​معرفی مقالۀ «روش شناسی فقه سیاسی اهل سنت»

موضوع اصلی مقالۀ «روش شناسی فقه سیاسی اهل سنت»، بررسی و تحلیل فقه سیاسی اهل سنت بر اساس بنیادهای روش شناختی آن است. در این راستا، ابتدا رابطه فقه سیاسی اهل سنت با زبان و ادبیات عرب بررسی شده است، سپس در بخش دوم، با اشاره به منابع فقه سیاسی اهل سنت، جایگاه هر یک از این منابع و ضرورت روش شناختی آنها طرح شده و نیز با توجه به جایگاه ویژه نص قرآنی، ضرورت و نحوه تحویل منابع دیگر به آن در فقه سیاسی اهل سنت تبیین گردیده است. در بخش پایانی نویسنده، نظریه های فقه سیاسی اهل سنت را به دو دسته نظریه های قدیم و جدید تقسیم کرده و تاثیر گذاری بنیادهای روش شناختی فقه سیاسی اهل سنت در این دو دوره بر شکل گیری ویژگی ها خاص هر دوره و در نتیجه ظهور تقسیم بندی مذکور را مورد بررسی قرار داده است.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۴۳
کد مطلب: 324832
 
موضوع اصلی مقالۀ «روش شناسی فقه سیاسی اهل سنت»، بررسی و تحلیل فقه سیاسی اهل سنت بر اساس بنیادهای روش شناختی آن است. در این راستا، ابتدا رابطه فقه سیاسی اهل سنت با زبان و ادبیات عرب بررسی شده است، سپس در بخش دوم، با اشاره به منابع فقه سیاسی اهل سنت، جایگاه هر یک از این منابع و ضرورت روش شناختی آنها طرح شده و نیز با توجه به جایگاه ویژه نص قرآنی، ضرورت و نحوه تحویل منابع دیگر به آن در فقه سیاسی اهل سنت تبیین گردیده است. در بخش پایانی نویسنده، نظریه های فقه سیاسی اهل سنت را به دو دسته نظریه های قدیم و جدید تقسیم کرده و تاثیر گذاری بنیادهای روش شناختی فقه سیاسی اهل سنت در این دو دوره بر شکل گیری ویژگی ها خاص هر دوره و در نتیجه ظهور تقسیم بندی مذکور را مورد بررسی قرار داده است.
 
زبان شناسی و فقه سیاسی اهل سنت
از دیدگاه منصور میراحمدی، نویسنده مقاله، فقه سیاسی به دلیل ارتباط زیاد با نص قرآن و سنت، رابطه تنگاتنگی با زبان عربی و در نتیجه ادبیات عرب دارد. فقه سیاسی تنظیم کننده زندگی سیاسی بر اساس آموزه های دینی است که در مرحله اول در قرآن کریم و در مرحله دوم در سنت پیامبر منعکس شده است. به همین دلیل ویژگی اصلی فقه سیاسی، نص گرایی است. توجه به نص، از این حقیقت نشات می گیرد که از دیدگاه مسلمانان، تعالیم دینی که از طریق وحی ابلاغ شده، تنها ویژه پیامبر نبوده، دیگران را نیز در نظر دارد. نویسنده در ادامه منابع فقه سیاسی اهل سنت را مورد بررسی قرار می دهد.

منابع فقه سیاسی اهل سنت
مهمترین منابع ذکر شده برای فقه سیاسی اهل سنت، قرآن، سنت، اجماع و قیاس است که میان آنها ارتباطی، از نوع ارتباط اصل و فرع، وجود دارد.

1. قرآن کریم: قرآن مهم ترین منبع و مصدر فقه سیاسی اهل سنت است و از این رو از اهمیت بسیار زیادی در نوع و میزان اعتبار استنباط های فقه سیاسی برخوردار است. قرآن از آن رو در راس منابع فقه سیاسی قرار می گیرد، که دربرگیرنده وحی الهی است.

2. سنت: سنت دومین منبع روش شناختی فقه سیاسی اهل سنت و مهم ترین منبع پس از قرآن به حساب می آید. از آن جا که قرآن دارای آیات متعددی است که برخی از آنها دلالت آشکار و صریح ندارد، به لحاظ روش شناختی، فهم این آیات از دسترسی انسان خارج می شود؛ برای نمونه، شافعی در یک تقسیم بندی کلی آیات قرآن را به سه بخش تقسیم می کند: آیاتی که دلالت صریح دارند، آیاتی که در آنها حکم صریحی نیامده و آیاتی که به اجتهاد مردم واگذار شده است. ولی راه حل فهم احکام غیر صریح را بر اساس خود قرآن مراجعه به سنت دانسته، حکم دسته سوم را نیز وجوب اجتهاد دانسته است. بنابراین شافعی با طرح سنت، مشکل روش شناختی عدم دسترسی به آیات غیر صریح را حل می کند.

3. اجماع: اجماع سومین منبع روش شناختی فقه سیاسی اهل سنت محسوب می گردد. منظور از اجماع، توافق مسلمانان به ویژه صحابه نخستین در حکم یک مساله است؛ از این رو اجماع مترادف با عمل و رای صحابه دانسته شده است.

4. قیاس: قیاس، ملحق کردن حکم مسائلی به حکم مسائل دیگر است. در قیاس، احکام مسائلی که در سه منبع قرآن، سنت و اجماع به صراحت یافت نمی شود به احکام مسائل مشابهی که حکم آنها به صراحت در این سه منبع ذکر شده، قیاس گردیده و بر مقیاس آنها، حکم آن مسائل بیان می گردد.

نویسنده در ادامه بحثی را تحت عنوان «جایگاه عقل در استنباط های فقه سیاسی» مطرح می کند و اینطور نتیجه گیری می کند که در فقه سیاسی اهل سنت، «عقل » و استنباط های عقلی مورد توجه قرار نگرفته است.
 
نویسنده در بخش پایانی مقاله، نظریه های فقه سیاسی اهل سنت را به دو دسته نظریه های قدیم و جدید تقسیم کرده و تاثیر گذاری بنیادهای روش شناختی فقه سیاسی اهل سنت در این دو دوره بر شکل گیری ویژگی ها خاص هر دوره و در نتیجه ظهور تقسیم بندی مذکور را مورد بررسی قرار داده است. میراحمدی می نویسد: «نظریه های فقه سیاسی اهل سنت همچون سایر حوزه های علمی و معرفتی به دسته های مختلفی قابل تقسیم است. بر اساس دیدگاه مقاله حاضر می توان آنها را در دو دسته کلی قدیم و جدید طبقه بندی کرد. آنچه باعث چنین تقسیم بندی می گردد، نه تنها تفاوت زمانی فقه سیاسی قدیم و جدید، بلکه تفاوت معرفتی و گفتمانی این دو است. تغییراتی که در اثر عوامل مختلف نظری و جامعه شناختی در فقه سیاسی اهل سنت ایجاد شده، ماهیت و قالب فقه سیاسی را متحول ساخته و در نتیجه دو گفتمان نسبتا متمایز در فقه سیاسی اهل سنت ایجاد کرده است». نویسنده در اینجا سه موضوع را مورد بررسی قرار می دهد: 1. نص گرایی فقه سیاسی قدیم و نص-عقل گرایی فقه سیاسی جدید؛ 2. تلاش برای رهایی از گذشته گرایی با طرح «اجتهاد» در فقه سیاسی جدید؛ 3. خلافت محوری فقه سیاسی قدیم و شورا محوری فقه سیاسی جدید.
 
مشخصات مقاله:
میراحمدی، منصور (1382)، روش شناسی فقه سیاسی اهل سنت، مجله علوم سیاسی، شماره 21.
 
Share/Save/Bookmark