سلسله مباحث کلاسی دکتر داود فیرحی پیرامون جریان های سلفی و تکفیری

مراحل تاریخی گفتمان اخوان المسلمین در يمن

راه سوم عبارت است از تفکری که اسلام گرا و دموکراتیک است اما رادیکال و سکولار نیست. این جریان خود را در اخوان نشان داد اما جریان راه سوم هیچ گاه به نقطه ی تعادل نرسید و برخی مواقع به سلفی ها و برخی مواقع به سکولارها نزدیک می شد. راه سوم در کشورهای خاورمیانه دارای پتانسیل بسیاری است اما از آن استفاده نکرد. آنها کم و بیش در اکثر کشورها دارای قدرت بودند و خیلی انقلابی و رادیکال نیستند. خواندن سرنوشت یمن، نوسان و تردیدهای این جریان را نشان می دهد زیرا این جریان همواره تردید دارد. راه سوم دارای مشکلاتی است که باید به آنها فکر کرد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۱۲
کد مطلب: 336456
 
​متفکران مسلمان از لحاظ تقسیم بندی منطقه ای، جریان های اسلامی را به سه بخش تقسیم می کنند. اولین جریان، «جریان سلفی» است که ضد غرب و به شدت رادیکال است. جریان دیگر سکولار است که کشور مصر و اردن و الجزایر از نمونه های بزرگ آن هستند. جریان سوم نیز به راه سوم معروف هستند که رگه های آن در ایران و کشورهای هند و پاکستان وجود دارد و با بزرگانی مانند سید جمال و اقبال شروع شده و به مصر و افرادی مانند محمد عبده در تفکر اخوانی کشیده شده است.
 
راه سوم عبارت است از تفکری که اسلام گرا و دموکراتیک است اما رادیکال و سکولار نیست. این جریان خود را در اخوان نشان داد اما جریان راه سوم هیچ گاه به نقطه ی تعادل نرسید و برخی مواقع به سلفی ها و برخی مواقع به سکولارها نزدیک می شد. راه سوم در کشورهای خاورمیانه دارای پتانسیل بسیاری است اما از آن استفاده نکرد. آنها کم و بیش در اکثر کشورها دارای قدرت بودند و خیلی انقلابی و رادیکال نیستند. خواندن سرنوشت یمن، نوسان و تردیدهای این جریان را نشان می دهد زیرا این جریان همواره تردید دارد. راه سوم دارای مشکلاتی است که باید به آنها فکر کرد.
 
مراحل تاریخی گفتمان اخوان يمن
اولین مرحله ی آنان گشایش نسبت به دیگری و پذیرش دیگران می باشد. در این مرحله، ائتلاف با جریان های دیگر صورت می گیرد. در سال های 1990 میلادی این وضعیت وجود داشت. این ائتلاف، ایده ای است که در دهه ی نود میلادی در خاورمیانه پدیدار می شود. مرحوم شمس الدين در کتاب «اجتهاد و نوگرایی» خود بیان می کند که مهم ترین مشکل جهان اسلام، برقراری آشتی بین جریان ها است. وی از لفظ آتش بس استفاده می کرد. اخوان نیز سعی کرد تا گشودگی ایجاد کند زیرا معتقد بود که این جریان ها دارای دشمن مشترک استبداد داخلی و استعمار هستند. اخوان از ابتدای تأسیس خود در یمن شعار عملیات در میدان مشترک را مطرح کرد. ساختن يمن مسئله ی اصلی آنان و تعریف مرز و سرزمین یکی از مشکلات اساسی شان بود. دهه ی نود، دوره ی ملی گرایی اخوان است که این ایده به مرور به سمت اتحاد يمن شمالی و جنوبی سوق پیدا کرد. اخوانی ها یکی از مهم ترین فعالان حرکت اتحاد یمن بودند که به همین خاطر بین مردم بسیار محبوب شدند.
 
مرحله ی دوم، گسترش رگه های اندیشه ی قطبی در یمن است. جریان قطبی در یمن به صورت متاخر رشد کرد که علت آن سرکوب در سال 1986 بود. در آن زمان بسیاری از اخوانی ها از سوریه فرار کرده و به اطراف خلیج فارس مهاجرت کردند. قطبی شدن اخوان يمن همزمان با قطبی شدن مصر نیست بلکه هم زمان با سوریه است. سید قطب و محمد قطب دارای اندیشه ی رادیکال بودند که شاخصه ی آنان جاهلیت بود. پس در ادبیات اخوان شاهد رشد جریان های قطبی هستیم که به واسطه اش اخوان يمن به شدت رادیکال شد. این مرحله تا سال 2001 میلادی ادامه داشت و در نهایت سرکوب شدند. اما از آنجایی که قبایل بسیاری در آن منطقه وجود دارد به خوبی رشد کردند.
 
مرحله ی سوم، دوره ی عمل گرایی و دموکراتیک شدن اخوان است که از سال 1997 میلادی شروع شده و پس از سال 2001 عمل کرد. این مرحله به رهبری «محمد مهدی عاکف» برمی گردد. عاکف ایده ی صبر و تدریج را مطرح کرد که تحت تاثیر ایده ی وی، اخوان حتی به دست آوردن یک کرسی در پارلمان را هم بسیار مهم دانست. این دوره، دوره ی پراگماتیسم اخوانی است. رهبران اخوان در مرحله ی قطبی، از کشور خود نبودند اما در مرحله ی بعدی رهبران اخوان فضا را پذیرفته و در پی فضای باز سیاسی بودند و دیگر به دنبال براندازی و انقلاب نشدند. اخوان يمن در این دوره جذب دموکراسی و لیبرالیسم شد. گفتمان اخوانی استراتژی مشارکت در میدان سیاست، نمایندگی و عمل مدنی را در پیش گرفت. اخوانیان در دوره ی عمل مدنی، به ساخت مدارس و دانشگاه پرداختند.
 
اخوان پیشرفته ترین تفکر اهل سنت است و اگر فرایندی به نام دموکراتیزاسیون در خاورمیانه رخ داده شود از جانب اخوان است. اخوان در این دوره به بازسازی شبکه ی خود در یمن مشغول شد و سعی کرد که شبکه ی خود را دموکراتیک کند. به عنوان مثال در انتخابات سال 1997 که انتخاباتی آزاد بود، جامعه را برای شرکت در انتخابات بسیج کرد و مشارکت بالای 60 درصد بود. اخوان در آن دوره شعارهای مهمی میداد از جمله «اتحاد برای ساخت دولت»، «توسعه ی دموکراسی» و «بهبود معیشت و سلامت» که به واسطه اش توانستند نیروهای خود را وارد مجلس کنند.
 
از سال 1997 به بعد تا سال 2001 وارد مرحله سوم یا مرحله ی مشارکت شدند که تعدادی از وزارت خانه ها را به دست آوردند. جنبش های راه سوم در پی جمع عدالت و آزادی بودند که پایه آن ها لیبرال می باشد و به سمت دولتی کردن اقتصاد حرکت نکردند. به مرور ایده ی هم زیستی بین جریان های سیاسی پیدا شد و زمانی که گروه های تکفیری و القاعده ایجاد شدند، اساس کار آنها از بین رفت. آنها معتقدند که بهار عربی خیزشی برای دموکراسی است اما در نهایت علیه آنان عمل شد. مشکل اصلی اخوانی ها در سال 2011 با عربستان بود زیرا جریان بزرگ اخوانی موجب ضعف عربستان می شد. عربستان نیز دو اقدام همزمان انجام می دهد که اولین آن تلاش برای از بین بردن جریان های اخوان در منطقه و حمایت رادیکالیسم و از طرفی دیگر با توجه به ایده ی «محمد بن سلمان» که به طرح بیست سی معروف است.
 
این طرح در پی احیای عربستان است به گونه ای که جریان های اخوانی و سلفی روی آن اثری نگذارند. این طرح نشان دهنده ی پارادوکس در عربستان است زیرا شبیه به اخوان و از طرفی ضد آن می باشد. طرح بیست سی همان طرح مرسی و دولت صالح است که عبارت است از اصلاح اقتصادی، طرح خروج از وابستگی به نفت و تکیه بر مالیات، قطع یا هدفمندی یارانه ها، محدودسازی دربار و خاندان و به طور کلی بروکراتیزه کردن عربستان مد نظر می باشد. در واقع تلاش دارند تا عربستان به سکوی صادرات در منطقه عمل شود. به همین دلیل عربستان در پی اصلاحاتی است که اگر موجب پیدایی مجدد دموکراسی شد دیگر آسیب نبیند. آنها در پی سوددهی رادیکالیسم به شیعه هستند تا تشیع در منطقه کنترل شود. برخی معتقدند که اگر اخوان و تشیع موفق و تثبیت شوند عربستان به لحاظ ایدئولوژیک دچار جنون می شود. طرح آنان سویه ی اقتصادی دارد اما برای اصلاح اقتصادی در درجه ی اول باید اصلاحات سیاسی صورت گیرد که بدین ترتیب برای آنان پارادوکس ایجاد می کند. به همین خاطر ما شاهد تغییرات و تحولات در عربستان خواهیم بود.
 
منطقه ما دارای استعداد آشفتگی است و این مسئله نیز در عربستان وجود دارد. عربستان تلاش دارد تا بحران خود را با مسئله ی ضد تشيع حل کند. پس اخوان دارای مرحله ی همزیستی بود که در دور بعدی و دوره ی منصور هادی» در موقعیت معارضه قرار گرفت و به چند ایدهی اصلاح اقتصادی، فساد مالی و اداری توجه شد.
 
طبقه ی متوسط دولت ساز در خاورمیانه شکل گرفت که از طریق سرریز شدن پول رانت نفت به بانک ها ایجاد شد. در همه ی کشورهای خاورمیانه این فساد وجود دارد. به همین دلیل در یمن نیز تمرکز قدرت در دولت را علت فساد می دانستند و به همین دلیل در ماده 105 قانون اساسی در پی اصلاح بودند. در ماده 105 بیان می شود که رئیس جمهور نماینده ی مردم است و دارای همه ی اختیارات است. در ماده ی 109 نیز رئیس جمهور را نماینده ی کشور در مجامع بین المللی معرفی می کنند. اخوانی ها تلاش داشتند تا رئیس جمهور به صورت مستقیم انتخاب شود و ماده 125 اصلاح گردد. همچنین به دنبال کاهش سلطه ی ارتش به مجلس و قوه قضائیه بودند. بدین ترتیب این کشورها به دنبال الگوی مصر و ناصر بودند. استقلال مجلس شورای ملی از مجلس، انتخاب مستقیم مجلس و استقلال قضایی از خواست های اصلی اخوان بود. اخوان در سال 2001 میلادی شعار تغییر را مطرح کرد. رئیس جمهور مطابق قانون اساسی کسی است که اعضای شورای عالی قضایی و رئیس آن را تعیین کند و حق دعوت اعضای شورا به جلسه و لغو آن را داشت. همچنین همه احکام قضایی نیز توسط رئیس شورای عالی قضایی صادر می شود. به همین دلیل سعی داشتند تا قوانین مذکور اصلاح شود.
 
اخوانی ها معتقد به قانون گرایی و اصلاح قانون اساسی و استقلال قضات بودند. این قضات هم در دولت قبلی استخدام شده بودند و توان عزل آنان را نداشتند. از طرفی این قضات باید به نفع انقلاب حکم می کردند اما به نفع رژیم قبلی حکم می کردند در نتیجه تله ی قانون اساسی ایجاد شد و پاشنه آشیل آنان قوه قضائیه شد. پس با حفظ قانون اساسی گذشته نمی توانستند اصلاحات را پیاده کنند. در نتیجه باید قانون اساسی جدید ایجاد می کردند که این مسئله خلاف ایده آنها بود و به پاشنه آشیل اخوان تبدیل شد. اینگونه بود که دگرگونی قانونی به نظام پارلمانی سالم به ایده اصلی آنان تبدیل شد. قوانین تشریفاتی به شدت دست و پا گیر هستند چرا که اگر به قانون بسیار تکیه شود، قانون دچار مشکل است و اگر آن را نقض کنید به عنوان فردی انقلابی تلقی می شوید. در این شرایط، تکیه کردن به قانون و یا حتی فرار کردن از آن خطرناک است.
 
در انتخاب های اروپایی مردم می توانند بیرون از قانون، طرح و پیشنهادی را مطرح کنند و اگر درصدی از داوطلبان طرحی را امضا کنند مجلس باید به آن رسیدگی کند اما مردم در خاورمیانه دارای چنین حقی نیستند و فاقد قدرت هستند. دومین اقدام آنان، فعالیت در مراکز آموزش عالی است. ایده آنها از ترکیه نشأت گرفت. آنها خواهان تاسیس دانشگاه های غیردولتی شدند. این مراکز به دانشگاه های بزرگ دنیا وصل شده و قانون آنان در این مراکز وارد شد.
 
اخوان يمن در پی پیاده کردن این ایده در یمن بود اما به دلیل اخراج اساتید این مسئله صورت نگرفت. مسئله ی دیگر، شرط گذاری برای کاندیداها بود که با این شرط گذاری در انتخابات محلی و شهرداری ها در سال 2001 میلادی رای بالایی آوردند. الگوی اخوان يمن در این بخش به الگوی اخوان ترکیه بسیار شبیه می شود. صالح شبیه به آتاتورک در نظر گرفته شد که باید حزبی همچون آک پارتی عدالت و توسعه روی کار بیاورد. آنها به جای درگیری با دولت سعی داشتند تا آن را نادیده گرفته و در پرانتز قرار دهند. به عنوان مثال اگر مجلس و نظام حزبی تقویت شوند، دولت به مرور سست می شود اما در نهایت تجربه ی ترکیه در یمن رخ نداد.
 
سومین اقدام آنان در سال 2003 میلادی، افزایش مطالبات از دولت بود که به تدریج كل مجلس در اختیار اخوان قرار گرفت. این نظام انتخاباتی 174 رای از 229 رای را کسب کرد که پس از آن صالح با آنان از در دشمنی در آمد. در کشورهایی که احزاب قدرتمند نیستند آراء ژله ای هستند. در آن دوران دانشجویان و روشنفکران با اخوان همراه شدند که خطر سنگینی برای عربستان محسوب می شد زیرا بسیار به ایران نزدیک بودند.
 
از سال 2008 به بعد ایده «ملت سقوط نظام را می خواهد» شکل گرفت که اوج بهار یمنی می باشد. این دوره، دوره انقلاب ملی دمورکراتیک و مسالمت آمیز است که از سال 2008 شروع شده و تا 2012 ادامه پیدا کرد. در این دوره برای تغییر تلاش کردند تا آن را مدیریت کنند. اما آنان فاقد نظریه ی تغییر بودند و سعی داشتند تا بحث جهاد را به رای خود تغییر دهند و به انسداد سیاسی پایان دهند. اما در این حوزه فاقد نظریه بودند. نیچه می گوید که دانش های یک تمدن از جنس هم هستند و شاخه های آن با یکدیگر متفاوت است اما شبیه یک خون در بدن هستند. به همین دلیل اگر یک دانش در یک تمدن به خوبی مطالعه شود می توان شرایط سایر دانش ها را فهمید. من معتقدم در خاورمیانه نیز اگر یک کشور به خوبی بررسی شود می توان آن را به سایر کشورها تعمیم داد به عنوان مثال انسداد سیاسی 2008 يمن امروزه در عراق وجود دارد.
 
Share/Save/Bookmark
کلمات کليدی: دکتر فیرحی، راه سوم، اخوان المسلمین، یمن