بمناسبت سالروز شهادت امام جواد علیه السلام؛

آموزه های تقريبی در سيره حضرت جوادالائمه(ع)

در آن زمان پیش فرض یحیی بن اکثم این بود که ما بر پدر ایشان -یعنی امام رضا علیه السلام- نمی توانستیم پیروز شویم، چون واقعاً بزرگ و عالم بود، اما این کودک است. پس ما اگر بتوانیم حیثیت علمی امام جواد علیه السلام را خدشه دار کنیم، در واقع توانسته ایم تفکر شیعی دال بر امامت را خدشه دار کنیم.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۶
کد مطلب: 350272
 
به گزارش خبرگزاری تقریب، حضرت آیت ا... خامنه ای رھبر معظم انقلاب اسلامی می گویند: «این امام بزرگوار(امام جواد(ع)) اولین کسی بود که به طور علنی بحث آزاد را بنیانگذاری کرد. در محضر مأمون عباسی با علما و داعیه داران و مدعیان و موجھان درباره دقیق ترین مسائل حرف زد و استدلال کرد و حقانیت سخن خود را ثابت کرد. بحث آزاد میراث اسلامی ماست. بحث آزاد در زمان ائمه ھدی رایج بوده است و در زمان امام جواد به وسیله آن امام بزرگوار با آن شکل نظیف انجام گرفته است»
نوشتاری که در پی می آید، متن گفتاری از حجت الاسلام والمسلمین سید محمدکاظم طباطبایی، رئیس پژوھشکده علوم و معارف حدیث است که به بررسی سیره علمی حضرت امام جواد علیه السلام می پردازد.

رویکرد مناظرات در عصر بعد از پیامبر(ص)
در زمان امام سجاد علیه السلام به دلیل خفقان سیاسی، چندان صحبتی از مناظره و مباحثات درون دینی و برون دینی از
ناحیه امامت نبود. در زمان امام حسن و امام حسین علیھما السلام نیز این بزرگواران به عنوان شخصیت ھایی مقدس و
نوادگان پیامبر صلّی ا... علیه وآله وسلّم مورد توجه بودند، اما مباحثات علمی با آن ھا چندان گسترده نبود. فرھنگ
عمومی آن زمان نیز این قدر سؤال نداشت که بخواھد احتجاج و مناظره کند. احتجاج و مناظره نیاز به فضا دارد و فضای لازم
در دوره امام حسن و امام حسین علیھما السلام پدید نیامده بود. مثلاً حضرت امام حسن علیه السلام یکی دو مناظره در
مجلس معاویه با او و عمرو عاص و دیگران داشت، ولی این مناظره ھا بیشتر سیاسی بود.

آغاز رویکرد جدید در امامت
از دوره امام باقر علیه السلام رویکرد جدیدی را در ناحیه امامت می بینیم. به این صورت که امام باقر علیه السلام فقط به
عنوان فردی از خانواده پیامبر اکرم صلّی ا...علیه وآله وسلّم مد نظر نبود، بلکه به عنوان یک عالم دینی بزرگ نیز مد نظر بود
که قدرت پاسخگویی به سؤالات و شبھات متعدد و گوناگون در حوزه ھای متفاوت را دارد. امام صادق علیه السلام نیز
مخصوصاً با توجه به فرصتی که ھنگام زوال بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس پدید آمد، این فضا را نھادینه کردند. امام
صادق علیه السلام گاھی اصحاب را به بحث وامی داشتند یا این که مناظرات و احتجاجات اصحاب را نقد می کردند. در
دوره امام صادق علیه السلام علما بحث و احتجاج می کردند. حتی غیر مسلمانانی مثل ابن أبی العوجاء که ملحد بود، با
امام صادق علیه السلام بحث و مناظره می کرد.
در دوره امام رضا علیه السلام این مناظرات به اوج خود رسید. علتش این بود که خود مأمون -جدای از خباثت ھای
سیاسی- انسانی علم دوست بود و به مجالس مناظره اھمیت می داد. در حوزه خراسان، آن دو سالی که امام رضا علیه
السلام در خراسان بودند، مناظرات بسیار متفاوتی برگزار شد. مناظرات امام رضا علیه السلام را می توانید در کتاب «عیون
اخبارالرضا» اثر مرحوم شیخ صدوق ببینید. بعد از آن حضرت نیز مناظرات امام جواد علیه السلام خیلی به چشم می آمد.
ھمچنین از اواخر دوره بنی امیه و اوایل دوره بنی عباس، ماجرایی آغاز شد که آن ھا، آن را «نھضت ترجمه» نام نھادند.

نھضت ترجمه به بنی عباس ربطی ندارد، ولی آن ھا خیلی طرفدار این جریان بودند. در این جریان، متون معرفتی ایران، روم
و یونان به زبان عربی ترجمه شد و فضاھای جدید معرفتی در حوزه مسلمانان پدید آمد؛ مثلاً مسلمانان در سده نخست
بیشتر نقل گرا بودند و تفکر عقلانی به این معنا که خودشان فکر کنند و سؤال کنند، کمتر جریان داشت. ائمه علیھم
السلام نیز طبیعتاً محدودیت داشتند و امکان بروز و عرضه نداشتند. سایر عالمان ھم در برابر سؤالات جدید که پدید می
آمد، قدرت پاسخ گویی نداشتند. سؤال فقھی نبود که بگوییم پیامبر اکرم صلّی ا... علیه وآله وسلّم این گونه فرمودند، بلکه
سؤال از اصل توحید و مانند آن بود.

فضای جدید، شبھات جدید
از دوره امام باقر و امام صادق علیھما السلام این فضا ایجاد شد و آن سؤال کنندگانی که شبھات جدیدی برایشان مطرح
بود، کم کم به حضور ائمه علیھم السلام می رسیدند و با احساس نیازی که برایشان پدید آمده بود، شأن علمی ائمه
علیھم السلام را کشف می کردند. نکته دوم این که از آغاز سده دوم ھجری ما با یک قشر فرھیخته روبه رو می شویم. در
حالی که در دوره پیامبر اکرم صلّی ا... علیه وآله وسلّم و در دوره خلفا چنین قشری به این معنا نداریم. صحابه پیامبر صلّی
ا... علیه وآله وسلّم کشاورزی ھم می کنند، روایت از پیامبر اکرم صلّی ا... علیه وآله وسلّم ھم می شنوند و نقل می
کنند. یعنی راوی حدیث ھستند؛ به غیر از افراد معدودی مثل ابن عباس که دغدغه علمی دارند. در دوره امام صادق و امام
باقر علیھما السلام به بعد می بینیم که ھم در بین شیعیان و ھم در بین اھل سنت افرادی بودند که به معنای واقعی
طلبه علوم و به دنبال این بودند که بتوانند این مطالب را به دست بیاورند و پاسخ سؤالات خود را بگیرند. مثلاً زراره این گونه
بود.
پس از شھادت امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام حدوداً در ھشت سالگی به عنوان امام شیعیان مطرح
شدند. در آن زمان پیش فرض یحیی بن اکثم این بود که ما بر پدر ایشان -یعنی امام رضا علیه السلام- نمی توانستیم پیروز
شویم، چون واقعاً بزرگ و عالم بود، اما این کودک است. پس ما اگر بتوانیم حیثیت علمی امام جواد علیه السلام را خدشه
دار کنیم، در واقع توانسته ایم تفکر شیعی دال بر امامت را خدشه دار کنیم. این موضوع از نظر مذھبی بسیار مھم بود،
چون از نظر شیعه امام علیه السلام به عنوان حجت الھی مطرح است. در حالی که آن ھا امام علیه السلام را به عنوان
یک انسان عادی می دیدند که علم او زیاد است.

در گزارش «احتجاج» این مناظره ھا مطرح است. ھمه بزرگان و علما جمع شدند و یحیی بن اکثم را به عنوان طرف مناظره
مطرح کردند. در آن جا یحیی بن اکثم سؤال ساده ای مطرح کرد: این که اگر فردی در حال احرام، شکاری را بکشد،
حکمش چیست؟ یعنی سؤال آغازین را ساده مطرح کرد و بعد به ترتیب بالا رفت تا حضرت را محک بزند. به این دلیل که
چنین سؤالی حتی در حد سؤال از عالمان متوسط ھم نیست، معلوم می شود که مواجه شدن او با حضرت با قدری
کوچک شمردن ھمراه است. اما پاسخ امام علیه السلام بسیار دقیق است. امام علیه السلام فروعات یا جزئیات و ظرافت
ھایی را در سؤال مطرح کردند که به ذھن یحیی بن اکثم ھم خطور نمی کرد. حتی الان ھم اگر کتاب ھای فقھی و
حدیثی سایر مذاھب را ببینید، این جزئیات ھنوز ھم مورد بحث قرار نگرفته و مختص فقه شیعه است. امام فرمودند: در حل
کشته یا در حرم؟ عالم به حرمت بوده یا جاھل؟ از روی عمد کشته یا اشتباه؟ آزاد بوده یا غلام؟ صغیر بوده یا کبیر؟ این
ُ اولین صید او بوده یا بیشتر؟ آن صید از پرندگان بوده یا غیر آنھا؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ شخص محرم بر این عمل اصرار دارد یا
پشیمان شده؟ شب این عمل را انجام داده یا روز؟ احرام عمره بوده یا احرام حج؟ و ... حدوداً یک سؤال یحیی بن اکثم را
امام جواد علیه السلام به ۶۴ سؤال فرعی تقسیم کردند و نشان دادند که اصلاً نیازی به پاسخ گویی نیست، چون این
فرعیات به ذھن یحیی بن اکثم ھم خطور نمی کرده است. یحیی بن اکثم ھم آدم بزرگی بود؛ قاضی القضات مأمون بود.
معمولاً قاضی القضات جزو بزرگ ترین افراد محسوب می شدند. پس از طرح این ھمه فروعات مسئله از سوی امام، آن
شخص دیگر پاسخی نخواست و جلسه تمام شد و بدون این که مناظره ادامه پیدا کند، حضرت قدرت خود را نشان
دادند.مناظره دیگری را ھم عالمان بزرگ اھل سنت با امام جواد علیه السلام انجام دادند و مباحث اختلافی بین شیعه و
سنی را مطرح کردند. مجموعه ای از احادیث را در فضایل خلفا مطرح کردند که در مصادر حدیثی اھل سنت وجود دارد.
امام جواد علیه السلام با این احادیث بسیار عالمانه و بدون ھیچ گونه حساسیت مواجھه فرمودند و احادیث را به روش
اھل سنت نقد کردند که مورد قبول آن افراد بود.

امام(ع) و مناظرات بین مذھبی
در ھمین مجلس، اھل سنت از امام جواد علیه السلام درباره فضایل خلفا پرسش کردند. در واقع وارد مناظرات مذھبی
شدند. طبیعت این مناظرات ھم به صورتی است که یک مقدار ّحدت و تندی در آن ھست، اما نوع سخن گفتن امام جواد
علیه السلام را ببینید و آداب مناظره را یاد بگیرید. در ھمان جلسه نظر امام را درباره روایتی که محتوای آن مربوط به یکی از
خلفا بود پرسیدند. ایشان اولاً با احترام از او یاد کردند و ویژگی ھای خوب او را که از منظر سؤال کننده ھا مھم بود،
برشمردند. بعد حضرت ادامه دادند: «این روایت را باید یک مقدار با تردید نگاه کرد.» در ادامه نیز با استدلال، خبر را رد
کردند. این لحن صحبت حضرت را ببینید، ایشان ابتدا با مخاطب ھمراه می شدند، موضع گیری تند نمی کردند و وارد
منازعات مذھبی نمی شدند. این برای ما ھم درس است.

آداب مناظره
امام جواد علیه السلام در جریان مناظره با یحیی بن اکثم، آداب مناظره و این را که چگونه باید با ھم بحث کرد، رعایت می
کردند و ھیچ گاه تند نمی شدند و بسیار دقیق ھمه صحبت ھای طرف را گوش می دادند. گاھی سؤالات افراد حقیقتاً
برای فھم موضوع بود، ولی گاھی این طور نبود و برای این بود که می خواستند به شخصیت مقابل خدشه وارد کنند. با این
حال امام جواد علیه السلام در ھمه حالات آن قدر مدبرانه و باشخصیت و بزرگوارانه با سؤالات و با طرف مناظره روبه رو می
شدند که فرد جدای از این که پاسخ خود را دریافت می کرد، تحت تأثیر شخصیت امام علیه السلام و بزرگواری ایشان قرار
می گرفت. می توانیم بگوییم آن چیزی که بیش از وجھه علمی امام جواد علیه السلام روی طرف مقابل تأثیر می
گذاشت، ُ خلق و خوی نیکوی ایشان بود که باعث می شد طرف مقابل، شخصیت ایشان را به عنوان امام بپذیرد. چنین
مباحثه ای را نظیف و پاکیزه می گوییم.دو سه جلسه پرسش و پاسخ از امام جواد علیه السلام با مأمون ھم داریم، ولی
مناظره نیست، بلکه سؤال و جواب است. وجه دیگری ھم که در زندگی امام جواد علیه السلام مشاھده می کنیم،
بُرد رسانه ای مناظره ھا و جواب ھای آن حضرت نیز جلساتی است که شیعیان سؤالات خود را از آن حضرت می پرسیدند بیشتر بود.
به خاطر این که یک طرف مناظره یک کودک هشت تا ده ساله بود. یعنی مردم این مناظره را گزارش می کردند.
حتی نقل است که یحیی بن اکثم (یک پیرمرد شصت ، ھفتاد ساله) خدمت امام جواد علیه السلام آمد و نشست و
مبھوت شد و رفت.
امام جواد علیه السلام از منظری یک وضعیت ویژه نیز داشتند که ایشان را از دیگر ائمه علیھم السلام متمایز می کند؛ این
که مباحثات بین مذھبی مطرح در دوره امام رضا علیه السلام یک دفعه به ایشان منتقل شد. در حالی که مثلاً در دوره
امام باقر علیه السلام مناظرات بین مذھبی چندان پررنگ نبود. نکته دیگر این که سن کم امام جواد علیه السلام و این
تجربه جدید که امام علم لدنّی و الھی دارد و این علم، تفضلی از جانب حضرت باری تعالی است، خیلی عجیب جلوه می
کرد. البته این امر برای شیعیان معلوم بود، ولی در بین دیگران جلوه خاصی داشت.
 
Share/Save/Bookmark
مرجع : وبسایت شمس توس
کلمات کليدی: امام_جواد، امام_رضا، اهل_سنت، مناظره، شهادت