شهید مطهری و اصلاح فکر دینی

شهید مطهری از جمله اندیشمندانی است که یکی از مهمترین دغدغه های فکری او مسئله درک و برداشت صحیح از اسلام بوده و انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان و نیز عدم برداشت صحیح از آموزه های دینی او را به فکر اصلاح و بازسازی فکر دینی انداخته است. به همین منظور، این مقاله، به بررسی اصلاح فکر دینی از نگاه شهید مطهری خواهد پرداخت.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۰۵
کد مطلب: 329065
 
مقدمه
مطهری مثل دیگر متجددان مسلمان بر این نکته تأکید می کرد که دین اسلام دینی کامل، جامع و ابدی که با مقتضیات زمان و با تجدد و ترقی مداوم زندگی و تمدن بشری موافقت تام و تمام دارد و نه تنها مخالف تمدن و ترقی نبوده بلکه بر عکس علت و عامل اصلی و بنیادی آن بوده و می تواند باشد. پس راز و رمز انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان نه در اسلام و مسلمانی که در عدم پایبندی آن ها به حقیقت اسلام بوده و هست. بنابراین برای شناخت علل  عوامل انحطاط مسلمین باید به دنبال آن علل و عوامل بگردیم که آن ها را به تدریج از اسلام حقیقی و حقیقت اسلام منحرف کرد و آموزه ها و احکام اسلامی را یا معطل، و یا تحریف کرد. بنابرایم برای رهایی از این انحطاط راهی جز اصلاح فکر دینی باقی نمانده است.
 
مسئله انحطاط و ضرورت احياى دينى براى شهيد مطهرى يك بحث سياسى - اجتماعى است. وى از طريق احياى دين به دنبال كسب برترى و عزت مسلمين است. احياى مسلمين در بعد استقلال فرهنگى و قدرت اقتصادى، اهميت زيادى براى او دارد.  مطهرى در بحث احيا، به دنبال ارائه فهم جديدى از دين و برنامه سياسى آن نيست، بلكه بيش‏تر به بازخوانى مجدد آن با نگرش انتقادى مى‏پردازد و گرايشى طرفدارانه از دين سنتى دارد. مطهرى برداشتى از احيا را مطرح مى‏كند كه به اصل دين ضربه‏اى وارد نمى‏كند و به همين دليل مى‏گويد: «اسلام نمرده است، مسلمين مرده ‏اند»
 
ریشه های انحطاط
از نظر مطهری یکی از عوامل انحطاط مسلمانان فهم غلط آنان از دین است. وی بارها به این امام علی اشاره می کند که مردم جامه دین را مانند یک پوستین وارونه بر تن کرده اند. از نظر وی اسلام یک دین ناشناخته است، چرا که حقایق این دین تدریجاً در نزد مردم واژگونه شده است. به اعتقاد وی اسلام از دو سو ضربه دیده است: یکی از ناحیه برخی از کسانی که مدعی حمایت از آن هستند و دیگری از سوی استعمار غربی با عوامل مرئی و نامرئی اش. به نظر وی هر نهضت اجتماعی مبتنی بر یک نهضت فکری و فرهنگی است از این رو هر حرکت اصلاحی باید در متن دین و فرهنگ اسلامی تحقق یابد. به بیان دیگر آن حرکت فکری اصیل است که از همان متن فرهنگ هزارو دویست ساله خود ما بجوشد.
 
به اعتقاد مطهری دو عامل موجب انحراف نهضت های فکری می شود:
 
الف) نفوذ اندیشه های بیگانه: اندیشه های بیگانه از دو طریق فک دینی را مورد تهاجم قرار می دهند. یکی از جانب مخالفان اسلام که سعی می کنند تا اندیشه های تحریف شده را رواج دهند مانند اسرائیلیات و راه دوم برای نفوذ اندیشه های بیگانه، خود مسلمانان هستند که به خاطر آشنایی عمیق با اسلام، مجذوب اندیشه های بیگانه می شوند. مانند مجذوب شدگان به فلسفه یونانی و آداب و روسم ایرانی.
 
ب) تجددگرایی افراطی: برخی از مسلمانان مرعوب دنیای غرب شده و پیشنهاد تغییر برخی احکام اسلامی چون مهریه و حجاب را داده اند. به زعم آن ها نوعی اجتهاد آزاد باید جایگزین اجتهاد سنتی شود.
 
بنابراین مطهری ضمن انتقاد از احیاگرانی چون عبده و اقبال که روی این نوع تجددگرایی افراطی حرکت کرده اند، جوامع اسلامی را نیازمند عالمان و متفکرانی می داند که علاوه بر آشنایی عمیق با اسلام ذهنیت امروزی هم داشته باشند. یعنی به روزگار خود تعلق داشته و دردها و نیازهای جوامع اسلامی را درک کنند.
 
مطهری به بازسازی فکر اسلامی بر دو قشر تأکید دارد. یکی روحانیون و دیگری دانشگاهیان آشنا به معارف اسلامی. وی گروه دوم را حلقه رابط علوم انسانی و علوم عصری و موجب بارورشدن بیشتر فرهنگ پرمایه اسلامی می داند. وی به بازشناسی مفاهیم دینی توجه بسیار دارد. به زعم وی برخی مفاهیم اسلامی در ذهنیت مسلمانان معانی غلط پیدا کرده است. مفاهیمی چون زهد، توکل، انتظار و عمل معانی درست خود را از دست داده اند. از همان قرن اول مساله عمل مورد بی توجهی برخی از مسلمین قرار گرفت. توجه افراطی به نیت و ایمان و اینکه ایمان امری قلبی است و ربطی به جوارح ندارد، در این نگرش منفی نسبت به عمل موثر واقع شد. علاوه بر این مطهری همواره نگران آن است که برخی از باورهای غلط دینداران عین دیانت تلقی شود. وی با مصلحت اندیشی برخی از عالمان دینی هم به شدت مخالف است. از نظر وی برخی از مصلحت اندیشی ها به این بهانه که «کتمان اصلح از اظهار است» موجب مسخ اسلام می شود. وی حتی به برخی فقها ایراد می گیرد که چرا جرأت بیان برخی از فتواهای خود را ندارند.
 
ابعاد احیا گری مطهری
* مبارزه با جمود و جهالت

به زعم مطهری دو بیماری خطرناک همواره انسان را تهدید می کند: جمود و جهالت. جمود موجب باز ماندن از پیشرفت و توسعه است، و نتیجه جهالت سقوط و انحراف است.فردی که به جمود گرفتار شده به امور کهنه خو گرفته و از چیزهای نو متنف است، اما جاهل بر عکس وی پدیده های نو ظهور را بدون بررسی به عنوان تجدد و تمدن می پذیرد. کسی که اسیر جمود است دین را هماهنگ با زمان نمی داند و عمل بر طبق روال گذشته را شرط دینداری به شمار می آورد، اما جاهل به دستاوردهای ظاهری چشم دوخته و به تقلید از آنها می پردازد. مطهری ریشه اندیشه فکر موهوم تناقض میان علم و دین را جمود و جهالت می داند. وی ریشه اختلاف نظر میان عدلیه و غیر عدلیه را در نزاع میان جهود و عقل می داند. رواج اندیشه های بیگانه با اسلام را نیز موجب رواج جمود و تاریک اندیشی در جهان اسلامی به شمار می آورد. مطهری مقدس مآبان را افرادی خطرناک می دانست، ازآنجا که از یکسوی عواطف انسانی این افراد تحت تأثیر عواطف دینی قرار گرفته و از سوی دیگر دریافتهای غلط در مورد دین دارند، لذا در مقام مقابل به صورت انحرافی دست به عمل می زنند. اینها از هر درنده ای خطرناک تر و وحشتناک ترند و تاریخ نشان داده که «بی رحمانه ترین جنگها، کشتارها، زجر و شکنجه ها به وسیله خشکه مقدسان صورت گرفته است.
 
* باز شناسی مفاهیم دینی
یکی از ابعاد احیا گری مطهری باز شناسی مفاهیم دینی است، چرا که در روزگار وی برخی از مفاهیم اسلامی در ذهنیت مسلمانان معانی غلط پیدا کرده بود. به زعم وی برخی از ارزشهای حیات بخش و شور آفرین دین رخوت آور و عامل رکود شده بود. مفاهیمی چون زهد و توکل و انتظار و عمل به گونه ای غلط در ذهن مردم راه یافته و از اهداف اصلی خود منحرف شده بود. یکی از آسیبهای که تفکر مسلمین پیدا کرد، بی توجهی به عمل است. از همان اولین قرن تاریخ اسلام، خوار شمردن عمل رواج بسیار پیدا کرد. توجه افراطی به نیت و ایمان و اینکه ایمان یک امر قلبی است و ربطی به عمل جوارح ندارد، در این نگرش منفی نسبت به عمل موثر واقع شد. دولتهای غاصب اموری و عباسی نیز به تحقیر عمل پرداخته و آن را بی ارزش جلوه دادند. آنها به ترویج این فکر پرداختند که اساس اعتقاد، ایمان است و عمل برای سعادت انسان، اهمیت چندانی ندارد. از نظر مطهری این نوع نگرش منفی نسبت به عمل فقط مربوط به دوران گذشته نیست، بلکه در عصر حاضر نیز این نحوه تفکر در میان مسلمین رواج بسیار یافته است.
 
یکی دیگر از مفاهیم اسلامی که در ذهنیت مسلمانان وارونه شده مفهوم اخلاقی زهد است. زهد یک قدرت روحی است که نشانگر توانایی انسان در برابر امور فریبنده دنیوی می باشد. در تحلیل زهد مطهری به این نکته اشاره می کند که مسلمانان هم ضعف اخلاقی دارند و هم ضعف اقتصادی، از نظر روحی افراد زاهد خود را به گونه ای تربیت می کنند تا خود را از مال دنیا دور نگاه دارند، نه آنکه به دنبال امکانات اقتصادی رفته و با برخورداری از آن به دنیا تعلقی نداشته باشند. از همین است که برخی از اهل زهد به هنگام برخوردار شدن از مواهب دنیا، زمام نفس خود را از کف داده و دنیا طلب می شوند. زهد از نظر متون اسلامی به معنای بی رغبتی به اشیاء و امور نیست، درست مانند بیماری که میل به غذا ندارد، بلکه به این معناست که انسان از امور مورد تمایل خود دوری جوید. در میان مسلمانان دو نوع زهد رواج یافته که با تفکر اصیل اسلامی سازگار نمی باشد. یکی اینکه افراد کار دنیا را از کار آخرت جدا می دانند. این تصور غلط رواج پیدا کرده که برخی کارها مانند تجارت و زراعت مربوط به دنیا تلقی می شود و برخی دیگر مثل نماز و روزه مربوط به آخرت به شمار می آیند. برداشت غلط دیگر این است که لذایذ بر دو دسته دنیوی و اخروی تقسیم شده و لذت جویی در دنیا با لذایذ اخروی بشمار آید.
 
* پاسخ به شبهات
یکی از شبهاتی که مطهری به پاسخ گویی آنها پرداخت رابطه علم و دین است. وی برخی از موارد تعارض میان دین و علم را مطرح و آنها را مورد نقد و بررسی قرار داد. برای مثال این نظر که تکامل جانداران با اعتقاد به خدا سازگار نیست مورد بحث و بررسی او قرار گرفته و سرانجام به این نتیجه رسیده که نظریه آفرینش الهی با نظریه تحول انواع قابل جمع است. نمونه ای از شبهات دیگر که در آثار مطهری مورد بررسی قرار گرفته عبارتند از:
 
آیا علم بشر را از دین بی نیاز می کند؟ آیا در عصر علم دیگر انسان نیازی به هدایت غیبی برای رهایی از خطرات حیاتی ندارد؟
 
آیا دین با اخلاق ناسازگار است، آن هم به این دلیل که فرد دیندار خود را به خاطر ترس از جهنم یا طمع بهشت عبادت می کند، در حالی که انسان اخلاقی هر کاری را فقط به خاطر خود آن انجام می دهد؟
 
آیا امور اخلاقی نسبی هستند؟ آیا معیار مطلقی برای درستی و نادرستی امور اخلاقی در دست نیست؟
 
در میان دو ایدئولوژی قدرتمند معاصر یعنی مارکسیسم و لیبرالیسم، مطهری بیشتر با شبهات مارکسیسم مواجه بود تا لیبرالیسم، چرا که گفتمان غالب بر فضای فکری جامعه آن روز، ایدئولوژی مارکسیسم بود. در تحلیل و نقد شبهات گوناگون مارکسیسم، مطهری به اختلاف مبانی دو مکتب به خوبی توجه دارد و همین امر موجب شده تا نقدهای او مبنایی و عمیق باشد، نه سطحی و مقطعی.
 
* باز سازی فکر دینی
علاوه بر حضور فعال مطهری در عرصه های فکری، وی به بازسازی اندیشه دینی نیز پرداخت. او سعی کرد تا به تعبیر شریعتی، هندسه مکتب را ارائه دهد. به بیان دیگر مطهری به دنبال طرح مکتب به صورت یک نظام فکری جامع بود در واقع با طرح مکتب به صورت یک نظام می توان جایگاه هر یک از مفاهیم و عناصر دینی را مشخص کرد. برای مثال مفاهیمی چون توحید، آزادی، عدالت، اخلاق، عرفان، جهاد و ... از چه جایگاهی در نظام اعتقادی اسلامی برخوردار است. در باز سازی فکر دینی مطهری متوجه این نکته است که گاه برخی اصول و مفاهیم دین مورد بی اعتنایی یا کم توجهی قرار می گیرد. چه بسار در دورانی ابعاد اجتماعی دین مورد تأکید بسیار قرار می گیرد، اما ابعاد اخلاقی و عرفانی آن به فراموشی سپرده می شود. یا اصل آزادی در ذهن و زبان دین پژوهان رواج بسیار می یابد، اما اصل عدالت از رونق می افتد. مطهری به خوبی دریافت که عقل به عنوان یکی از منابع دینی مورد توجه جدی فقیهان قرار نگرفته است ، همچنان که اصل عدل نیز در استنباط فروعات دینی بهره برداری دقیق نشده است.
 
یکی از ویژگی های اندیشه مطهری در بازسازی فکر اسلامی توجه او به مباحث الهیات و دین پژوهی است، او به این نکته مهم توجه دقیق دارد که اگر یک نظام الهیات فلسفی ارائه نشود دفاع از دین چندان ثمر بخش نخواهد بود.
 
* احیاگری در عمل
در بحث از احیاگری مطهری، باید توجه داشت که هر چند نهضت او بیشتر یک حرکت فرهنگی بود، اما وی در عرصه عمل هم فعال بود. در سنگرهای دانشگاه، حسینیه ارشاد، منبر و جلسات خصوصی که با برخی مبارزان داشت، در جهت تحقق اندیشه های احیاگرانه خود تلاش می کرد. تلاشهای او برای تحقق انقلاب اسلامی و حضور جدی او در آغاز انقلاب در عرصه سیاست از او چهره یک احیا گر حاضر در صحنه عمل را ترسیم می کند. حساسیتهای او در مورد مسئله مرجعیت و روحانیت و تحلیل و نقدهای که در این زمینه داشت و راه کارهایی که ارائه می داد و اقداماتی که  می کرد نشانگر بعد احیاگری او در میدان عمل است.
 
منابع
رحمانیان، داریوش.(1382)علت شناسی انحطاط ایرانیان ومسلمین از نظر میرزای نائینی وشهید مطهری، علامه، شماره چهارم.
نصری، عبدااله. (1386) رویارویی با تجدد، تهران: نشر علم.
نصری،عبدالله.(1386) مطهری و احیای فکر دینی، اندیشه، شماره دهم.
سایت تبیان، (1397) اصلاح فکر دینی از نگاه مطهری (https://article.tebyan.net/121013/)

 
Share/Save/Bookmark