گفتمان سازی و الگوسازی تمدن سازی نوین اسلامی

نویسنده: دکتر علیرضا صدرا؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
دکتر علیرضا صدرا، استاد علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه تمدن اسلام و ایران است. وی در مقالۀ زیر به موضوع گفتمان سازی و الگوسازی تمدن سازی نوین اسلامی می پردازد. وی معتقد است اسلام دینی مدنی و اجتماعی است و از ظرفیت تمدن سازی برخوردار است.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۲:۰۰
کد مطلب: 297943
 
پیش درآمد
مکتب اسلام: رهبانی تارک دنیا نیست (لا رهبانیه فی الاسلام). دین مدنی است. الف.اجتماعی و ب.سیاسی می باشد. کمال دین («ان الدین عند الله الاسلام»: آل عمران/3؛ 19)است. دین کامل می باشد («اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»: مائده/5؛ 3). شریعت خاتم است. خاتم شرایع می باشد. جامع شرایع («هو الحق مصدقا لما معهم»: بقره/2؛ 91)است. شریعت جامع («شرع لکم من الدین»: شوری/42؛ 13)می باشد. جهانی بوده و بشمار می آید. در نتیجه جاویدان می باشد. الف. ظرفیت و ب. ضرورت ج. زمینه؛ اول. توسعه (پیشرفت) مدنی و دوم.تمدن سازی را داراست. کما این که و به همین سبب نیز پیشتر تمدن ساز بوده است. تمدن پیشین اسلامی را ساخت. تمدن شگفت انگیز تا مرز آعجاب برانگیر  پیشین اسلامی که؛ 1. به سرعت 2. با سهولت و 3. با شدت شگرف گستره عظیم و راهبردی (استراتژیک و سوق الجیشی) جهان را فراگرفت. تمدن های کهن از ایران، روم شرقی، یمن، تا هند و جنوبات چین را در خود جذب و هضم نمود. از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام پیشرفت. گستره آسیای غربی ، مرکزی تا شرقی، افریقا و حتی جنوبات اروپا را در نوردید.

فاصله گرفتن مسلمان، از آموزه های اصیل انسان ساز، جامعه ساز، تمدن ساز و جهانی ساز حقیقی و یقینی واقعی اسلام، رکود و انحطاط مدنی و تمدنی آنان را در پی داشت. تنازعات داخلی و تجزیه طلبی ها، جهان اسلام و امت اسلامی را ضعیف کرد. جنگ های بیشا دویست ساله صلیبی، پیکره تمدنی توانمند مسلمانان را زخمی ساخت. امواج سه گانه تهاجمات توحش مغولی چنگیزی، هلاکویی و تیموری طی سه نسل و قریب دویست سال، بیشتر رمق از بدن مدنی اسلام گرفته و از حرکت تکاملی و شکوفایی بازداشت. تجدید حیات (رنسانس) و انقلاب صنعتی همزمان غرب و استعمارگرایی آنان، جهان اسلام را تجزیه و تیکه تیکه کرده و تحت سیطره و حتی سلطه مستقیم، ظاهری و ملموس اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود در آورد. جزء ایران که آنهم تحت نفوذ در آمد. غالبا سلطنت های مطلقه(شخصی، خانوادگی و خاندانی، ملوکی؛ مالک و مملوکی و موروثی) و نوعا استبدادی (خود رأیی، خودمحوری و خودکامگی) مطلقه غالب شده، بوده و گشت. گفتمان و الگویی سیاسی که در واقع بعد از خلفای راشدین و با حاکمیت مطلقه سلسله اموی آغاز شده بود. آنهم با تحریف رهبری سیاسی (امامت) به خلافت(مدیریت سیاسی). این بنیاد منحوس آن بود. انحراف از اسلام ناب، ضعف و وابستگی و عقب ماندگی، بلکه عقب رفتگی و حتی عقب بردگی و عقب نگه داشتگی مدنی و توسعه و تمدنی، حاصل آن بود. نتیجه به حاشیه رفتن تفکر مدنی و توسعه و تمدن اسلامی گردید. جایگزینی سیطره جهانی گفتمان و الگوی تفکر مدنی، توسعه مدنی و تمدن تک ساحتی-تنازعی مادی مدرنیسم غربی در هر دو شاخصه ولو بظاهر متعارض لیبرالیستی-کاپیتالیستی و سوسیالیستی-کمونیستی بود. بویژه لایه و چهره نخست بظاهر پنهان اومانیستی-داروینیستی آن بود.

از استعمار کهن و نوین اولیه(تا قرن19م.)، امپریالیسم(لیبرال امپریالیسم سیاه و سوسیال امپریالیسم سرخ) یعنی استکبار جهانی میانی(قرن20م.)و جنگ های جهانی اول و دوم با ده ها میلیون کشته تا جهانی سازی به معنای غربی سازی و امریکایی سازی جدید و جاری(قرن21م.) و به تعبیری جریان(پروژه) اقتصادی سازی و بازاری سازی جهان در فرایند (پروسه) جهانی شدن فناوری ارتباطات، اطلاعات و اقتصاد و به بهانه آن می باشد. هم اینک نیز جهان اسلام میانه جهان  را داراست. از جمله یا بویژه آسیای غربی(خاورمیانه) و خلیج فارس و آسیای مرکزی یا میانه و حتی شمال افریقا را در اختیار دارد. برترین مواعب و بویژه منابه انرژی(نفت و گاز)را در دست دارد. با جمعیت جوان و جویای تجدید عظمت و عزت مستعد و دانش آموخته فزاینده. با سرمایه انسانی، اجتماعی و مدنی عظیم نهفته و در حال بیداری و خیزش انقلابی.  مسلمانان جهان در سراسر گیتی گسترده اند. اروپای کنونی که بیشا53میلیون مسلمان در حال احراز هویت و تشکل داشته داشته در سال 2050م. اکثرا مسلمان خواهد بود. به سبب مهاجرت، زاد و ولد بالاتر و از جمله اسلام آوردن خود اروپائیان. تدریجا با اروپای اسلامی سروکار خواهیم داشت. جزو جهان اسلام و تمدن اسلامی قرار خواهد گرفت. با همین قیاس در سایر مناطق جهان با این پدیده مواجهیم. هرم و مثلث شوم دشمنان خارجی و داخلی اسلام اعم از صهیونیسم جهانی، استکبار جهانی و ارتجاع جهان اسلام، نیز بیکار نبوده و آسوده ننشسته و نمی نشینند. دست از توطئه، تفرقه مذهبی، قومی و سیاسی و حتی اقتصادی و فرهنگی بر نمی دارند. افراط گرایی و تفریط گری، سازش کاری و شورش گری، تسالم یا تکفیر، ... ابزار و سیاست شر و شرر آمیز آنهاست.  شرط نخست هشدار و هشیاریست. شرط دوم بیداری و خیزش انقلابی و اسلامیست. شرط سوم همگرایی، هماهنگی و همکاری(تقسیم کار و تبادل) تا مرز همبستگی و پیوستگی اقتصادی، سیاسی و دفاعی-امنیتی تا فرهنگی اسلامی است.   
  
درآمد
نخست

الف.گفتمان و الگوی پیشرفت مدنی و تمدنی اسلامی: توحیدی است. دوساحتی مادی و معنوی می باشد. به مصداق؛ «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم»؛ ارزش ها، بینش و منش سرشت درونی توسعه و تمدن در آن، موجب و موجد ساختار، سیر و سرنوشت بیرونی آنست. در نتیجه دو بعدی باطنی و ظاهری است. به تعبیر امام علی(ع): چون قرآن؛ «ظاهره العنیق و باطنه عمیق»: «ظاهرش زیباست و باطنش عمیق میباشد». حاصل؛ الف.ایمان و ب.عمل صالح بوده و به شمار میآید(«آمنوا و عملوا الصالحات»). الف. متعادلست. یعنی دارای تعادل می باشد. تعادل بخش است. ب. متعالی می باشد. یعنی تعالی آفرینست. فراهم آمده بخش های سه گانه مدنی میباشد. الف. توسعه اقتصادی و ظاهری است. ب.توأمان با تعادل انسانی و مدنی؛ اجتماعی و سیاسی میباشد. ج.در جهت تعالی فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی است. در گستره های فردی و حتی شخصی، جمعی اعم از خانوادگی و گروهی، اجتماعی فروملی، ملی داخلی و خارجی و فراملی اعم از منطقه ای، امتی و جهان اسلام، مسلمانان جهان، بین مللی تا جهانی میباشد. رسا و سازوار ذاتی و درونزادی میباشد. به تعبیری دارای؛ الف.رسایی و ب.سازواری ذاتی-درونزادیست. در نتیجه کامل و کارامد؛ الف. بهره ور و ب. اثربخش میباشد. سبب رسایی و سازواری برتر است. در همه عرصه های درونی و برونی، ذهنی و عینی، علمی و عملی، ارزشی، بینشی و منشی درونی و کنشی و روسی بیرونی، در همه بخش های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی. در همه گستره های فردی، جمعی و اجتماعی فروملی، ملی و فارملی امتی تا جهانی می باشد. 

ب. رقیب و جایگزین گفتمان و الگوی توسعه و تمدن غیر توحیدی مدرنیستی اعم از؛ لیبرالیستی-کاپیتالیستی و سوسیالیستی-کمونیستی تا پست مدرنیستی غربی غالب است. مراد توسعه و تمدن تک ساحتی مادی و یک بعدی ظاهری نامتعادل و نامتعالی و به تعبیری متدانی می باشد. گفتمان و الگوی دارای اشکالات دوگانه نارسای و ناسازواری تکساحتی مادی-تنازعی سیطره جویانه (استعماری، استکباری امپریالیستی تا جهانی سازی) ذاتی و درونزادی است. اشکالات مشکل آفرین نارسایی(خلاء معنوی) و ناسازواری(تنازع، تسلط یا هژمونی و تبعیض و شکاف) اقتصادی، سیاسی و فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی می باشد.

جایگزینی مدنی و تمدنی(«تلک الایام نداولها بین الناس»)توحیدی متعالی اسلامی جریانی جدید، جدی و جهانیست. این چنین جریان و جایگزینی نیازمند گفتمان و الگوی اسلامی روزامد و کارامد؛ بهره ور و اثربخش میباشد. گفتمانسازی و الگوسازی تفکر مدنی؛ اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی، توسعه یا پیشرفت و تمدنسازی نوین اسلامی است.    

دوم
این چنین گفتمان سازی و الگوسازی مدنی و تمدنی توحیدی دوساحتی مادی و معنوی دو بعدی باطنی و ظاهری متعادل و متعالی اسلامی نیازمند زمینه سازیست. نیازمند؛ اول. رفع موانع مدنی و دوم.ایجاد شرایط تمدن سازی می باشد(«یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»: اعراف/7؛ 157). گفتمان سازی و الگوسازی مدنی و تمدنی تجدید تمدن، تأسیس تمدن و تمدن سازی نوین اسلامی دار و نیازمند مراحل چهارگانه ذیل است. به ترتیب: 

اول.تبیین علمی نظری می باشد. شامل تبیین؛

1.فلسفی(نظام ارزشها)، حکمی و حتی کلامی(بینش) مدنی،

2.دانشی مدنی(با تحول و تاسیس نگاه، نظریه و نظام راهبردی علمی، علوم و علم اسلامی بویژه علوم انسانی، اجتماعی و سیاسی متعالی)،

3.فقهی یا حقوقی مدنی با رهیفات راهبردی؛ بنیادین، جامع، نظاممند و هدفمند روازمد و کارامد است.

دوم. ترسیم علمی عملی می باشد. اعم از؛ الف. راهبردی و ب. کاربردیست.

سوم. ترویج علمی عمومی می باشد. فراگیر گفتمان سازی؛ 1.نخبگانی، 2.مردمی و 3.دولتی است.

چهارم.تحقق علمی عینی می باشد. فراهم آمده؛ الف.اجرای سازی تمدن و ب.جاریسازی تمدنست. شامل: شئون سه گانه ذیل می باشد:
نخست.معماری (مهندسی) مدنی اعم از؛ نهادسازی و نظام سازی مدنی هر چه بهینه و بسامان تر،

دوم. مدیریت مدنی هرچه کارامدتر؛ بهره ور و اثربخش تر (فراگیر؛ 1. بسیج منابع مادی و معنوی و سرمایه های مدنی، 2. سازماندهی مدنی، 3. اداره و پیشبرد مدنی 4.نظارت و ارزیابی روند تمدن سازی)،

سوم.الف.آسیب شناسی و ب.آسیب زدایی مدنی و تمدنی هر چه روزامد تر و انتقادی تر هم  گفتمان و الگوی رقیب و هم عملکرد خودی در یک رقابت جدی، بنیادی، جامع و جهانی نفس گیر ولی سرنوشت ساز و حتی سرشت سازست. 

شعائر شعورخیز و شور انگیز حکمت آمیز و حرکت آفرین؛ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، شالوده ها و شاخصه های نهضت و نقطه عطف و محوریت عزیمت این دیگرگونی مدنی  تمدنی است. اول.استقلال؛ الف.رهایی از سلطه و نفوذ و وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولتها و قدرت های امپریالیستی چه غربی و چه شرقی(نه شرقی و نه غربی)و به اصطلاح راست یا چپ و دو قطب و دو بلوک قدرت جهانی و جهانخوار(آن زمان). ب.رهایی از مکتب و گفتمان مدرنیستی در هر دو شاخه و شعبه ولو بظاهر متعارض ولی هر دو اومانیستی-سکولاریستی لیبرالیستی-سوسیالیستی تکساحتی-تنازعی(امپریالیستی)مدرنیسم تا نیهیلیسم خطرناک تر از قبل. ج.رهایی از الگوی سرمایه سالاری(1%بر علیه99%)لیبرالستی و دولت حداقلی  سیاست عدم دخالت در یک سویه و در سویه دیگر و متعارض دولتسالاری توتالیتریستی اشتراکی کمونیستی و دولت حداکثری و سیاست دخالت. جایگزینی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت متعالی و شکوفایی و الگوی راهبردی دولت، دولت معمار، و سیاست هدایت، ولایت و امامت بجای سیاست عدم دخالت یا سیاست دخالت. دوم.آزادی؛ رهایی از الف.استبداد مطلقه و ب.سلطنت مطلقه و ج.از عقب ماندگی و توسعه نیافتگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی. سوم.حکومت اسلامی: نهادسازی و نظام سازی جمهروی اسلامی.

گفتمان و الگوی توسعه مدنی و تمدنی و تمدنسازی مادی مدرنیسم از غریزه طبیعی(«تبع هوی»و نفس جزئی و ابزاری) بشری طبیعی(هیومن یا اومانیسم مازلویی)سرچشمه گرفته و آغاز می کند. با بهره گیری از شعور یا هوش ابزاری و ابزارساز(راسیونالیسم؛ تکنولوژیک و دانش فنی) به منفعت، ثروت، رفاه و آرامش تا سرحد لذت جسمانی و ظاهری بدنی داخلی می گراید. در صورت فقدان موانع و وجود عوامل و شرایط جلوی سیطره غیر و بیگانه بر خود را گرفته و حتی به سیطره خارجی تا مرز امپریالیسم می انجامد. بلکه چسان امروزه در بستر و فرایند جهانی شدن موج انقلاب ارتباطات و تا مرز انفجار فناوری اطلاعات و تبادلات و اقتصادی  به جهانسازی که نوعی جهانسوزیست می نگرد. گفتمان و الگوی توسعه مدنی و تمدنی و تمدنسازی مادی مدرنیسم از غریزه طبیعی(«تبع هوی»و نفس جزئی و ابزاری) بشری طبیعی(«هیومن» یا اومانیسم مازلویی)سرچشمه گرفته و آغاز می کند. با بهره گیری از شعور یا هوش ابزاری و ابزارساز(راسیونالیسم؛ تکنولوژیک و دانش فنی) به منفعت، ثروت، رفاه و آسایش تا سرحد لذتجویی حداکثری جسمانی و ظاهری بدنی داخلی می گراید. در صورت فقدان موانع و وجود عوامل و شرایط جلوی سیطره غیر و بیگانه بر خود را گرفته و حتی به سیطره خارجی تا مرز امپریالیسم می انجامد. بلکه چسان امروزه در بستر و فرایند جهانی شدن(گلوبالیتی) موج انقلاب ارتباطات و تا مرز انفجار فناوری اطلاعات و تبادلات و اقتصادی  به جهانسازی(گلوبالیزیشن) ظنی (ضاله)تکساحتی و توهمی(کاذب یا دروغین) تنازعی(فاسقه یا تعدیگرانه، تبعیض آمیز و تجاوز کارانه تهاجمی) که نوعی جهانسوزی حقیقی و یقینی واقعیست، می نگرد. جهانگیری و جهانخواری می باشد.

گفتمان و الگوی توسعه مدنی و تمدنی و تمدن سازی اسلامی بنیادی تر از آن از فطرت الهی انسانی («فطره الله التی فطر الناس علیها»و نفس کلی یا روح) سرچشمه گرفته و از عقل (وایزدم؛ Wisdom) حکمت متعالی خیز یعنی خرد متعالی آغاز مینماید. با استخدام، ابزاری سازی و هدایت و بهره برداری از غریزه طبیعی(نفس جزئی و ابزاری) بشری و با بکارگیری شعور یا هوش ابزاری و ابزارساز(راسیونالیسم؛ تکنولوژیک و دانش فنی) فرای منفعت، ثروت، رفاه و آسایش آنهم نه تا سرحد لذتجویی جسمانی و ظاهری بدنی داخلی به آرامش روحی و روحانی باطنی و به خیر، نیکویی، فضیلت و کمال مدنی می گراید. در صورت فقدان موانع و وجود عوامل و شرایط جلوی سیطره گفتمان، الگو و قدرتهای غیر و بیگانه بر خود را گرفته و  به سعادت جهان و جهانی در دنیا به عنوان مقدمه و مزرعت سعادت جاوبدان اخروی می اندیشد. بلکه چسان امروزه در بستر و فرایند جهانی شدن موج انقلاب ارتباطات و تا مرز انفجار فناوری اطلاعات و تبادلات و اقتصادی  به جهانی گرایی(گلوبالیسم)که جهانسازی حقیقی و یقینی واقعیست، می نگرد. جهان گستری و جهان داری و سعادت این جهانی و آن جهانی جهان، جهانی و جهانیان می باشد.

برامد
با و بعد از انقلاب بی بدیل شکوهمند اسلامی ایران و نظام سازی مدنی و سیاسی بدیع، نوبنیاد، الهام بخش و اثربخش جمهوری اسلامی ایران حرکت گفتمانسازی و الگو سازی تفکر مدنی، توسعه و پیشرفت مدنی و تمدنسازی نوین اسلامی آغاز گشته و در جریان فراگستری و فراگیریست. با گذار از سلطنتی و تأسیس حکومت و دولت اسلامی، دفاعمقدس و تثبیت و با تجربه و تولید باور آن، توسعه زیر بنایی و تحکیم و الگوسازی اسلامی ایرانی پیشرفت میباشد. با الهام بخشی و اثربخشی بیداری و خیزش انقلابی اسلامیست. در جهت اتحاد جماهیر اسلامی می باشد. زمینه ساز تمدنسازی نوین اسلامیست. این چشم انداز کوتاه مدت25ساله و کوتاه برد بیداری و خیزش انقلابی اسلامی و کوتاه گستره ملی، میان مدت 50 ساله و میان برد مدنی و میان گستره فراملی منطقه ای تا جهان اسلام و حتی همگرایی مسلمانان جهان و سرانجام بلند مدت 100 ساله ببالا، بلند برد تمدنی و بلند گستره جهانی اسلام می باشد. برترین چالش فرا رو: ارتقای کارامدی؛ بهره وری و اثربخشی مدنی ملی اعم از دولتی، عمومی و مردمیست. پیشتاز و پایه گذار، پیشاهنگ و پرچمدار کارامدسازی بهینه و بسامان، گفتمانسازی برتر و الگو سازی برین توسعه و تمدن سازی نوین اسلامی ایران است. با پیشینه تمدنی از پیشا اسلام تا تمدن پیشین اسلامی و با پشتوانه مکتب مدنی و تمدن ساز اسلام می باشد. بویژه با رهیافت راهبردی است. تحول علوم بویژه انسانی و مدنی؛ اجتماعی و سیاسی و نظریه شناسی و نقادی تجدد، تجدید نظریات و نظریه پردازی روزامد پیشین اسلامی و نظریه سازی جدید کارامد، نقطه آغاز و محوریت عزیمت این جریان و جریان سازی می باشد. بنیاد گذاری؛ گفتمان (نگاه، نظریه و نظام) و الگوی علمی، علوم و علم انسانی (علوم و فنون فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی) و مدنی (علوم و فنون راهبردی؛ حقوق، مدیریت و سیاست) حتی عمومی (علوم و فنون پایه، مهندسی و سلامت یا علوم طبیعی و توسعه ابزاری) بوده و به شمار می آید. با بیداری و خیزش دیروز، با تدابیر و تلاش امروز و با امید فردا و آن روز («لا تیأسوا من روح الله»). انشاء الله!



 
Share/Save/Bookmark