به مناسبت سالگرد رحلت علامه محمد تقي جعفري

وحدت حقيقي اديان و وحدت معقول مذاهب

خبرگزاري تقريب(تنا)
حیات را نباید قربانی وسیله حیات نمود. جامعه ای که در بلای مرگ زای فقر روزگار می گذراند، متشکل از انسانها نیست، بلکه از تابوت های متحرک شکل گرفته است. اساسی ترین عامل شکست انسانیت در دوران ما به شوخی گرفتن و بی اعتنایی به موضوع تعهد است. معمای حیات قابل حل نیست مگر اینکه ابدیت در برابر آن باشد. هیچ عملی بدون عکس العمل در صحنه هستی بوجود نمی آید خواه خوب و خواه زشت.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۵
کد مطلب: 31377
 
وحدت حقيقي اديان و وحدت معقول مذاهب

علامه محمدتقي جعفري در۱۳۰۴ش.، در تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در دبستان اعتماد آغاز كرد، اما در كلاس پنجم به دليل فقر مالي ناگزير مدرسه را رها كرده و براي امرار معاش به كار مشغول شد. پس از مدتي نيمي از روز را به كار پرداخت و نيمي ديگر را به تحصيل در مدرسه طالبيه مشغول شد. او سپس براي ادامه تحصيل عازم تهران شد و از درس آيت الله شيخ محمدرضا تنكابني و همچنين ميرزا مهدي آشتياني كه در مدرسه مروي تشكيل مي شد، بهره برد. 

علامه جعفري پس از تحصيل در تهران عازم قم شد و بعد از يكسال و نيم اقامت در اين شهر در ۱۳۲۷ ش. رهسپار نجف گرديد. او در اين شهر وارد مدرسه صدر شد و درس خارج را شروع كرد. علامه جعفري از محضر آيات عظام شيخ محمدكاظم شيرازي، سيدابوالقاسم خوئي، سيد محمود شاهرودي، سيد محسن طباطبائي حكيم، سيدعبدالهادي شيرازي، سيدهادي ميلاني و سيدجمال گلپايگاني بهره هاي فراوان برد. او دروس فلسفي و عرفاني را نزد شيخ صدراي قفقازي و شيخ مرتضي طالقاني فراگرفت و همزمان به مطالعه كتب علوم انساني پرداخت و با انديشه ها و معارف شرق و غرب آشنا شد. 

پس از طي مراحل فوق به تدريس درس خارج و فقه و اصول به ويژه كتابهاي مكاسب و كفايه پرداخت و قسمتهايي از تقريرات درسي آيت الله خوئي و آيت الله سيد عبدالهادي شيرازي را به رشته تحرير در آورد. او پس از ۱۰ سال اقامت در نجف در۱۳۳۷عازم ايران شد و به خدمت آيت الله بروجردي رسيد. آيت الله بروجردي از وي خواست در قم بماند و به تدريس ادامه دهد اما آب شور قم به مزاج علامه سازگار نبود و وي ناچار شد قم را به سوي مشهد ترك كند. او يك سال در مشهد ماند و سپس رهسپار تهران شد و در مدرسه مروي به تدريس پرداخت. وي درخواست آيات عظام شيخ محمدتقي آملي و سيداحمد خوانساري را براي عهده داري مسئوليت امام جماعت مسجد نپذيرفت و به كار تدريس و تحقيق و تأليف پرداخت. 
بعدها با استاداني چون مرتضي مطهري، بديع الزمان فروزانفر و دكتر محمدابراهيم آيتي آشنا شد و مورد توجه و عنايت آنان قرار گرفت. 

از ويژگي هاي علامه، تلاش مداوم ايشان براي اتصال حوزه و دانشگاه و علوم قديم و جديد بود. او به دليل آشنائي با زبان حوزويان و دانشگاهيان آثاري به يادگار گذاشت كه مورد توجه هر دو قشر قرار گرفت.
علامه جعفري با اشراف به فقه، فلسفه، هنر و زيبائي شناسي در اسلام و نيم قرن فعاليت علمي و پژوهشي، بيش از ۱۰۰ جلد كتاب و رساله تحرير نمود. همچنين ۲۷ جلد كتاب در زمينه شرح و تفسير نهج البلاغه و ۱۵ جلد كتاب در زمينه تفسير مثنوي معنوي مولوي نگاشت. نقد و تحليل مثنوي و شرح و تفسير نهج البلاغه نيز از ديگر آثار ارزشمند وي مي باشد. 

ايشان بيش از۷۰جلسه بحث و گفتگو با شخصيتهاي بين المللي از جمله برتراندراسل، روژه گارودي، پروفسور عبدالسلام و پروفسور روزنتال داشته است. وي به دليل علاقه به هنر و ادبيات، بيش از صد هزار شعر و قصيده و نظم فارسي و عربي و همچنين بخشهائي از ادبيات غرب را حفظ بود و آثار هنري ايشان همچنان يكي از منابع اصيل هنر از ديدگاه فلسفه و حكمت اسلامي است.
استاد محمدتقي جعفري فيلسوف و انديشمند بزرگ دنياي اسلام، پيش از ظهر دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۷۷ در سن ۷۳ سالگي، در اثر سكته مغزي در يكي از بيمارستانهاي لندن به ديار باق شتافت. پيكر اين عالم فرزانه در جوار امام رضا (ع) به خاك سپرده شد. 

استادان علامه
علامه جعفری بیشترین استفاده‌های علمی را از محضر آیات عظام : محمد رضا تنکابنی، شیخ کاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خوئی، سید محسن حکیم کسب نموده است.

تألیفات
آثار زیادی از جعفری مانده است که  به چند نمونه اشاره می شود:
۱- رسائل فقهی که شامل طهارت و صلاة و صوم و غیره می‌باشد. 

۲.حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب (فارسی و انگلیسی).
۳. الرضاع.
۴.جبر و اختیار.
۵. مجموعه مقالات.
۶.ارتباط انسان و جهان.
۷.ایده آل زندگی و زندگی ایده آل.
۸.نقد نظریات دیوید هیوم در چهار موضوع فلسفی.
۹. بررسی و نقد برگزیده افکار راسل.
۱۰. زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام.
۱۱. حکمت اصول سیاسی اسلام : فرمان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مالک اشتر.
۱۲. موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی.
۱۳. پیام خرد.
۱۴. فلسفه دین.
۱۵. تحقیقی در فلسفه علم.
۱۶. فلسفه و هدف زندگی.
۱۷. فلسفه و نقد سکولاریزم.
۱۸. مقدمه‌ای بر فلسفه.
۱۹. مولوی و جهان بینی ها.
۲۰. تعاون الدین و العلم.
۲۱. الامر بین الامرین.
۲۲. نهایة الادراک الواقعی بین الفلسفة القدیمة والحدیثة.
۲۳. آفرینش و انسان.

خصوصیات اخلاقی
علامه جعفـری در بـروز حالات عاطفـی و روشهای اخلاقـی، به گـونه‌ای رفتار می نمـود که در حالت تزاحـم ایـن دو، بر حسب مقتضیات پیـش آمده گاهی وفای به عهد را بر شدیدتریـن روابط عاطفـی ترجیح می داد. به عنوان نمونه یکی از دخترانـش که در تلاش های علمـی و فکری پـدر نقـش مؤثری به عهده داشت، مسائل خصـوصـی و خانـوادگی گرفته، تا تشکیل درس و مباحثه و کنفرانسها، مشاور ایشان بـود، در حدود چهل سالگی دار فانی را وداع گفت و پدر را در سوگ خـویـش نشاند. ایشان به هنگام در گذشت وی گفت : مـن وزیرم را از دست دادم.

اما با وجـود آنکه ایـن متفکر والا مقـام به دختـرش علاقه‌ای وافـر داشت و در بـرنـامه هـای علمـی آموزشی یارش بود، هنگامی که در اندوه سنگیـن و جانکاه فقدان وی به سر می برد و هنـوز جنازه اش را به آغوش خاک نسپرده بـودند، در جمع دانشجـویان و محققان حضـور یافت و بـرای اجابت دعوت و وفای عهد در وقت مقرر، به ایراد سخـن پرداخت.
این شیوه شگفت، شکوه و عظمت روح وی را به اثبات می رساند، زیرا در تلاقـی وفای به عهد و حضـور در یک محفل علمی با رخ داد چنیـن واقعه تأثر انگیز و ضربه عاطفی ناشـی از آن، ترجیح می دهد افراد را در انتظار نگذارد و به سخنرانی بپردازد.

ایـن مرد در عرصه عمل نیز ناشر بزرگ کرامت بود و صفایـش با یک بـر خـورد سـاده و عاری از تکلف روح پـر شـور انسان‌ها را به زیبایـی صیقل مـی داد. فقط آرا و افکار ایـن مـرد بزرگ به آدمـی بهجت و طراوت روحـی نمـی بخشید، بلکه سلامت نفـس و فروتنـی وی به رغم مقام والایی که در علـم و اندیشه داشت، مثال زدنی و کـم نظیر بـود.
آلایـش، ریب و ریا در او راهی نداشت، و کینه کسـی را به دل نمی‌گرفت، و به تعبیر یکـی از شاگردان فاضلـش شاهکار زندگـی ایـن متفکر نحـوه زندگیـش بـود و در زمانه‌ای که تکبر و غرور، عده‌ای از اهل علـم را فرا گرفته بود، آن بزرگـوار ساده زیست و شاخص و نماد یک عالـم دینی بـود که دیدارش اطمینان قلبی خاصی به افراد مـی داد.

مقام علمی
علامه محمـدتقـی جعفری در ردیف اندیشمندانـی است که لذت ترک لذایذ دنیـوی را چشیده و برای درک حیات معنـوی درد حیات را لمـس کرده، رنجهای طاقت فرسا را به جان خـریـده، ناملایمات را تحمل کرده، دیـو نفـس را کشته، جام آرزوها را شکسته و در انتظار وصـول به حقیقت سر از پا نشناخته است.

او به کاوش و پژوهشـی در کارگاه هستی مبادرت ورزیده تا با کشف رمـوز آن، هویت خـویـش را جاویدان سازد. وجـود پـر فروغ ایـن فـرزانه گرانمایه به طـور مستمر گرمابخـش و روشنگر محافل علمی و مجالـس درسـی بـود. وی با عزمـی استـوار و همتـی راسخ جانـش را در دریای حکمت شستشـو داد و در راه ارتقای حیات تکاملـی پای در میـدان عمل نهاد و نستـوه و خستگـی ناپذیـر پیشتـاز عرصه‌های علمـی و معرفتـی گشت.

دوران زنـدگـی
ایشـان در ایـام اقـامت در نجف تشکیل خانـواده داد و در دوران تأهل نیز سختیهای زنـدگـی گـریبان گیر ایشان بـود. همسرش نقل کرده است :
تابستانها در نجف زیر زمینی را اجـاره مـی کـردیـم که بسیـار فـرسـوده و قـدیمـی بـود. حتـی مار در آن دیده مـی شـد، ولـی چـون جای دیگر برای گذراندن تابستان گـرم نـداشتیـم، ناگزیـر در چنیـن جایـی سکـونت اختیار نمودیـم.

با تمام ایـن مرارتها علامه جعفری علاقه شگفتی به تحصیل داشت و با هوش سرشار خـویـش در ادامه آن جدیت می نمـود و لحظه‌ای از این تلاش فرو گذاری نمی‌کرد. نخستیـن کسی که از غرب به ایران آمد و با علامه جعفری در منزلـش مصاحبه‌ای انجام داد، پروفسـور «روزنتال» آلمانـی بـود که در محافل اروپایی در حقـوق و فلسفه به عنـوان دانشـوری صاحب نظر محسـوب می گشت.

در آن موقع ایشان در محله پامنار تهران در منزلی محقر به اتفاق خانـواده روزگار می گذرانید. در همان ایام انتقـال ایشـان به منزل کنـونـی، برخـی از نزدیکان و اطرافیان نظر به مراجعاتـی که آن متفکر ارجمند از سـوی محققان خارجـی داشت، به آن فقید سعیـد پیشنهاد کـردنـد حـداقل فرشـی بـرای اتاق پذیرایـی تهیه شـود، که ایشان با همان روحیه و منـش زاهدانه خـود نپذیرفته و تا زمانی که در قید حیات بـود، همچنـان اتـاق پذیـرایـی اش فـاقـد فـرش بود.

وحدت حقيقي اديان

كثرت گرايي از نظر علامه جعفري

رويكرد كثرت گرايانه بيشتر با نام جان هيك، فيلسوف دين معاصر، گره خورده است. كثرت گرايي ديني هيك با تعاليم اسلامي و ديدگاه استاد جعفري سازگار نيست. اشكال اساسي برنامه كثرت گرايي هيك در نوع نگرش وي به اديان نهفته است. وي دين را نوعي واكنش انساني صرف به واقعيت غايي تعبير ميكند، در حالي كه از ديدگاه استاد جعفري، دين از وحي الهي سرچشمه مي‌گيرد، و لذا تنوع اديان نه به دليل تجارب مختلف از حقيقت مختلف، بلكه ناشي از مشيت الهي است.
 
ايشان در مواجهه با موضوع كثرت ديني به روش درون ديني و بيشتر به آيات قرآن‌كريم توسل مي‌جويند و وحدت ديني (وحدت حقيقي اديان) را اثبات مي‌كنند. در نگاه قرآني ايشان، اديان و شرايع الهي، مراتب تفصيل وحي الهي و تجليات گوناگون حقيقت زنده (اسلام) اند.
 
استاد جعفري با نگرش وحدت گرايانه اي كه به اديان الهي دارند، معتقدند اسلام، يعني تسليم شدن در برابر حقيقت، تنها دين خدا از آدم تا خاتم است. بر اين اساس، حقيقت ديني در اديان ديگر نيز وجود دارد تا پيروان آنها هم بتوانند به نجات و رستگاري نايل شوند. با اين حال بر اين باورند دين در طول تاريخ و اعصار مختلف، جلوههاي متنوع دارد وآخرين و كاملترين جلوه آن در اسلام محمدي (ص) تجلي و بروز يافته است و انسانها بايد از آن پيروي نمايند. 

وحدت گرايي: «وحدت گرايي» يكي از رهيافت ها است كه توسط سنت گرايان (همچون، شوان، رنه گنون، سيد حسين نصر و...) نسبت به تكثر اديان و مذاهب اتخاذ شده است. وحدت گرايان معتقدند كه گوهر و لب لباب همه اديان يكي است. اديان در نهايت يك پيام دارند ولي به شيوه هاي گوناگوني آن را مطرح ميكنند. به اعتقاد وحدت گرايان، اديان، حقيقتي دارند و رقيقتي، گوهري دارند و صدفي، باطني دارند و ظاهري، هسته اي دارند و پوسته اي. و اختلافات اديان فقط در ظواهر، صدفها و پوسته هاست نه در حقيقت و گوهر و باطن. البته اين اختلافات ظاهري، ضروري است و «همه راهها به يك قله ختم ميشوند» (نصر، ۱۳۸۱ز۵۵۹).
پلوراليسم ديني: و بالاخره «پلوراليسم ديني» به منزله يك نظريه جديد در باب تكثر اديان، يكي ديگر از رويكردها ميباشد كه امروزه به سر زبانها جاري است و واكنشهاي مختلفي را برانگيخته است. كثرت گرايي ديني نظريه اي است در باب حق بودن اديان و محق بودن دينداران و برآن است كه كثرتي كه در عالم دين ورزي پديد آمده است، حادثه اي است طبيعي كه حق بودن اديان محق بودن دينداران پرده برمي دارد. كيث ياندل (۱۹۹۹: ۶۷) تفسير تقريباً رسمي كثرت گرايي ديني را چنين بيان ميكند: «همه سنتهاي ديني، داراي "اعتبار يكسان" مي باشند. » 

از ديدگاه استاد جعفري، گرچه علم همان كشف واقع است، اما همان گونه كه فلاسفه اسلامي متذكر شده اند حقايق هستي را نميتوان به صورت كامل درك كرد. لذا استاد جعفري معتقد است كه اگر واقعيتهاي جهان هستي با آن همه پديده ها و روابطش در ذهن انسانها مانند آينه منكعس مي گشت حتي دو نفر هم پيدا نمي شدند كه با يكديگر اختلاف در شناخت و جهان بيني داشته باشند. زيرا فلسفه يعني برداشت يك «ذهن» از جهان عيني به وسيله «شناخت» (جعفري: ۱۳۶۰ ۳۲). 

استاد جعفري  مي نويسد: ذات اقدس ربوي بالاتر از آن است كه با مفاهيم ساخته ذهن بشري و با معلوماتي كه به وسيله حواس و تعقل و انديشه معمولي تحصيل ميشوند قابل درك و شناخت باشد (جعفري: ۱۳۷۰ ۱۳۴)
همانگونه كه ديديم كثرت گرايي ديني حقيقت شناختي هيك از ديدگاه استاد جعفري مورد قبول نيست، با اين حال، مي‌توان نوعي از كثرت گرايي حقيقت شناختي را از سخنان ايشان استنباط كرد كه ريشه در وحدت حقيقي اديان (كه مورد تاييد قرآن كريم است) دارد.

از نظر قرآن كريم، دين از اول تا آخر جهان، يكي بيش نيست و همه پيامبران، بشر را به يك دين دعوت كرده اند: «شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا و الذين اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي» (شوري، ۱۳)؛ يعني خداوند براي شما ديني قرار داد كه قبلاً به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحي كردم و به ابراهيم و موسي و عيسي نيز توصيه كرديم. 

بر اين اساس، استاد جعفري معتقد است كه ميان همه پيامبران اصل دين مشترك بوده و اسلام به عنوان يك دين مقصد و هدف اصلي همه آنها بوده است:
همان گونه كه وحدت خداوند با همه جلوه هاي متنوعش يك حقيقت است ما ميتوانيم بگوييم دين هم يك حقيقت است كه تنوعش در امور از مشيت خداوند است (جعفري و ديگران، بي تا د: ۲۵۹).
بنابراين، ايشان با استفاده از آموزه‌هاي قرآني، «اسلام» را دين حقيقي معرفي مي‌كند و هر يك از اديان را جلوه و ظاهري از آن حقيقت محض مي داند: مسلم است كه همه اديان حقه از طرف خداوند متعال براي انسانها نازل شده و با نظر به وحدت فطرت آنان است كه متن كلي دين الهي كه همان دين حضرت ابراهيم (ع) است واحد است «آمن الرسول ما نزل اليه من ربه و المومنون كل آن بالله و ملائكه و كتبه و رسوله لانفرق بين احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانك ربنا و اليك المصير» (بقره، ۲۵۸)؛ يعني پيامبر به آنچه كه از پروردگارش به او نازل شده، ايمان آورده است و همه مردم با ايمان، به خدا و فرشتگان او و كتابها و رسولان او ايمان آورداند و ما ميان هيچ يك از رسولان الهي فرق نمي‌گذاريم و آن مردم با ايمان مي‌گويند ما شنيديم و اطاعت كرديم و اي پروردگار ما مغفرت تو را ميخواهيم و سرنوشت ما به سوي توست (جعفري: ۱۳۸۰ ۸۵). 

استاد مطهري نيز معتقد است كه قرآن بيان ويژه اي در اين خصوص دارد. از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكي است و همه پيامبران (اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غير صاحب شريعت) انسانها را به يك دين و مكتب دعوت كرده اند. بنابراين اصول مكتب انبيا كه دين ناميده مي‌شود، يكي بوده است و تفاوت شرايع آسماني يكي در مسائل فرعي بوده كه برحسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگي‌هاي مردمي كه مخاطب آن شرايع بوده اند، متفاوت مي‌شده است، و ديگري در سطح تعليمات بوده‌كه پيامبران بعدي به موازات تكامل بشر، در سطح بالاتري تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده القا كرده اند، و لذا اين، تكامل دين است نه اختلاف اديان.».
 
قرآن هرگز كلمه «دين» را به صورت جمع (اديان) نياورده است. از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دين بوده نه اديان... قرآن تصريح ميكند كه پيامبران يك رشته واحدي را تشكيل مي دهند و پيامبران پيشين مبشر پيامبران پسين بوده اند و پسينيان مويد و مصدق پيشينيان بوده اند و هم تصريح ميكند كه از همه پيامبران بر اين مطلب كه مبشر و مويد يكديگر باشند پيمان اكيد و شديد گرفته است» (مطهري: ۱۳۸۱ ۱۸۲).
 
از نظر استاد، دين واحدي كه قرآن كريم آن را معرفي مي كند يك نام روي آن مي‌گذارد و آن «اسلام» است. وي در ادامه توضيح مي دهد كه «البته مقصود اين نيست كه در همه دوره ها دين خدا با اين نام خوانده ميشده است و با اين نام در ميان مردم معروف بوده است، بلكه مقصود اين است كه حقيقت  دين داراي ماهيتي است كه بهترين معرف آن لفظ اسلام است، و اين استكه مي‌گويد: ما كان ابراهيم يهود يا و لانصرانيا و لكنكان حنيفا مسلما (آل عمران، ۶۷) ابراهيم نه يهودي و نه نصراني بلكه حقجو و مسلم بود (مطهري: ۱۳۸۱ ۱۸۲). 

مقصود از اسلام همان دين الهي است كه پيامبران عظام از حضرت نوح (ع) به اين طرف، آن را از طرف خدا تبليغ نموده اند. اين دين همان طور كه از محتويات منابع اصلي اش استفاده مي‌شود، مخصوصاً با نظريه اعتبار قطعي كه به فطرت و عقل سليم در عقايد و احكام قايل شده است جامع همه امتيازات مذاهب اهل كتاب ميباشد، لذا انساني كه معتقد به اسلام واقعي است، در حقيقت معتقد به همه انبيا الهي و به ديني استكه از حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهيم خليل (ع) و حضرت موسي بن عمران و حضرت عيسي بن مريم (ع) و حضرت محمد بن عبدالله (ص) ميباشد (جعفري: ۱۳۸۳ ۱۲۲). 

به اعتقاد استاد در قرآن مجيد «اسلام» به دو معنا بيان شده است:
۱) دين الهي عام، كه براي ارشاد انسانها به همه پيامبران الهي وحي شده و همان است كه پس از نوح (ع) به وسيله حضرت ابراهيم (ع) به طور عموم به همه انسانها ابلاغ شده است. اين متن كلي، نه قابل نسخ بوده است و نه مخصوص به جامعه و دوران خاص. لذا در مواردي متعدد از قرآن، خداوند پيامبر اسلام خاتم الانبيا (ص) را تابع همين دين معرفي فرموده است.
۲) دين خاص اسلام، همان متن دين ابراهيم (ع) است با مقداري احكام و تكاليف فطري كه از دسترس دگرگوني ها در امان مانده است، در صورتيكه در ديگر اديان هم از نظر عقايد و ج هم از نظر احكام تغييرات و دگرگوني هايي به وجود آمده است (جعفري: ۱۳۸۴ ۱۹). 

بنابراين، دين الهي كه همان اسلام عام است، واحد و ثابت است، اما شرايع الهي و راه هاي رسيدن به آن به حسب استعدادهاي مختلف و متنوع بشري، متكثر است. مطابق چنين ديدگاهي، هر كدام از اديان از حقيقت واحده اسلام بهره منداند، و لذا به لحاظ وجودي خود اسلام اند، هر چند كه اسلام به معناي خاص آن ناظر به تقريري است كه در اسلام محمدي (ص) جلوه گر شده است (ر. ك: جعفري، ۱۳۷۸ الف: ۵۰۸). 

استاد مطهري در اين باره مي نوبسد:
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است؛ پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولي حقيقت تسليم درهرزماني شكلي داشته ودراين زمان، شكل آن همان دين گرانمايه اي است كه به دست حضرت خاتم الانبيا ظهور يافته است و قهراً كلمه اسلام بر آن منطبق ميگردد و بس. به عبارت ديگرلازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاي اواست و روشن است كه همواره به آخرين دستورخدا بايد عمل كرد وآخرين دستور خدا همان چيزي است كه آخرين رسول او آورده است (مطهري، ۱۳۷۴الف: ۲۷۷).
البته ناگفته نماند كه نظريه كثرت گرايي ديني حقيقت شناختي استاد جعفري، ناظر به حقيقت اديان الهي است، يعني اديان به همان صورتي كه از طرف خداوند متعال نازل شده اند نه صورت تحريف شده آنها، كه معلول هوي پرستيهاي اربابان حرفه اي آن اديان است. 

كتابهاي آسماني كه در گذشته نازل شده است، مانند تورات و انجيل، فقط براي هدايت به حيات معقول انسانها بوده است. همه آن كتابهاي آسماني براي معنا بخشيدن به زندگي انسانها نازل شده است و در اين معنا، هيچ اختلافي با يكديگر نداشته. اين مكتب بازيها و دين پردازيها، معلول هوي پرستيهاي اربابان حرفه اي آن مكاتب و اديان بوده است كه براي اشباع خودكامگي خود، مزاحم روشنايي فطرت و وجدان بشري شد و با علم و بينش به مخالفت برخاستند (جعفري: ۱۳۸۴ ۱۰۹). 

بنابراين اديان الهي در اصل واحد بوده و همگي مراتبي از حقيقت را دارا هستند، گر چه در طول تاريخ، برخي از اصول آنها به خاطر علل و عواملي تغيير پيدا كرده است. با نظر به اين موضوع است كه استاد جعفري معتقد است: دين اسلام كه به وسيله حضرت محمد (ص) به مردم تبليغ شده است، باطل كننده اديان قبلي نبوده، بلكه همان شريعت نوح و دين حنيف ابراهيم است كه خداوند در مواردي از قرآن كريم تذكر داده است.
 
دين اسلام از حضرت نوح و ماقبل او تا زمان پيامبر اكرم (ص) دين الهي مردم بوده است، اما گذشت دورانها همراه بازيگري تحريف كنندگان كلمات الهي، اديان الهي گذشته را به شكلي در آورده استكه دين اسلام مانند عقايد و احكام كاملاً تازه تلقي شده است (جعفري، بيتا ج: ۳۳۸)، گرچه متن اصلي و عناصر اساسي همه اديان الهي يكي است، ولي اختلاف شرايط و محيطها در جوامع، ايجاب ميكرده است كه بعضي از احكام خاص براي آن جوامع به وسيله پيامبران آورده شود و در موقع ظهور پيامبر جديد كه آن شرايط اختصاصي از بين مي رفت، احكام تازه اي جانشين آن احكام منسوخ ميشد (جعفري: ۱۳۸۴ ۴۰). 

همان گونه از عبارت استاد استفاده ميشود، ايشان بر عدم امكان نسخ در متن و عناصر اصلي اديان اشاره ميكند. در واقع، اين اصل به وحدت حقه ديني باز ميگردد كه مطابق آن، تمامي اديان از منشا واحدي سرچشمه گرفته و همگي تجليات گوناگون آن حقيقت واحد الهي اند، و لذا آموزه هاي اديان صادق بوده و هيچگونه نسخ و نقصي در اين تعاليم وجود ندارد. اما شرايع و احكام ديني تابع مصلحت شارع مقدس بوده، و لذا امكان هرگونه نسخ، تغيير يا تبديلي در اين امور وجود دارد؟ 

استاد مطهري هم معتقد استكه اختلاف شرايع پيشين با شريعت ختميه يعني دين اسلام از انواع تضاد نيست؛ يعني چنين نيست كه اختلاف شرايع اختلاف تبايني باشد، بلكه اختلاف در فروع و جزئيات است. يعني روح هر دو قانون يك چيز است و آن همان است كه در شريعت ختميه بيان شده است. فروع و جزئيات همان چيزي كه در شريعت ختميه است در زمانهاي مختلف فرق ميكند. حداكثر اختلاف شرايع از قبيل اختلاف كلاس پايين تر با كلاس بالاتر است. بنابراين اين سخن درست نيست كه بگوييم علت اينكه شرايع عوض شده اين است كه علم و تمدن بشر عوض شده است، يعني خدا براي بشر جاهل و غيرمتمدن قانوني داشته و براي بشر عالم و متمدن قانوني ديگر تعيين كرده است؛ چرا كه بسياري از امور تغيير ناپذير است؛ يكي از اهداف مهم انبيا دعوت به خداشناسي و خدا پرستي است كه به هيچ وجه قابل تغيير و تحول نبوده و در ادوار مختلف تمدن بشر امري ثابت بوده است (ر. ك: مطهري، ۱۳۸۱الف: ۴۹- ۵۰). 

استاد در نوشتار ختم نبوت، با اشاره به وحدت اديان الهي و يكي بودن هدف انبيا درباره تحريف كتب مقدس پيامبران پيشين و نسخ برخي احكام آنها مي نويسد:
يكي از علل تجديد رسالت و ظهور پيامبران جديد، تحريف و تبديل هايي است كه در تعليمات و كتب مقدس پيامبران رخ مي داده است و به همين جهت آن كتابها و تعليمات، صلاحيت خود را براي هدايت مردم از دست مي داده اند. غالباً پيامبران احيا كننده سنن فراموش شده و اصلاح كننده تعليمات تحريف يافته پيشينيان خود بوده اند. گذشته از انبيائي كه صاحب كتاب و شريعت و قانون و نبوده و تابع يك پيغمبرصاحب كتاب و شريعت بوده اند، مانند همه پيامبران بعد ازابراهيم تا زمان موسي و همه پيامبران بعد از موسي تا عيسي، پيامبران صاحب قانون و شريعت نيز بيشتر مقررات پيامبر پيشين را تاييد ميكرده اند. ظهور پياپي پيامبران تنها معلول تغيير و تكامل شرايط زندگي و نيازمندي بشر به پيام نوين و رهنمايي نوين نيست، بيشتر معلول نابوديها و تحريف و تبديلهاي كتب و تعليمات آسماني بوده است (مطهري: ۱۳۷۵ ۵۶). 

با تامل در عبارات فوق روشن مي شود كه استاد هم مانند علامه جعفري، بر مبناي وحدت حقه ديني به نسخ ناپذيري عناصر و آموزه هاي اساسي اديان پيشين معتقد بوده و نسخ را صرفاً در برخي امور «فرعي و جزئي» ميپذيرد. به همين خاطر تصريح ميكند كه پيامبران احياكننده سنن فراموش شده و اصلاح كننده تعليمات تحريف يافته پيشينيان خود بوده اند». اين سخن استاد كه ناظر به همه پيامبران و از جمله پيامبر خاتم (ص) بوده، بدين معناست كه در متن اصلي اديان گذشته هيچ تغيير و تحول و نسخي صورت نگرفته، بلكه به دليل تحريفاتي كه در اين اصول از ناحيه انسانها رخ داده است، پيامبران آنها را اصلاح و احيا نموده و همان دين واحدي را كه همه پيامبران مبلغ آن بوده اند، به اضافه برخي احكام جزئي و فرعي به مردم ابلاغ كرده اند. 

گرچه استاد جعفري به حقانيت همه اديان الهي تاييد كرده و تبعيت و ايمان به همه آنها را بر مبناي وحدت اديان ضروري و حتي لازمه ايمان به شريعت اسلام مي دانند؛ با اين حال چنين نيست كه تبعيت از هر يك از آنها را بعد از ظهور دين اسلام توسط پيامبر خاتم جايز بدانند، بلكه معتقدند تبعيت از هر كدام از اديان در ظرف زماني خودشان واجب بوده و با گذشت زمان و آمدن شريعت جديد تبعيت از آن دين توسط خداوند برداشته شده و بايد از شريعت جديد پيروي نمايد (ر. ك: مطهري، ۱۳۷۴ الف: ۲۷۵؛ جعفري، بي تا ج: ۳۴۳). 

دين حق در هر زماني يكي بيش نيست و برهمه كس لازم است از آن پيروي كند. اين انديشه كه ميان برخي از روشن فكري، اخير رايج شده است كه ميگويند همه اديان آسماني از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسانند، انديشه نادرستي است. البته صحيح است كه ميان پيامبران خدا اختلاف و نزاعي وجود ندارد. پيامبران خدا همگي به سوي يك هدف و يك خدا دعوت ميكنند. آنان نيامده اند كه در ميان بشر فرقه ها و گروههاي متناقضي به وجود آورند. ولي اين سخن به اين معنا نيست كه درهرزماني چندين دين حق وجود دارد و طبعاً انسان ميتواند درهرزماني هر ديني را كه ميخواهد بپذيرد؛ بر عكس معناي اين سخن اين است كه كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشر پيامبران لاحق خصوصاً خاتم و افضل شان بوده اند و پيامبران لاحق مصدق پيامبران سابق بوده اند؛ پس لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه درهر زماني تسليم شريعت همان پيامبري باشيم كه دوره او است و قهراً لازم است در دوره ختميه به آخرين دستورهايي كه از جانب خدا به وسيله آخرين پيامبران رسيده است عمل كنيم و اين لازمه اسلام، يعني تسليم شدن به خدا و پذيرفتن رسالت هاي فرستادگان او است (مطهري، همان: ۲۷۵).


وحدت معقول(وحدت در جامعه اسلامی) 

 معمولاً در هنگام بروز عوامل نابود کننده و مخاطره‌آمیز، تضادها و اختلافات در میان فرقه‏ها و مذاهب مختلف نادیده گرفته مى‏شوند و نوعى اتحاد و هماهنگى میان آنان برقرار مى‏شود؛ علامه جعفری (ره) انواع وحدتى را که براى امت اسلامى متصور است، به سه دسته تقسیم کرده است:

۱. وحدت مطلق: وحدت مطلق عبارتست از اتفاق نظر در همه عقاید و معارف و احکام اسلامى با همه اصول و فروع آن‌ها.
این‌گونه وحدت با نظر به آزادى اندیشه و تعقل در خصوصیات و کیفیات و انتخاب دلایل در عناصر و اجزای اصلى عقاید و احکام دین اسلام، به قدرى بعید است که مى‏توان گفت امرى امکان ناپذیر است.

مخصوصاً با در نظر گرفتن اختلاف متفکران در ذوق و اندیشه و کمى و بسیارى اطلاعات درباره منابع، همچنین با نظر به اختلاف آنان در نبوغ و هوش و حافظه که بدون تردید در انتخاب و فهم قضایا و تنظیم استدلال‏ها و غیر ذلک مؤثر است، وحدت مطلق و اتفاق آرا بین متفکران، غیرممکن خواهد بود.

تا مدتى که این اختلاف همراه با اخلاص و با هدف حقیقت‌یابى و با اطلاع کافى و لازم از منابع و اصول مربوطه باشد، نه تنها ضررى بر وحدت امت اسلامى وارد نمى‏آورد بلکه پدیده‏اى است مطلوب که براى پیشرفت معارف اسلامى ضرورى است.

۲. وحدت مصلحتى عارضى: آن نوع اتفاق نظر را وحدت مصلحتى عارضى مى‏نامیم که از جبر عوامل خارج از حقیقت و متن دین پیش مى‏آید و در مواقعى لازم مى‏آید که آن عوامل، جوامع اسلامى را در خطر اختلال قرار داده‏اند.

معمولاً در هنگام بروز عوامل نابود کننده و مخاطره‌آمیز، تضادها و اختلافات در میان فرقه‏ها و مذاهب مختلف نادیده گرفته مى‏شوند و نوعى اتحاد و هماهنگى میان آنان برقرار مى‏شود.

چون این اتحاد و هماهنگى معلول عوامل جبرى خارج از متن دین است با از بین رفتن آن عوامل، این اتحاد نیز منتفى مى‏‌شود و به تناسب کاهش یا افزایش نیروى آن عوامل، میزان اتحاد موقت و مصلحتى نیز کاهش یا افزایش مى‏یابد.

همان‌گونه که توقع وحدت مطلق میان متفکران و مردم جوامع اسلامى با وجود آن همه عوامل اختلاف معقول غیر منطقى است، توقع این‌که وحدت مصلحتى عارضى بتواند فرقه‏ها و مذاهب اسلامى را از هماهنگى و اتحاد دائمى و معقول برخوردار سازد، انتظارى است نابجا.

۳. وحدت معقول: با توجه به متن کلى دین و با توجه به آزادى اندیشه و تعقل در خصوصیات و کیفیات و انتخاب دلایل در عناصر (اجزا) اصلى عقاید و احکام دین اسلام، وحدت مطلوب در بین امت اسلامى نوع «وحدت معقول» خواهد بود.

وحدت معقول را مى‏توان چنین تعریف کرد: قرار دادن متن کلى دین اسلام براى اعتقاد همه جوامع مسلمان و بر کنار کردن عقاید شخصى نظرى و فرهنگ محلى و خصوصیات آرا و نظریات مربوط به هر یک از اجزای متن کلى دین که مربوط به تعقل و اجتهاد گروهى یا شخصى است.

تحقق این نوع وحدت هیچ مانع شرعى و عقلى ندارد و هر متفکر آگاه از منابع اولیه اسلام و طرز تفکر ائمه معصومین (ع) و صحابه عادل و متقى و تابعین حقیقى آنان مى‏داند که پیروى از متن کلى دین، با تکاپو و اجتهاد براى فهم خصوصیات و کیفیت انتخاب دلایل امرى است ضرورى.

وی آرمان اعلای جوامع اسلامی را چنین وحدتی می‌داند که باید بر تمامی شئون زندگی اجتماعی و دینی مردم سایه‌گستر باشد و طریق آن وسعت یافتن دیدگاه‌های متفکران است و عامل اساسى این توسعه دیدگاه‌ها نیز رهایى از چارچوب تنگ و تاریک تعصب غیر منطقى است.

علامه جعفری در ادامه موافقت و یا اختلاف آرا نزد دانشمندان اسلامی و بحث و اجتهاد را در علوم و عقاید مختلف امری دانسته که هیچ‌گاه موجب تزاحم و تضاد ویرانگر نبوده است.

همان‌گونه که در کتاب «مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین» تألیف شیخ اهل السنة و الجماعة «ابو الحسن على بن اسماعیل اشعرى» متوفى سال ۳۳۰ ه ق آمده، مذاهب گوناگون شیعه، معتزله، اشاعره و غیر ذلک که شاید از صد روش مذهبى تجاوز کند وجود داشته‏اند اما این اختلافات به جز در مواردى اندک که اصل ضرورى اسلامى را منکر شده‏اند خللى بر اسلامى‌بودن آنان وارد نکرده است.

این عالم فرزانه قسمت‌شدن دو مذهب شیعه و سنی به ده‌ها گروه و فرقه را به این معنا نمی‌داند که اسلام به ده‌ها مذهب تقسیم شده است زیرا که اصولاً عقیده هر صاحب نظری را نمی‌توان در قالب مذهب مطرح کرد و بعد اشاره می‌کند: «باید بپذیریم که اسلام به هزاران مذهب تقسیم شده است از طرف دیگر، هیچ متفکر اسلامى تاکنون هیچ‌یک از دانشمندان و صاحب‌نظران دیگر را تکفیر نکرده است، البته همواره بحث و مناقشه و نقد و بررسى بین آنان رواج داشته است و هم‌اکنون نیز تکاپوهاى علمى و فلسفى و فقهى و اصولى و ادبى و غیره در حوزه‏هاى کشورهاى اسلامى با کمال جدیت در جریان است و اگر قدم مثبتى در راه پیشرفت معرفت اسلامى در یکى از کشورهاى اسلامى برداشته شود، دیگران نیز از آن سود مى‏جویند.» 
«تفسیر المیزان» مرحوم «علامه طباطبایى» در کشورهاى مصر و سوریه و لبنان و . . . مورد استفاده قرار مى‏گیرد و تفسیر سید «قطب» در ایران به فارسى ترجمه مى‏شود.

علامه (ره) بر این اعتقاد بوده که فقط حق است که می‌تواند جامع حقیقى انسان‌ها در یک وحدت عالى بوده باشد زیرا شما اگر همه مردم روى زمین را با کمال دقت مورد تحقیق و بررسى قرار بدهید و با تحلیل مغز و روانى همه آنان، طرز تفکرات و دریافت‏ها و آرمان‌هاى آنان را مورد تحلیل قرار بدهید به دو نفر، آرى، حتى به دو نفر انسان نخواهید رسید که هر یک از آن دو اتحاد حقیقى ما بین خود و نفر دوم احساس کند مگر این‌که هر دو یا هر چند نفر از نظر تکامل روحى به جایى رسیده باشند که درک و اعتقاد و عمل به حق آنان را به هم بپیوندد.
منابع: پايگاه هاي مختلف
Share/Save/Bookmark
کلمات کليدی: علامه‌ جعفري، فقه، حوزه، دانشگاه، وحدت، كثرت گرايي، اديان الهي،راسل، هيك،