​مسئول موسسه مطالعات راهبردیِ «جهان تمدن رسالت» تشریح کرد

هجرت های تمدن ساز تاریخ اسلام/نقش هجرت در براندازی طاغوت ها

حجت الاسلام رنجبر تاکید کرد: حرکت اصلاحی دین، حرکتی تمدن ساز است که بنا دارد حکومت هایی را که در راس آنها طواغیت حضور دارند، از میان بردارد و نظم شرک آلود و ظالمانه مستکبر را به نظمی اسلامی مبدل کند و هجرت در این میان نقشی بی بدیل دارد.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۱۵
کد مطلب: 376058
 
هجرت های تمدن ساز تاریخ اسلام/نقش هجرت در براندازی طاغوت ها
به گزارش حوزه فرهنگ و هنر خبرگزاری تقریب، اول ربیع سالروز هجرت تاریخی پیامبر(ص) از مکه به مدینه است که سرآغاز تحولات و دستاوردهای بسیاری برای تبلیغ اسلام بود، سال ها بعد امام حسین(ع) نیز از این رویه قرآنی تبعیت کردند و از مدینه برای مبارزه با طاغوت راهی کوفه و کربلا شدند و در سال های اخیر نیز امام خمینی(ره) برای مبارزه با طاغوت زمان به تبعیت از جد خود اقدام به هجرت های مختلف کردند، برای بررسی ابعاد و ویژگی های مختلف این هجرت های تمدن ساز در اسلام گفت وگویی با حجت الاسلام «محمد علی رنجبر»، مسئول موسسه مطالعات راهبردیِ «جهان تمدن رسالت» داشته ایم که در ادامه می خوانید:

 

هجرت در اسلام دارای چه جایگاهی است و آیا در قرآن کریم به آن پرداخته شده است؟

 

خداوند در آیه 36 سوره مبارکه نحل می فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ؛ همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم که خدای یکتا را پرستید و از بتان و فرعونان دوری کنید» به این معنا که خداوند پیامبران و رسولانی را برای هدایت مردم و دعوت آنان به بندگی مردم در برابر قوانین ارزش ها و ساختارهای الهی، مبعوث می کرد و در این زمان طاغوت ها در برابر این پیامبران قرار می گرفتند تا مانع از تحقق اهداف آنان شوند که خداوند می فرماید باید از آنان دوری کرد و به مبارزه پرداخت لذا حرکت و هدف کلی و کلان دین در برابر طاغوت ها مبارزه بود. وقتی پیامبران الهی زیر بار قوانین و ارزش ها و ساختارهای طاغوتی نمی رفتند، طواغیت عرصه را تنگ می کردند و آنها مجبور به هجرت می شدند تا با تقویت عِده و عُده، بتوانند بهتر در برابر طواغیت مبارزه کنند. قرآن در این باره می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ المَلائِكَةُ ظَالِمِی أَنفُسِهِم قَالُوا فِیمَ كُنتُم قَالُوا كُنَّا مُستَضعَفِینَ فِی الأرضِ قَالُوا أَلَم تَكُن أَرضُ اللهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُم جَهَنَّمُ وَسَاءَت مَصِیرًا (نساء 97)؛ کسانی که بر خویشتن ستمکار بوده‌اند، [وقتی‌] فرشتگان جانشان را می‌گیرند، می‌گویند: «در چه [حال‌] بودید؟» پاسخ می‌دهند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» می‌گویند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟» پس آنان جایگاهشان دوزخ است، و [دوزخ‌] بد سرانجامی است.»

یا در آیات دیگری می فرماید: «الَّذینَ امَنوُا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبیلِ اللّه بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه‏ وَاوُلئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» توبه 20؛ آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد کردند درجه بزرگتری نزد خدا دارند و آنها رستگارند».

 

پیامبران با چه نوع طاغوت ها و به نوعی جهالت هایی مواجه می شدند؟

 

پیامبران با سه نوع جاهلیت در جامعه طاغوتی و مشرک مواجه می شدند یک نوع جاهلیت معرفتی و اعتقادی، دیگری سیاسی و اجتماعی و بعد هم جاهلیت اقتصادی و مالی که زمانی با آنان درگیر می شدند به جهت آنکه حرکت آنان با زندگی مسالمت آمیز با کفر، طاغوت و منکرات ناسازگار بود، زمانی که مبعوث می شدند بر دو اصل توحید به معنای کنار گذاشتن تمامی طاغوت ها و همچنین اصل عدالت به معنای آن که طاغوت ها شایستگی رهبری جامعه را ندارد، تاکید می کردند و مبارزات خود را آغاز می کردند.

زمانی که این حرکت مبارزه گونه به ویژه در زمان حضرت رسول اکرم (ص) با جریان اصلاح گرایانه اسلام آغاز شد ، طواغیت مجبور شدند تا مقابل آنان بایستند.

جاهلیت یک رفتار است، یک حالت یا عدم علم نیست بلکه نوعی رفتار است یعنی این فرد جاهل به هیچ عنوان حاضر به شنیدن حرف حق نیست و حتی اجازه نمی دهد که دیگران هم گوش فرا دهند یا حرکتی انجام دهند لذا زمانی که پیامبر(ص) حرکت اصلاحی خود را آغاز کردند این افراد جاهل شروع به مبارزه و آزار مسلمین مانند شکنجه سمیه و یاسر و اتفاقات شعب ابی طالب کردند و در نهایت به فکر تطمیع پیامبر(ص) فرضا با پیشنهاد زنان، شتر، ثروت یا بخشی از کعبه افتادند تا ایشان به ساختار سیاسی مکه کاری نداشته باشد، درحالی که هدف پیامبر(ص) تمدن سازی و ایجاد مدنیت بود و بنا داشت وضعیت طاغوتی مکه را تغییر دهد و تمام مکه، تمام حجاز و جهان را تغییر دهد لذا این طواغیت قصد جان پیامبر(ص) را می کنند که در نهایت منجر به هجرت رسول اکرم (ص) می شود.

 

پیامبر(ص) چرا شهر مدینه را برای هجرت انتخاب کردند؟

 

پیامبر(ص) در زمان هجرت بنا نداشت به شهری رود که در پی حضور در آن دیگر به مکه بر نگردد و این یک نکته مهم و استراتژیک بود زیرا تمام هدف پیامبر(ص) گرفتن مرکز اصلی عبادت الهی در شبه جزیره و حتی جهان بود لذا بنا نداشتند به منطقه ای دور افتاده بروند و صومعه و مسجدی تاسیس کنند و در آنجا نماز و روزه بخوانند، به همین دلیل سناریوی اولیه پیامبر(ص) برای این هجرت، سفر به طائف بود زیرا نزدیک به مکه بود، همچنین، کریدور شمال به جنوب را می توانستند تحت نفوذ قرار دهند، یعنی محل اتصال شهر مکه به یمن و محل عبور و مرور کاروان های تجاری قریش بود که پیامبر(ص) می توانست این راه را مختل کند و یا هر از چندی حملات کوچکی به مکه داشته باشد تا آرامش را از سران قریش سلب کند که سران با علم به این اهمیت طائف، پیش دستی کردند و با مذاکرات با سران آن شهر مانع این سفر شدند و پیامبر(ص) سناریوی دوم یعنی سفر به یثرب یا همان مدینه را انتخاب کردند که این شهر نیز کریدور جنوب به شمال یعنی راه مواصلاتی شامات به مکه را قطع می کرد.

کار اصلی قریش تجارت بود براساس آیات سوره قریش: «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ؛ برای ائتلاف قریش، إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ؛ این افراد در تابستان به سمت شامات می رفتند و در زمستان راهی یمن می شدند و کالا وارد می کردند و در بازارهای مکه به فروش می رساندند و پیامبر(ص) با حضور در مدینه این کریدور را قطع می کردند. البته الیگارشی قریش در مدینه کاری کرده بود که دو قبیله اوس و خزرج در مدینه بسیار تحت استعمار و فشار بودند که حضور پیامبر(ص) آنان را احیا کردند و به عنوان انصار، یاری های بسیاری به پیامبر(ص) رساندند.

 

این هجرت های صورت گرفته در تاریخ زندگانی پیامبران به ویژه پیامبر اسلام(ص) دارای چه ثمرات تمدن سازی بوده است؟

 

حرکت اصلاحی دین، حرکتی تمدن ساز است که بنا دارد حکومت هایی را که در راس آنها طواغیت حضور دارند، از میان بردارد و نظم شرک آلود و ظالمانه مستکبر را به نظمی اسلامی مبدل کند که این حرکت قطعاً با تقابل طاغوت ها همراه می شود و آن مصلح چه پیامبران سابق و یا پیامبر اسلام مجبور به هجرت می شدند که براساس آیات قرآن کریم به نوعی این پیامبران از قوم خود اخراج می شوند یعنی زمانی که قصد جان پیامبر(ص) کردند، ایشان مجبور است که خارج شود و پس از آن خداوند اذن جهاد به ایشان می دهد که تمام این مسیر و عوامل، منجر به مسئله ای جامعه ساز، تمدن ساز و مدنی ساز می شود.

 

امام حسین(ع) نیز به تبعیت از قرآن کریم و پیامبر(ص) از مدینه اقدام به هجرت کردند، این هجرت در پی چه اقدامات و با چه اهدافی صورت گرفت؟

 

 بعد از رحلت پیامبر(ص)، روند تکمیل رسالت آن بود که ولایت به امیرالمومنین(ع) برسد اما افرادی این عدالت سیاسی را ذبح کردند و پس از آن عدالت اقتصادی و سپس عدالت فرهنگی را ذبح کردند و زمانی که نوبت به یزید رسید، امام حسین(ع) مشاهده کرد آن حرکت اصلاحی آغاز شده توسط پیامبر(ص) امروز به واسطه اقدامات یک فرزند زنازاده در حال نابودی است لذا ایشان می فرماید: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، السَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ، وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللهِ(ص) یَقُولُ: اَلْخِلافَهُ مُحَرَّمَهٌ عَلى آلِ اَبِی سُفْیانَ؛ هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزیدگرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنیدم که مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است! » و ایشان در ادامه می فرماید : «إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ في أُمَّةِ جَدّي؛ من فقط براي اصلاح در امّت جدّم از وطن خروج كردم» به این معنا که نه تنها دین اسلام نیازمند اصلاح است، امت جدم نیز باید اصلاح شود.

طاغوت با قیام و قصد خروج امام حسین(ع) به فکر کشتن حضرت می افتد که ایشان می فرماید: «أَلا إِنَّ الدَّعِی  بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ؛ آگاه باشید که زنازاده، فرزند زنازاده، مرا در بین دو راهی  شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم» لذا حضرت(ع) از مدینه به سمت مکه می روند تا کمک مسلمین را جلب کنند، زیرا اگر مردم به کمک مصلح نیایند، امکان اقدام و تلاش را نخواهد داشت که ایشان در مدینه فریاد طلب یار می زنند و مسلمین به یاری ایشان نمی آیند، به مکه پناه می آورند و در حرم امن الهی نیز قصد جانش را می کنند و در نهایت با دریافت نامه از کوفیان و اعلام بیعت آنان برای یاری، به کوفه هجرت می کنند. تا با تشکیل حکومت و تقویت عِده و عُده بتوانند علیه طاغوت زمانه یعنی یزید مبارزه کنند.

 

در جامعه اسلامی و در دوران غیبت امام زمان (عج) روحانیون و علما دارای چه وظایفی در برخورد با طواغیت هستند؟

 

زمانی که انسان حقیقت دین را دریابد، درک می کند که عالمان دین وظیفه شان ادامه دادن راه انبیاء و پیامبران است، اگر دین را در نماز ، روزه و درس دادن خلاصه کنیم تمام علما در طول اسلام این وظیفه را انجام داده اند اما وظیفه آنان صرفا این نیست زیرا دین به هیچ عنوان طاغوت و فساد در اسلام را تحمل نمی کند که در آیات 62 و 63 سوره مائده قرآن کریم داریم : «وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ بسیاری از آنها را بنگری که در گناه و ستمکاری و خوردن حرام می‌شتابند؛ بسیار بد کاری را پیشه خود نمودند»، «لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ  لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ؛ چرا علما و روحانیون آنها را از گفتار زشت و خوردن مال حرام باز نمی‌دارند؟ همانا جامعه بسیار بدی ساخته اند.» یعنی اعمال بد جامعه و ساختار فساد آلود در جامعه، نتیجه سکوت علماست لذا اگر علمای قبل از امام خمینی(ره)، قیام نکردند و حرکت اصلاحی مورد انتظار خداوند را انجام ندادند، کوتاهی آنان بوده است.

خداوند از ما صرفا انتظار ندارد که صالح باشیم بلکه انتظار مصلح بودن را  هم دارد به همین خاطر در منطق قرآن، صالحین که مصلح نیستند و امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند هم در کنار مفسدین عذاب می شوند.

 

امام خمینی(ره) به عنوان یک مصلح برای برخورد با طاغوت زمان به هجرت و مبارزه پرداختند، سیر این اقدام ایشان به چه صورت بود؟

امام خمینی(ره) زمانی که مشاهده کردند، باید با قیام خود به اصلاح دین بپردازند، حرکت خود را آغاز می کنند و بازهم مشابه انبیاء و اولیای الهی طواغیت به آزار ایشان و تبعید کردن به کشورهای دیگر می پردازند اما ایشان حتی در زمان تبعید نیز به هدایت و کادرسازی نیروها در کشور می پردازند.

همانطور که پیامبر(ص) هجرت کردند و آرام آرام کادر سازی و نیروسازی کردند تا در نهایت بازگشتند و مکه را گرفتند، امام خمینی(ره) نیز علی رغم اینکه در نجف و فرانسه می توانستند صرفا فعالیت های خود را به مطالعه یا تالیف کتاب محدود کنند، حرکت را ادامه دادند و به کادرسازی و هدایت پرداختند تا در نهایت طاغوتی به نام محمدرضا پهلوی را بیرون راندند.

 

امروز با درس گرفتن از این هجرت های اثرگذار، برای تحقق ظهور امام زمان (عج) چه باید کرد؟

 

باید بدانیم یکی از دلایل اصلی غیبت و هجرت امام زمان (عج) نیز این بود که طواغیت عرصه را برایشان تنگ کردند زیرا در زمان امامین عسکرین(ع) که هردو در زندان و پادگان حضور داشتند، محدودیت برای امامان(ع) ایجاد شده بود و شیعیانی که باید جان و مال خود را فدا می کردند، اقدامی صورت ندادند و این منجر شد به اینکه، خداوند امام زمان (عج) را به غیبت و هجرت طولانی ببرد لذا برای بازگشت ایشان باید زمینه سازی کرد و در این راستا باید تمدنی در طراز ایجاد کنیم تا به صورت کاملا طبیعی قادر به حفظ جان امام زمان (عج) باشیم که این نیز جز با تبعیت از احکام دین، ولایت و رهبری محقق نخواهد شد و در این مسیر نیز با تبعیت از راه انبیاء نباید از فشار و مشکلات طواغیت ترسید.

البته «تعرب بعد الهجرة» یکی از نکات مهمی است که باید در این مسیر مدنظر داشته باشیم، یعنی زمانی که پیامبر(ص) به مدینه هجرت کردند، عده ای به سمت طاغوت برمی گشتند و این تعرب بعد الهجره نام داشت که فرد بعد از حضور در یک بلاد اسلامی و ولایی مجددا به قبل از خود برمی گشت که این کفر محسوب می شود و امروز پناه آوردن به طاغوت و مستکبران کفر است.

 

پایان پیام/
Share/Save/Bookmark
مرجع : شبستان