یاددداشت/ سید علی موسوی جرف

«رسانه­‌نگاری ­اسلامی» زمینه­ ساز وحدت امت برای پیروزی قدس شریف

مشاور دبیرکل و مدیرکل امور مجلس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی موضوع راهبرد «رسانه­‌نگاری ­اسلامی» زمینه­ ساز وحدت اُمت برای پیروزی قدس شریف را تشریح کرد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۱۳
کد مطلب: 375094
 
به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، سید علی موسوی جرف مشاور دبیرکل و مدیرکل امور مجلس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی یادداشتی با موضوع راهبرد «رسانه­‌نگاری ­اسلامی» زمینه­ ساز وحدت اُمت برای پیروزی قدس شریف با تأکید بر دکترین موعودگرایی در اختیار خبرگزاری تقریب قرار داد که مشروح این یادداشت در ادامه می‌آید: 
 
چکیده 

چنانچه بپذیریم استراتژی غرب در حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی و نفی جایگاه قدس­شریف، در کنار حمایت­های نظامی و مالی تروریستی، بر پشتیبانی رسانه­ای راهبردی استوار است، «مسئولیت رسانه­ای جهان اسلام در بسیج امت­اسلامی» برای مقابله با این «تروریسم رسانه­ای» امری مهم می­نماید. لذا ضرورت دارد برای روشنگری آرمان­گرایانه نسبت به تدوین و کاربست راهبرد «رسانه­نگاری­اسلامی» با هدف زمینه­سازی وحدت­آفرینی­اسلامی برای پیروزی قدس­شریف با تأکید بر دکترین موعود­گرایی اقدام نمود. چنانچه روشن است «برای مقابله با موعود­گرایی­رسانه­ای»که توسط امپریالیبسم رسانه­ای غربی و صهیونیستی برای عدم تحقق­غایی وحدت­اسلامی اجرایی می­شود، باید چهار مرحله چرخه­ای «رصد، نقد، پاسخ و بازتاب» را طی نمود. 
نتیجه پژوهش پیش روی اذعان دارد راهبرد برساخت رسانه­ای از موعود­گرایی­ با محوریت زمینه­سازی وحدت­اسلامی به­منظور پیروزی قدس­شریف، در صورتی بهینه خواهد بود که محصول دیالکتیک هر سه شیوه تعامل (رو در رو، رسانه­ای و شبه­رسانه­ای) باشد. از این روی، برای «عملیاتی­سازی» ضرورت دارد «عناصر جغرافیایی قوام­بخش» نظیر زبان، ابزارها و نهادهای رسانه­ای، مخاطب گزینی رسانه­ای و محصولات رسانه­ای فراهم آید تا راهبردی کاربردی برای تحقق موعود­گرایی­ پیروزی قدس شریف حسب وعده قرآنی در آیه 7 سوره اسراء: «وَلِیَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا» باشد. 
 
مقدمه 

یکی از عناصر اثرگذار و نقش آفرین در عرصه های مختلف حیات اجتماعی بشر «رسانه­ها و وسائل ارتباط جمعی» است. رسانه­ها به عنوان مهمترین ابزار گردش اطلاعات و انتقال پیام به مخاطب توانسته است نقش­های بی بدیل را در سرنوشت گروه های انسانی و ملت­های مختلف ایفا نماید همانگونه که در انقلاب­ها و بیداری­های اخیر امت اسلامی نیز سَر رشته اطلاع­رسانی اهداف و پیام نهضت ها را بر عهده داشته است.
چنانچه روشن است اشکال جدیدی از تروریسم در سال های اخیر در نظام بین­الملل بوجود آمده است که پس از دگردیسی ایجاد شده در حوزه قدرت از - نظامی به فرهنگی قابل روئیت است. در واقع نظام لیبرالیستی حاکم بر نظام بین­الملل- با محوریت تفکر صهیونیسم- ، پس از دگردیسی از قدرت –نظامی به قدرت فرهنگی، در یک تغییر رویکرد جدید به انجام ترور، حذف و سانسور گفتمان­های دیگر و جریان هایی که از آن حمایت می کنند، پرداخته است که از آن می توان به «تروریسم رسانه­ای» تعبیر کرد. این رویکرد رسانه­های مسلط نظام بین الملل، در تداوم جریان مبارزه علیه کشورهای ثالثی انجام می گیرد که خواستار تداوم حیات خود برمبنای اصول وارزش های اعتقادی وملی بویژه اسلامی، خارج از گفتمان مسلط اومانیستی جاری است. این مسأله از دو منظر قابل بررسی ومشاهده است: اولاً نحوه اطلاع­رسانی و انعکاس تحولات صورت گرفته در کشورهایی نظیر بحرین، فلسطین، سوریه، یمن و... توسط رسانه­های غربی و عربی وابسته و ثانیاً در رابطه با حذف شبکه های رسانه­ای کشورهای اسلامی بویژه جمهوری اسلامی ایران از ماهواره­های مختلف بین­المللی. در این پژوهش بر آنیم تا با بررسی مصادیق و وضعیت کنونی حاکم بر رسانه­ها، به منظور کم رنگ نمودن اهداف از پیش تعیین شده تروریسم رسانه­ای با شالوده تفکر صهیونیستی، نحوه تدوین و کاربست راهبرد «رسانه­نگاری­اسلامی» موعود گرا با هدف زمینه­سازی وحدت­آفرینی­اسلامی برای پیروزی قدس­شریف را تبیین نموده وبه اهمیت این موضوع در خلق امت واحده اشاره کنیم.
 
طرح مسئله
«کاستلز» ظهور جامعه، فرهنگ و اقتصاد جدید را در بارقه انقلاب تکنولوژی اطلاعاتی که در امریکا در دهه 1980 شروع شده جستجو می کند. این انقلاب به ظهور آنچه کاستلز آن را سرمایه داری اطلاعاتی (informational capitalism) و جوامع اطلاعاتی (informational societies) می نامد منجر می شود. او معتقد است در مبارزه با سرمایه داری اطلاعاتی و مشکلات ناشی از آن، امید اصلی به جنبش های اجتماعی است که بر اساس هویت بنیان نهاده شده اند. کاستلز معتقد است جامعه شبکه ای به معنای انتهای سرمایه داری نیست. کاستلز، توسعه شبکه ها، فرهنگ مجازیت واقعی، اطلاعات گرایی و کاربرد آنها در سرمایه داری اطلاعاتی را مسئله ای بدون چالش در نظر نمی گیرد. افراد و مجموعه هایی در جهت حمایت و دفاع از هویت خویش به مبارزه برمی خیزند. بنابراین، خدا، ملیت، خانواده و ارتباطات، کدهای درونی هستند که مشخص می کنند کدام یک از جنبش های معاصر پیشرفت خواهد نمود. (Ritzer, 2008: 568-571)
جنبش­های جدید معاصر در مبحث آخرالزمان حساب جداگانه­ای باز کرده اند. اکنون فیلم­های سينمايي و مستند، سایت­ها و وبلاگ­های بسياري درباره آخرالزمان طراحي شده است. براي سال 2011، 45 فيلم سينمايي با مقولات آخرالزماني اکران خواهد شد. آنها در سبک­های مختلف آثاري چون «سياره میمون­ها»، «روز استقلال»، «ماتريکس» و... را بدون مستقیم­گویی ساخته و به شکلي بسيار ظريف در يک فيلم 120 دقیقه­ای، تنها 3 دقيقه به بيان اعتقاداتي چون «موعود جلوه دادن آمريکا و صهيونيست» پرداخته­اند. (-news.comresalat 9/12/1389) در این راستا دکترین «رسانه­نگاری­اسلامی» با بهره­گیری از کدهای دینی موعود­گرا مانند خدا، انتظار، عدالت، جهاد و منجی می­تواند در عصر سرمایه­داری اطلاعاتی، از آموزه­های اصیل الهی پاسداری نماید. با این همه، مطابق کاستلز که جنبش­ها برای موفقیت باید بر پایه اطلاعات و شبکه­ها شکل بگیرند (Ritzer, 2008: 570) دکترین «رسانه­نگاری­اسلامی» برای جهانی شدن می تواند از ابزارهای ارتباطی نوین و رسانه های جدید به منظور تحقق آرمان­های موضوعی -نظیر زمینه­سازی رسانه­ای وحدت اُمت برای پیروزی قدس شریف- بهره گیرد. در این قالب می­توان چندین سؤال اساسی را مطرح نمود:
ـ برای ارتباط بین رسانه­ها و دکترین موعودگرای زمینه­سازِ وحدت، چه مدلی را می­توان طراحی نمود؟
ـ راهبردهای اساسی بهره گیری دکترین «رسانه­نگاری­اسلامی» از رسانه­های ارتباطی نوین و قدیم با بهره­گیری از کدهای دینی موعودگرا بر اساس این مدل چیست؟
ـ بر اساس این مدل، چگونه می­توان با آسیب­های احتمالی رسانه­های معاند با «رسانه­نگاری­اسلامی» موعودگرامقابله نمود؟
این نوشتار، مي كوشد به این سه سؤال کلیدی پاسخ گوید.
تعریف مفاهیم پایه و اساسی
رسانه های همگانی: رسانه های همگانی (mass media) عبارت از آن وسیله ارتباطی است که مورد توجه جماعت کثیری قرار دارد. (کازنو، 1373: 21) در نظریه های سیبرنتیک رسانه ها را در پنج قسمت رسانه فرستنده، محتوای پیام، گیرنده، وسیله ارتباطی و نتایج پیام دریافت شده مطالعه می کنند. (همان، 12)
تامپسون ـ نظریه پرداز رسانه ـ بین سه نوع تعامل که به واسطه رسانه های ارتباطی ایجاد می شود تمایز قایل میشود: تعامل رودررو، تعامل رسانه ای و تعامل شبه رسانه ای. (تامپسون، 1380)
مدیریت راهبردی: مکاتب مدیریت راهبردی دو دسته کلیاند: دیدگاه تجویزی و دیدگاه توصیفی. (علی احمدی، 1382: 65) بر اساس دیدگاه تجویزی، مدیریت راهبردی عبارت است از طراحی و تنظیم و ارزیابی کلیه اقدامات و عملیاتی که سازمان را قادر می سازد آینده را دقیق تر و روشنتر ترسیم کند. اما بر اساس دیدگاه توصیفی تأکید بر تفکر و اقدام به موقع است، نه داشتن برنامۀ آماده و حجیم راهبرد. بر این اساس مدیریت راهبردی یک فرآیند تصمیم گیری متکی بر آزمایش و تجربه است. (علی احمدی، 1382: 103) دیدگاه ترکیبی با در نظر گرفتن معایب و نارسایی های دیدگاه تجویزی و قابلیت های اجرایی بیشتر دیدگاه توصیفی به وجود می آید. (همان: 109)
برساخت های موعود­گرایی­رسانه­ای اسلامی و جایگاه رسانه ها
یکی از رویکردهایی که در راهبردهای رسانه­ای موعود­گرایی­رسانه­ای می­توان از آن بهره گرفت رویکرد برساخت­گرایی (constructionist perspective) است. بر این اساس، آنچه از موعود­گرایی­اصیل و واقعی اقتباس شده و مخاطبان عام از آن بهره می­گیرند مسیری مستقیم نیست، بلکه مسیری چندلایه و حتی انعکاسی نیز محسوب می­شود. به عبارت دیگر، مخاطبان عام به ندرت این توانایی را دارند که آموزه­های موعود­گرایی­اسلامی را از سرچشمه­های اصیل آن دریافت کنند، بلکه آنها این آموزه­ها را از برساخت­های تفسیری و بیشتر برساخت های رسانه­ای دریافت می کنند. بر این اساس می توان مدلی را از برساخت­های موعود­گرایی­ترسیم نمود و جایگاه برساخت­های رسانه ای را در میان سایر برساخت­ها مشخص نمود. از این رهگذر می توان با اتخاذ راهبرد رسانه­نگاری­اسلامی موعود گرا، زمینه­سازی وحدت امت برای پیروزی قدس شریف را محقق کرد.
بر اساس این مدل، برساخت­های موعود­گرایی­درجاتی دارند. برساخت­های درجه بالاتر از درجات پایین تر اخذ می­شوند. از اين رو هرگونه اشتباه در برساخت درجه پایین تر در درجات بالاتر منعکس می شوند. بنابراين، نهادهای متناظر با درجات پایین تر باید مسئولیت انعکاس شبهات در آموزه­های موعود­گرایی ­را بپذیرند و پاسخگو باشند. «برساخت­های روایتی منتسب به موعود­گرایی­رسانه­ای شامل احادیث، ادعیه و روایت ها»، منبع و سرچشمه اصلی برساخت­های موعود­گرایی­رسانه­ای هستند. برساخت های تفسیری موعود­گرایی­رسانه­ای به ب برساخت­هایی اطلاق می شوند که به تفاسیر احادیث و روایت ها و ادعیه اسلامی می پردازند. برساخت­های رسانه ای بر اساس دو برساخت دیگر با ترکیب هنرهای تجسمی و گونه های ادبی (مانند شعر، داستان، نمایش نامه...) در قالب های مختلف کتاب، نمایش، فیلم، عکس، برنامه تلویزیونی... ارائه می شود. مخاطبان عام بر اساس برساخت های دیگر به ویژه برساخت رسانه­ای، فضای دیالوگ و گفت وگو را به وجود می آورند. این فضای گفت و گویی به تدریج به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده و جزء ذخایر فرهنگی جامعه می گردد.
از نظر تاریخی نیز دشمنان موعود­گرایی­رسانه­ای اسلامی تلاش کرده‌اند که به شیوه‌های مختلف در برساخت‌های موعود­گرایی­ وحدت ساز، انحراف ایجاد کنند. تبارشناسی سیاست «موعود­گرایی­هراسی» و «موعود­گرایی­ستیزی» نشان می‌دهد که دشمنان این تفکر اعتقادی اسلامی در طول تاریخ از رسانه‌ها چه تعامل رودررو، چه تعامل رسانه‌ای و اخیراً شبه تعامل رسانه ای بهره گرفته اند. این مسئله در دوران خلفای عباسی در جهان اسلام و پس از آن در جهان غرب نمودهای رسانه ای مختلفی داشته است. سابقه موعود­گرایی­ستیزی در قالب تعامل رودررو به دوره حیات حضرت مهدی برمی گردد. عباسیان برای مخدوش کردن چهره موعود امت اسلامی، سعی می کردند در جلسات رودررو و در مجالس با طرح مناظرات علمی این مهم را به سرمنزل برسانند.
از دیگر تلاش های آنان، اشاعه جبرگرایی بود که نتیجه فکری آن در موعود­گرایی­انتظار منفی است. در عصر کنونی برساخت های رسانه ای جایگاه ویژه ای را در میدان برساخت فرهنگی موعود­گرایی ایفا می کند. به واقع برساخت رسانه ای پلی بین برساخت های تفسیری مراکز علمی ـ پژوهشی (دانشگاه و حوزه) و برساخته ای مخاطبان عام محسوب می شود. اگر سازه­های این پل، ناکارآمد و ریسمان­های این حلقه واسط پوسیده باشد، فرهنگ موعود­گرایی­به ملغمه­ای ناهمگون و به انحراف کشیده تبدیل خواهد شد و مدعیان دروغین و دشمنان راه را هموار دیده و مسیر موعود­حقیقی را به انحراف خواهند کشید. نباید نقش رسانه­ها را در انحرافات دوره های پیشین موعود­گرایی­اسلامی انکار نمود.
 
شیوه های برساخت فرهنگ رسانه­ای موعود­گرایی­
سؤال مهمی که پیش می آید این است که چگونه می توان بر اساس آموزه های موعود­گرایی­ اسلامی زمینه­ساز وحدت امت برای آرمان­های موضوعی، فرهنگ رسانه­ای انسان ساز و جاذب مخاطب برساخت نمود.
برای پاسخگویی به این سؤال با الهام از تامپسون نظریه پرداز رسانه بهتر است بین سه نوع تعامل که به واسطه رسانه های ارتباطی ایجاد می شود تمایز قایل شده و شیوه­های برساخت فرهنگ موعود­گرایی­و شیوه های موعود­گرایی­ستیزی غرب را جستجو کنیم.
برساخت فرهنگ موعود­گرایی ­با «تعامل رودررو»
این نوع تعامل در بافت هم حضوری به وقوع می پیوندد. برساخت فرهنگ موعود­گرایی به این شیوه ویژگی گفت و شنودی (دیالوژیک) دارد به این جهت لازم است مبلغان این فرهنگ با روانشناسی و جامعه شناسی ارتباطات و انسان شناسی فرهنگی آشنایی داشته باشند. مهمترین وجه این نوع برساخت در عرصه کلان و جهانی برقراری ارتباط میان فرهنگی از طریق زبان و ارتباط غیرکلامی، یا آنچه ادوارد تی. هال (1959) زبان خاموش می نامد (فرارو، 1379: 77) است. داشتن مهارت در زبان دوم، مبلغان فرهنگ مهدویت را در عرصه جهانی قادر می سازد که انگاره های برقراری ارتباط را در بافت فرهنگی مناسب شان درک کنند و همچنین روابط نزدیک فراگیری با خارجیان برقرار سازند. 95 درصد از جهان به كمتر از 100 زبان صحبت می کنند. برساخت فرهنگ موعود­گرایی با این زبان ها به برنامه ریزی گسترده ای نیاز دارد. بعد دیگر برساخت فرهنگ موعود­گرایی، در نظر گرفتن ارتباط غیرکلامی است. حالات چهره، حرکات و اشارات دست، رابطه چشمی از جمله آنهاست. در برساخت فرهنگ موعود­گرایی باید از این بعد کمال بهره را برد. غرب از تعامل رودررو برای مبارزه با فرهنگ موعود­گرایی بهره می‌گیرد که نمونه آن کنفراس تل‌آویو بود. این کنفرانس که ظاهراً با هدف تحلیل انقلاب­های اسلامی به خصوص انقلاب اسلامی ایران تشکیل گردید، در پایان به این نتیجه رسید که موعودگرایی انتظار سبز اسلام و شیعه را باید سیاه کرد. پس از این کنفرانس ساختن فیلم و بازی های رایانه­ای در خصوص مسئله موعود­گرایی اسلامی به شکل چشمگیری گسترش یافت.
برساخت فرهنگ موعود­گرایی با «تعامل رسانه­ای»
در تعامل رسانه­ای می توان فرهنگ موعود­گرایی را در اشکال تعاملی همچون انامه­نویسی ، گفت و گوی تلفنی، با استفاده از یک رسانه فنی (کاغذ، سیم برق، امواج الکترومغناطیسی و...) به افرادی که در دوردست از نظر مکان، زمان یا هر دو قرار دارند منتقل نمود.
 شکل مدرن تعامل رسانه ای ایمیل و چت کردن است. این دو شیوه به سبب پتانسیل­های قوی که در خود دارند می توانند به شکل گسترده مورد استفاده قرار گیرند.
 در اتاق چت فضایی برای دعوت از افراد وجود دارد که می­توان از آن بهره برد و به شیوه های ماهرانه زمینه آشنایی افراد را با فرهنگ موعود­گرایی فراهم کرد.
برساخت فرهنگ موعود­گرایی با «تعامل شبه رسانه­ای»
در تعامل شبه رسانه­ای، فرهنگ موعود­گرایی توسط روابط اجتماعی احراز شده به واسطه رسانه­های تودهای (کتاب، روزنامه، تلویزیون، رادیو، سایت، وبلاگ و...) منتقل می شود. شبه تعامل رسانه­ای مانند تعامل رسانه­ای در طول مکان و زمان گسترده است. در شبه تعامل رسانه­ای فرهنگ موعود­گرایی برای گستره نامعینی از گیرندگان بالقوه ساخته می‌شود. شبه‌تعامل در نهاد خود ویژگی تک‌گویی دارد بدین جهت که جریان ارتباط یک‌طرفه است. در شبه‌تعامل رسانه‌ای ابزار سینما از اهمیت بیش‌تری برخوردار است؛ زيرا تصویر و سینما، احساس و ادراک را به صورت توأمان درگیر می‌کند. و آنگهى، تصویر یک زبان بین‏المللى است که حتى بدون دانستن زبان و کلام دیگرى مى‏توان، پیام را به همه­کس و در هر شرایطى منتقل ساخت. غرب در سال­های اخیر در مبارزه علیه موعود­گرایی از شبه تعامل رسانه­ای در قالب­هایی مانند تبلیغ جنگ آرماگدون و فیلم «نوستراداموس» و ارائه بازی کامپیوتری مشهور به «جهنم خلیج فارس» بهره می گیرد.
برساخت رسانه­ای به «روش دیالکتیک» 
آنچه در مجموع باید گفت این است که برساخت رسانه­ای موعود­گرایی زمینه­ساز وحدت امت، برای آرمان های موضوعی نظیر پیروزی قدس شریف، در صورتی بهینه خواهد بود که از هر سه شیوه تعامل (رودررو، رسانه­ای و شبه رسانه­ای) بهره بگیرد و محصول دیالکتیک هر سه آنها باشد. از طرف دیگر این برساخت باید در چرخه انتقال و بازخورد با مخاطبان عام نیز تقویت و اصلاح شود.
 
غرب از تعامل رودررو (کنفرانس­ها) به این نتیجه می رسد که برای مبارزه با موعودگرایی باید به ساخت فیلم و نوشتن کتاب و... روی آورد و بین سه شیوه برساخت مفاهیم در آنها هماهنگی و یکپارچگی وجود دارد. ترکیب تعامل رودرو با تعامل رسانه­ای و شبه رسانه­ای به گونه ای دیگر در راهبردهای رسانه­ای فرقه ضاله احمدیه به خوبی دیده می شود. آنها با تاسیس مدارس اسلامی و تبلیغ مستقیم در کشورهای مختلف از جمله سیرالئون، نیجریه، گامبیا و غنا در غرب افريقا و اوگاندا، کنیا و تانزانیا در شرق افريقا تلاش دارند ارتباط چهره به چهره مبلغان را با پیروان حفظ نمایند. از طرف دیگر با تعامل رسانه­ای و شبه رسانه­ای در قالب شبکه های ماهواره­ای ، کتاب­ها و مجلات این تعامل را تکامل می بخشند. نکته دیگر این است که آنها راهبردهای رسانه­ای خود را در بطن دردهای جسمی و روحی مردم پیاده می کنند؛ زيرا جسم و روح مجروح آمادگی بیشتری را برای سیراب شدن از معنویات چه اصیل و چه انحرافی دارد. تاسیس بیمارستان توسط این فرقه و استفاده از پزشکان و جراحان معتقد به این فرقه ها در این راستا قابل توجیه است.
با وجود آنکه مستندات تاریخی نشان می دهد که مدعیان دروغین در شکل تعامل رودررو در قالب مناظرات شکست می خوردند، ولی آنها توسط دو شکل دیگر تعامل یعنی رسانه­ای و شبه رسانه­ای توسط استعمارگران حمایت می شدند.
بحران در برساخت های رسانه­ای موعود­گرایی
رویکرد برساخت­های موعود­گرایی به ما گوشزد می کند که برساخت­های ما از موعود­گرایی اصیل، همیشه در خطر انحراف قرار دارد و این دسیسه و اشتیاق را در دشمنان زیاد میکند که از این طریق جریان اصیل موعود­گرایی را در خفا تحریف نمایند.
بر این اساس می توان از دو بحران اصلی در برساخت­های رسانه­ای موعود­گرایی سخن راند.
1. بحران بازنمایی موعود­گرایی
آیا آنچه متولیان و نهادها و اشخاص از موعود­گرایی واقعی و اصیل برساخت کرده و آن را با تعاملات رودررو، تعاملات رسانه­ای و شبه رسانه­ای در اختیار مخاطبان عام و خاص قرار می دهند بازنمایی مناسبی از موعود­گرایی­ است؟ آیا به بازنمایی­های مغرضانه از موعودگرایی که گاهی حتی در قالب­های به ظاهر علمی ارائه می شود پاسخ قانع کننده داده می شود یا نه؟ آیا کتاب­هایی که به زبان­های خارجی به ویژه انگلیسی و فرانسه و آلمانی و عربی در ضدیت با موعود­گرایی نوشته می شود رصد می شوند و محققان و پژوهشگران آنها را به نقد می کشند یا نه؟ در حقیقت بحران بازنمایی حکایت از این دغدغه ها دارد.
2. بحران ترجمه و تنزل معانی موعود­گرایی
بحران دیگری که بازتاب آن را در برساخت‌های رسانه‌ای و حتی تفسیری موعود­گرایی زمینه­سازِ وحدت اُمت اسلامی مي‌بينيم، بحران ترجمه و تنزل معناست. این بحران از آن‌جا ناشی می‌شود که اسلام گرایان و بویژه شیعه در ترجمه معانى خودش به زبان روز مشکل دارد. ما برخلاف غربى‏ها که قدرتش در بیان است نه در محتوا، معانی و مفاهیم والای خود را به زبان عامه و برهان عامه ترجمه نکرده‏ایم. بر این اساس ما نیاز به حکمایی داریم که کار ترجمه و تنزیل و تمثیل معنا را انجام بدهند. متأسفانه عدم توفیق ما در این زمینه موجب شده تا مفاهیم به گونه‌ای به محصول فرهنگی تبدیل شوند که شعاری جلوه کرده و موجب دفع مخاطبان شوند.
بستر جغرافیایی برساخت های رسانه­ای موعود­گرایی
برساخت رسانه‌ای موعود­گرایی مستلزم در نظر گرفتن تعامل و بازخورد آن با مخاطبان عام است، ولی این بازبینی تعاملات و بازخوردها جزء در بستر جغرافیایی محقق نمی شود. هر مخاطب عام در محیط و بستری قوام می گیرد که در شکل گیری ذهن و عین او دخیل‌اند. این بستر جغرافیای سیاسی فرهنگی اجتماعی و حتی جغرافیای طبیعی مخاطب عام هستند. تا زمانی که جغرافیای اشاعه فرهنگ موعود­گرایی و جغرافیای مخاطب و توانمندی ها، پتانسیل ها و محدویت های آن شناسایی نشود راهبردهای رسانه ای کارایی لازم را نخواهند داشت. یکی از گام های بنیادی در این عرصه تهیه نقشه های فرهنگی موعود­گرایی با هدف زمینه­سازی وحدت اُمت اسلامی برای آرمان های موضوعی نظیر تحقق پیروزی قدس شریف است.
 
راهبردهای رسانه­ای بر اساس نقشه فرهنگی موعود­گرایی
راهبردهای رسانه‌ای زمینه­سازِ وحدت اُمت اسلامی بر اساس موقعیت هر کشور در نقشه فرهنگی موعود­گرایی و بر اساس پتانسیل های آن تدوین می شود.
 این راهبردها بر اساس تغییراتی که در موقعیت این کشورها در نقشه حادث می شود ارزیابی می شود و در برنامه ریزی های آینده اصلاحات لازمه اعمال می شود.
در اینجا سه راهبرد اصلی معرفی شده اند.
راهبرد موجی
در این راهبرد رسانه‌ها شکل یک موج را پیدا می کنند و مبدأ رسانه‌ای سعی دارد تا به یکباره برای زمینه­سازی عملی وحدت اسلامی، مقصد و مقاصد رسانه‌ای خود را تحت پوشش قرار دهد. این راهبرد با تأسیس شبکه ماهواره‌ای موعود می توانند بعد جهانی پیدا کند. پیشنهاد نگارنده برای نام این شبکه جهانی «شبکه ماهواره ای امت و یا موعود» است. شبکه ماهواره ای  24 ساعته به زبان‌های زنده جهان برنامه وحدت‌آمیز اسلامی با موضوعیت‌های آرمانی - نظیر وحدت برای موعود قرآنی پیروزی قدس شریف (آیه 7 سوره اسراء) -پخش خواهد کرد.
راهبرد گلوله برفی
در این راهبرد رسانه‌ها شکل یک گلوله برف را دارند که در ابتدا معدودی مقصد(موضوعی و مناسبتی) را تحت پوشش خود قرار می دهند، ولی وقتی در همین چند مقصد رسانه‌ای جای پای خویش را محکم نمودند، برخی از مقاصد رسانه‌ای تبدیل به مبدأ رسانه‌ای جدیدی می شوند که پیام های مقصد اولیه را بازتاب می دهند و به حوزه آرمان‌های بزرگ‌تر ورود عملیاتی می کنند.
مثال روشن راهبرد گلوله برفی را می‌توان الگوبرداری رسانه‌های حزبالله لبنان از شبکه‌های ایرانی دانست. در حقیقت مناطقی که در آنها جمعیت شیعیان در حدی باشد که بتوان با حمایت از آنها این راهبرد را به کار گرفت می‌توان در مقایسه با راهبرد موجی نتایج بهتری گرفت. درکشورهایی مانند جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق، افغانستان، یمن، لبنان میتوان با این راهبرد جغرافیای موعود­گرایی را بسط داد.
در مقایسه می‌توان گفت که راهبرد موجی برای همه کشورها قابلیت به کارگیری دارد، ولی راهبرد گلوله برفی را صرفاً در برخی کشورها می‌توان به کار گرفت. اما نتایج عملی راهبرد گلوله برفی بهتر و کاربردی‌تر است و هزینه رسانه‌ای آن نیز كمتر و ریسک آن كمتر است. مخاطبان بیشتری را جذب می کند؛ زيرا اصحاب رسانه‌ای آن بومی هستند.
راهبرد ترکیبی 
امکان ترکیب این دو راهبرد نیز وجود دارد. برای مثال، می توان در تهیه برنامه ها از مردم آن سرزمین که به تفکر راهبرد موعودگرایی رسانه‌ای برای احیای وحدت اسلامی اعتقاد دارند، استفاده نمود. از مجریان و هنرپیشه های محبوب آنها استفاده کرد و یا نویسندگان و شاعران و سخنوران آنها را به تهیه محصولات فرهنگی با موضوع موعود­گرایی زمینه­ساز وحدت ترغیب و تشویق نمود. همایش‌های بین‌المللی موعود­گرایی در حقیقت این دو راهبرد (موجی و گلوله برفی) را ترکیب می کند. مهمانان خارجی همایش موعود­گرایی اگر به جا از آنها استفاده شود مانند شمع‌های فروزان کوچکی هستند که در برگشت به کشور خود می توانند هزاران شمع موعود­گرایی را افروخته سازند. از طرف دیگر راهبردهای ارائه شده در این همایش ها پل زدن بین مهدویت نظری و کاربردی با توجه به شرایط زمانی و مکانی و انسانی است. انگیزه های شرکت کننده های خارجی همایش حتی اگر توریسم و گشت وگذار در ایران باشد باید از آن استقبال نمود. توریسم موعود­گرایی بعد دیگر راهبرد ترکیبی است.
توریسم موعودگرایی و تحلیل شبکه های اجتماعی موعود­گرایی
توریسم موعود­گرایی از جنبه دیگری نیز اهمیت پیدا می کند و آن گسترش شبکه های اجتماعی با محوریت موعود­گرایی زمینه­ساز وحدت امت است. شناخت موانع شبکه های موعود­گرایی و تلاش در جهت برطرف کردن این موانع بسیار ضرورت دارد. یکی از مهمترین این موانع زبان است. برای برطرف کردن این مانع می‌توان اقدامات عملی به کار بست. از جمله تهیه کتابچه‌های مکالمه و طرح مترجم های سیار موعود­گرایی باور. با تهیه کتابچه های مکالمه کم حجم می‌توان مهمانان خارجی و داخلی را به ایجاد شبکه های محاوره ترغیب نمود. اگر حضور مهمانان خارجی در همایش‌ها و مراکز توریستی موعود­گرایی به ایجاد ارتباط منتهی نشود سودی از این حضورها عاید ما نخواهد شد. منظور از طرح مترجم‌های سیار نیز این است که مترجم هایی با لباس‌های مخصوص و آرم‌دار در سالن‌ها حضور داشته باشند و امکان تبادل اطلاعات دو نفره و چند نفره را بین مهمانان داخلی و خارجی فراهم کنند.
عناصر رسانه­ای
موعود­گرایی اسلامی زمینه­ساز وحدت، برای رسانه ای شدن ضرورت دارد که عناصری را فراهم نماید تا در بستر آنها پیام های خود را جهانی کنند.
مهمترین این عناصر عبارتند از:
موعود­گرایی اسلامی و جغرافیای زبان
95 درصد از جهان به كمتر از 100 زبان صحبت می کنند. برای رسانه ای کردن آموزه­های موعود­گرایی زمینه­ساز وحدت اسلامی، «زبان» عامل کلیدی است.
مدعیان دروغین موعود­گرایی و فرقه هایی که آموزه­های موعود­گرایی را به نفع خویش تفسیر می کنند از این پتانسیل کمال استفاده را می برند.
برای مثال بهايیان به زبان های زنده دنیا سایت ها و برنامه های ماهواره­ای پخش می کنند. فرقه ضاله احمدیه به زبان های عربی، انگلیسی، اندونزی یایی، اردو، فرانسه و حتی آلمانی کتاب و مجله دارد. (خاکسار، 1389: 128)
موعود­گرایی اسلامی و ابزارها و نهادهای رسانه­ای
برای انتقال پیام ها نیاز به ابزار رسانه­ای وجود دارد. ابزارهای رسانه­ای شامل شبکه ها و نهادهای ماهواره­ای ، انتشارات و غیره می شود.
حمایت مالی، فنی، سخت­افزاری و نرم­افزاری از سازماندهی و راه­اندازی و مدیریت این ابزارها ضروری است. سارقان آموزه­های موعود­گرایی (فرقه هایی مانند بهايیت و احمدیه) شبکه های ماهواره ای در لندن تأسیس کرده اند.
موعود­گرایی و مخاطب گزینی رسانه­ای
مخاطب شناسی و مخاطب گزینی عامل مهمی در راهبردهای رسانه­ای موعود­گرایی اسلامی زمینه­ساز وحدت امت است. بدون شناخت مخاطب ارائه تصویری از راهبردها عملی نیست.
 دریافت پیام رسانه­ای، پدیده ای انفعالی نیست، بلکه انجام فعل یا فعالیت است. دریافت وابسته به مکان جغرافیایی و دستاوردی مهارتی و پدیدهای هرمنوتیک است. (تامپسون، 1380: 50 - 53)
محصولات رسانه­ای
محصولات رسانه­ای طیف گسترده ای را از کتاب، سیدی، وبلاگ، فیلم، عکس و... شامل می شود.
استراتژی های موعود­گرایی ستیزی نرم
موعود­گرایی ستیزی نرم یکی از سه بال اصلی مبارزه با اسلام یا پروژه اسلام ستیزی با هدف عدم تحقق واقعی وحدت اسلامی است. بارها از رسانه­های غربی از زبان یک ملحد فراری نقل شد که او به این نتیجه رسید که چیزی به نام امام مهدی وجود ندارد و قران کلام الهی نیست و سخنان خود پیامبر است. مطالعات انجام گرفته بر روی رسانه های غربی نشان می دهد که این رسانه­ها در پی آن هستند تا چهرهای خشن از آن به تصویر بکشند. جدیدترین نمونه مطالعات درباره چگونگی تصویر اسلام در رسانه ها پژوهشی است به نام چهره خشن و تضادگرای اسلام در شبكه های تلویزیونی ARD و ZDF آلمان به مدیریت كی حافظ. این مؤسسه برنامه های تلویزیونی این دو شبكه درباره اسلام در سالهای 2005 و 2006 را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.
بر اساس نتایج جالب توجه این تحقیق در 81 درصد از برنامه ها، اسلام با موضوعاتی كه به طور مستقیم یا ضمنی دارای مفهوم منفی موعودگرایی اسلامی هستند ارتباط داده شده است. در جمع بندی این پژوهش آمده است: «مشكل اصلی معرفی مسائل منفی در كنار نام اسلام نیست، بلكه مهم آن است كه بر اثر پخش اینگونه برنامه های جهت­دار، به تدریج ابعاد فرهنگی اسلام با محوریت وحدت، كاركردهای مثبت آن در زندگی روزمره معتقدان و نیز دیگر نكات برجسته این دین از اذهان عمومی در غرب محو میشود.»
راهبردهای مقابله با موعود­گرایی ستیزی رسانه­ای
برای مقابله با موعود­گرایی ستیزی رسانه­ای باید چهار مرحله چرخه ای را طی نمود.
رصد رسانه­ای
ضعف در رصد رسانه‌ای از جمله دغدغه‌هایی است که برخی از اصحاب رسانه و متفکران ما به آن‌ها اشاره نموده‌اند. متاسفانه ما پژوهش‌هاي مستند در زمينه حقايق چنگ‌اندازي دشمنان بر اين رسانه‌ها در دست نداريم. بر این اساس هيچ‌گونه مقابل جدّي هم صورت نخواهد گرفت. دشمنان موعود­گرایی اسلامی که با تولیدات­شان مبارزه با زمینه­سازی وحدت اسلامی برای آرمان های موضوعی را پیگیری می کنند، به دليل اهميّت جهاني رسانه­ها در تسلط بر افکار بشر، برنامه ريزي هاي اساسي را در سيطره بر رسانه­های گروهي جهان انجام داده­اند. بر این اساس اولین گام مهم در مبارزه با موعود­گرایی ستیزی نرم«رصد رسانه ای» است. این دغدغه گاهی با خودانتقادی با سؤالات مهمی همراه می شود مانند:«45 فيلم آخرالزماني با موعود جلوه دادن اسرائیل و آمریکا اکران مي شوند؛ ما چه کرده­ایم؟
نقد رسانه­ای
پس از رصد رسانه­ای باید متن و محتوای آنها را تحلیل و نقد نمود. بر این اساس آشنایی با آموزه­های موعود­گرایی اسلامی و شیوه های علمی نقد رسانه­ای ضروری است. در مورد نقد این رسانه­ها می توان کلاس های آموزشی در میان علاقه مندان و حتی دانشجویان و طلاب برگزار نمود.
دغدغه نقد رسانه ای در حوزه موعود­گرایی نیز در انتقادهای دلسوزانه برخی اصحاب رسانه این چنین بازتاب یافته است:
کسي رصد نمي کند که شبکه­های صهيونيستي، شمارش معکوس براي سال 2012 را شروع کردند و به مديريت افکار پرداخته­اند. آنها پايان تاريخ را طبق تقويم ماياها و پيشبيني نستراداموس، سال 2012 معرفي کرده و اين اعتقاد را انتشار مي دهند که جهان بايد آماده شود. اما درهيچ يک از کتب آسماني، اين ادعا مورد تائيد قرار نمي گيرد. اين مسئله نقطه ضعف اساسي آنهاست که ما بر روي آن دست نمي گذاريم. نمي پرسيم شما که اعتقاد داريد با ورود مسيح در سال 2012 جنگ آخرالزمان پيش مي آيد و ضد مسيح را امام زمان ما معرفي مي کنيد، اين حرف ها را از کدام آيات و بندهاي انجيل خود يافته ايد؟ کجاي زبور و تورات نوشته اند؟ و اين تحريفات آنان است.
(-news.comwww.resalat 9/12/1389)"
پاسخ رسانه­ای
منتقدان لزوماً اصحاب رسانه نیستند به این جهت پاسخ های رسانه­ای را افرادی که اصحاب رسانه محسوب می شوند بر اساس نقدهای اصولی منتقدان آماده می کنند. پاسخ های رسانه­ای در قالب­های چون مصاحبه، گفت و گو، مستند، فیلم کوتاه و... و ترکیبی از آنها می تواند باشد. قالب برخی از پاسخ ها می تواند وبلاگ یا سایت اینترنتی، روزنامه، کتاب... نیز باشد. برای مثال به نقدی با عنوان «مگامایند؛ آخرین پرده از صراحت آخرالزمانی هالیوود» در سایت www.psyop.ir درباره انیمیشن «مگامایند» که دوبله شده و مجوز نمایش خانگی دریافت کرده است اشاره کنیم.
بازتاب رسانه­ای
پاسخ رسانه­ای باید با آگاهی از بازتاب آن سنجیده شود. بازتاب رسانه­ای را می توان از نظرسنجی ها، نامه ها، ایمیل ها، تلفن ها. که در اقناع یا عدم اقناع مخاطبان ارائه شده است دریافت نمود.
عملیاتی نمودن راهبردهای مقابله با موعود­گرایی ستیزی رسانه­ای نیازمند هماهنگی نهادهای پژوهشی، رسانه­ای و دینی نظیر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، حوزه های علمیه قم و نجف اشرف، دانشگاه های جهان اسلام و... است.
چنانچه پیداست در صورت تحقق این هم­افزایی می توان برنامه های شایسته­ای از رهگذر مدیریت راهبردی و همکاری نهادهای پژوهشی مختلف در رصد، نقد، پاسخ و حتی نسبتاً در بازتاب رسانه­ای زمینه­سازی وحدت اسلامی برای آرمان­های موضوعی نظیر پیروزی قدس شریف موفق عمل کرد.
 
 نتیجه
درست است که برساخت رسانه­ای از موعودگرایی با محوریت زمینه­سازی وحدت­اسلامی به­منظور پیروزی قدس­شریف، راهبردی کاربردی و فرهنگ­ساز برای تحقق این مهم می باشد لیکن براساس نظریه تکمله در علوم ارتباطات «وقتی رسانه میتواند به وظیفه خود در باب ترویج زمینه­سازی پرورشی در جامعه به درستی عمل کند که دیگر نهادها به­ویژه نهادهای مرتبط سیاست­گذار» موضوعی - نظیر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، دانشگاه­ها و حوزه­های علمیه- در کنار رسانه -در قامت تغذیه کننده- در ترویج رسانه­نگاری اسلامی موعودگرا به­عنوان عامل اصلی «هویت بخشی به پیروزی قدس­شریف از رهگذر وحدت­امت­اسلامی» همت گمارند. از این روی، چنانچه بررسی شد رسانه­نگاری اسلامی با تأکید بر دکترین موعودگرایی به منظور زمینه­سازی وحدت اسلامی برای پیروزی قدس­شریف، در صورتی بهینه خواهد بود که از هر سه شیوه تعامل (رو در رو، رسانه‌ای و شبه رسانه‌­ای) بهره بگیرد و محصول دیالکتیک هر سه آن ها باشد.
  
پیشنهاد
طبيعي است که در چنين شرايطي توجه ويژه به راهبرد «رسانه­نگاری­اسلامی» موعودگرا با هدف زمینه­سازی وحدت اُمت برای پیروزی قدس شریف، با محوریت موضوعی قدس و تجاوزات صهیونیست­ها به نخستين قبله و سومين مکان مقدس مسلمانان و همچنين موضوع راهپیمایی­های بازگشت می­تواند یک راهکار عملی در زمینه سازی این وحدت به شمار آید. جنانچه پیشنهاد می­شود دبیرخانه­ای دائمی برای ایفای این نقش راهبردی در پايتخت جمهوري اسلامي ايران-تهران اندیشیده شود. ساماندهی این دبیرخانه بین­المللی در تهران به عنوان پایتخت کشوري که طي چهار دهه از عمر بابرکت خود، هرآنچه در توان داشته را براي تکيه بر اين مسأله عادلانه تقديم کرده است و همچنان از گذشته تا حال به دليل مواضع حمایت­گرانه خود از مسأله فلسطين، مورد فشار و توطئه قرار دارد، می­تواند راهکاری عملی برای تحقق بایسته­ی تبیین مؤلفه­های راهبرد «رسانه­نگاری­اسلامی» موعود گرا با هدف زمینه­سازی کاربردی وحدت اُمت برای پیروزی قدس شریف باشد"وقل اعملوا فسيري الله عملکم و رسوله و المؤمنون".
 
منابع
*قرآن کریم
1.        تامپسون، جان، رسانه­ها و مدرنیته، ترجمه: مسعود اوحدی، تهران، سروش، 1380ش.
2.        خاکسار، سلمان، پژوهشنامه علوم راهبردی، تهران، دانشگاه عالی دفاع ملی، سال اول، ش1، مردادماه 1389ش.
3.        سیدمن، استیون، کشاکس آرا در جامعه شناسی، ترجمه: هادی جلیلی، تهران، نشر نی، 1388ش.
4.        علی احمدی، علیرضا، نگرش جامع بر مدیریت راهبردی، تهران، تولید دانش، 1382ش.
5.        فرارو، گری. پی، انسان شناسی فرهنگی، ترجمه: غلامعلی شاملو، تهران، انتشارات سمت، 1379ش.
6.        کازنو، ژان، جامعه­شناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه: باقر ساروخانی و منوچهر محسنی، تهران، مؤسسه اطلاعات، 1373ش.
7.        گل محمدی، احمد، جهانی شدن فرهنگ، هویت، تهران، نشر نی، 1381ش.
8.        محسنی، منوچهر، جامعه­شناسی جامعه اطلاعاتی، تهران، نشر دیدار، 1380ش.
9.        وبستر، فرانک، نظریه­های جامعه اطلاعاتی، ترجمه: اسماعیل قدیمی، تهران، انتشارات قصیده سرا، چاپ دوم، 1383ش.
10.        5360http://www.psyop.ir/p
11.        .Ritzer, George(2008), Sociological Theory, London, Mc Graw Hill, SEVEBTH EDITION
12.        .www. bachehayeghalam. Ir
13.        1326www. porsojoo. com/fa/node/
14.        www.sharifnews.ir
15.        www.resalat-news.com


انتهای پیام/ 
                       
 
Share/Save/Bookmark