انسانی به میان می‌آید بیان کرد: جریان انقلاب اسلامی به جایی رسیده که بحث علوم انسانی اسلامی را مطرح می‌کند. پرتیراژترین کتاب‌های چند دهه اخیر مربوط به ناشران انقلاب اسلامی است. در زمینه رسانه‌ای و فضای مجازی هم رشد بچه‌های انقلاب اسلامی قابل انکار نیست. مهمترین دلیلی که انقلاب اسلامی توانسته است در برابر این هجمه سنگین و گسترده به توفیقات گسترده‌ای برسد، چنگ زدن به ریسمان الهی است. جریان معارض انقلاب اسلامی در این چهل سال حماقت‌های زیادی کردند و مرتکب خودزنی شدند. ماه‌هاست جنگ اقتصادی به راه افتاده است، اما این به معنای پایان یافتن جنگ فرهنگی نیست. چون پایه‌های، جنگ اقتصادی در اتمسفر فرهنگی قرار دارد.

پس از سخنان ابتدایی حجت‌الاسلام غلامی سخنرانان یک به یک در فرصتی تقریبا 15 دقیقه‌ای به ایراد سخنرانی با موضوعی از پیش تعیین‌شده پرداختند.

رسانه‌های غربی تا پیش از پیروزی انقلاب با انقلابیون همراه بودند

نادر طالب‌زاده که قرار بود با موضوع «انقلاب اسلامی و تحولات جهانی» صحبت کند، اظهار کرد: من از چند ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با خبرنگاران رسانه‌های غربی همراه بودم و بسیاری از مسائل آنان را از نزدیک مشاهده کردم و شاهد هم نیاز به سند ندارد. یکی از تحولات آنها در اولین مصاحبه مطبوعاتی امام(ره) رخ داد. امام خمینی(ره) در ۱۳ بهمن در مدرسه علوی، نخستین مصاحبه مطبوعاتی اش را انجام داد و من در این مسابقه مأمور بودم تا کارت خبرنگاران را چک کنم.

وی افزود: به خاطر دارم که همه خبرنگاران از امام(ره) و چیستی جمهوری اسلامی سوال می کردند. من در آن زمان به ذهنم رسید که چرا خبرنگاری از امام(ره) درباره احتمال کودتا در جمهوری اسلامی نمی‌پرسد. البته دلیلش هم آن بود که همه خبرنگاران خارجی بودند و پیش زمینه ذهنی راجع به انقلاب نداشتند. این در صورتی است که احتمال کودتا، موضوع تهدیدآمیز مهمی بود. تا پیش از پیروزی انقلاب، خبرنگاران غربی با انقلابیون همسو بودند اما بعد از پیروزی انقلاب خیر. در آن نشست خبرنگار سی بی اس امریکا به من گفت که سوالی به ذهنت نمی‌رسد که من از امام خمینی(ره) بپرسم و من این سوال را به او گفتم که آیا اگر لازم باشد شما حکم جهاد می دهید یا خیر. خبرنگار سوال کرد و امام(ره) پاسخ داد بله و اکثر روزنامه‌های غرب روز بعد این پاسخ امام(ره) را تیتر کردند. امام تهدید به جهاد کرد و این درس بزرگی بود و نخستین بار بود که حرف جهاد به میان می‌آمد.

طالب‌زاده ادامه داد: انقلاب اسلامی در دل بسیاری تحول ایجاد کرد و برای من هم این تحول رخ داد و این تجربه را کسب کردم که انقلاب وحیانی است و در دست بشر نیست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین اتفاق، دشمنی واضح رسانه ها با انقلاب مردم بود. دستور از نیویورک می آمد که ایران را خشن و بی حساب و کتاب نشان دهند. دو ماه پس از پیروزی انقلاب، خبرنگار شبکه تلویزیونی سی بی اس مأمور می‌شود گزارشی از یهودیان ایران تهیه کند. او با چند تاجر یهودی مصاحبه کرده و از آنها می‌پرسد که چرا به امریکا یا اسرائیل مهاجرت نکردید و همه در جواب گفتند کسی ما را تا به حال تهدید نکرده تا از ایران برویم. عجیب آنکه همه گزارش‌ها از ایران مثبت بود اما خبرنگار سی بی اس به من گفت که این گزارش را پخش نکردند و ادامه داد قصه یهودی‌ها همین است و وقتی ما گزارش مثبتی از آنها کار کنیم که خلاف نظر نیویورک باشد، هیچ گاه به مرحله پخش نمی‌رسد.

این سینماگر ادامه داد: از آنجا فهمیدم که برنامه‌ها برای خشن نشان دادن ایران آغاز شده و این راهی بود که به محور شرارت نامیدن ایران ختم شد. نشان دادن چهره منفی از ایران توسط رسانه‌های غربی تا به امروز ادامه داشته و این یک رویکرد مهم آنهاست و همین رویکرد هم باعث شد که مراکز فکری رسانه‌های در امریکا شکل بگیرد.

وی افزود: پس از این جریانات، چند تحول مهم رخ داد. اعلام روز قدس باعث شد تا همه آن مراکز فکری بگویند که هدف انقلابیون ایران، فتح اسرائیل است. تحول دیگر بازپس گیری خرمشهر بود که غربی ها فهمیدند ایرانی ها با دست خالی هم می توانند بجنگند و در نهایت تحول سوم با فتح لانه جاسوسی رخ داد که باعث شد انقلاب به پختگی برسد. آقای فرانسیس بوی،   استاد دانشگاه ایلینوی در آن دوران نوشت که ایران حق داشت سفارت آمریکا را فتح کند چون امریکا پیشتر کودتایی را علیه ایران تهیه کرده بود و انقلابیون ایران می توانستند براساس قوانین بین المللی سفارت را بسته و آمریکا را به دادگاه لاهه بکشانند. او بعدها هم نوشت تحریم های هسته ای غیر قانونی است و دیپلمات های ایرانی می توانند به خاطر این تحریم ها از آمریکا شکایت کنند.

طالب‌زاده افزود: حق مسلم ما بود که سفارت آمریکا گرفته شود و این ایستادگی، امریکا را هشیارتر کرد. دهه ۹۰ در امریکا دهه مقدمات تحلیلی نقشه های جدید علیه ایران بود. طراحی رویداد ۱۱ سپتامبر نیز در همین دوران شکل گرفت. ما باید به جایی برسیم که بتوانیم با قدرت امریکا را به عقب نشینی وادار کنیم. بسیاری از ما هنوز به این باور انقلابی نرسیده ایم و به لحاظ عرفانی نیز کشش نداریم. مسئله FATF هم طراحی آمریکایی هاست تا ثابت کنند، سپاه تروریست ایست و با قانون توانستند FATF را در دولت فعلی تا پای امضاء بکشانند. امریکا به خاطر مقابله با انقلاب امروز شخصیتی چون ترامپ را دارد. آخرین رئیس جمهور کنترل شده آمریکا، اوباما بود اما ترامپ بدون کنترل به صحنه آمده و به خاطر کارهایش نمی شود آینده را چندان پیش بینی کرد. مایکل مور می‌گوید ترامپ احتمالاً آخرین رئیس جمهور آمریکاست چون ممکن است کارهای او امریکا را به جنگ‌های داخلی بکشاند.

رسانه ملی در جنگ نرم رسانه‌ای، مرجعیتش را حفظ کرده است

در ادامه این نشست، «حسین رضی» استاد دانشکده صدا و سیما و معاون پژوهشی و برنامه‌ریزی صدا و سیما که با موضوع «پیشرفت‌های رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران طی 40 سال گذشته» سخنرانی می‌کرد، با بیان اینکه رسانه به ویژه رسانه ملی این روزها به دلایل مختلفی با هجمه مواجه شده است، گفت: در کنار آسیب‌شناسی باید به تحولات و پیشرفت‌ها هم نظر داشت. رسانه ملی به عنوان نمونه اصلی و محوری رسانه‌های جمهوری اسلامی چند نکته را اثبات می‌کند. یکی از نکات مهم در خصوص رسانه ملی حفظ مرجعیت رسانه ملی در جنگ نرم رسانه‌ای است. آمارها نشان می‌دهد که به طور متوسط ۸۰ درصد مردم ایران مخاطب تلویزیون هستند. البته این به معنای آن نیست که هر برنامه صدا و سیما ۸۰ درصد مخاطبان را جلب کرده است بلکه به این معناست که ۸۰ درصد از جمعیت ایران به نحوی با تلویزیون در ارتباطند و به فراخور سلایق و علایقشان، برنامه‌هایی را از تلویزیون دنبال می‌کنند.

رضی با اشاره به اینکه تنها ۲۰ درصد از جمعیت ارتباط خود را با تلویزیون قطع کرده‌اند و به عبارتی با تلویزیون  قهر هستند، اظهار داشت: در دهه‌های اخیر که با جنگ نرم رسانه‌ای عجیب و غریبی روبرو بودیم، این آمار همچنان ثابت مانده و در سالهای مختلف به طور میانگین همان ۸۰ درصد مخاطب تلویزیون بوده‌اند. این به نظرم دستاورد بزرگی برای رسانه ملی است.

معاون پژوهشی و برنامه‌ریزی صدا و سیما در بخش دیگری از سخنان خود به نقش رسانه ملی در پیشبرد راندمان انقلاب  اسلامی اشاره کرد و گفت: پیشبرد این گفتمان که مورد تأکید مقام معظم رهبری است و در دستور کار همه دستگاه ها قرار دارد در تلویزیون هم به نحو گسترده‌ای دنبال شده است. ویژگی رسانه ملی و صدا و سیما این بوده که گفتمان انقلاب اسلامی را نهادینه‌سازی کند به این معنا که برای آن نهادهای ویژه‌ای در نظر بگیرد و این بحث را به طور نهادینه پیش ببرد.

وی سپس به نقش تلویزیون در مقاطع حساس تاریخی اشاره کرد وگفت: نقش تلویزیون در برنامه‌ریزی و شکل دادن به جریان ها در مقاطع حساس تاریخی پس از انقلاب، نقش برجسته ای بوده است.

استاد دانشکده صدا و سیما با بیان اینکه یکی از مهمترین دغدغه‌های رسانه ملی ترویج سبک زندگی ایرانی – اسلامی بوده، افزود: در این راستا هم رسانه ملی گام‌های موثر و خوبی برداشته است. البته این طور نبوده که در همه بخش‌ها و برنامه‌ها یا سکانس‌هایی از فیلم و سریال‌ها به طور کامل تأکید بر سبک زندگی ایرانی-اسلامی به طور دقیق رعایت شده باشد، ولی می‌توان گفت در کلیت این برنامه این سبک زندگی به خوبی ترویج شده است و جریان‌سازی مناسبی در حوزه فیلم و سریال انجام گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: برای مثال تأکید رسانه ملی در سالهای اخیر بر ساخت و پخش سریال‌های داخلی و عزل نظر از فیلم‌ها و سریال‌های خارجی، قدمی بوده که این رسانه برای ترویج سبک زندگی ایرانی- اسلامی برداشته است.

رضی راه اندازی شبکه‌های استانی در سراسر استان‌ها را یکی از دستاوردهای مهم رسانه ملی در دوران بعد از انقلاب اسلامی برشمرد و اظهار داشت: همچنین ایجاد چندین شبکه با رویکردهای جدید برای کودکان و نوجوانان که طی چند سال اخیر انجام گرفته است، یکی دیگر از دستاوردهای مهم صدا و سیما در جمهوری اسلامی ایران بوده است. در همه این شبکه ها توجه به کارهای داخلی و تولیدات بومی بوده است.

استاد دانشکده صدا و سیما تصریح کرد: یکی دیگر از دستاوردهای رسانه ملی ایجاد شبکه‌ها و برنامه‌های نخبگانی، علمی و معرفتی در قالب رسانه ملی بوده است. همچنین شبکه‌های مبتنی بر سرگرمی‌های سالم برای مثال شبکه سه سیما یکی دیگر از اقداماتی بوده که در جذب مخاطب و فرهنگ سازی موثر بوده است.

وی سپس به شبکه‌های مختلف رادیویی اشاره کرد و گفت: با ایجاد ۲۰ شبکه رادیویی اقدام مهمی در پیشرفت رسانه‌ای جمهوری اسلامی صورت گرفته است. همچنین تحولات رسانه‌ای در حوزه برون مرزی یکی دیگر از دستاوردهایی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. امروزه ۳۶ شبکه رادیویی و ۱۰ شبکه تلویزیونی برون مرزی در قالب صدا و سیما فعال هستند که خودشان در حد یک سازمان کاملاً مستقل تأثیرات بسزایی داشته اند.

رضی یادآور شد: یکی از اهداف و برنامه‌های صدا و سیما تلاش برای همسویی و همبستگی شبکه‌های همسو در منطقه و جهان بوده است. یکی از این اقدامات تلاش هایی بوده که در قالب اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی صورت گرفته است و صدا و سیما در آن نقش برجسته ای دارد.

این استاد دانشگاه به فعالیت های نظارتی و فرهنگ‌سازانه صدا و سیما در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: با بروز فضای مجازی، صدا و سیما، شورایی را برای ورود به این فضا تشکیل داده که برنامه‌های آن در آینده تأثیرات خود را نشان خواهد داد.

خدمت انقلاب به هنر، بسیار بیشتر از خدمت هنر به انقلاب بوده

پس از حسین رضی، وحید جلیلی، فعال رسانه‌ای و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با موضوع «دستاوردهای هنر در انقلاب اسلامی» سخنرانی کرد. وی با بیان اینکه قصه هنر در جمهوری اسلامی از همان روز ورود امام(ره) به میهن شروع می‌شود، افزود: وقتی امام(ره) از پله‌های هواپیما پایین آمدند و به پاویون فرودگاه قدم گذاشتند ابتدا قرآن خوانده و بعد سرود «خمینی ای امام» اجرا شد. باز وقتی ایشان به بهشت زهرا(س) رفتند در آنجا بعد از قرائت قرآن سرود «برخیزید» اجرا شد.

وی افزود: در همان بهشت زهرا(س)، امام با ایراد سخنانی که همه ایران بلکه همه جهان منتظر شنیدن آن بودند در بخش‌های مختلفی به گذشته، وضعیت حال و البته آینده اشاراتی داشت. وقتی درباره آینده ایران صحبت می کردند یکی از مواردی که بر آن دست گذاشتند اتفاقا سرفصل هنر بود. ایشان آن جمله تاریخی را فرمودند که ما با سینما مخالف نیستیم، بلکه با فحشا مخالفیم.

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با اشاره به سینمای موجود در دهه ۵۰ بویژه در سال ۵۶ اظهار کرد: کسانی که آن سینمای سخیف و خفیف شاهنشاهی را به یاد دارند تصدیق می کنند که سینما در آن دوران با فحشا برابر شده بود و امام با اظهار این جمله قصد داشت به اهمیت هنر و فرصتی که هنر در اختیار آرمانها قرار می دهد اشاره کند و از همان ابتدا به فکر نجات این هنر آمیخته با فحشا بود.

جلیلی با اشاره به گرایشات هنری موجود در دوران پهلوی اظهار کرد: در دوره پهلوی از یک سو ما با یک هنر روشنفکری مواجه بودیم که مصداق آن برگزاری جشن های هنر بود. از سوی دیگر هنر مبتذلی وجود داشت که مصداق آن فیلم فارسی بود. در کنار اینها یک هنر چپ گرایانه و متاثر از نگاههای مارکسیستی که در آن زمان در کشور فعال بود هم فعالیت می کرد. در همه این حوزه ها از یک سو ارتباط جامعه متدین و دیندار با هنر قطع شده بود و از سوی دیگر هنر هم درهای خود را روی مضامین دینی و الهی بسته بود.

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی اظهار کرد: با وقوع انقلاب اسلامی از یک طرف جامعه متدین و دیندار درهای خانه را روی هنر باز کردند و از آن طرف هنر هم درهای خود را روی مسائل و موضوعات دینی باز کرد. امروز بعد از ۴۰ سال ما می توانیم به عینه خدمات و برکات متقابل این دو به یکدیگر را تشخیص دهیم. بسیاری از معارف دینی وارد هنر شده‌اند و بسیاری از چهره‌ها و کنشگران مومن و انقلابی ما هم به عرصه هنر و تولیدات هنری ورود پیدا کرده‌اند.

جلیلی با اشاره به پدیده تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس و کتابهای تولید شده در این حوزه گفت: امروز ما با کتابهایی مواجه ایم که اگر چه کاملا واقعی هستند مخاطبان بیشتری از رمان‌ها پیدا می کنند، یعنی جذابیت واقعیت از جذابیت تخیل فراتر رفته و می‌توان گفت با وجود انقلاب اسلامی، خود واقعیت از تخیل هنرمند پیش افتاده است. نمونه آن کتاب «دا» است که بیش از ۶۰۰ هزار نسخه فروش داشته است. اتفاقا یکی از نقص‌های هنر روشنفکری این بوده است که خود را از این واقعیت جدا کرده و از این نظر از هنر انقلاب اسلامی عقب افتاده است.

مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با بیان اینکه عده‌ای از ما می‌پرسند که آیا هنر انقلاب اسلامی محقق شده است یا نه، توضیح داد: همین‌که بعد از ۴۰ سال آثار زیادی در عرصه‌های مختلف هنری با مضامین انقلاب و دفاع مقدس شکل گرفته نشان دهنده وقوع و تحقق هنر انقلاب است. همین‌که ما فیلم‌های «آژانس شیشه» و «بچه‌های آسمان» را داریم و در عرصه رمان و خاطرات این هم کتابهای پرمخاطب و تاثیرگذار منتشر شده است به معنای آن است که هنر انقلاب اسلامی وقوع پیدا کرده است.

به گفته جلیلی، امروز جمهوری اسلامی جزو ۱۰ کشور صاحب صنعت سینما در جهان است و این پدیده بسیار مهمی است. همچنین پرورش نیروهایی که در این عرصه انجام گرفته یکی از مهمترین دستاوردهای هنری جمهوری اسلامی بوده است.

وی با ذکر خاطره ای از اولیور استون و حضورش در ایران گفت: وقتی که او به ایران آمد به هنرمندان خطاب کرد که چرا شما درباره انقلابتان فیلم نمی‌سازید؟ از دل جمعیت به او گفتند آقا حرف سیاسی نزنید، حرف هنری بزنید!

وی با بیان اینکه روشنفکران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را در قالب هنر بایکوت کرده‌اند، توضیح داد: در فضای هنری امروز متاسفانه یک فضای بایکوت عجیب و غریب وجود دارد که هم هنر انقلاب در آن بایکوت می‌شود و هم هنرمندان انقلاب.

جلیلی با بیان اینکه هنر مدیون انقلاب است، اظهار کرد: اگر چه انقلاب اسلامی خدمات بسیاری به هنر کرده است اما هنرمندان و هنر هنوز نتوانسته اند به طور شایسته به انقلاب خدمت کنند. امروز برخی از هنرمندان ما مثلا در حوزه موسیقی که علیه انقلاب حرف می زنند باید بدانند که اگر انقلاب نبود و موسیقی کوچه بازاری را محدود نکرده بود کسی آنها را نمی شناخت.

اگر انقلاب نمی‌شد، دین از جامعه ایرانی رخت برمی‌بست

سپس «فرزاد جهان‌بین»، استاد دانشگاه شاهد در نشست تخصصی «فرهنگ و انقلاب اسلامی، رویش‌ها و دستاوردها» با موضوع «محک دینداری در جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی» سخنرانی کرد.

وی با اشاره به آمارهایی که در زمینه میزان دینداری مردم در پژوهش‌های به دست آمده، اظهار داشت: پژوهش‌هایی که در سال های مختلف در زمینه محک دینداری مردم انجام شد، در دو بخش دینداری اعتقادی و سیاسی بود. در بخش دینداری شخصی به مناسک فردی مثل قرائت قرآن، حجاب، مناسک جمعی و علقه‌های دینی توجه شد. در زمینه مسائل اعتقادی وضعیت خوبی داریم، اما در انجام اعمال ممکن است کاستی‌هایی باشد و شکافی بین اعتقاد و اعمال مردم وجود داشته باشد.

جهان‌بین افزود: جمهوری اسلامی ایران سبب شده دینداری مردم افزایش پیدا کند؛ اگر وضعیت قبل از انقلاب ادامه پیدا می‌کرد دینداری در جامعه باقی نمی‌ماند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در یکی از پژوهش‌هایی که در زمینه محک دینداری مردم انجام شد، ۹۸.۷ درصد مردم به وجود خداوند معتقد بودند، بیان کرد: اکثر مردم پیامبر را پیامبر الهی می‌دانند. همچنین اکثر مردم به امامان شیعه، نبوت و معاد اعتقاد دارند. در پژوهش دیگری متوجه شدیم میزان کسانی که در جامعه روزه می‌گیرند، نسبت به کسانی که اصلا روزه نمی‌گیرند، بیشتر است.

انقلاب اسلامی ضرورت رجعت به برنامه انبیاء را اثبات کرد

سپس حسن رحیم‌پور ازغدی که قرار بود با موضوع «رویش‌های فکری عصر انقلاب اسلامی» سخن بگوید، عنوان کرد: بزرگترین آزمون و مادر همه رویش‌ها در انقلاب اسلامی که مسیر تاریخ بشر را تغییر داد، مسئله بازگشت به دین بود. تا پیش از انقلاب، دنیا داشت به جای خطرناکی می‌رسید و انقلاب این بن‌بست را شکست و این تفکرات پوزیتیویسمی را باطل کرد که دوره انبیاء تمام شده است.

وی ادامه داد: جریان‌های دینداری و بی‌دینی در جهان به این جمع‌بندی رسیده بودند که امکان بازگشت به سنت انبیا وجود ندارد و نمی‌توان گذشته را دوباره خلق کرد و ما اگر هم می‌خواهیم به سراغ دین برویم باید از باب شکستن آن و عرضه چیز جدیدی باشد. به باورآنها رجوع به دین یک رجعت گزینشی برای عصری کردن دین است. آنها می‌گفتند باید به سراغ دین رفت بدون آنکه برای دین به عنوان یک اتوریته و مرجع معرفتی ارزش قائل شد.

رحیم‌پور ازغذی افزود: انقلاب اسلامی در مقابل این جریان‌ها نسلی حیرت‌آور را تربیت کرد. در دوران پیش از انقلاب در دانشگاه‌ها، دو سوم دانشگاهیان مارکسیست بودند و عجیب آنکه همه آنها از خانواده مذهبی آمده بودند. نخستین تشکل اسلامی در دانشگاه‌های پس از انقلاب بود که در دانشگاه علوم پزشکی شکل گرفت و ۵ نفر بیشتر عضو نداشت و ظرف ۶ ماه جمعیت آنها به ۸۰ نفر رسید. کار از این جا شروع شد و به جایی رسید که اکنون در هنگام اعتکاف بیش از هزاران نفر در دانشگاه‌ها معتکف می‌شوند. البته ما باید منتقد هم باشیم که اگر نباشیم نظام از چند جهت آسیب‌پذیر می‌شود. ما باید زخم‌ها را برای علاج ببینیم و اگر این زخم‌ها از چشم ما دور باشند، دشمن آنها را خواهد دید.

وی افزود:  دو جریانی که به شما معرفی کردم، حرفشان این بود که ما توانستیم آسایش را ایجاد کنیم اما آرامش پدید نیامد. مثلا آمار خودکشی‌ها زیاد شد. آنها دهه‌ها برای خلق معنویت بدون خداوند تلاش کردند. قداستی که برای هنر در قرن ۱۹ ایجاد شد قرار بود جای قداست دین را بگیرد. مراسم المپیک هم بسیار تقدیس می‌شد. از دل همین مقدس فرض کردن‌ها، مفاهیمی چون سلبریتی درآمد چرا که وقتی شما الگوهای معنوی را نقد می‌کنید، باید به سراغ الگوهایی از دل هنر و ورزش و... بروید. این قهرمان‌سازی پس از قهرمان‌سوزی بود اما قهرمانانی که سوختند که بودند و قهرمانانی که ساخته شدند که هستند!؟

وی در ادامه توضیح داد: این اسطوره‌سازی در کلام اکثر بزرگان علوم انسانی مدرن هم وجود دارد. این بزرگان اکثرا از خانواده‌های یهودی مرتد بودند. به عنوان مثال برخی از شاگردان فروید نوشتند که فروید با وجودی که ملحد بود اما در نهایت در پاسخ به این سوال که ما برای معنا کردن دنیای بی‌معنا و جهان دائماً در حال تغییر چه می توانیم بکنیم! پاسخ داد که باید اسطوره‌های مدرن خلق کنیم. بسیاری گمان دارند که گفتمان پست مدرنیته، گفتمانی بازگشت به دین است، اما آنها صرفاً به فروپاشی و شکست مدرنیته اقرار کردند و بحث آنها ایجاد معنویتی فردی برای فضاهای جدید بود و به هیچ عنوان برای معنویت ریشه معرفتی قائل نبودند.

ازغذی در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: میشل فوکو در دوران مبارزاتی مردم به ایران آمد و در راهپیمایی‌های اسلام‌خواهی شرکت کرد و گفت که انقلاب ایران نخستین رخداد پست مدرن در ایران است و این انقلابی برای عبور از مدرنیته است. این سخن مهمی است که باید به آن توجه کنیم چرا که فوکو هیچ گاه خود را پست‌مدرن نمی دانست و اصولاً پست مدرن‌ها با دین به معنای «لوگوس» مخالف بودند. در عصر جدید بزرگان علوم انسانی غربی برای ساخت معنویت حتی به بازخوانی اسطوره‌های یونان روی آوردند و سوال بعدی آنها پس از این به چیستی عقل رسید. بارها گفتند که مردم از عقل استفاده نمی کنند و همه فعالیت‌هایشان تحت تأثیر ناخودآگاه است و به این فکر کردند که چرا در وضعیت فعلی ما نتوانیم یک معنویت جایگزین بسازیم و چون به پرسش از چیستی عقل رسیده بودند و عقل را ناکارآمد می دانستند، کارشان به درست کردن خرافات رسید.

وی تصریح کرد: جریان دینداری نیز اعتقادداشت که دینداری به سبک قدیم، مناسب امروز نیست و روحانیت گذشته دیگر نمی‌تواند به امروز کمک کند حتی در جهان اسلام هم این ایده مطرح شد و گفتند که هرچه شما غربی‌ها دارید، ما اسلامی‌اش را داریم. امروزه مسلمانان انگلیس، انجمن همجنس‌بازان مسلمان را دارند. آنها نماز مدرن هم تشکیل می‌دهند که پیش‌نمازش یک خانم بی‌حجاب است. به باور آنها تنها به این روش می‌توان دین را نگاه داشت. این ایده برخی از مذهبی‌ها تا پیش از انقلاب هم بود و در باور آنها، جامعه آماده رجعت به گذشته نبوده و باید باورهای دینی مطابق با شرایط تغییر یافته جدید ایجاد شود.

به گفته ازغذی در مسیحیت پروتستان جدید، حجیت عقل و نقل هر دو زیر سوال رفت. بنابراین گفتند که دوره الهیات عقلی و الهیات نقلی تمام شده و ما تنها الهیات تجربی را می پذیریم. به باور آنها دو تحول در تاریخ بشر رخ داده بود: نخست رسیدن از خدایان به توحید و تحول دوم وضعیت کنونی. در وضعیت کنونی هم به دو نتیجه رسیدند که یک: دین چیز مزخرفی است و دو: ما به دین نیازمندیم. این دو جریان هیچ گاه فکر نمی‌کردند انقلابی رخ بدهد و کسی بیاید و مانند انبیاء صحبت کند. بنده معتقدم مادر همه رویش‌های فکری این تجدیدنظر تاریخی بی‌سابقه در دوباره شناختن دین در دنیای جدید است.

ادبیات انقلاب، سنتز تاریخ فرهنگ و ادبیات فارسی است

در ادامه محمدمهدی سیار از چهره‌های ادبی و شاهر انقلابی در این نشست تخصصی با موضوع «اوج‌گیری شعر و ادبیات در عصر انقلاب اسلامی» سخنرانی کرد.

وی با بیان اینکه در چهارچوب نظری برای مرور دو مقوله شعر و شعور می توان می‌توان به چهارچوبی با عنوان نام آن را وصل و فصل رسید، گفت: دعوت پیامبر اسلام که در قرآن از جانب خدا هدیه شد به لحاظ فکری و اندیشه‌ای قابل تفکیک نیست. از آنچه بعدها تحت عنوان علوم اسلامی توسط اندیشمندان ارائه شد. قرآن نه کتاب فقهی، نه فلسفی و نه کلامی و نه کتابی در اصول سیاست است. هیچ کدام از دانش‌های فطری مسلمانان به طور مطلق قابل انطباق با قرآن نیست اما جوهره همه این علوم در قرآن است. این نقطه وصل است. از آنچه که بعد از شروع دعوت اتفاق  می‌افتد. چیزی که بعدها توسط نظریه پردازان بسط پیدا کرد دوران فصل و تفصیل است. دعوت پیامبر به مرور به شاخه های مختلف فکری تقسیم می شود و تمرکز این شاخه ها بر پایه قرآن و حدیث است.

وی ادامه داد: فقه، عرفان، فلسفه و دانش حکومت داری که از مبنای قرآن شکل گرفت پس از مدتی به درگیری با هم انجامید هرچند که همگی منادیان این علوم اعتقاد داشتند که ما داریم دین را مطرح می کنیم. این دوران در سیر تکامل معرفت اسلامی اجتناب ناپذیر بود و هرچند که آغاز فصل است اما می توان از آن به دوران تفصیل هم یاد کرد. شاید بحث از عرفان در قرآن به چند صفحه هم نرسد اما کتاب های قطور و متعدد درباره عرفان نوشته شد.از قرن ۵ و ۶ به بعد این تفصیل انگار به حد نهایی خود رسید و حوزه های فکری تلاش هایی برای وصل دوباره کردند. به عنوان مثال شیخ اشراق همه هم و غم خود را برای نزدیک کردن تفکر عرفانی و فلسفی گذاشت.

سیار ادامه داد: تجربه‌های وصل از قرن ۶ به بعد همگی به نگاه و افق امام خمینی رسید. امام هم انگار در جای پیامبر نشست و شما نه می توانید بگویید امام خمینی فقط فیلسوف است و یا فقط یک حاکم و یا فقط یک فقیه. ایشان از تمام این تجربه ها بهره برد و وحدتی از دل کثرت بیرون آورد و خودش نام اسلام ناب را روی آن گذاشت.

این شاعر در همین زمینه گفت: در شعر کهن ایران سبک خراسانی بسیار عقل گراست که دوره زمانی آن به فلسفه مشاء نزدیک است. سبک عراقی پس از دوره شیخ اشراق شکل می گیرد که رویکردی عرفانی دارد و سبک هندی هم با رویکردی اخلاق مدار به زندگی نگاه می کند. شعر انقلاب اسلامی از پیش از شکل گیری اش، این تجربه ها را دید و تجربه شعر مدرن را هم در خود داشت.

سیار تصریح کرد: شعر انقلاب ترکیب شگفت انگیز و وصالی از همه تجربه‌ها در شعر این چهار دهه است و می توان گفت شعر انقلاب، ظهور تفکر امام خمینی در تفکر و زبان بود. در این شعر مفاهیم و مضامینی کنار هم نشسته اند که ترکیب حیرت آوری را به مخاطب ارائه کرده اند. حتی عقل گرایی سبک خراسانی با عرفان سبک عراقی در شعر انقلاب به همنشینی رسیده‌اند. شعر انقلاب شعر حماسه است اما در شعر کسانی چون قیصر امین پور، حسن حسینی و علیرضا غزوه در کنار حماسه یک نگاه تیزبینانه به سبک هندی را هم برای کشف مضامین تازه و خیال انگیزی داریم.

وی سپس گفت: شما فکر می‌کنید ابرمرد سبک خراسانی کیست؟ ابرمرد سبک خراسانی رستم است که نماد قدرت و خرد است. فردوسی در این دو واژه تأکید بسیار می کند. حال برسیم به این سوال که آرمان مرد سبک عراقی کیست؟ پاسخ شخصیت رند در شعر حافظ را می توان گفت. رند ترکیب سستی و عشق است. در نهایت این سوال مطرح می شود که آرمان مرد شعر انقلاب اسلامی کیست؟ آرمان مرد شعر انقلاب، ترکیب رند و رستم است که نامش را شهید می گذارم که البته در خود امام هم می توان او را دید.

جهش علمی بعد از انقلاب، به دلیل سستی ما شناخته نشد

منصور کبکانیان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در این نشست تخصصی با موضوع «جهش علمی و فناوری در دوران پس از انقلاب اسلامی» سخنرانی کرد. وی اظهار کرد: ما در دوران پس از انقلاب با جهش علمی و فناوری صریح و آشکاری مواجه بودیم که اگر این به گوش مردم و جامعه نرسیده است از سستی و کم‌کاری ما بوده است. ما در این زمینه‌های دارای افتخارات زیادی هستیم که باید با غرور از آنها حرف بزنیم.

وی گفت: در حالی که در دوران پهلوی هیچ پروژه علمی و فناوری را به دانشندان و استادان و دانشجویان ایرانی نمی‌دادند و همه آنها بر عهده دانشمندان خارجی گذاشته می‌شد، اما در دوره بعد از انقلاب این پژوهش‌ها و پروژه‌ها به دست فرزندان همین سرزمین افتاد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به رشد آموزشی و علمی و تعداد بالای فارغ التحصیلان دانشگاهی در دوران پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: این در حالی است که در دوران پهلوی برنامه‌ریزی شده بود تا کسی از دانشگاه‌های با تحصیلات عالیه و درجه دکتری فارغ التحصیل نشود. بسیاری از کسانی هم در دانشگاه‌های ایرانی درس خوانده بودند به خارج اعزام می‌شدند و در آنجا دکتری خود را می‌گرفتند و به کشورهای دیگری خدمت می‌کردند.

وی با طرح این شبهه که عده‌ای می‌گویند این همه فارغ التحصیل بیکار برای چه وجود دارد و نباید این همه دانشگاه و فارغ التحصیل داشته باشیم، گفت: در پاسخ باید بگویم که این ربطی به رشد خوب و جهش علمی و آموزشی ندارد، اگر از نظر مدیریت بازار کار و اقتصاد دچار مشکل هستیم، نباید این مشکل را متوجه جهش علمی و آموزشی کنیم. اگرآقایان در تحقق اقتصاد مقاومتی و تکیه بر داخل مصمم بودند الان مشکلی بیکاری فارغ التحصیلان وجود نداشت. این ربطی به رشد علمی و آموزشی کشور ندارد و تازه این رشد باید بیشتر هم بشود.

کبکانیان در ادامه رشد آموزشی علمی و فناوری را به تفکیک 4 دهه‌ای که از انقلاب اسلامی گذشته است بررسی آماری کرد و توضیح داد: در دهه اول به رفع وابستگی علمی و ایجاد زیرساختهای آموزشی و علمی رسیدیم. در دهه دوم به رشد و گسترش آموزش عالی و کادرسازی برای نظام نائل شدیم. در دهه سوم به سوی پژوهش و توسعه فناوری‌های نوظهور حرکت کردیم و در دهه چهارم که دهه کنونی است برای تحقق اقتصاد دانش‌بنیان تلاش‌های خوب صورت گرفته است.

سیاست غرب عین دیانتش است، سیاست ما نه!

در ادامه، موسی نجفی، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با موضوع «ابعاد تمدنی انقلاب اسلامی و مقایسه آن با نهضت‌های قرون گذشته» به ایراد سخن پرداخت.

وی با بیان اینکه پیش از شروع بحث باید نکته‌ای مقدماتی را توضیح دهم، گفت: وقتی از ابعاد مثبت تمدنی در دوران بعد از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی صحبت می‌کنیم، نباید اینطور برداشت شود که از همه مشکلاتی در حوزه‌های مختلف فرهنگ و جامعه و اقتصاد و... رهیده‌ایم و شرایطمان بسیار خوب است. اینطور نیست. مسئله برای من این است که اگر ما نتوانیم اثبات کنیم که پس از ابعاد مثبت تمدنی داشته‌ایم، ناگزیر یا باید به فروپاشی فکر کنیم، یا به استحاله.

نجفی ادامه داد: استحاله به این معنا است که از دل نهضت مشروطه، پادشاهی مانند رضا خان بیرون می‌آید و این یعنی فقط اسمی از مشروطه باقی مانده بود. بر این مبنا اگر فقط اسم جمهوری اسلامی باشد ولی واقعیت نداشته باشد، ما در حال استحاله هستیم. بنابراین باید بتوانیم ابعاد تمدنی جمهوری اسلامی را اثبات کنیم و من در این مسیر گام برمی‌دارم.

وی با تمایز قائل شدن میان مفاهیم تمدن و نهضت اظهار کرد: در چند قرن اخیر دو نوع تمدن شیعی رخ داد، یکی تمدن شیعی صفوی بود و دیگری تمدن شیعی جمهوری اسلامی. اما در کنار این ما شاهد بروز سه گونه نهضت در طول این چند قرن بودیم. یکی نهضت‌هایی که می‌توان اسم آن را «نهضتهای بیداری اسلامی» اسلامی گذاشت و همین‌ها بودند که آن فاصله و شکاف میان دوران صفوی تا انقلاب اسلامی را حفظ کردند و باعث شدند هویت تمدنی شیعی در طول این ۳۰۰ سال باقی بماند و در نهایت دوره صوفی به انقلاب اسلامی وصل شود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: نوع دیگر نهضتها در این چند قرن نهضتهای شیعی‌ای مانند سر به داران و قزلباشها بودند که مثلا قزلباشها خودشان باعث ایجاد تمدن شیعی صفوی شدند. نوع سوم نهضتها هم نهضتهای ملی و غیراسلامی بودند که فقط در ابعاد سلبی با نهضتهای شیعی و دینی همراه بودند، و از نظر ایجابی هیچ همراهی‌ای با نهضت شیعی و دینی نداشتند. اینها در نفی نظام سلطنتی و پادشاهی با نهضتهای دینی و اسلامی موافق بودند و به این نهضتها کمک کردند.

نجفی سپس به تعریف و تعیین معنای تمدن و پرداخت و توضیح داد: وقتی می‌گوییم تمدن بیشتر اذهان به سمت ابزار و تکنولوژی می‌رود، در حالی که تمدن ارتباط وثیقی با فرهنگ دارد. من معتقدم وقتی یک فرهنگ و نظام ارزشهای فرهنگی به عنوان خاستگاهی معنوی بخواهد وجه اجتماعی یا به تعبیری وجه مادی و عینی و انضمامی پیدا کند، مجبور است نهادسازی کند و این نهادسازی نیازمند ابزارسازی است تا از این طریق به آن ظهور و بروز اجتماعی برسد. این ظهور و بروز اجتماعی فرهنگ در دل جامعه همان تمدن است. به عبارت دیگر وقتی فرهنگ در جامعه مابه‌ازا پیدا می‌کند به تمدن تبدیل می‌شود.

وی با تاکید بر ملت‌سازی و استقلال اظهار کرد: این دو عنصر تمدنی که امروز عناصری نبودند که ما در جمهوری اسلامی آنها ر ساخته باشیم، اینها ابعادی بودند که از تمدن شیعی صفوی به ما رسیده است. ما در جمهوری اسلامی وارث ملت‌سازی‌ای هستیم که در صفویه شکل گرفت و با همه انتقاداتی که می‌توان به صفویه داشت، باید امور مثبت و ایجابی آن تمدن را هم ببنیم و بازگو کنیم. امروز اگر ملت‌سازی شیعی در ایران بسیار جلوتر از کشورهایی مانند عراق و لبنان است به خاطر میراثی است که ما از صفویه داریم.

این پژوهشگر تاریخ سیاسی ادامه داد: در صفویه می‌توانیم سه مرحله را از هم تفکیک کنیم. مرحله نخست مرحله «تاسیس» است که با شاه اسماعیل اول رقم خورد و می‌توان نقش او را از این نظر با نقش امام خمینی(ره) در نظام جمهوری اسلامی مقایسه کرد. مرحله دوم مرحله «تثبیت» است که مقارن با زمان زمامداری شاه طهماسب اول است و از این نظر می‌توان دوران او را با دورانی که رهبر معظم انقلاب رهبری جامعه را بر عهده دارند مقایسه کرد.

نجفی با بیان اینکه ما هنوز در مرحله تثبیت هستیم و ابعاد مختلف تمدنی هنوز محقق نشده است، اظهار کرد: البته این به معنای آن نیست که در دروان زعامت رهبر انقلاب از ابعاد تمدنی برخوردار نیستیم، ولی می‌توانیم بگوییم هنوز با استقرار کامل تمدن فاصله داریم و راه نرفته بسیار است، همانطور که خود ایشان هم به این امر اذعان دارند.

وی مرحله سوم را «مرحله تمدنی» نامید و گفت: در زمان شه عباس در دوران صفوی ما یک اقتدار تمدنی واقعی را شاهد هستیم که بعد از حدود ۱۰۰ سال رخ می‌دهد. بدین ترتیب با وجود اینکه ۴۰ سال از انقلاب اسلامی گذشته است، تحقق یک اقتدار تمدنی تمام‌عیار فاصله‌ای طبیعی داریم و نباید انتظار داشته باشیم در این مدت کم تمدن اسلامی به طور کامل در کشور ما محقق شده باشد.

نجفی افزود: صفویان بعد از صد سال توانستند ابعاد تمدن شیعی را در عرصه‌های مختلف شبیه‌سازی کرده و آن را به حوزه‌های مختلفی چون هنر، فرهنگ، معماری، جامعه، اقتصاد و... وارد کنند. مثلا شما در آن تمدن با میدان نقش جهان مواجع هستید، ولی امروز در تهران مثلا نماد توسعه ما «برج میلاد» است. این در نظام شیعی ما یک نماد تمدنی نیست و بنابراین روشن است که از نظر تمدنی هنوز از صفویه عقب‌تریم. ولی این طبیعی است، چون آنها در طول صد سال به آن رسیدند و ما تازه در چهل سالگی انقلاب هستیم.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه سپس به دو نقطه تمایز مهم بین نظام جمهوری اسامی و تمدن صفوی پرداخت و گفت: اولا صفویها در دوران خودشان صرفا با تمدن عثمانی درگیر و در جدال بودند که چندان وجه هژمونیک و جهانی نداشت، ولی نظام جمهوری اسلامی امروز با هژمونی جهان غرب به شیوه‌ای گسترده در جدال است که بسیار سهمگین‌تر از جدال صفویه با عثمانی است و موانعی که بر سر تمدن‌سازی‌اش وجود دارد به مراتب بسیار زیادتر است.

وی ادامه داد: از سوی دیگر در دوران صفویه بین افکار تمدن‌ساز و اندیشه‌های رهبران فکری جامعه با کارگزاران تمدن نوعی وفاق و همراهی و یگانگی وجود داشت همین عامل باعث تحقق تمدن آنها شد، اما امروز بین افکار و اندیشه رهبران فکری و دینی جامعه با کارگزاران تمدن این همراهی و یگانگی وجود ندارد و این مانع بزرگی بر سر راه تمدن‌سازی است.

انتهای پیام
نجفی خاطرنشان کرد: وقتی شهید مدرس می‌گفت سیاست ما عین دیانت (نه دین ما!) است، منظورش دقیقا همین همراهی و یگانگی بین ایده‌ها و آرمانها و شیوه‌های کارگزاری و مدیریت جامعه بود. ایشان معتقد بود در همان غرب هم سیاستشان عین دیانتشان است، به این معنا که اگر آنها به سکولاریسم اعتقاد دارند و در حقیقت دینشان همان سکولاریسم است، کارگزارانشان هم سکولار هستند و این عینیت میان افکار و کارگزاران وجود دارد و به همین دلیل است که ما امروز چیزی به اسم تمدن غرب داریم. اما در کشور ما اینگونه نیست.

بیماری «بدل‌گرایی»، هنوز ما را رها نکرده است

آخرین سخنران این نشست تخصصی علی انتظاری استاد جامعه‌شناسی دانشگاه بود که با موضوع «فرهنگی عمومی بعد از انقلاب اسلامی» سخنرانی کرد.

انتظاری با بیان اینکه حساسیت‌های ما با گذشت زمان تغییر می‌کند، گفت در بسیاری از مسائل فرهنگ عمومی از جمله حجاب نوع داوریها و ارزش‌گذاریهای ما با گذشت زمان تغییر کرده است.

او با تاکید بر نگاه واقع‌گرایانه و تفسیر آمارها تاکید کرد، برخی از آمارها که مثلا آقای جهان‌بین ارائه کردند به نوعی است که تصور می‌شود ما هیچ مشکل فرهنگی نداریم و وضعیت ما بسیار مناسب. در حالی که چنین نیست. امروز دانشگاه‌های ما از نظر فرهنگ عمومی وضعیت خوبی ندارند و مسائل و مشکلات رفتاری و اجتماعی بسیار زیاد است. به نوعی که کار از نماز خواندن و روزه گرفتن گذشته است. ما در دانشگاه دانشجویانی را می‌بینیم که با دهانی که بوی مشروبات الکی می‌دهد سر کلاس حاضر می‌شوند و اینها نشان می‌دهد که آمارهایمان نیازمند تفسیر و تدقیق است.

انتظاری در ادامه اظهار کرد: من قبول دارم که وضعیت فرهنگ عمومی آنقدرها که رسانه‌های غربی و فضای مجازی تبلیغ می‌کنند بد نیست، ولی معتقدم آنقدر هم که آمارهای رسمی ما اعلام می‌کنند وضعیتمان خوب نیست!

این جامعه‌شناس در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد طی تقریبا یک قرن ما گرایش حادی به غرب داشتیم و پیش از وقوع انقلاب این گرایش بسیار حادتر هم شده بود. همواره تلاش می‌شد تا ما شبیه غرب بشویم و این در حوزه‌های مختلف و متعدد هم نمود و جریان داشت. از آنجا که این فرایند همواره فقط ما را شبیه غرب می‌کرد و هرگز کارکردهای نظامات عقلانی غرب را برای ما به ارمغان نمی‌آورد، می‌توانیم بگوییم ما با بیماری «بدل‌گرایی» روبرو بودیم که در آن همه قصد داشتند بدل یک اصلی بشوند که خودش وجود نداشت.

انتظاری خاطر نشان کرد: انقلاب اسلامی که یک انقلاب کاملا فرهنگی بود قرار بود این بدگرایی را از بین ببرد و با رجعت به خویشتن خودمان ما را از تقلید و شبیه‌سازی و بدل‌سازی رها کند. انقلاب اسلامی تا حدی در این راه موفق بود، ولی هنوز این بیماری بدل‌سازی به طور کامل از بین نرفته و درمان نشده است و هنوز هم مثل گذشته ما در حال درآوردن ادای غربی‌ها و شبیه شدن به آنها هستیم.

به گفته انتظاری اهداف فرهنگی انقلاب اسلام زمانی محقق می‌شود که ما بتوانیم با بازگشت به خویشتن خویش و داشته‌های خودمان فرهنگ و تمدن شیعی و ملی خودمان را بسازیم.

دشمن با جنگ فرهنگی، قصد از پا درآوردن ما را داشت و ناموفق بود

بعد از اتمام سخنرانی‌ها حجت‌الاسلام رضا غلامی با هدف جمه‌بندی این نشست تخصصی در سخنانی پایانی ضمن تشکر از سخنرانان و مخاطبان حاضر در نشست اظهار کرد: آنچه من از این نشست برداشت می‌کنم یکی این است که ما به دلایل مختلف از جمله افنعال در برابر طلبکاریهای قدرت‌های سلطه‌گر غربی، یا کم‌کاری و سستی خودمان، یا به دلیل اشکالاتی که در کار خودمان داریم، دچار نوعی خودسانسوری هستیم. به این معنا که دستاوردها، پیشرفت‌ها و رویش‌های موجود در انقلاب و جمهوری اسلامی را سانسور می‌کنیم و بیان و منتقل نمی‌کنیم.

وی ادامه داد: از طرف دیگر نظام رسانه‌ای غرب هم در این سالها همه هم و غمش را بر همین سانسور گذاشته است و این باعث شده که جمهوری اسلامی دچار یک مظلومیت مضاعف شود و نتواند حقانیت خود را بویژه در عرصه فرهنگ به اثبات برساند. وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند فرهنگ مظلوم واقع شده است، یکی از معانی آن همین است که دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی بیان و منتقل نشده است.

به گفته وی آنچه به عنوان رویش در سینمای انقلاب اسلامی، ادبیات انقلاب اسلامی، هنرهای تجسمی و دیگر عرصه‌ها اتفاق افتاده بسیار برجسته است ولی این برجستگی هنوز منتقل نشده است. ما امروز در سینما حرف جدی برای گفتن داریم، این در حالی است که پیش از انقلاب اسلام در سینما هیچ حرفی برای گفتن نداشتیم.

حجت الاسلام غلامی با بیان اینکه اطلاعات ما در خصوص این دستاوردها و پیشرفتها کم است، ادامه داد: اگر قرار باشد آسیب‌شناسی و نقد کنیم ما خودمان این کار را خوب بلدیم و در جای خود هم این کار را انجام داده‌ایم ولی وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند ما در جنگ فرهنگی در مواجهه با غرب پیروز شدیم، اشاره ایشان به همین دستاوردها است. نمی‌گوییم از نظر فرهنگی و هنری نواقصی نداریم، اما وقتی قصد دشمن از پا درآوردن انقلاب و جمهوری اسلامی بوده و با جنگ فرهنگی نتوانسته این هدف را محقق کند یعنی ما دستاورهای خوبی داشتیم و از نظر فرهنگی موفق بوده‌ایم. چهل سال است که دشمن در عرصه فرهنگ در جنگ با ماست و در این چهل سال همواره ناکام بوده است. نه تنها نتوانسته انقلاب را تضعیف کند، بلکه انقلاب اسلامی در بسیاری زمینه‌ها قوی‌تر هم شده است.
Share/Save/Bookmark
مرجع : مهر