سلسله مباحث کلاسی دکتر داود فیرحی پیرامون جریان های سلفی و تکفیری

تحولات دولت اسلامی عراق و شام

در مباحث پیشین پیرامون چگونگی پیدایی دولت بغدادی یا دولت اسلامی عراق صحبت شد که بین سال های 2006 تا 2010 میلادی شکل گرفت. جریان های بزرگ سلفی به چهار دوره ی سلفی های کلاسیک، وهابیون، القاعده و جریان های تکفیری جدید تقسیم می شوند. هم چنین بین سال های 2003 تا 2006 و از 2006 تا سال 2010 میلادی، اتفاقاتی رخ داد که جنبش القاعده به دولت اسلامی عراق تبدیل شد. اشاره شد که چگونه جنبش القاعده به دولت ابوعمر بغدادی تبدیل شده است. دولت بغدادی، پدیده ای بین جنبش و دولت است. در این مبحث بررسی می کنیم بین سال های 2006 تا 2010 که دولت اسلامی عراق و شام ایجاد می شود، چه تغییراتی ایجاد می شود. درواقع تحولات دولت اسلامی عراق تا داعش را دنبال خواهیم کرد.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۳۳
کد مطلب: 317442
 
ایده ی دولت واحد عراق و شام منطقه ی بین النهرین تا دریای سیاه به منطقه ی لوانت (Levant) معروف است. ایده ی دولت واحد عراق و شام نزدیک به 60 سال سابقه دارد. از سال 1953 این ایده مطرح شد و بسیاری در پی ایجاد دولت واحد و متحد در این منطقه هستند. حدود شش ماه قبل از جنگ ایران و عراق ایده ی اتحاد مطرح شد و دولت بزرگ یا همان دولت لوانت و عراق و شام، توسط حزب بعث رهبری می شد. پایتخت اول آن، دمشق به دلیل نزدیکی به اسرائیل و پایتخت دوم، بغداد در نظر گرفته می شد. اما دولت صدام ترسی پیدا کرد و به این باور رسید که اگر مرکز این دولت شام باشد، حزب بعث عراق عملا به حاشیه خواهد رفت و بغداد به مرکز اقتصادی تبدیل می شود و تنها نفت را به دمشق پمپاژ می کند و دمشق مرکز سیاسی خواهد شد. در نتیجه برخی خطر عجم و شیعه را در برابر خطر اسرائیل و آمریکا مطرح کردند و از آنجایی که خطر را در شرق می دیدند، پایتخت را در بغداد می دانستند و در نتیجه خطر اصلی را ایران و انقلاب ایران می دانستند و برای پیش دستی، صدام اعلام جنگ داد.
 
بخشی از خاطرات آیت الله منتظری نیز این مسئله را تصدیق می کند و برخی اسناد که در سوریه افشا شد نیز گواه بر این مسئله است. در آن زمان، هیئتی برای رفع این مسائل برای سفر به دمشق آماده شد اما از آنجایی که این کار برای مدتی طول کشید، صدام تصمیم گرفت تا قبل از حرکت این هیئت به ایران حمله کند. جنگ با ایران دو منفعت بزرگ برای صدام داشت؛ اولین منفعت، رهبری صدام به جای اسد بود (از آنجا که خطری عاجل بود باید نیروهای اسد در اختیار صدام قرار می گرفت اما در نهایت اسد برای رهایی از فشار حزب بعث از ایران حمایت کرد.) ایده ی دولت واحد، به سال های 53 باز می گردد و حزب بعث در پی اتحاد عرب بود و از آنجایی که این ایده شکست خورد در نهایت برای حزب بعث عراق و سوریه باقی ماند. آنها در پی دولتی در عراق و شام بودند که داعش پس از آنها این ایده را دنبال کرد. داعش با دولت عراق و شام، آرمانی شصت ساله را دنبال می کرد.
 
دولت عراق و شام نیز برای مقابله با اسرائیل بود اما تفرقه ای که بین بخش های سکولار و مذهبی حزب وجود داشت، برخی از آنها را وادار کرد که جبهه ی جدیدی ایجاد کنند و اولویت مبارزه با شیعه در برابر اسرائیل و آمریکا ایجاد شد. پس اولین نکته، ایده ی دولت عراق و شام است که داعش تنها واژه ی اسلامی را به آن اضافه کرد. بخش رادیکال و مذهبی حزب بعث این ایده را انجام می دادند و در نتیجه، ریزشی در ارتش ایجاد شد و بخشی از ارتش به داعش پیوست و جزء فرماندهان داعش شدند. نکته ی دوم نیز این مسئله است که دولت اسلامی عراق دارای تکنولوژی های مهمی است که داعش را قدرتمندتر می کند.
 
تکنولوژی دولت اسلامی عراق
عصیان های اعتقادی
 1. به لحاظ فکری این ها عصیان هایی نسبت به اهل سنت دارند. در تفکر سنی و شیعه بحث احترام بیشتر به افراد عالم و با سواد وجود دارد اما داعش معتقد است که اعلمیت مهم نمی باشد و دانشمندان، محافظه کار هستند و به پادشاه نزدیک می شوند. در نتیجه شورشی علیه علم ایجاد شده و شورای فتوا شکل گرفت. در نتیجه، علم داشتن فضیلت تلقی نمی شود.
 
2. دومین ایده، گرفتن فتاوای مشهور در تاریخ اهل سنت و تطبیق دادن آنها با شرایط موجود بود که در نتیجه، اقدامات خود را توجیه می کردند. فتاوای مشهور از ابن تیمیه و سلفای مشهور را بسیار مطرح می کردند.
 
3. سومین ایده نیز، مصلحت مطلق بودن جهاد است. این ایده بسیار مهم است که در خصوص آن دو عقیده وجود دارد: اولین ایده، اسلام را دین عقیده و جهاد می دانستند و دولت نیز ابزار جهاد. دومین ایده نیز اسلام را یک دین و دولت می دانستند که جهاد ابزار حفظ آن است (جهاد از دین و دولت محافظت می کند). دیدگاه دوم، دولت را نوعی ابزار می دانست که این دیدگاه مشهورتر است. دیدگاه اول محدود و رادیکال بوده و تنها در دوره ی خلیفه دوم (دوره جنگ فتوحات) رواج پیدا کرد (مشروعیت دولت را به حمایت کردن از جهاد می دانند.) در نظریه ی اول، جهاد ابزار می باشد و در نظریه ی دوم، دولت ابزار. اگر بین ابزار و هدف اختلاف ایجاد شود باید ابزار کنار رود. پس هر زمان که جهاد متوقف شود باید دولت نیز از بین برود چون دولت سکوی جهاد است. در نتیجه داعشی ها به ایده ی خلاف مشهور در جهان اسلام و رادیکالیسم بازگشتند. بازیگران دولت اسلامی عراق، معتقد بودند که جهاد مطلقا مصلحت است و تنها خودشان وصی جهاد در جهان هستند و باید نظریه ی گم شده را پیش ببرند و خود را نماینده ی عنصر جهاد می دانند. در این ایده، طغیان وجود دارد.
 
4. چهارمین ایده نیز تکفیر می باشد که نامشان از آن گرفته شده است. تکفیر بین مسلمانان نوعی حکم است که مسلمانی را به دلیل برخی اعمالش حکم به ارتداد می کردند. در مجموعه ی قوانین و احکام، برخی قوانین بسیار سنگین هستند و به این دلیل سنگین هستند که از آنها استفاده نشود. آنها اندیشه ی تفکیر را از حالت ضمانت بودن به یک حکم عادی تبدیل کردند. به عنوان مثال در طول یک هفته سر 169 نفر از رهبران اهل سنت را ذبح کردند. هم چنین مخالفان خود را نپذیرفته و اجتهاد آنها را قبول نداشتند که اصطلاحا به آن عدم تساهل می گویند. دومین نکته، روش مبارزه ی آنهاست. واژه ى المفارز از فرز، به معنای تفکیک و گروه های چریکی مبارز مستقل است.
 
برخی عقلای عرب، گردان های پراکنده را یک جا جمع کرده و زیر نظر سعد وقاص قرار دادند تا پراکنده نشوند. سنت رایج مسلمانی، عقیده و حکومت بوده و جهاد ابزاری دفاعی بود. جهاد زمانی واجب است که حاکم وجود داشته باشد و حکم کند اما در نظریه ی دوم، جهاد باید وجود داشته باشد و حاکمی نیز باید وجود داشته باشد تا آن را کنترل کند.
 
پس از آنجایی که اصالت را به جهاد دادند دیگر جنگجویان تابع دولت مرکزی نیستند و اساس شکل گیری گردان های مفارز شکل گرفت. الگوی گردان های مذکور کتائب توحید و جهاد است که در جنوب شرقی عراق فعال بودند و از سال های 1991 به بعد به وجود آمدند. این گردان ها از سه نفر شروع شده و حدود پانزده نفر می شوند. یک نفر به عنوان امیر، دو نفر را در یک منطقه یارگیری می کند، با وجودی که حتی سلاح ندارد. نماینده ی شرعی، مهندس عملیات، متخصص غافلگیری و خفایا به آن جمع نزدیک می شوند و اینها نزدیک ترین محل نظامی را خلع سلاح می کنند و به مرور جمعیت خود را افزایش می دهند. اصطلاحا به آنها مفارز می گویند. هر یک از این گروه ها که زودتر به مرکز برسد امیر شده و مخالفان آنها اعدام می شوند زیرا حالت شورایی را قبول ندارند. پس مفارز از سلول های سه نفره ایجاد شده و سپس افزایش پیدا می کند. برای آنها، کشتن اصل می باشد و پیروزی اصل نیست. ایده ی آنها خلاف همه ی ارتش های دنیاست و تکنیک قتل مهم می باشد. آنها معتقدند که پیروزی متعلق به اشخاصی است که از کشتن نمی ترسند.
 
پس سلول سه نفره ی اولیه به اضافه ی نماینده ی شرعی، منابع، مسائل مدیری و غیره به گردانی تبدیل می شوند که در عرض سی دقیقه شکل گرفته و به زودی نیز متلاشی می شوند. پس از عملیات، امیر دیگری مطرح می شود و حدود ده امیر احتمالی وجود دارد. واژه ی به نام ولایت انفرادی یا تک ولایت ها وجود دارد که همان سه نفر را نوعی امیرنشین می دانند و ارتباطات آنها با خلیفه، نمادین می باشد. بسیاری از نیروهای امنیتی فرانسه معتقد بودند که انفجارها از بیرون رهبری می شود، در حالی که چنین نیست و ممکن است این افراد اصلا یکدیگر را نشناسند. اما خود را نماینده ی خلیفه می دانند و ایده ی رعب را دنبال می کنند. سلول های آنها دائمی نیست اما سلول های چپ دائمی بودند. ارتباط آنها ارگانیک نبوده و تنها نمادین است. امیرنشین ها منبع مالی غیر از خود ندارند و پول عملیات های خود را باید خودشان تأمین کنند. بحث های مذکور بین سال های 2003 تا 2006 مطرح می شد. نیروهای مفارز در پی گشایش سرزمینی هستند. وضعیت کنونی لیبی و نیجریه مانند وضعیت 2006 کشور عراق است. این دوره هیچ شباهتی به داعش کنونی ندارد. یکی از شبکه های مفارز جنگی است و شبکه های دیگری به نام شبکه ی انفجارها وجود دارد که عملیات انتحاری را انجام می دهند. هیئت های شرعی نیز شبکه ی دیگری است. مفارز اعلامی یا شبکه ی سلولی اینترنتی یا تبلیغاتی وجود دارد که شبکه های اجتماعی را سامان می دهند. بنابراین الگوی مفارز یا عملیات سلولی تنها جنگی نبوده و کارهای دیگر را نیز سلولی انجام می دهند و پس از مطرح شدن در شبکه ها شناخته می شوند. به عنوان مثال شخصی که شراب خوار یا خیانت کار است را کدگذاری می کنند و چند نفر در محلی جمع شده و با اسلحه ی خودشان شخص را محاصره کرده و او را شلاق زده و اعدام می کنند و سپس پراکنده می گردند. در نتیجه در این مناطق، افراد همواره در رعب و وحشت هستند زیرا از افراد پیرامون خود مطمئن نمی باشند زیرا ممکن است که جزء افراد مفارز باشند. کتاب محمد عبدالوهاب، سید قطب، مصطفی شکری، قادر عبد العزيز و مخالفت با دموکراسی برای آنها اهمیت زیادی دارد. آنها معتقدند که از جنگ های کوچک می توان نتایج بزرگی کسب کرد. خشونت کوچک خود را در فضای مجازی منتشر می کنند تا رعب بزرگی ایجاد کنند. هم چنین، همگان را در خوف نگه می دارند تا عملیات بعدی را | نزدیک اعلام می کنند.
 
ویژگی دیگر آنها، پیوریتن و پاک بودن شان در طی عملیات است. به عنوان مثال کم غذا خورده و کم می خوابند اما بسیار قران می خوانند و خود را به انسان مجاهد نزدیک می کنند. دوره ی بین سال های 2006 تا 2010 شبیه به شعب ابی طالب بود. در آن دوره حتی دمپایی پلاستیکی می پوشیدند اما امروزه بسیار ثروتمند شده و پوتین هایی می پوشند که حتی ارتش آمریکا قادر به تهیه ی آن نیست. در این دوره، آموزش ها و تمرین های بسیاری وجود داشت و از نیمه ی شب بیدار شده، نماز خوانده و کم خوابیده و کم می خوردند. به عنوان مثال غذای چرب و قند نمی خورند. از لحاظ نظامی نیز به شدت به وحدت جماعت تاکید داشتند.
 
سازمان دولت عراق

اصل سازمان دولت عراق، هیئت شرعی است که بسیار گسترده می باشد. منظور آنها از هیئت شرعی، شناسایی روحانیونی است که هم سو با آنها می باشد. این هئیت، کار قضاوت و آموزش مذهبی انجام می دهد. قانون گذاری، قضاوت و آموزش پرورش از وظایف این هیئت ها می باشد. به شدت به مالکیت خصوصی معتقد هستند و بر خلاف چپ ها در این حوزه دخالت نمی کنند. سازمان دوم ایشان، سازمان تبلیغات و انتشارات است که بسیار به آن بها می دهند. سومین سازمان نیز کمیت مالی است که مشغول جمع آوری اموال بود. اموال شامل چهار قسمت هدایا، مصادره و غنایم می باشد و بخش چهارم نیز وجوهات شرعی مانند زکات است. سازمان های ذکر شده، قلب دولت دو هزار و شش تا دو هزار و ده می باشد اما متمرکز نبودند. بخشی به نام مکتب امنیت یا اطلاعات و امنیت ایجاد کردند که از بخش امنیت حزب بعث ریشه گرفتند و متعلق به استخبارات است. به طور خلاصه بین سال های دو هزار و شش میلادی تا دو هزار و ده شاهد عصیان در عقیده، دگرگونی در ساختار مبارزه و تلاش در ایجاد یک نوع استحاكم و مرکزیت می باشیم. سید قطب چیزی به نام جاهلیت مدرن را مطرح می کند که به ضد مدرنیته باز می گردد. هیئت های شرعی دارای استقلال هستند و تا زمانی که گروه های مفارز با یکدیگر ترکیب نشدند کسی حق دخالت در گروه دیگری را ندارد. طبق سنت فقه اسلامی، هر کسی در هر موردی زودتر اقدام کند دیگری حق اقدام ندارد و به عنوان مثال اگر گروهی در نقطه ای عملیات انجام دهند دیگر گروه های دگیر حق انجام عملیات دران منطقه را ندارند اما زمانی که امواج آنها به یکدیگر نزدیک شود، ترکیب می شوند.
 
در عراق، گروه های سنی بسیاری وجود دارند که جذب داعش نشده و امید احتمالی دولت فعلی عراق می باشند؛ هنوز جماعاتی وجود دارند که بین هزار و پانصد تا دو هزار جنگجو دارند و هنوز در داعش حل نشده اند. ارتش اسلامی عراق در سال 2003 تشکیل شده و اکثر نیروهای آن شامل طلاب و نیروهای جوان هستند و از سال 2006 مخالف دولت اسلامی عراق بوده و مجلس علمای عراق را تشکیل دادند. جماعه انصار السنه است که در سال 2008 تأسیس شده و مجلسی به نام مجلس سیاسی برای مقاوت عراقی ها تأسیس کردند. سومین گروه، حماس عراق بود که گروهی اخوانی بوده و شکبه حماس عراق را تشکیل دادند که شبیه به حماس فلسطین بوده و در سال 2007 میلادی تأسیس شدند. گروه دیگر، سال 2006 شکل گرفته و نیروهای آن از ارتش عراق جدا شده بودند. گروه دیگر به نام ارتش مردان صوفی نقش بندیه شکل گرفت که در سال 2008ذشکل گرفته و در سال 2012 به القاعده پیوست. سه گروه صوفی در داعش وجود دارد که نقش بندیه و صدیقین می باشند. یکی از مشکلات برای شناخت داعش، وجود ایدئولوژی های متفاوت در آن است که شامل اخوان، سلفی ها، القاعده، نقش بندیه و غیره می شود. بیعت در آنها به معنای هم سویی در جنگ با مدرنیته و شیعه می باشد. استراتژی آنها هجومی است و برای مخفی کردن اختلافات خود میل به گسترش دارند و اگر در یک جا جمع شوند دچار اختلاف می شوند. در نهایت قادر به تأسیس دولتی متحد نیستند و به همین دلیل گسترش پیدا می کنند.
 
گروه های ذکر شده با ارتش عراق و داعش همکاری نمی کنند اما چندین گروه وجود دارد که با ارتش عراق همکاری می کنند به عنوان مثال جيش المجاهدين، گروه التنصيق با محافظ انبار نیز جزء این گروه ها است و دولت مرکزی از طریق روسای قبایل با این گروه ها ارتباط برقرار می کرد و نفوذی در این مناطق نداشت. بین کردها، سنی ها و شیعیان بین 2006 تا 2010 اختلاف افتاد و هر گروه برای خود محافظانی در نظر گرفته بود. به عناون مثال هر نماینده نزدیک به دویست محافظ داشت. مشاهده شد که یک کشور چگونه متلاشی می شود در حالی که دارای دولت مرکزی است، این دولت عملا متلاشی شده است. قبل از شکل گیری داعش، در استان انبار، مجلسی به نام مجلس بیداری اسلامی استان انبار تأسیس شد که یکی از نیروهای آنها صد هزار نفر بود. سی هزار دلار هزینه ماهانه ی آنها بود و پس از مدتی به سیصد میلیون دلار در سال 2011 رسید. بنابراین استان ها، گردان های متفاوت را تأسیس کردند و از گروهای مفارز و کوچک تشکیل شده و در نهایت ارتش صد هزار نفره ایجاد شد و داعش را به مرور ایجاد کردند. اردن و لیبی نیز در این وضعیت قرار دارند و ممکن است به مرور همین مسیر را طی کنند. وضعیت کنونی لیبی مانند شرایط عراق در سال 2006 است.
 
 
 
Share/Save/Bookmark