معرفی مقاله «جرایم ناشی از نفرت مذهبی»

نویسنده: بهنام دارابی
اين مقاله پس از ارائه گزارشی از جرايم ناشی از نفرت مذهبی در خارج و داخل ايران، با تقسيم عوامل به سه دسته دولت، نهادهای دينی و ايدئولوژيك، و جامعه، به تبيين تأثير هريك در ارتكاب چنين جرايمی می پردازد و با توجه به فضای چند فرهنگی ايران و قرار گرفتن در منطقه پرآشوب غرب آسيا، راهكارهايی را پيشنهاد می نمايد كه می تواند مانع از تبديل اختلاف مذهبی و قومی به نفرت و خشونت گردد.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۷ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۴۶
کد مطلب: 321713
 
«جرم ناشی از نفرت» مفهومی اجتماعی است كه در اوايل دهه 90 میلادی به کار برده شد و مصادیق فراوان در کشورهای مختلف یافته است.  اين مفهوم آن دسته از جرايمی را شامل می شود كه براساس نفرت موجود نسبت به دسته ای از افراد جامعه، بنابر اختلافی ايدئولوژيك يا طبيعی، با قربانی از سوی مجرم رخ می دهد. آثار مخرب اجتماعی اين گونه جرايم موجب شده است اقداماتی برای از بين بردن و مقابله با آن، به خصوص در كشــورهای اروپايی و آمريكا، صورت گيرد. با اين حــال، اين اصطلاح در ادبيات حقوقی ايران واژه ای بيگانه اســت.

اين مقاله پس از ارائه گزارشی از اين دســته جرايم در خارج و داخل ايران، با تقسيم عوامل به سه دسته دولت، نهادهای دينی و ايدئولوژيك، و جامعه، به تبيين تأثير هريك در ارتكاب چنين جرايمی می پردازد و با توجه به فضای چند فرهنگی ايران و قرار گرفتن در منطقه پرآشوب غرب آسيا، راهكارهايی را پيشنهاد می نمايد كه می تواند مانع از تبديل اختلاف مذهبی و قومی به نفرت و خشونت گردد.

در این مقاله بر روی موارد زیر تأکید می شود:

1. جرم ناشی از نفرت مفهومی نوين در ادبيات حقوقی جهان تلقی می شود و آن دسته از اقدامات مجرمانه را دربر می گيرد كه با وجود عناصر «نفرت»، «باور» يا «اعتقاد»، «غرض» يا «پيش داوری» و «تعلق قربانی به گروه يا دســته ای خاص» ارتكاب می يابند و طی  به دليل تعلق به گروه يا دارا بودن ًآن، قربانــی صرفا ويژگی طبيعی خاصی مورد جنايت واقع می شــود. در بسياری از كشورهای جهان اين گونه از جرايم را به صورت ويژه پيگيــری و كنترل می نمايند و آن را از جهات مشــدده مجازات محسوب می كنند. چنين اصطلاحی در واژگان حقوقی ايران موجود نيســت و قوانين خاصی در اين مورد وجود ندارد، اما بسياری از مصاديق آن به وضوح قابل درك است. 

2. در مــورد چرايی وقوع چنين جرايمی، می توان با تقسيم عوامل مؤثر به سه نهاد دولت، دين و جامعه به بررســی آن پرداخت. دولتها از دو طريق به اين گونه جرايم دامن زده اند: يكی از راه پروپاگاندا يا تبليغات سياسی كه براساس منافع در طول تاريخ وجود داشته و ريشــه های تاريخی اثرگذاری از نفرت در جوامع برجا گذاشــته اســت و ديگری عدم اجرای مناسب قانون كه منجر به بی اعتمادی جامعه نســبت به آن و انجام اعمال خشونت آميز و انتقام جويانه توسط خود مردم می شــود. نهاد دينی به چند صورت در اين مهم ؛ در ماهيت مسائل اعتقادی نقش داشته اســت: اولا و ايدئولوژيك، نفی ديگر اعتقادات و برحق دانســتن عقيده خود وجود دارد كه موجب احساس جدايی فرد آن عقيده از ديگران در وهله اول و در مراحل ِدارای بعد ايجاد احســاس نفرت نسبت به ديگران می شود.  كه ناخودآگاه با گروهی ديگر معارض است.

3. برای حل اين معضل بايد اقداماتی دوسويه صورت پذيرد: اول اســتفاده از تجارب ديگر كشورها و دوم شناســايی مفاهيم و آموزه هــای دينی و فرهنگی كه می تواند در مــورد قرائتهای خشــن از دين به كار رود. اقدامات همه جانبه پژوهشی، قضايی، فرهنگی، تربيتــی و مديريتی در مقابله با ايــن نوع فراگير از جرايم بايد انجام پذيرد.

منبع: فصلنامه علمی ـ ترویجی مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت) 1395/ زمستان 46 سال دوازدهم/ دوره جدید/ شماره 67-56 ص ص.
 
Share/Save/Bookmark